«بافت همبند» یا «بافت پیوندی» (Connective Tissue) فراوان‌ترین و گسترده‌ترین بافت اولیه و یکی از چهار نوع اساسی بافت‌ها در جانوران است که نقش فراوانی در حفظ ساختار و یکپارچگی بدن بر عهده دارد. در ادامه این مطلب، ساختار بافت پیوندی و عملکرد و انواع آن به تفصیل توضیح داده شده‌اند.

بافت پیوندی چیست؟

بافت پیوندی، گروهی از بافت‌ها هستند که فرم بدن و اسکلت را حفظ می‌کنند و باعث انسجام و پشتیبانی از اندام‌های داخلی می‌شوند. بافت‌ پیوندی شامل انواع مختلفی از بافت‌های فیبری است که فقط از نظر تراکم و سلولار بودن با آن‌ها تفاوت دارد و همچنین از بافت‌های تخصصی‌تر و قابل تشخیصی از جمله استخوان، رباط، تاندون، غضروف و بافت چربی تشکیل شده است.

بافت پیوندی از لایه مزودرم در دوران جنینی ایجاد می‌شود. در همه جای بدن از جمله سیستم عصبی و سیستم عصبی مرکزی و سه غشای خارجی (مننژها) که مغز و نخاع را پوشانده‌اند، می‌توان بافت همبند را مشاهده کرد.

اجزای بافت همبند چه هستند؟

بافت پیوندی دارای سه جزء اصلی شامل سلول‌های خاص، فیبرها و ماده زمینه‌ای است:

  • سلول‌ها: رایج‌ترین سلول‌های بافت پیوندی عبارتند از:
    • فیبروبلاست‌ها که کلاژن و سایر عناصر ماتریکس خارج سلول را ترشح می‌کنند.
    • سلول‌های چربی که لیپیدها را در خود ذخیره می‌کنند.
    • ماست‌سل‌ها، ماکروفاژها و لنفوسیت‌ها، سلول‌هایی با عملکرد ایمنی که در التهاب نقش دارند.
  • فیبرها: فیبرهای کلاژن، پروتئین‌های رشته‌ای هستند که به فضای خارج سلول ترشح می‌شوند و مقاومت کششی بالایی را در ماتریکس ایجاد می‌کنند. فیبرها انواع مختلفی دارند:
    • «فیبرهای کلاژن» (Collagen Fibers): بیشتر از کلاژن نوع I تشکیل شده است و در مقابل فشار و کشیدگی مقاومت ایجاد می‌کند.
    • «فیبرهای الاستیک» (Elastic Fibers): فیبرهای نازک و بلندی هستند که شبکه انشعابی را در ماتریکس خارج سلول ایجاد و به بافت همبند کمک می‌کنند تا کشیده شده و به حالت اول بازگردد. فیبرهای الاستیک حاوی الاستین و فیبریلین هستند.
    • «فیبر رتیکولار» یا «فیبر مشبک» (Reticular Fibers): الیاف کلاژنی نوع III کوتاهی هستند که می‌توانند به طور گسترده منشعب شوند و شبکه‌ای ظریف را تشکیل بدهند.
  • ماده زمینه‌ای: مایعی شفاف، بی‌رنگ و چسبناک است که فضای بین سلول‌ها و فیبرها را پر می‌کند. این ماده از پروتئوگلیکان‌ها و پروتئین‌های چسبندگی سلول تشکیل شده است که به بافت پیوندی اجازه می‌دهد تا به عنوان چسب سلول‌ها به ماتریکس متصل شود. ماده زمینه‌ای به عنوان غربال مولکولی برای حرکت مواد بین مویرگ‌های خون و سلول‌ها عمل می‌کند.

سلول های بافت همبند

یکی از مشخصه‌های انواع سلول‌های بافت همبند وجود دو نوع سلول ساکن و مهاجر است که هریک به زیرگروه‌های دیگری تقسیم‌بندی می‌شوند:

  • «سلول‌های ثابت» (Fixed Cells یا Resident Cells): جمعیت ساکن، سلول‌هایی هستند که در بافت پیوندی تکامل یافته‌اند و همانجا باقی می‌مانند. انواع سلول‌های ساکن بافت پیوندی عبارتند از:
    • «فیبروبلاست‌ها» (Fibroblasts): فیبرها و ماده زمینه‌ای ماتریکس خارج سلول را ترشح می‌کنند و بیشترین سلول‌ها در بافت پیوندی هستند.
    • «سلول‌های چربی» (Adipocytes): شامل دو نوع چربی قهوه‌ای و چربی سفید است که به ترتیب کار عایق‌سازی و ذخیره حرارت و ذخیره لیپیدها و انرژی را بر عهده دارند.
    • «ماست‌سل‌ها» (Mast Cells): در فرآیندهای التهابی شرکت دارند. این سلول‌ها با آزاد کردن مولکول‌های خاصی باعث گشاد شدن عروق خونی و فراخوانی سلول‌های سیستم ایمنی می‌شوند. پیش‌سازهای ماست‌سل در مغز استخوان تولید می‌شوند، از طریق خون به بافت‌های همبند می‌رسند و در آنجا تکثیر می‌کنند و بالغ می‌شوند.
    • «ماکروفاژها» (Macrophages): مواد خارجی یا سلول‌های آسیب دیده را بلعیده و از بین می‌برند.
  • «سلول‌های مهاجر» (Transient Cells یا Wandering Cells): سلول‌های مهاجر یا آزاد، در حد فاصل بافت پیوندی سست قرار دارند. این سلول‌ها از نظر فراوانی متفاوت و در فضاهای خارج سلولی آزاد هستند. همه سلول‌های مهاجر بافت همبند، در دفاع ایمنی و التهاب نقش دارند، عبارتند از:
    • لنفوسیت‌ها
    • مونوسیت‌ها
    • نوتروفیل‌ها
    • بازوفیل‌ها
    • ائوزینوفیل‌ها

تمام سلول‌های بافت همبند در طول زندگی جنینی از مزانشیم رشد می‌کنند، شبکه‌ای از سلول‌های ستاره‌ای ابتدایی که بسته به شرایط محلی، امکان تمایز به چندین رده سلولی را دارند. علاوه بر انواع سلول‌های خاص بافت پیوندی بزرگسالان که در  شرح داده شد، اعتقاد بر این است که تعداد کمی از سلول‌های مزانشیمی (سلول‌های بنیادی) پس از تولد در دیواره رگ‌های خونی کوچک و جاهای دیگر باقی مانده‌اند که در صورت نیاز توانایی تمایز به فیبروبلاست، سلول‌های چربی، ماکروفاژها یا بسیاری دیگر از سلول‌ها را دارند.

اطلاع از ساختمان بافت‌های تشکیل دهنده اندام‌های مختلف و توضیحات بیشتر همراه با اسلایدهای میکروسکوپی، را می‌توانید از طریق فیلم آموزشی که در ادامه آمده است ببینید.

بافت همبند

ماتریکس خارج سلولی

ماده زمینه‌ای و فیبرها، ماتریکس خارج سلولی را تشکیل می‌دهند. ترکیب این سه عنصر از یک اندام به ارگان دیگر بسیار متفاوت است. این تنوع زیادی در انواع بافت های همبند ایجاد می کند. سلول‌های بافت همبند در این ماتریکس غیر سلولی معلق هستند که پشتیبانی ساختاری و بیوشیمیایی را برای سلول‌های اطراف فراهم می‌کند.

نوعی سلول در بافت پیوندی یافت می‌شود که ماتریکس خارج سلولی و کلاژن را سنتز می‌کند و فیبروبلاست نام دارد. در بافت همبند معمولی، ماده زمینه‌ای به طور عمده از آب تشکیل شده است. نوع اصلی فیبر، کلاژن (فراوان‌ترین پروتئین در بدن) است و الیاف الاستیک به عنوان یک عنصر جزئی در ماده زمینه‌ای قرار دارند. مواد خارج سلولی که ماتریکس را تشکیل می‌دهند توسط فیبروبلاست‌ها تولید می‌شوند.

ماده زمینه ای

عناصر بافت همبند درون «ماده زمینه‌ای» (Ground Substance)  قرار دارند. در بافت همبند معمولی، ماده زمینه‌ای عمدتا از آب تشکیل شده که نقش اصلی آن فراهم کردن مسیری برای ارتباط و انتقال (از طریق انتشار) بین بافت‌ها است. این آب توسط مجموعه‌ای از گلیکوزآمینو گلیکان‌ها (GAGs)، پروتئوگلیکان‌ها و گلیکوپروتئین‌ها تثبیت می‌شود که همه آن‌ها فقط بخش کوچکی از وزن ماده زمینه‌ای را تشکیل می‌دهند. اثر GAGها در آب کاملاً مانند ژله است.

چند قاشق غذاخوری پودر ژله می‌تواند یک چهارم پیمانه آب یا بیشتر را به یک توده جامد تبدیل کند. ماده زمینه‌ای ممکن است در اشکال خاص بافت همبند بسیار متفاوت باشد. در خون، ماده زمینه‌ای فاقد ماکرومولکول‌های تثبیت کننده است که این ماده زمینه‌ای با جریان آزاد، پلاسما نام دارد.

در بافت اسکلتی، ماده زمینه‌ای ممکن است با رسوب نمک‌های کلسیم، معدنی شود که در این صورت استخوان تشکیل خواهد شد. در غضروف‌ها، ماده زمینه‌ای بسیار جامدتر از بافت همبند معمولی است اما هنوز انعطاف‌پذیری بالاتری نسبت به استخوان دارد.

کلاژن در بافت پیوندی

کلاژن توسط سلول‌های فیبروبلاست ساخته می‌شود و بیشترین پروتئین بدن را تشکیل می‌دهد. این پروتئین یک عنصر ساختاری اساسی در ماتریکس خارج سلولی اکثر بافت‌های پیوندی، از جمله استخوان و غضروف‌ها است که باعث مقاومت و کشش آن‌ها می‌شود. اسکارها (جای فرورفته یا برآمده زخم یا جوش) هم به دلیلی تولید بیش از اندازه کلاژن به وجود می‌آیند. بیش از ده نوع مختلف کلاژن در بدن وجود دارد که معمولاً با اعداد رومی مشخص می‌شوند و ژن‌های کد کننده متفاوتی دارند. رایج‌ترین انواع کلاژن عبارتند از:

  • کلاژن نوع I: الیاف کلاژن ائوزینوفیلی که ماتریکس خارج سلولی بافت پیوندی رشته‌ای معمولی به عنوان مثال درم، تاندون، غلاف اندام و فاشیا را تشکیل می‌دهد.
  • کلاژن نوع II: در بافت غضروف وجود دارد و انعطاف‌پذیری آن را تأمین می‌کند.
  • کلاژن نوع III: الیاف مشبک را تشکیل می‌دهد و در غشای پایه و استخوان نیز وجود دارد.
  • کلاژن نوع IV: محل آن در لایه پایه در اطراف فیبرهای عضلانی صاف و اسکلتی است.
  • کلاژن نوع VII: یک کلاژن به هم پیوسته که برای تشکیل غشاهای پایه اهمیت دارد.

از آنجا که انواع مختلف کلاژن در مکان‌های مختلفی رخ می‌دهد، اختلالات مختلف نقص کلاژن بسته به اینکه ژن خاصی حامل جهش باشد، علائم مختلفی ایجاد می‌کنند.

کلاژن

الاستین در بافت پیوندی

الاستین یکی دیگر از پروتئین‌های فیبری است و همانطور که نام آن نشان می‌دهد، خاصیت کشسانی دارد. در بافت همبند معمولی، فیبرهای الاستین به بازگشت شکل طبیعی بافت پس از کشیده شدن، کمک می‌کنند. در غلظت بالای این پروتئین، الاستین باعث ایجاد رنگ زرد در بافت می‌شود. مانند باند کشی، فیبرهای الاستین نیز با افزایش سن یا قرارگیری در معرض آفتاب، دچار افت عملکرد خواهند شد.

در رباط‌های الاستیک، غلظت بالای الیاف الاستیک، خواص کشسانی بیشتری در مقابل غلظت کمتر کلاژن در برابر فشار از خود نشان می‌دهد. علاوه بر بافت‌های همبند معمولی، الاستین در دیواره رگ‌ها (خصوصا عروق ارتجاعی مانند آئورت) و غضروف‌های ارتجاعی (مانند غضروف گوش و اپی‌گلوت) نیز عملکرد مهمی دارد.

کار بافت پیوندی چیست؟

بافت همبند عملکردهای متنوعی دارد که به انواع سلول‌ها و فیبرهای محل قرارگیری آن بستگی دارد. بافت پیوندی نامنظم، سست و متراکم که عمدتا توسط فیبروبلاست‌ها و الیاف کلاژن تشکیل می‌شوند، نقش مهمی در فراهم کردن اکسیژن و مواد مغذی دارد که از مویرگ‌ها به سلول‌ها منتشر می‌شوند و دی اکسید کربن و مواد زائد را از سلول‌ها دوباره به گردش خون منتقل می‌کنند. از جمله عملکردهای دیگر این بافت می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • باعث مقاومت اعضای بدن در برابر نیروهای کششی و جلوگیری از پارگی می‌شوند.
  • بافت همبند منظم متراکم، ساختاری سازمان یافته و یکی از اجزای اصلی تاندون‌ها، رباط‌ها و آپونوروزها است.
  • بافت همبند متراکم در اندام های بسیار تخصصی مانند قرنیه دیده می‌شود.
  • الیاف الاستیک ساخته شده از الاستین و فیبریلین، در برابر نیروهای کششی مقاومت ایجاد می‌کنند.
  • در بافت‌های خون‌ساز و بافت‌های لنفاوی، الیاف مشبک ساخته شده توسط سلول‌های شبکه‌ای، استروما (ساختار پشتیبان) را برای بافت پارانشیم (یا بخش عملکردی) اندام را فراهم می‌کنند.
  • سلول‌های سیستم ایمنی بدن مانند ماکروفاژها، ماست سل‌ها، سلول‌های پلاسما و ائوزینوفیل‌ها در بافت پیوندی سست پراکنده یافت می‌شوند و زمینه را برای شروع پاسخ‌های التهابی و ایمنی با تشخیص آنتی ژنی، فراهم می‌کنند.
  • بافت پیوندی چربی، محل ذخیره‌سازی انرژی، عایق‌بندی حرارتی و ضربه‌گیر است.
  • از اندام‌های زیرین (جمجمه) محافظت می‌کند.
  • در حفره شکم، اکثر اندام‌ها توسط یک باند غشایی معروف به مزانتریک از دیواره شکم معلق هستند که توسط بافت همبند پشتیبانی می‌شود.

بافت پیوندی کجاست؟

موقعیت بافت همبند نسبت به بافت‌های دیگر را می‌توان به راحتی در یک حیوان ساده مانند یک عروس دریایی درک کرد. قسمت عمده‌ای از یک عروس دریایی توده‌ای از ژل و بافت پیوندی حیوان است. یک اپیتلیوم نازک قسمت بیرونی آن را پوشانده و یک حفره گوارشی داخلی نیز توسط یک اپیتلیوم نازک پوشانده شده است.

ماتریکس بافت همبند توسط سلول‌های پراکنده تعبیه شده در آن ساخته می‌شود. ژله بافت همبند از اپیتلیوم پشتیبانی می‌کند و اجازه انتشار رایگان مواد مغذی و متابولیت‌ها را می‌دهد. این دو عملکرد پشتیبانی مکانیکی و تغذیه‌ای برای کلیه بافت‌های پیوندی اساسی است. به این دو عملکرد اصلی می‌توان محافظت ایمنی نیز اضافه شود.

انواع بافت پیوندی چه هستند؟

انواع مختلفی از بافت‌ها و سلول‌های تخصصی در طیف بافت همبند طبقه‌بندی می‌شوند از بافت چربی قهوه ای و سفید تا خون، لنف، غضروف و استخوان تنوع دارند. مزانشیم نوعی بافت پیوندی است که در اندام‌های رویان در حال رشد وجود دارد و می‌تواند به انواع بافت پیوندی بالغ تمایز پیدا کند. نوع دیگر بافت پیوندی به نسبت تمایز نیافته، بافت همبند مخاطی است که به «ژل وارتون» (Wharton’s jelly) معروف است و داخل بند ناف یافت می‌شود. به طور کلی بافت همبند شامل انواع زیر است:

  • بافت پیوندی غضروف
  • بافت پیوندی سست
  • بافت پیوندی مشبک یا شبکه‌ای
  • بافت پیوندی متراکم
  • بافت پیوندی استخوان
  • بافت پیوندی خون
  • بافت پیوندی چربی
  • بافت پیوندی لنفوئیدی

انواع بافت پیوندی

بافت پیوندی ویژه

بافت همبند ویژه یا اختصاصی، در بافت پس زمینه خود، ویژگی کاملاً متمایز دارند. با این وجود انواع بافت پیوندی اختصاصی دارای ویژگی‌های مشترک بسیاری با بافت همبند ساده هستند (اجزای ساختاری، دودمان سلول). این اشکال خاص استخوان، غضروف، بافت لنفاوی (طحال و غدد لنفاوی) و خون را شامل می‌شوند. اصطلاح بافت پیوندی معمولاً به بافت پیوندی ساده اطلاق می‌شود در حالی که فرم‌های ویژه بافت پیوندی به طور معمول را، با اسامی خاص خود به عنوان مثال استخوان، غضروف و خون نام می‌برند.

بافت همبند ویژه
خون یکی از بافت‌های پیوندی ویژه است.

بافت پیوندی ساده

بافت همبند معمولی یا ساده (Proper Connective Tissue)، شکل کلی و عمومی بافت پیوندی و شامل تمام اجزای اصلی بافت همبند از جمله سلول‌های مختلف، الیاف خارج سلولی و مواد زمینه‌ای خارج سلول است. برای توصیف و طبقه‌بندی بافت‌های همبند از تغییرات در نسبی آرایش سلول‌ها، فیبرها و ماده زمینه‌ای استفاده می‌شود.

بافت پیوندی سست

«بافت پیوندی سست» (Loose Connective Tissue)، دارای یک نمونه از اجزای همه بافت‌های پیوندی است. بافت پیوندی سست تعدادی فیبروبلاست و ماکروفاژ دارد. الیاف کلاژن نسبتاً عریض هستند و رنگ صورتی روشن را ایجاد می‌کنند، در حالی که الیاف الاستیک نازک و آبی تیره تا سیاه رنگ هستند. فضای بین عناصر تشکیل یافته بافت با ماتریکس پر می‌شود.

مواد موجود در بافت پیوندی به آن قوام سست و مشابه گلوله‌ای پنبه که از هم جدا شده است می‌دهد. بافت همبند سست در اطراف هر رگ خونی یافت می‌شود و به حفظ رگ در محل کمک می‌کند. این بافت همچنین در اطراف و بین بیشتر اعضای بدن وجود دارد. بافت پیوندی سست هم محکم اما در عین حال انعطاف‌پذیر است و غشاها را تشکیل می‌دهد.

بافت پیوندی مشبک

دارای کلاژن نوع III است و توسط فیبروبلاست‌های اصلاح شده به نام سلول‌های شبکه تولید می‌شود. الیاف مشبک که در یک شبکه درهم تنیده مرتب شده‌اند را مشابه بافت همبند نامنظم متراکم تولید می‌کنند. تفاوت بین آن‌ها این است که الیاف شبکه‌ای نازک‌تر هستند، شبکه ظریف‌تری را تشکیل می‌دهند و سلول‌های شبکه‌ای به الیاف پیوند می‌خورند.

بافت شبکه‌ای از استرومای اندام‌های بدن، به ویژه لنفوئید پشتیبانی می‌کند. عروق لنفاوی را فیلتر و محیطی برای عبور و اتصال گلبول‌های سفید خون فراهم می‌کند بنابراین در مغز استخوان قرمز، غدد لنفاوی و طحال وجود دارند.

بافت همبند متراکم

سلول‌های کمتری نسبت به سلول‌های بافت پیوندی سست دارد. در عوض، ماتریکس آن دارای انبوهی از الیاف کلاژنی است. بر اساس آرایش فیبرها، دو نوع بافت پیوندی متراکم منظم و نامنظم وجود دارند.

  • بافت پیوندی متراکم منظم: همه فیبرهای کلاژن در یک جهت واحد تراز می‌شوند و مقاومت کششی در برابر فشار وارده را عمدتاً در همان جهت و به صورت یک‌طرفه ایجاد می‌کنند. بهترین نمونه‌های متصل به طور منظم از بافت پیوندی، تاندون‌ها و رباط‌ها هستند.
  • بافت پیوندی متراکم نامنظم: در این نوع بافت همبند، الیاف یا فیبرها، به طور تصادفی از همه جهات مرتب می‌شوند. بافت همبند نامنظم و متراکم دارای الیاف کلاژنی هستند که به طور تصادفی در هم آمیخته و یک شبکه سه بعدی را در برابر کشش از هر جهت مقاوم ساخته‌اند. این نوع بافت پیوندی به طور معمول در کپسول‌ها و دیواره‌ اندام‌ها، درم پوست و غدد قرار دارد.

انواع بافت متراکم

بافت پیوندی غضروف

غضروف بافت پیوندی غیرشبکه‌ای و نیمه جامدی است که استخوان‌ها را در محل مفاصل به یکدیگر متصل و حرکت آن‌ها را بر روی هم تسهیل می‌کند.  غضروف همچنین بخشی از یک اندام مانند تیغه بینی، حنجره، نای و لاله گوش را می‌سازد. یکی از عملکردهای غضروف‌های مفصلی، جذب شوک طی حرکات فیزیکی است. «پریکندریوم» (Perichondrium) یک لایه از بافت همبند متراکم و غنی از رگ‌های خونی است که خونرسانی به غضروف را تأمین می‌کند.

سلول‌های اصلی غضروف لوندروسیت‌ها هستند که در حفره‌های ماتریکس خارجی بنام لاکونا قرار می‌گیرند. ساختار غنی از آب و گلیکوزآمینِ ماتریکس خارجی، باعث می‌شود غضروف‌ها با درجات مختلفی انعطاف‌پذیر باشند اما در برابر فشار مکانیکی مقاوم هستند. بر اساس نسبت فیبرهای موجود در ساختمان ماتریکس، سه نوع غضروف وجود دارند:

  • «غضروف هیالین» (Hyaline Cartilage): فراوان‌ترین نوع غضروف و غنی از مولکول‌های کلاژن II است. در سطح مفاصل (به عنوان غضروف مفصلی)، در دیواره‌های مجاری تنفسی فوقانی، اسکلت جنینی، غضروف‌های بینی، نای و حنجره و انتهای داخلی دنده‌های قفسه سینه دیده می‌شود. ماتریکس آن هنگام مشاهده زیر میکروسکوپ، شفاف یا شیشه‌ای به نظر می‌رسد. ضمن جذب شوک،‌ از پشتیبانی قوی برخوردار است.
  • «غضروف الاستیک» (Elastic Cartilage): دارای الیاف کشسان بسیاری است. در دیواره‌های گوش خارجی، اپی‌گلوت و غضروف‌های میخی در حنجره دیده می‌شود.
  • «فیبروکارتیلاژ» (Fibrocartilage): کلاژن I فراوانی در این نوع غضروف وجود هستند. فیبروکارتیلاژ ترکیبی از غضروف هایالین و بافت همبند منظم است. از آنجا که قابلیت فشردگی بالایی دارد و به خوبی در برابر تنش مقاومت می‌کند، در قسمت‌هایی از بدن که به پشتیبانی قوی و توانایی مقاومت در برابر فشار سنگین نیاز دارند، مانند دیسک‌های مفاصل مانند دیسک‌های بین مهره‌ای، سمفیز (مفصلی در حلقه لگنی) و مینیسک زانو (بخشی از غضروف زانو) یافت می‌شود.

در دوران جنینی، غضروف از مزانشیم منشأ می‌گیرد. سلول‌هایی به نام کندروسیت ماتریکس غضروف را می‌سازند که حاوی مقدار زیادی آب (حدود ۷۰ درصد،)، گلیکوزآمینوگلیکان‌ها (کندروئیتین سولفات و اسید هیالورونیک) و گلیکوپروتئین‌هایی مانند اگریکان و الیاف کلاژن و الاستین وجود دارند.

مطالعه مطلب غضروف و عملکرد آن — به زبان ساده زیر برای آشنایی بیشتر با غضروف، اجزای سازنده، عملکرد و سایر ویژگی‌های آن پیشنهاد می‌شود.

غضروف

بافت پیوندی استخوان

بافت استخوانی در ترکیب با کلسیم هیدروکسی آپاتیت از فسفات کلسیم تشکیل می‌شود که باعث سفتی و مقاومت فشاری نسبتاً بالا، در مقابل مقاومت کششی و مقاومت تنش برشی بسیار کم آن قرار دارد. تخلخل  لایه بیرونی سخت استخوان‌ها 5 تا 30 درصد است. این بافت ظاهری صاف، سفید و جامد به استخوان‌ها می‌دهد و 80 درصد از کل اسکلت بزرگسالان را تشکیل داده است. فضای داخلی استخوان را بافت استخوانی ترابکولار پر می‌کند که شبکه‌ای متخلخل یا اسفنجی است و فضای بیشتری برای رگ‌های خونی دارد.

مانند تمام بافت‌های پیوندی، استخوان از سلول‌های درون یک ماتریکس خارج سلولی و الیافی که به طور عمده شامل کلاژن نوع 1 هستند و ماده زمینه‌ای ساخته می‌شود. ماتریکس استخوان معدنی شده و در لایه‌های دایره‌ای موسوم به «لاملا» (Lamellae) قرار دارد. این لاملاها دور کانال مرکزی (کانال Haversian) قرار می‌گیرند که عروق عصبی استخوان و سلول‌ها از آن‌ها عبور می‌کنند. ماتریکس خارج سلولی استخوان توسط چندین سلول تولید و نگهداری می‌شود:

  • استئوبلاست‌ها: سلول‌هایی هستند که به طور فعال ماتریکس استخوان را تولید می‌کنند.
  • استئوسیت‌ها: به استئوبلاست‌ها در حالت غیر فعال، استئوسیت گفته می‌شود.
  • استئوکلاست‌ها: استئوکلاست‌ ماتریکس استخوان را جذب می‌کنند.

عملکرد همزمان این سلول‌ها برای بازسازی و ترمیم استخوان‌های شکسته و سلامت عمومی سیستم اسکلتی ضروری است. ماهیت خاص سلول و ماتریکس خارج سلولی استخوان به آن اجازه می‌دهد تا به عنوان محل ذخیره‌سازی کلسیم و فسفات در کنار تحمل وزن و محافظت از آن، عمل کند.

بافت پیوندی خون

خون یک بافت همبند اختصاصی در سیستم گردش خون است که سلول‌های خونی و مواد محلول را از طریق رگ‌ها به تمام بافت‌های بدن منتقل می‌کند. مانند همه بافت‌های پیوندی، خون نیز دارای اجزای سلولی و خارج سلولی است.

ماتریکس خارج سلولی خون پلاسما نامیده می‌شود که از آب، پروتئین، الکترولیت‌ها، مواد مغذی، گازها، هورمون‌ها و مواد زائد تشکیل شده است. سلول‌های خونی توسط پلاسما حمل می‌شوند و شامل گلبول‌های قرمز، لکوسیت‌ها یا گلبول‌های سفید خون و ترومبوسیت‌ها یا پلاکت‌ها هستند. این سلول‌ها طی فرآیند خون‌سازی، در مغز استخوان تولید می‌شوند.

بافت خون

بافت پیوندی چربی

«بافت چربی» (Adipose Tissue)، بافت پیوندی ذخیره کننده انرژی است. این بافت از سلول‌های چربی تشکیل شده است که غنی از لیپیدها هستند و مقدار کمی ماتریکس خارج سلولی دارد. این ماتریکس فقط از چند فیبر کلاژن ساخته شده است و سلول‌ها را در کنار هم نگه می دارد. بسته به نحوه توزیع چربی در این سلول‌ها دو نوع بافت چربی وجود دارد:

  • چربی سفید: در بافت چربی سفید، لیپید به صورت یک قطره بزرگ جمع می‌شود که اندامک‌ها را به غشای سلول فشار می‌دهد. چربی سفید در بزرگسالان غالب است. انرژی را ذخیره و از اندام‌ها پشتیبانی می‌کند. همچنین بافت چربی سفید با ترشح هورمون‌هایی مانند گرلین (هورمون اشتها)، عضوی از غدد درون ریز بدن است.
    بافت چربی سفید شامل دو نوع «چربی احشایی» (Visceral Fats) و «چربی جداری» (Parietal Fats) است. چربی احشاییِ اندام‌های بدن مانند کره چشم (چربی اطراف بدن) و کلیه‌ها (چربی پری‌نفریک) را احاطه و از آن‌ها پشتیبانی می‌کند. چربی‌های جداری وارد بافت پیوندی پوست می‌شوند و به طور معمول در نواحی شکم، پشت و ران تجمع می‌یابند.
  • چربی قهوه‌ای: هر سلول حاوی ذرات چربی است که هسته‌هایی را احاطه کرده‌اند. این نوع بافت چربی معمولا در نوزادان وجود دارد و نقش آن تولید و حفظ گرمای بدن است.

بافت چربی

بافت پیوندی لنفوئیدی

بافت لنفوئیدی، بافت پیوندی سست و دارای تعداد زیادی لنفوسیت است که در آن تجمع یافته‌اند. لامینا پروپریا (بافت همبند سستِ سطوح مخاطی) اغلب گرایش به تشکیل بافت لنفاوی یا حتی گره‌های لنفاوی به نسبت پیشرفته‌ای را تشکیل می‌دهند. سلول‌های ایمنی در این مکان‌ها یک خط دفاعی حیاتی ایجاد می‌کنند.

لایه اپیتلیوم پوست با دیواره یکپارچه خود اولین خط دفاعی است که می‌تواند به راحتی در مقابل میکروارگانیسم‌های مهاجم دچار خلل شود که در آن صورت دفاع از بدن بر عهده سیستم گردش خون و لنف خواهد بود. بافت‌های لنفاوی در چندین اندام لنفاوی تخصصی شامل طحال، تیموس، غدد لنفاوی و لوزه‌ها وجود دارند. اندام‌های لنفاوی به علت چهارچوب نگهدارنده فیبرهای شبکه‌ای (اشکال ظریف و منشعب کلاژن) گاهی اوقات بافت شبکه‌ای نیز نامیده می‌شوند.

بیماری های بافت همبند

وقتی بافت‌های همبند ملتهب شوند، به پروتئین‌ها و مناطق اطراف آسیب می‌رسد و عملکرد آن‌ها مختل می‌شود. بر اساس اینکه کدام نوع بافت پیوندی دچار مشکل شده باشد، علائم و عوارض متعددی ایجاد می‌شوند. برخی از انواع اختلالات بافت همبند عبارتند از:

  • نئوپلاسم‌های بافت همبند: شامل سارکوم‌ها مانند همانژیوپری سیتوما و تومور غلاف عصب محیطی بدخیم در بافت عصبی.
  • «نشانگان اهلرز-دنلوس» (Ehlers-Danlos Syndrome): اختلالات ارثی نادر و ناهمگون در بافت همبند که موجب بروز مشکل در تولید کلاژن می‌شوند و عوارضی مانند افزایش محدوده حرکات مفاصل، شکنندگی و افزایش قابلیت ارتجاعی پوست به دنبال دارد.
  • دژنراسیون میکسوماتوز: ضعف پاتولوژیک بافت همبند قلب است.
  • بیماری بافت پیوندی مخلوط: نوعی بیماری خود ایمنی که به عدم تمایز بافت پیوندی مرتبط می‌شود.
  • «لوپوس اریتماتوی سیستمیک» (SLE): یک بیماری خود ایمنی در بافت همبند اسکوربوت (بیماری اسکوروی) است، که به علت کمبود ویتامین C که برای سنتز کلاژن ضرورت دارد ایجاد می‌شود.
  • دیسپلازی فیبری – عضلانی: نوعی بیماری رگ‌های خونی است که منجر به رشد غیرطبیعی دیواره شریان‌ها می‌شود.
  • «آرتریت روماتوئید» (RA): یا روماتیسم مفصلی، بیماری خود ایمنی که منجر به التهاب سیستمیک مفاصل می‌شود.
  • «اسکلرودرمی» (Scleroderma): بیماری نادر و پیش‌رونده روماتیسمی که با علائمی همچون ضخیم، سفت و خشک شدن پوست بیمار همراه است. تجمع کلاژن و سایر فیبرها در پوست صورت و اندام‌ها، مفاصل دست و پا، ریه، کلیه و دستگاه گوارش به خصوص مری، منجر به ناتوانی فرد می‌شود.
  • «گرانولوماتوز وگنر» (Wegener’s Granulomatosi): نام دیگر این بیماری گرانولوماتوز همراه با پلی آنژئیت (GPA) است. در این بیماری مزمن و خود ایمنی، عروق با اندازه کوچک تا متوسط خصوصا در دستگاه تنفسی فوقانی (شامل بینی و سینوس‌ها)، دستگاه تنفسی تحتانی (ریه‌ها) و کلیه‌ها دچار انسداد می‌شوند.
  • «سندروم چرگ اشتراوس» یا «گرانولوماتوز آلرژیک» (Churg-Strauss Syndrome): نوع بسیار نادر واسکولیت در کودکان است که به دلیل واکنش خود ایمنی، باعث انسداد عروق متوسط و کوچک می‌شود.
  • «لوپوس پلی آنژئیت میکروسکوپی» (MPA): یک بیماری نادر خود ایمنی که علت دقیق آن هنوز مشخص نیست. این بیماری بر کلیه، ریه و پوست اثرات قابل توجهی می‌گذارد که برخی از آن‌ها عبارتند از:
    • علائم کلیوی: التهاب پیشرونده گلومرول‌های کلیوی، هیپرتونی کلیوی و نارسایی کلیه
    • علائم ریوی: واسکولیت ریوی، خلط خونی و پنومونی
    • علائم پوستی: ندول‌های پوستی, پورپورای قابل لمس
    • سایر علائم: پلی نوروپاتی، سینوزیت، درد عضلانی، درد مفصلی، برونشیت مزمن و دوبینی
  • «پلی میوزیت» (Polymyositis): نوعی بیماری خودایمنی است که منجر به التهاب بافت همبند و به دنبال آن تخریب درصد زیادی از عضلات می‌شود. برخی نشانه‌های این بیماری عبارتند از:
    • ضعف و از دست دادن حجم عضلات، به خصوص عضلات گردن و نیم تنه فوقانی
    • ناکارامدی عضلات لگنی
    • مشکلات حرکتی مری
    • تب خفیف
    • بیماری غدد لنفاوی
    • افتادگی یک یا هر دو پا
    • بیماری‌های ششی
    • بیماری‌های قلبی مانند نارسایی قلبی
    • مشکلات عروقی
  • «درماتومیوزیت» (Dermatomyositis): بیماری خودایمنی منجر به التهاب بافت همبند که سبب تخریب عضلات و پوست می‌شود و به ندرت ممکن است مری، ریه و مفاصل را نیز درگیر کند. برخی از نشانه‌های آن در ادامه ذکر شده‌اند:
    • میوپاتی التهابی: ضعف و خستگی قرینه عضلات
    • ضایعات پوستی شامل راش هلیوتروپ (اریتم مایل به بنفش به تنهایی یا همراه با ادم ناحیه اطراف چشم)
    • علامت گوترون (پاپول و پلاک‌های بنفش یا قرمز تیره، اغلب روی برجستگی‌های استخوانی مانند مفاصل انگشتان)
    • تغییرات کوتیکولار مانند تلانژکتازی (گشاد شدن مویرگ‌ها) اطراف ناخن و دیستروفی کوتیکولار (بدشکلی ناخن‌ها)
    • اریتم پروانه‌ای: بیماری ارثی که باعث ایجاد تاول‌ و خونریزی در پوست و غشای مخاطی می‌شود.
    • افزایش حساسیت به نور
    • سرطان پستان، سرطان ریه، سرطان معده و سرطان دستگاه تولید مثل در زنان
  • «سندرم مارفان» (Marfan Syndrome): ناهنجاری ژنتیکی ناشی از جهش در ژن سازنده فیبریلین است که اسکلت، قلب، چشم و ریه‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. بیماران اغلب دارای قد و انگشتان بلند و مبتلا به نزدیک بینی، سستی و ضعف مفاصل، مشکلات قلبی و عروقی هستند.
  • «بیماری بافت پیوندی مختلط» (Mixed Connective Tissue Disease): یک سندرم غیرمعمول است که ویژگی‌های بالینی لوپوس اریتماتوز سیستمیک، اسکلروز سیستمیک و پلی میوزیت با تیترهای بسیار بالای آنتی‌بادی ضد هسته در گردش آنتی‌ژن ریبونوکلئوپروتئین را دارد. تورم دست، سندرم رینود، پلی آرتراژ، میوپاتی التهابی، کم تحرکی مری و بیماری بینابینی ریه از علائم شایع این بیماری خود ایمنی است. درمان با شدت بیماری و درگیری اندام و معمولاً با کورتیکواستروئیدها و داروهای سرکوب کننده سیستم ایمنی انجام می‌شود.
بیماری بافت همبند مختلط
دستان یک فرد مبتلابه بیماری بافت همبند مختلط

علائم بیماری های بافت همبند

بسته به مناطق آسیب دیده نشانه‌ها نیز متفاوت خواهند بود. جدی‌ترین علائم اختلال در بافت همبند، التهاب اطراف ریه‌ها است. این علائم ممکن است شامل موارد زیر باشند:

  • مشکلات تنفسی
  • تنگی نفس
  • نفس نفس زدن
  • خستگی
  • سرفه همراه با خلط خونی
  • ناراحتی یا درد در قفسه سینه
  • نارسایی تنفسی

علائم دیگری که ریه‌ها را درگیر نمی‌کنند عبارتند از:

  • تورم در انگشتان دست
  • سفید شدن رنگ نوک انگشتان
  • بی حسی، درد یا ضعف مفصل
  • ضعف عضلانی

علل و عوامل خطر علت اختلالات بافت همبند همیشه مشخص نیست. برخی از آن‌ها به دلیل یک مؤلفه ژنتیکی ارثی یا مادرزادی ایجاد می‌شوند، در حالی که برخی دیگر می‌توانند ناشی از آسیب‌های اکتسابی باشند و در بعضی موارد نیز هیچ علت خاصی قابل تشخیص نیست.

فیلم آموزش بافت شناسی عمومی

 

آموزش بافت شناسی عمومی

رشته بافت‌شناسی یکی از زیر شاخه‌های علوم تشریح (آناتومی) است که به بررسی میکروسکوپی ساختارهای تشکیل‌دهنده بدن انسان و سایر حیوانات می‌پردازد. یکی از ملزومات یادگیری بافت‌شناسی، استفاده از تصاویر است. در این آموزش در کنار دانش نظری، مفاهیم عملی با استفاده از اسلایدهای میکروسکوپی، به خوبی توضیح داده شده‌اند. دکتر نادر گودرزی، مدرس این دوره آموزش فرادرس و دکترای تخصصی علوم تشریح از دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران، مباحث را در ۱۱ فصل زیر ارائه کرده است:

سلول شناسی، بافت پوششی، بافت پوششی غده‌ای، بافت همبندی، بافت غضروفی، بافت استخوانی، بافت خون، بافت ماهیچه‌ای، بافت عصبی، بافت دستگاه عصبی مرکزی، دستگاه عروقی.

اگر این مطلب برای شما مفید بوده است، آموزش‌ها و مطالب زیر نیز به شما پیشنهاد می‌شوند:

«مریم بصیری»، فارغ التحصیل مقطع کارشناسی ارشد رشته سلولی و مولکولی، گرایش بیوشیمی و علاقه‌مند به مباحث روانشناسی و علوم اعصاب است. او در حال حاضر مطالب زیست شناسی، سلامت، پزشکی و روانشناسی مجله فرادرس را می‎نویسد.

بر اساس رای 15 نفر

آیا این مطلب برای شما مفید بود؟

نظر شما چیست؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *