آناتومی دست انسان – تصویری و به زبان ساده

۴۱۹۸ بازدید
آخرین به‌روزرسانی: ۱۵ مهر ۱۴۰۲
زمان مطالعه: ۱۷ دقیقه
آناتومی دست انسان – تصویری و به زبان ساده

دست‌ها دورترین بخش اندام‌های فوقانی از تنه و مجموعه‌ای بافت‌های مختلف هستند. ماهیچه‌ها و استخوان‌های دست نقش مهمی در حرکات اندام فوقانی و انجام فعالیت‌های روزانه دارند. هر دست سه ناحیه مچ، کف و انگشتان تشکیل می‌شود. استخوان‌ها مچ از یک طرف به استخوان‌های ساعد و از طرف دیگر به استخوان‌های کف متصل می‌شود. پنج استخوان ناحیه کف با استخوان‌های انگشتان مفصل تشکیل می‌دهند و ماهیچه‌های اسکلتی بین آن‌ها به خم یا باز شدن انگشتان کمک می‌کنند. چهار انگشت دست از سه استخوان و انگشت شست از دو استخوان تشکیل می‌شود که به‌وسیله رباط‌ها کنار هم نگه داشته می‌شود. شاخه‌های سرخرگ‌‌های زند زیرین و زبرین خون مورد نیاز بافت‌های مختلف دست را تامین می‌کنند. شاخه‌های حسی و حرکتی اعصاب میانی، زند زیرین و زندزبرین حرکت ماهیچه‌ها، قطر رگ‌ها و گیرنده‌های حسی پوست دست را کنترل می‌کنند. در این مطلب از مجله فرادرس آناتومی دست را به همراه شبکه عصبی و گردش خون این بخش توضیح می دهیم.

آناتومی دست انسان

اندام‌های فوقانی انسان از استخوان‌ها، ماهیچه‌ها، بافت پیوندی، رگ‌های خونی و اعصابی تشکیل شده‌اند که در قسمت‌های بازو، ساعد و دست قرار دارند. دست بخش انتهایی اندام فوقانی است که به‌وسیله ساعد و بازو به بدن وصل می‌شود. بسیاری از فعالیت‌های روزانه انسان مثل نوشتن، غذا خوردن و رانندگی به هماهنگی ماهیچه‌ها و استخوان‌های دست با بخش‌های مختلف دستگاه عصبی مرکزی بستگی دارد. دست به سه بخش اصلی انگشتان، کف و مچ، و دو سطح دورسال (روی دست) و پالمر (کف دست) تقسیم می‌شود. سطح جانبی دست طرف انگشت شست و سطح میانی آن طرف انگشت کوچک (انگشت پنجم) است. «کانال کارپال» (Carpal Tunnel)، «کانال گویان» (Guyon’s Canal) و «اسنفاباکس» (Anatomical Snuffbox) سه منطقه آناتومیک مچ دست است.

  • کانال کارپال: کانال کارپال مجرای باریکی در مچ پا است که از دو بخش قوس عمقی کارپال و رتیکولوم خم‌کننده سطحی تشکیل شده است. تاندون ماهیچه‌های خارجی، عصب میانی و سرخرگ‌ها از این کانال وارد مچ می‌شود. قوس کارپال فررفتگی در سطح پالمر است که برآمدگی استخوان‌های اسکافوئید و تراپزیوم سمت جانبی، و استخوان‌های پیسیفورم و قلاب استخوان هامات سمت میانی آن را می‌سازد. رتیکولوم خم‌کننده قلاب استخوان هامات را به اسکافوئید و تراپزیوم وصل می‌کند.
کانال کارپال
  • کانال گویان: کانال گویان یا نازک‌نی مجرایی ۲ سانتی‌متری بین سطح پروکسیمال استخوان پیسیفورم و ابتدای ماهیچه‌های هیپوتنار در قلاب هامات است. استخوان پیسیفورم، تاندون خم‌کننده مچ-نازک‌نی و ماهیچه دورکننده انگشت کوچک دیواره میانی، قلاب هامات دیواره جانبی، رباط پالمار مچ سقف و ریتکولوم خم‌کننده، رباط پیسوهامات (استخوان پیسیفرم-هامات) و ماهیچه‌های هیپوتنار کف این کانال را می‌سازد.
کانال گویان دست
  • اسنافباکس: اسنافباکس یا فرورفتگی درشت‌نی، فرورفتگی مثلثی شکلی است که در سمت جانبی سطح دورسال دست و هم‌سطح استخوان‌های ناحیه کارپال قرار دارد. تاندون ماهیچه بازکننده شست دیواره میانی، تاندون ماهیچه کوتاه بازکننده شست و ماهیچه بلند دورکننده شست دیواره جانبی، زائده استیلوئید استخوان درشت‌نی دیواره پروکسیمال، استخوان‌های اسکافوئید و تراپزیوم کف و پوست سقف این فرورفتگی را می‌سازد.
اسنافباکس در آناتومی دست

آناتومی استخوان های دست

در بخش قبلی سه منطقه ایجاد شده به‌وسیله سازمان‌یافتگی بافت‌ها در آناتومی دست را توضیح دادیم. استخوان‌ها یکی از بافت‌های مهم این مناطق هستند. دست از استخوان‌هایی تشکیل شده که به چرخیدن و تا شدن مچ و انگشتان کمک می‌کند. این استخوان‌ها در سه ناحیه «کارپال» (Carpals) یا مچ، کف یا «متاکارپال» (Metacarpals) و «فالانکس» (Phalanges) یا انگشتان قرار دارند.

۸ استخوان با شکل نامنظم در ناحیه متاکارپال آناتومی دست قرار دارد که انتهای دیستال (دور) زند زیرین و زند زبرین ساعد را به انتهای پروکسیمال (نزدیک) استخوان‌های متاکارپال وصل می‌کند. این استخوان‌ها در دو ردیف ۴تایی قرار دارند. استخوان‌های اسکافوئید یا قایقی، لونات یا هلالی، تری‌کوئتروم یا هرمی و پیسیفورم یا نخودی، در بخش بالایی یا پروکسیمال مچ (نزدیک زند زیرین و زبرین) و استخوان‌های تراپزیوم یا چهارگوش، تراپزوئید یا ذوزنقه، کاپیتات یا سر و هامات یا قلابی در بخش پایینی یا دیستال مچ (نزدیک کف) قرار دارند. هر استخوان مچ از چند سطح تشکیل شده است که در تشکیل مفصل شرکت می‌کند و به ماهیچه‌ها یا رباط‌های ساعد و دست وصل می‌شود.

  • اسکافوئید: اسکافوئید بزرگ‌ترین استخوان پروکسیمال مچ است که زیر محفظه اسنافباکس قرار دارد. این استخوان یا استخوان‌های زند زبرین، تراپزیوم، لونات و کاپیتات مفصل تشکیل می‌دهد. اسکافوئید توربرکل، برآمدگی در سطح پالمر این استخوان است که زیر پوست این بخش از دست قرار دارد. بیشتر شکستگی‌های مچ دست مربوط به این استخوان است.
  • لونات: لونات بین استخوان اسکافوئید و تری‌کوئتروم قرار دارد. سطح پروکسیمال این استخوان در تشکیل مفصل با سر زندزبرین و دیسک مفصل زندزیرین-زندزبرین شرکت می‌کند. سطح دیستال این استخوان با کاپیتات مفصل تشکیل می‌دهد. سطح پالمر لونات محدب و از سطح دورسال بزرگ‌تر است.
  • تری‌کوئتروم: تری‌کوئتروم در سطح میانی مچ دست قرار دارد و با استخوان‌های لونات (سطح جانبی)، هامت (سطح دیستال) و پیسیفورم (سطح پالمر) مفصل تشکیل می‌دهد.
  • پیسیفورم: پیسیفورم کوچک‌ترین استخوان مچ و از نوع استخوان‌های کنجدی است که تمام سطح‌های آن با تاندون پوشیده می‌شود. تنها مفصل این استخوان در سطح دورسال آن و با استخوان تری‌کوئتروم است.
آناتومی استخوان های مچ دست
  • تراپزیوم: تراپوزیوم اولین استخوان جانبی بخش دیستال مچ است که در تشکیل مفصل با استخوان‌های اسکافوئید، تراپزوئید و اولین و دومین استخوان متاکارپال مفصل تشکیل می‌دهد. در سطح پالمر این استخوان یک برآمدگی و یک شیار قرار دارد که محل اتصال و عبور تاندون‌ها یا رباط‌های دست است. سرخرگ زند زبرین با فاصله کمی از این استخوان وارد بخش‌های دیستال دست می‌شود.
  • تراپزوئید: تراپزوئید با استخوان‌های اسکافوئید (سطح پروکسیمال)، تراپزوم (سطح جانبی)، کاپیتات (سطح میانی) و دومین استخوان متاکارپال (سطح دیستال) مفصل تشکیل می‌دهد. عرض سطح دورسال این استخوان از سطح پالمر آن بیشتر است.
  • کاپیتات: کاپیتات بزرگ‌ترین استخوان مچ دست است که با استخوان‌های تراپزوئید، اسکگافوئید، لونات، هامات و سومین استخوان متاکارپال مفصل تشکیل می‌دهد.
  • هامات: هامات سمت میانی بخش دیستال مچ دست را می‌سازد که با استخوان‌های کاپیتات (سطح جانبی)، تری‌کوئتریوم (سطح پروکسیمال) و چهارمین و پنجمین استخوان متاکارپال (سطح دیستال) مفصل تشکیل می‌دهد. در سطح پالمر هامات، زائده استخوانی بلندی به نام «هامولوس» (Hamulus) وجود دارد که دیواره میانی کانال کارپال و دیواره جانبی کانال زند زبرین را می‌سازد. به علاوه تعدادی از تاندون‌ها و ماهیچه‌های دست و ساعد به هامولوس وصل می‌شود.
استخوان هامات و زائده هامولوس

استخوان های متاکارپال

پنج استخوان متاکارپال در ناحیه کف آناتومی دست قرار دارد. اندازه این استخوان‌ها کوچک اما ساختار آن شبیه استخوان‌های بلند اسکلت بدن انسان است و از سر (بخش دیستال)، شفت و قاعده پهن (بخش پروکسیمال) تشکیل می‌شود. قاعده این استخوان‌ها در تشکیل مفصل با استخوان‌های کارپال و سر آن در تشکیل مفصل با استخوان بند اول انگشتان شرکت می‌کند. این استخوان‌ها از سمت جانبی (زندیزبرین) به میانی (زندزیرین) شماره‌گذاری می‌شوند. به این ترتیب استخوان نزدیک شست اولین و استخوان نزدیک انگشت کوچک، پنجمین استخوان متاکارپال است. سطح جانبی و میانی این انگشتان فرورفته و محل اتصال ماهیچه‌های بین استخوانی است.

استخوان های متاکارپال دست
  • اولین متاکارپال، کوتاه‌ترین و ضخیم‌ترین استخوان ناحیه کف است که با تراپزیوم مفصل تشکیل می‌دهد. سر این استخوان از سایر استخوان‌های متاکارپال پهن‌تر است.
  • عرض قاعده دومین استخوان متاکارپال پهن‌تر و شفت آن بلندتر از سایر استخوان‌های این بخش است. قاعده متاکارپال ۲ با استخوان‌های تراپزوئید، کاپیتات، تراپزیوم و سومین متاکارپال مفصل تشکیل می‌دهد. سطح دورسال این استخوان محدب و محل اتصال ماهیچه‌های بین انگشتی است.
  • در قاعده (جانبی-دورسال) سومین استخوان متاکارپال زائده استیلوئید (نیزه‌ای) قرار دارد که در تشکیل مفصل با کاپیتات شرکت می‌کند. سطح جانبی قاعده این استخوان با متاکارپال ۲ و سطح میانی آن با متاکارپال ۴ مفصل تشکیل می‌دهد. سطح دورسال این استخوان محدب است.
  • چهارمین استخوان متاکارپال به‌وسیله دو سطح بیضی سمت جانبی با قاعده متاکارپال ۳، سطح میانی آن با متاکارپال ۵ و سطح چهارگوش پروکسیمال با هامات مفصل تشکیل می‌دهد.
  • پنچمین متاکارپال، کوتاه‌ترین استخوان این ناحیه کف است. ماهیچه بازکننده زند زیرین-مچ به برآمدگی سطح میانی قاعده این استخوان وصل می‌شود. سطح جانبی قاعده با هامات و سطح جانبی شفت (بخش پروکسیمال) با متاکارپال ۴ مفصل تشکیل می‌دهد.

استخوان های فالانکس

۱۴ استخوان فالانکس در هر دست وجود دارد که هر کدام از سر، شفت و قاعده تشکیل شده است. چهار انگشت سمت میانی دست از سه استخوان فالانکس (پروکسیمال یا بند اول، میانی یا بند دوم و دیستال یا بند سوم) و شست از دو استخوان فالانکس (پروکسیمال یا بند اول و دیستال یا بند دوم) تشکیل می‌شود. مفصل بین انگشتی یا «اینترفانگال» (Interphalangeal Joints) این استخوان‌ها را کنار هم نگه می‌دارد. انگشتان هر دست به ترتیب از سمت جانبی به میانی شست (اول)، انگشت اشاره (دوم)، انگشت میانی (سوم)، انگشت حلقه (چهارم) و انگشت کوچک (پنجم) نام دارند.

پنج استخوان فالانکس پروکسیمال در هر دست وجود دارد که گودی قاعده آن در تشکیل مفصل متاکارپوفالانکس (متاکارپال-فالانکس) شرکت می‌کند. این مفصل در باز شدن (Extension)، خم شدن (Flexion)، حرکت به سمت جانبی (Abduction)، حرکت به سمت میانی (Adduction) و چرخش انگشتان دست نقش دارد. طول فالانکس پروکسیمال از سایر استخوان‌های بند دوم و سوم بیشتر است. سطح دورسال شفت این استخوان‌ها محدب و سطح پالمر آن‌ها صاف است. سر این استخوان‌ها با استخوان‌های بند دوم مفصل تشکیل می‌دهد و شیارهای آن محل اتصال رباط‌های دست است. ساختار چهار استخوان فالانکس میانی در هر دست شبیه استخوان‌های بند اول انگشتان است. حرکت این استخوان‌ها در مفصل بین انگشتی به خم و باز شدن محدود می‌شود. پنچ استخوان فالانکس دیستال کوتاه‌تر و ضخیم‌تر از استخوان‌های بند اول و دوم انگشت هستند. سطح دورسال این استخوان‌ها محدب و سطح پالمر آن نامنظم با برآمدگی و فرورفتگی فراوان است. برآمدگی نامنظم سر این استخوان‌ها با استخوان دیگری مفصل تشکیل می‌دهد و محل اتصال ماهیچه‌های دست است.

مفاصل و رباط های آناتومی دست

در جدول زیر مفصل‌های سه ناحیه دست به همراه نوع آن‌ها آورده شده است.

نام و نوع مفصلاستخوان‌های پروکسیمالاستخوان‌های دیستالنوع حرکت 

مفصل زندزیرین-مچ (رادیوکارپال)

(بیضی)

زندزبرین و دیسک مفصلی (فرورفته)اسکافوئید، لونات و تری‌کوئتروم (برآمده)خم و باز شدن/ دور و نزدیک شدن به محور عمودی بدن

مفصل میان مچی (میدکارپال)

(صفحه‌ای)

 اسکافوئید، لونات و تری‌کوئترومتراپزیوم، تراپزوئید، کاپیتات و هاماتخم و باز شدن/ دور و نزدیک شدن به محور عمودی بدن

مفصل کارپومتاکارپال شست

(مفصل زینی)

تراپزیوماولین استخوان متاکارپالخم و باز شدن/ دور و نزدیک شدن به محور عمودی بدن/چرخش

مفصل کارپومتاکارپال انگشتان

(بیضی)

تراپزوئید، تراپزیوم

کاپیتات

کاپیتات، هامات

هامات

دومین استخوان متاکارپال

سومین استخوان متاکارپال

چهارمین استخوان متاکارپال

پنجمین استخوان متاکارپال

خم و باز شدن/ دور و نزدیک شدن به محور عمودی بدن

مفصل متاکارپوفالانکس

(بیضی)

استخوان‌های متاکارپالاستخوان‌های بند اول انگشتخم و باز شدن/ دور و نزدیک شدن به محور عمودی بدن/چرخش

مفصل بین انگشتی

(لولایی)

استخوان‌های بند اول

استخوان‌های بند دوم

استخوان‌های بند دوم

استخوان‌های بند سوم

خم و باز شدن/ دور و نزدیک شدن به محور عمو

رباط و فاسیای آناتومی دست

غشای پیوندی دست (فاسیا) در امتداد غشای پیوندی ساعد قرار دارد. ضخامت این غشا در بخش‌های مختلف دست متفاوت است. غشای پیوندی سطح پالمر را به پنج قسمت (متناظر پنچ انگشت) و سطح دورسال را به شش قسمت تقسیم می‌کند که خونرسانی، عصب‌رسانی و فعالیت مشترک دارند. غلاف یا «آپونوروز پالمر» (Palmar Aponeurosis)، غلاف فیبروزی انگشتان، رتیکولوم خم‌کننده یا رباط عرضی کارپال و رباط عرضی پالمر چهار فاسیای سطح پالمر، و رتیکولوم بازکننده و آپونوروز انگشتان، دو فاسیای سطح دورسال هستند.

  • آپونوروز پالمر: آپونوروز پالمر کل تاندون‌های خم‌کننده و ساختارهای عمقی سطح پالمر کف دست را می‌پوشاند. غلاف پیوندی انگشتان در امتداد بخش دیستال این غشا قرار دارد.
  • غلاف فیبروزی انگشتان: غلاف فیبروزی انگشتان دور تا دور استخوان‌های انگشت دوم تا پنجم قرار دارد و کانالی برای عبور تاندون خم‌کننده انگشت دوم تا پنجم، تاندون ماهیچه بلند خم‌کننده شست و غلاف‌های سینویال آن‌هخا ایجاد می‌کند.
  • رتیکولوم خم‌کننده: رتیکولوم خم‌کننده سقف کانال کارپال را تشکیل می‌دهد. این کانال مجرایی برای ورود اعصاب و رگ‌های خونی به مچ دست است. عصب میانی، تاندون ماهیچه سطحی خم‌کننده انگشتان، ماهیچه عمقی خم‌کننده انگشتان، ماهیچه بلند خم‌کننده شست و غلاف سینویال همراه آن‌ها از این کانال عبور می‌کند. سطح میانی رتیکولوم خم‌کننده به استخوان پیسیفورم و هامولوس، و سطح جانبی آن به استخوان‌های اسکافوئید و تراپزیوم وصل می‌شود.
  • رباط عرضی پالمر: رباط عرضی پالمر در انتداد رتیکولوم بازکننده قرار دارد و فاسیای دور تناندون‌های خم‌کننده را تشکیل می‌دهد. رتیکولوم خم‌کننده زیر این رباط قرار دارد.
غلاف پیوندی دست
  • رتیکولوم بازکننده: رتیکولوم بازکننده در امتداد فاسیای ساعد قرار دارد. سطح جانبی این غشا به زندزبرین و سطح میانی آن به استخوان‌های پیسیفورم و تری‌کوئتروم وصل می‌شود. رتیکولوم بازکننده بخش نزدیک استخوان تاندون‌ها را ثابت نگه می‌دارد و به حکت بخش‌های دیستال و پروکسیمال تاندون کمک می‌کند.
  • آپونوروز انگشتان: آپونوروز انگشتان به بخش دیستال بند سوم انگشتان وصل می‌شود. ماهیچه‌های بازکننده انکشتان، بازکننده انگشت کوچک، بازکننده انگشت اشاره و ماهیچه کوتاه بازکننده شست به بخش‌های پروکسیما و مرکزی آپونوروز انگشتان وصل می‌شود. ماهیچه‌های لومبریکال و بین انگشتی به سطح جانبی این غشا وصل می‌شود.

آناتومی ماهیچه های دست

در بخش‌های قبلی این مطلب از مجله فرادرس استخوان‌ها و ساختارهای بافت‌پیوندی در آناتومی دست را توضیح دادیم. ماهیچه‌ها بخشی از این اندام هستند که به حرکت ماهیچه‌ها کمک می‌کنند. ماهیچه‌های دست به دو قسمت داخلی و خارجی تقسیم می‌شود. ماهیچه‌های داخلی به شکل‌دهی ظاهر این اندام و حرکت انگشتان و مچ کمک می‌کنند. این ماهیچه‌ها به چهار دسته کلی تنار یا برآمدگی کف دست، هیپوتنار، لومبریکال یا کرمی و بین استخوانی تقسیم می‌شوند.

  • ماهیچه‌های تنار: سه ماهیچه‌های تنار در قاعده استخوان شست قرار دارد و شکم آن‌ها برآمدگی تنار در سطح پالمر را ایجاد می‌کند. انقباض این ماهیچه‌ها در حرکت شست نقش دارد. این ماهیچه‌ها با شاخه حرکتی عصب میانی سیناپس دارد. ماهیچه مقابله‌ای شست یا «اوپونوس پولیسیس» (Opponens Pollicis) بزرگ‌ترین و عمقی‌ترین ماهیچه تنار است. این ماهیچه از برآمدگی تراپزیوم و رتیکولوم خم‌کننده شروع شده به لبه جانبی اولین استخوان متاکارپال متصل می‌شود. «ماهیچه کوتاه دورکننده شست» (Abductor Pollicis Brevis) سطح جانبی برآمدگی تنار را می‌سازد. این ماهیچه از برآمدگی اسکافوئید، تراپزیوم و رتیکولوم خم‌کننده شروع شده و به سطح جانبی استخوان بند اول شست وصل می‌شود. انقباض این ماهیچه در دور شدن شست از محور عمودی بدن نقش دارد. «ماهیچه کوتاه خم‌کننده شست» (Flexor Pollicis Brevis) سطح میانی برآمدگی تنار را می‌سازد. این ماهیچه از برآمدگی تراپزیوم و رتیکولوم خم‌کننده شروع شده و به قاعده استخوان بند اول شست وصل می‌شود. انقباض این ماهیچه به خم شدن شست در مفصل متاکارپال-فالانکس کمک می‌کند.
ماهیچه های تنار دست
ماهیچه های تنار در سطح پالمر
  • ماهیچه‌های هیپوتنار: ماهیچه‌های هیپوتنار، برآمدگی هیپوتنار در سطح میانی پالمر و زیر انگشت پنجم را تشکیل می‌دهد. ماهیچه مقابله‌ای انگشت کوچک، ماهیچه دورکننده انگشت کوچک و ماهیچه کوتاه خم‌کننده انگشت کوچک در این بخش دست قرار دارند و با عصب زند زیرین سیناپس تشکیل می‌دهند. ماهیچه مقابله‌ای انگشت کوچک، عمقی‌ترین ماهیچه این بخش است که از قلاب هامات و رتیکولوم خم‌کننده شروع شده و لبه میانی متاکارپال پنجم وصل می‌شود. ماهیچه دورکننده انگشت کوچک سطح میانی هیپوتنار را می‌سازد. این ماهیچه از استخوان پیسیفورم و تاندون خم‌کننده مچ-زندزیرین شروع شده و به قاعده استخوان بند اول انگشت کوچک وصل می‌شود. ماهیچه کوتاه خم‌کننده انگشت کوچک از قلاب هامات و رتیکولوم خم‌کننده شروع شده و به قاعده استخوان بند اول انگشت کوچک وصل می‌شود.
ماهیچه های هیپوتنار
  • ماهیچه‌های لومبریکال: چهار ماهیچه لومبریکال شست تاندون‌های بازکننده را به تاندون‌های خم‌کننده وصل می‌کنند. هر ماهیچه لومبریکال از یک تاندون عمقی خم‌کننده انگشت شروع می‌شود. این ماهیچه‌ها با عبور از سمت جانبی سطح دورسال استخوان‌های انگشت به غلاف بازکننده وصل می‌شوند. انقباض این ماهیچه‌ها به خم شدن انگشتان در مفصل متاکارپال-فالانکس و باز شدن انگشتان در مفصل‌های بین انگشتی کمک می‌کند. ماهیچه‌های لومبریکال انگشت میانی و اشاره با عصب میانی و ماهیچه‌های لومبریکال انشگت کوچک و حلقه با عصب زند زیرین سیناپس می‌دهد.
  • ماهیچه‌های بین استخوان: ماهیچه‌های بین استخوانی در سطح دورسال و پالمر، بین استخوان‌های متاکارپال قرار دارند و با شاخه‌های عصب زند زیرین سیناپس می‌دهند. انقباض این ماهیچه‌ها علاوه بر دور و نزدیک کردن استخوان‌های متاکارپال به محور عمودی بدن، در خم کردن انگشتان به ماهیچه‌های لومبریکال کمک می‌کنند. هر یک از چهار ماهیچه بین استخوانی دورسال از سطح جانبی و میانی استخوان متاکارپال شروع، و به غلاف بازکننده و استخوان بند اول انگشت متصل می‌شود. سه ماهیچه بین استخوانی پالمر از قاعده میانی و جانبی متاکارپال شروع شده و غلاف بازکننده انگشت کوچک، حلقه و اشاره وصل می‌شود.
ماهیچه های بین استخوان متاکارپال دست

ماهیچه های خارجی در آناتومی دست

ماهیچه‌های خارجی دست در سطح قدامی (هم‌جهت سطح پالمر) و خلفی (هم‌جهت سطح دورسال) ساعد قرار دارد. ماهیچه خم‌کننده زندزیرین-مچ، ماهیچه بلند پالمر و ماهیچه خم‌کننده زندزبرین-مچ در سطح قدامی ساعد، زیر پوست قرار دارند و از تاندون مشترک متصل به اپی‌کوندریل میانی استخوان هومروس (بازو) شروع می‌شوند. سر دوم ماهیچه خم‌کننده زندزیرین-مچ از زائده آرنجی زندزیرین شروع و تاندون آن به استخوان‌های پیسیفورم، قلاب هامات و قاعده پنچمین استخوان متاکارپال وصل می‌شود. این ماهیچه با رشته‌های عصب زندزیرین سیناپس دارد و انقباض آن به خم شدن و نزدیک شدن مچ دست به محور عمودی بدن کمک می‌کند.

ماهیچه بلند پالمر به رتیکولوم خم‌کننده مچ وصل می‌شود. این ماهیچه با رشته‌های عصب میانی سیناپس دارد و انقباض آن به خم‌شدن مچ کمک می‌کند. ماهیچه خم‌کننده زندزبرین-مچ به قاعده دومین و سومین استخوان متاکارپال وصل می‌شود. این ماهیچه با رشته‌های عصب میانی سیناپس دارد و انقباض آن خم و دور شدن مچ از محور عمودی بدن کمک می‌کند.

ماهیچه های خارجی دست

در آناتومی دست، ماهیچه سطحی خم‌کننده انگشتان زیر ماهیچه‌های قبلی ساعد قرار دارد. یک سر این ماهیچه از اپی‌کوندریل میانی هومروس و سر دیگر آن از زندزبرین شروع می‌شود. چهار تاندون این ماهیچه در مچ دست از هم جدا شده و با عبور از کانال کارپال به قاعده استخوان بند دوم انگشتان وصل می‌شوند. این ماهیچه با شاخه‌های عصب میانی سیناپس می‌دهد. انقباض این ماهیچه علاوه بر به خم کردن انگشتان در مفصل متاکارپال-فالانکس و مفصل بین استخوان‌های بند اول و دوم به خم کردن مچ کمک می‌کند.

آناتومی ماهیچه دست انسان

ماهیچه عمقی خم‌کننده انگشتان، ماهیچه بلند خم‌کننده شست و «ماهیچه چرخاننده مربع» (Pronator Quadratus) عمقی‌ترین ماهیچه‌های قدامی ساعد هستند. ماهیچه عمقی خم‌کننده انگشتان از زندزیرین و غشای بین استخوانی شروع شده و چهار تاندون آن با عبور از کانال کارپال به استخوان بند سوم انگشتان وصل می‌شود. انقباض این ماهیچه‌ها به خم شدن استخوان‌ها در مفصل متاکارپال-فالانکس و مچ کمک می‌کند و تنها ماهیچه خم‌کننده استخوان در مفصل بین بند دوم و سوم است. ماهیچه بلند خم‌کننده شست از سطح قدامی زند زبرین و غشای بین استخوانی شروع و به قاعده استخوان بند دوم شست وصل می‌شود. انقباض این ماهیچه به خم شدن شست در مفصل متاکارپال-فالانکس و بین انگشتی کمک می‌کند. ماهیچه مربع به چرخیدن استخوان‌های ساعد کمک می‌کند.

ماهیچه‌های کوتاه و بلند بازکننده مچ-زندزبرین، «ماهیچه مشترک بازکننده انگشت» (Extensor Digitorum Communis)، ماهیچه باز کننده انگشت کوچک، ماهیچه بازکننده مچ-زندزبرین، «ماهیچه آرنجی» (Anconeus) و ماهیچه براکیورادیالیس (بازویی-زبرزندی) درسطح خلفی ساعد قرار دارند. ماهیچه کوتاه بازکننده مچ-زندزبرین، ماهیچه مشترک بازکننده انگشت، ماهیچه بازکننده مچ-زندزیرین و ماهیچه بازکننده انگشت کوچک از تاندون مشترک اپی‌کوندیل جانبی هومروس شروع می‌شود.

ماهیچه کوتاه بازکننده مچ-زندزبرین به تاندون دومین و سومین استخوان متاکارپال وصل می‌شود. ماهیچه بازکننده مچ-زندزیرین به قاعده پنجمین استخوان متاکارپال وصل می‌شود. این سه ماهیچه با عصب زندزبرین سیناپس دارند و انقباض آن‌ها به باز شدن و دور شدن مچ دست از محور عمودی بدن کمک می‌کند. ماهیچه بازکننده انگشت کوچک به غلاف پیوندی انگشت کوچک وصل می‌شود. انقباض این ماهیچه به باز شدن انگشت کوچک در مفصل بین انگشتی و متاکارپال-فالانکس کمک می‌کند. تاندون ماهیچه مشترک بازکننده انگشت به غلاف پیوندی انگشتان وصل می‌شود.

آناتومی ماهیچه های پشت ساعد

«ماهیچه سوپیناتور» (Supinator)، ماهیچه بلند دورکننده شست، ماهیچه کوتاه بازکننده شست، ماهیچه بلند بازکننده شست و ماهیچه بازکننده انگشت اشاره پشت ساعد زیر ماهیچه‌های قبلی قرار دارند. ماهیچه بلند دورکننده شست از غشای بین استخونی، سطح زند زیرین و سطح زند زبرین شروع، و به سطح جانبی قاعده متاکارپال ۱ وصل می‌شود. این ماهیچه با شاخه بین‌غشایی عصب زندزبرین سیناپس دارد و انقباض آن به دور شدن شست از محور عمودی بدن کمک می‌کند. ماهیچه کوتاه بازکننده شست از سطح پشتی زندزبرین و غشای بین استخوان شروع، و به قاعده استخوان بند اول شست متصل می‌شود. انقباض این ماهیچه به باز شدن استخوان در مفصل متاکارپال-فلانکس و مچ-متاکارپال شست کمک می‌کند.

ماهیچه عمقی پشت ساعد

ماهیچه بلند بازکننده شست از سطح پشتی غشای بین استخوانی و زندزیرین شروع، و به استخوان بند دوم شست وصل می‌شود. انقباض این ماهیچه به باز شدن شست در مفصل‌های بین انگشتی متاکارپال-فلانکس و مچ-متاکارپال کمک می‌کند. ماهیچه بازکننده انگشت اشاره از سطح پشتی زند زیرین و غشای این استخوانی شروع، و به غلاف پیوندی انگشت اشاره وصل می‌شود. انقباض این ماهیچه به حرکت مستقل انگشت اشاره کمک می‌کند.

آناتومی گردش خون دست

جریان خون دست از شبکه پیچیده‌ای از انشعابات سرخرگ‌های درشت‌نی و نازک‌نی است. سرخرگ درشت‌نی کوچک‌ترین انشعاب سرخرگ بازویی است که هم‌سطح گردن استخوان درشت‌نی شروع می‌شود. این سرخرگ بین ماهیچه سوپیناتور و بخش ابتدایی ماهیچه سطحی خم‌کننده انگشتان قرار دارد. در مفصل درشت‌نی-مچ دست شاخه سطحی پالمر از این سرخرگ جدا می‌شود که با شاخه‌های سطحی نازک‌نی قوس سطحی پالمر را تشکیل می‌دهند. شاخه دورسال این سرخرگ با عبور از اسنافباکس وارد اولین فضای بین استخوانی ناحیه کف دست می‌شود. سرخرگ اصلی شست، «سرخرگ درشت‌نی انگشت اشاره» (Princeps Pollicis Artery) از شاخه دورسال منشعب می‌شوند. این شریان در آخر به تشکیل قوس عمقی پالمر کمک می‌کند.

سرخرگ نازک‌نی شاخه بزرگ‌تر سرخرگ بازویی است. شاخه‌های نازک‌نی برگشتی قدامی و خلفی در محل دو شاخه شدن سرخرگ بازویی و سرخرگ مشترک بین استخوان در فاصله کمی از و شاخه شدن سرخرگ بازویی از نازک‌نی جدا می‌شوند. شاخه‌ای این سرخرگ خون پوست سطح دورسال دست را تامین می‌کنند.

سرخرگ‌های ساعد در مچ دست سه قوس سرخرگی در سطح دورسال و سه قوس سرخرگی در سطح پالمر تشکیل می‌دهند. قوس زندزبرین-مچ زیر تاندون ماهیچه‌های بازکننده و «قوس درون مچی» (Intercarpal Arch) هم‌سطح مفصل میان‌مچی است. این قوس‌ها از سرخرگ‌های زندزبرین، زندزیرین و شاخه دورسال سرخرگ بین غشایی قدامی تشکیل می‌شود. قوس متاکارپال دورسال هم‌سطح مفصل‌های کارپومتاکارپال است و خون را از شاخه‌های رابط قوس عمقی پالمر دریافت می‌کند. سرخرگ‌های متاکارپال دوم، سوم و چهارم از شاخه‌های این قوس است که خون پوست بخش دورسال دست را تامین می‌کند. قوس زندزبرین-مچ و قوس درون مچی پالمر موقعیت مشابه قوس‌های دورسال متناظر دارند و از شاخه‌های سرخرگی مشابهی تشکیل می‌شود. قوس دیستال پالمر هم‌سطح قاعده استخوان‌های متاکارپال چهارم و پنجم، در بخش‌های سطحی قرار دارد و از به هم پیوستن شاخه‌های کوچک سرخرگ‌های زندزیرین و زبرین تشکیل می‌شود.

آناتومی سرخرگ های مچ دست

خون بخش‌های مختلف کف دست در سطح پالمر به‌وسیله شاخه‌های قوس سطحی و عمقی و در سطح دورسال به‌وسیله سرخرگ‌های متاکارپال (انشعابات قوس متاکارپال دورسال) تامین می‌شود. سرخرگ نازک‌نی به دو شاخه عمقی و سطحی تقسیم می‌شود. شاخه عمقی این سرخرگ به قوس عمقی پالمر وصل می‌شود. شاخه سطحی نازک‌نی پس از عبور از کانال گویان، هم‌سطح تاندون‌های خم‌کننده و در فاصله ۱ تا ۲ سانتی‌متری ربخش دیستال رباط عرضی مچ، قوس سطحی پالمر را تشکیل می‌دهد. سه سرخرگ مشترک انگشت از قوس سطحی پالمر منشعب شده و شاخه‌های آن خون بخش‌های مختلف انگشت را تامین می‌کند.

سرخرگ درشت‌نی از اولین غشای بین استخوانی وارد دست شده و قوس عمقی پالمر در امتداد شاخه دورسال آن، زیر تاندون‌های خم‌کننده قرار دارد. سرخرگ اصلی شست از قوس عمقی منشعب می‌شود. شاخه دورسال سرخرگ درشت‌نی با عبور از بین دو سر اولین ماهیچه بین استخوانی دورسال، وارد دست می‌شود. شاخه سرخرگ متاکارپال دورسال و سرخرگ عرضی، قبل از ماهیچه‌های بین استخوانی از شاخه دورسال سرخرگ درشت‌نی جدا شده و قوس پروکسیمال متاکارپال را تشکیل می‌دهند. شاخه‌های سرخرگ‌های متاکارپال دوم، سوم و چهارم از این قوس منشعب می‌شود. شاخه‌های سرخرگ متاکارپال دورسال هم‌سطح مفصل بند اول انگشت به شاخه‌های سرخرگ پالمر وصل می‌شود.

سرخرگ های سطح دورسال دست

سرخرگ‌های متاکارپال دورسال دوم تا پنجم در گردن استخوان‌های ماتاکارپال به شبکه عمقی پالمر وصل می‌شود. سرخرگ‌های ویژه انگشت، انشعابات سرخرگ مشترک هستند. شاخه‌های پالمر این سرخرگ‌ها خون مورد نیاز بافت‌های زیرپوستی را تامین می‌کند. سرخرگ‌های ویژه انگشت به‌وسیله سه قوس پروکسیمال، بینابینی و دیستال که زیر تاندون خم‌کننده انگشت قرار دارد با هم در ارتباط هستند. شاخه‌های دورسال سرخرگ انگشتان به سرخرگ‌های کوندیلار، «متافیزیل» (Metaphyseal)، پوستی و قوس عرضی پالمر در هر انگشت تقسیم می‌شود. سرخرگ کوندیلار خون کوندریل استخوان متاکارپال و اولین بند انگشت و سرخرگ متافیزیل خون متافیز استخوان بند اول و دوم انگشت را تامین می‌کند.

خون سیاهرگی دست به‌وسیله شبکه سیاهرگی دورسال و قوس‌های سیاهرگی پالمر از این بخش اندام فوقانی خارج می‌شود. خون شبکه سیاهرگی دورسال به سیاهرگ‌های سری (خون سطح جانبی) و قاعده‌ای (خون سطح میانی) تخلیه می‌شود. خون شاخه‌های متاکارپال و انگشتی پالمر به قوس‌های وریدی پالمر (سطحی و عمقی) تخلیه و به‌وسیله سیاهرگ‌های درشت‌نی و نازک‌نی بازو از اندام فوقانی خارج می‌شود.

آناتومی شبکه عصبی دست

اعصاب دست فیبرهای عصبی شبکه بازویی هستند. این شبکه در گردن (بخش متصل به تنه) و ناحیه زیربغلی قرار دارد و از ادغام ریشه‌های شکمی اعصاب خروجی از پنجمین مهره گردنی تا اولین مهره سینه (C5-T1) تشکیل شده است. اعصاب میانی، نازک‌نی و درشت نی سه (فیبرهای حسی و حرکتی) شاخه تغذیه‌کننده بخش‌های مختلف دست هستند.

  • عصب میانی: این عصب از کانال کارپال، زیر رتیکولوم خم‌کننده وارد مچ شده و به شاخه‌های برگشتی و مشترک سطح پالمر انگشتان تقسیم می‌شود. فیبرهای حرکتی شاخه برگشتی با ماهیچه‌های تنار و فیبرهای حرکتی شاخه مشترک با ماهیچه‌های لومبریکال اول و دوم سیناپس می‌دهند. به‌علاوه شاخه ویژه انگشتان به پوست انگشت اشاره، میانی، شست و نیمه جانبی انگشت حلقه عصب‌رسانی می‌کند. به علاوه فیبرهای حرکتی این عصب با ماهیچه مقابله‌ای شست، ماهیچه کوتاه دورکننده شست، ماهیچه کوتاه خم‌کننده شست سیناپس می‌دهد.
عصب میانی دست
  • عصب نازک‌نی: عصب نازک‌نی پس از عبور از کانال گویان به شاخه‌های سطحی و عمقی تقسیم می‌شود. بخش اصلی فیبرهای عصبی شاخه عمقی از اعصاب حرکتی هستند که با ماهیچه‌های هیپوتنار، بین استخوانی و دو لومبریکال میانی سیناپس می‌دهند. بخش اصلی فیبرهای عصبی شاخه سطحی از اعصاب حسی است که به پوست سطح پالمر و دورسال و نیمه میانی انگشت حلقه عصب‌رسانی می‌کند. فیبرهای حرکتی این عصب با ماهیچه کوتاه پالمر، سومین و چهارمین ماهیچه بومبریکال و ماهیچه‌های بین استخوانی سیناپس می‌دهد.
عصب نازک نی دست
  • عصب درشت‌نی: شاخه سطحی عصب درشت‌نی از فیبرهای حسی تشکیل شده که در اسنافباکس به شاخه‌های زیادی تقسیم می‌شود. این شاخه‌ها به پوست دو-سوم جانبی سطح دورسال و دو-سوم پوست پروکسیمال انگشت اشاره، میانی، شست و نیمه جانبی انگشت حلقه عصب‌رسانی می‌کند.
عصب درشت نی

ناخن انگشتان دست

ناخن ساختار خارجی آناتومی دست است که روی بخش دورسال سطح دورسال انگشتان و شست قرار دارد. این ساختار از انگشتان در برابر آسیب فیزیکی محافظت و به درک حس لامسه کمک می‌کند. ناخن از صفحه، تاخوردگی‌ها، بستر، ماتریکس ژرمینال، «هیپونیشیوم» (Hyponychium)، کوتیکول یا «اپی‌نیشیوم» (Eponychium) و «لونولا» (Lunula) تشکیل شده است.

  • صفحه ناخن: صفحه ناخن ساختاری شفاف، محکم و انعطاف‌پذیر از چند لایه کراتین است که سطح خارجی ناخن را تشکیل می‌دهد.
  • تاخوردگی‌های ناخن: تاخوردگی‌های ناخن، پوستی است که از لبه‌های پروکسیمال و جانبی صفحه ناخن محافظت می‌کند.
  • بستر ناخن: بستر ناخن یا ماتریکس استریل صفحه ناخن را به بند سوم انگشت وصل و سطح صافی برای رشد آن فراهم می‌کند.
  • ماتریکس ژرمینال: ماتریکس ژرمینال یا زاینده بافتی است که در بخش پروکسیمال بستر ناخن قرار دارد. سلول‌های این بافت پس از تقسیم به کراتین صفحه ناخن تبدیل می‌شود.
  • هیپونیشیوم: هیپونیشیوم ناحیه نزدیک بخش دیستال بستر ناخن است که زیر بخش آزاد صفحه ناخن قرار دارد.
  • اپی‌نیشیوم: اپی‌نیشیوم لایه شاخی (stratum corneum) است که بین پوست انگشت و بخش پروکسیمال صفحه ناخن قرار دارد.
  • لونولا: لونولا بخشی از ماتریکس ژرمینال است که به شکل هلالی سفید زیر صفحه ناخن دیده می‌شود.
ناخن انگشتان دست
ناخن از هفت بخش سلولی و غیرسلولی تشکیل شده است.

سوالات متداول آناتومی دست

در این بخش از مطلب مجله فرادرس تعدادی از سوالات متداول پیرامون آناتومی دست را پاسخ می‌دهیم.

سندروم کانال کارپال چیست؟

سندروم کانال کارپال اختلالی است که به دلیل افزایش فشار به عصب میانی در کانال کارپال مچ دست ایجاد می‌شود. این سندروم با درد، تورم و بی‌حسی انگشتان دست همراه است. آسیب‌های فیزیکی، بیماری‌های التهابی ازجمله روماتوئید آرتریت، اختلال هورمون‌های تیروئیدی و غده هیپوفیز، تومورهای ناحیه مچ و استفاده طولانی‌مدت از ابزارهای لرزشی مثل دریل از عواملی است که احتمال ابتلا به سندروم کانال کارپال را افزایش می‌دهد.

گانگلیون دست چیست؟

کیست گانگلیون دست، کیسه‌های بیضی یا کروی هستند که اطراف بافت پیوندی مفاصل تشکیل می‌شوند و از مایع مفصلی پر شده است. آسیب‌های فیزیکی، افزایش سن و بیماری استئوآرتریت احتمال تشکیل کیست گانگلیونی را افزایش می‌دهد. این کیست‌ها معمولا بدون مداخله درمانی از بین می‌رود.

بر اساس رای ۴ نفر
آیا این مطلب برای شما مفید بود؟
اگر بازخوردی درباره این مطلب دارید یا پرسشی دارید که بدون پاسخ مانده است، آن را از طریق بخش نظرات مطرح کنید.
منابع:
ken hub
نظر شما چیست؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *