در آموزش‌های پیشین مجله فرادرس، با برخی از اجزای جمله مانند صفت و فعل و انواع آن‌ها آشنا شدیم. در این آموزش قصد داریم به این پرسش پاسخ دهیم که جمله چیست و چه انواعی دارد.

جمله چیست ؟

برای آنکه به خوبی دریابیم جمله چیست ، یک مثال ساده را بررسی می‌کنیم. متن زیر را بخوانید:

«احمد صبح زود از خواب بیدار شد. او پس از خوردن صبحانه برای رفتن به مدرسه آماده شد. در راه دوستش را دید و با هم پیاده راه مدرسه را در پیش گرفتند. در گذر از کوچه و پس‌کوچه‌ها بودند که احمد ناگهان یادش آمد دفترش را که دیشب روی طاقچه گذاشته بود، در کیفش نگذاشته است. اما اگر می‌خواست به خانه بازگردد، به مدرسه دیر می‌رسید. مانده بود بین دیر رسیدن و نیاوردن تکالیف. جریمه کدام‌یک کمتر بود؟»

اگر به شما بگویند متن بالا را به بخش‌های مختلفی تقسیم کنید که معنی‌دار باشد، آیا می‌توانید چنین کاری انجام دهید؟ مسلماً‌ پاسخ مثبت است و برای مثال، می‌توان به این دو مورد اشاره کرد: «احمد صبح زود از خواب بیدار شد» و «در راه دوستش را دید».

واضح است که هنگام خواندن متن، هریک از موارد بالا یک معنی و مفهوم مشخص، کامل و مستقل دارند که برای فهمش با مشکل روبه‌رو می‌شویم و از نویسنده انتظار نداریم توضیحی برای آن ارائه دهد.

اما در مورد «او پس از خوردن صبحانه» یا «بین دیر رسیدن و نیاوردن تکالیف» چه می‌توانید بگویید؟ از این‌ها معنی و مفهوم خاصی دریافت می‌کنید؟ واضح است که خیر. با خواندن این مجموعه کلمات منتظرید کسی آن را تکمیل کند تا معنای مستقل و مشخصی داشته باشد.

به مجموعه واژه‌هایی که معنی آن‌ها کامل و مستقل است، «جمله» می‌گوییم. البته شاید ناخودآگاه نیز می‌دانستید که جمله چیست و احتمالاً بگویید ما منظورمان را در قالب جملات مختلف بیان می‌کنیم که سخنی کاملاً درست است. به این نکته توجه کرده‌اید که در پایان جملات بالا نقطه گذاشته‌ایم.

نهاد و گزاره

جمله به دو قسمت «نهاد» و «گزاره» تقسیم می‌شود. نهاد بخشی از جمله است که خبری درباره آن می‌دهیم و گزاره همان خبر است که درباره نهاد می‌گوییم. برای مثال، اگر بگوییم «فارسی زبان رسمی ایران است.» درباره «فارسی» خبرِ «زبان رسمی ایران است» را گفته‌ایم. بنابراین، «فارسی» نهاد و «زبان رسمی ایران است» گزاره است.

حذف نهاد یا گزاره

آیا ممکن است نهاد یا گزاره، حذف شوند؟ پاسخ مثبت است. در ادامه، این موضوع را بررسی می‌کنیم.

حذف به قرینه لفظی

مجموعه «من به مدرسه رفتم و به خانه برگشتم» را در نظر بگیرید. در واقع، دو جمله «من به مدرسه رفتم» و «به خانه برگشتم» داریم. در جمله دوم، نهاد که «من» است، حذف شده، اما مخاطب با توجه به جمله اول درمی‌یابد که منظور از کسی که به خانه برگشته «من» است. دلیل این حذف جلوگیری از تکرار است. واضح است که ما نمی‌گوییم «من به مدرسه رفتم و من به خانه برگشتم.» در این حالت، می‌گوییم من در جمله دوم به «قرینه لفظی» حذف شده است، زیرا لفظ آن در جمله قبلی آمده و ما از آن اطلاع داریم.

اما گاهی بخشی از گزاره نیز ممکن است به قرینه لفظی حذف شود. برای مثال، مصراع «دردم از یار است و درمان نیز هم» در واقع این‌گونه است: «دردم از یار است و درمان نیز هم از یار (است).» در اینجا «است» دوم به قرینه لفظی حذف شده است.

حذف به قرینه معنوی

گاهی پیش می‌آید که قرینه لفظی وجود ندارد و با توجه به معنی جمله، بخشی از آن را حذف می‌کنیم. مثلاً این جملات را در نظر بگیرید: «دیروز برای خرید کتاب به بازار رفتم، اما نشانی کتابفروشی را نمی‌دانستم. مردی را دیدم که روی نیمکتی نشسته بود. پیش رفتم و نشانی کتابفروشی را پرسیدم.» همان‌طور که می‌بینیم، جمله «آدرس کتابفروشی را پرسیدم» در اصل «آدرس کتابفروشی را از او پرسیدم» است. می‌بینیم که در جملات قبل، لفظ «از او» نیامده است، اما خود مخاطب منظور جمله را می‌فهمد و نیازی به گفتن آن نیست. در واقع، این معنی و مفهوم جمله است که منجر به حذف آن بخش شده است. در این حالت می‌گوییم آن بخش با «قرینه معنوی» حذف شده است.

برای آشنایی با مباحث دستور زبان فارسی دبیرستان و پاسخ به این پرسش که جمله چیست و چه انواعی دارد، پیشنهاد می‌کنیم به مجموعه آموزش‌های دروس دبیرستان و پیش دانشگاهی فرادرس مراجعه کنید که لینک آن در ادامه آورده شده است.

انواع جمله از نظر مفهوم

جمله را از نظر مفهوم و مقصودی که بیان می‌کند، می‌توانیم به چهار دسته تقسیم کنیم: جمله خبری، جمله پرسشی، جمله امری و جمله عاطفی.

جمله خبری

جمله خبری، همان‌طور که از نامش مشخص است، خبری را بیان می‌کند. برای مثال، جمله «احمد آمد» خبر آمدن احمد را می‌گوید یا «دیروز کتاب خریدم» خبر خریدن کتاب را اعلام می‌کند. در پایان جمله خبری نقطه (.) می‌گذاریم.

جمله پرسشی

در جمله پرسشی یک پرسش وجود دارد. در پایان این جملات از علامت سؤال (؟) استفاده می‌کنیم. جملات پرسشی را گاهی با کلمات پرسشی موجود در آن‌ها می‌توان تشخیص داد و گاهی با آهنگ بیان جمله. در واقع اگر بخواهیم جملات پرسشی را تقسیم‌بندی کنیم، می‌توانیم آن‌ها را به چهار دسته تقسیم کنیم.

اول اینکه ظاهر برخی از جمله‌های پرسشی شبیه جمله خبری است و تنها آهنگ آن‌ها تفاوت دارد. برای مثال، دو جمله «احمد کتاب زبان فارسی را خرید.» و «احمد کتاب زبان فارسی را خرید؟»، به ترتیب، خبری و پرسشی هستند و از آنجا که جمله دوم را با لحن پرسشی ادا می‌کنیم، مخاطب درمی‌یابد جمله پرسشی است. همان‌طور که احتمالاً دریافته‌اید، لحن بیان جمله پرسشی و تکیه بر هر کلمه خود معنی پرسش را تغییر می‌دهد.

در نوع دوم جمله پرسشی، آمدن کلمه «آیا» قل از جمله خبری آن را پرسشی می‌کند. در این مورد، می‌توان جمله خبری «احمد کتاب زبان فارسی را خرید.» و جمله پرسشی «آیا احمد کتاب زبان فارسی را خرید؟» را مثال زد. می‌بینیم که در ابتدای جمله دوم از کلمه «آیا» استفاده و پرسشی شده است.

در شکل سوم جملات پرسشی، در مواردی، استفاده از واژه‌های پرسشی جمله را پرسشی می‌کند. برخی از این واژه‌ها عبارت‌اند از که، چه، چرا، کدام، چگونه، کِی و… . مثلاً «احمد کی کتاب خرید؟» و «کدام کتاب را خریدی؟».

اما پرسش نوع چارم جالب‌ است. شاید بد نباشد بدانید که برخی جمله‌های پرسشی هستند که گوینده جوابشان را می‌داند و جوابی مشخص و واضح دارد. مثلاً شخصی بگوید «تو عاطفه نداری؟» یا «مگر دیوانه‌ام؟» در واقع برای تأکید بر منظور خود جملات خبری را پرسشی کرده است. به این جملات «پرسش تأکیدی» می‌گوییم.

جمله امری

جمله امری، همان‌گونه که از نامش برمی‌آید، حاوی یک دستور است. در جملات امری معمولاً‌ به مخاطبمان امر می‌کنیم و بدین سبب است که در چنین جملاتی نهاد ذکر نمی‌شود. مثلاً:« بخواب (تو بخواب).» یا «آرام باش (تو آرام باش)».

البته گاهی پیش می‌آید که قبل از جمله امری نام کسی را که به او امر می‌کنیم، می‌آوریم. برای مثال می‌گوییم «احمد، کتاب را بخوان.» یا با تأکید بیشتر «ای احمد! درست را بخوان.». در این صورت این نام ندا نام دارد. کلمه‌ای که ندا کرده می‌شود، مستقل و خود جانشین جمله است.

جمله عاطفی

جمله عاطفی جمله‌ای است که عواطف را انسان از قبیل تعجب، شادی، خشم، نفرت دعا و… بیان می‌کند. در انتهای جملات عاطفی از علامت تعجب (!) استفاده می‌کنیم. برای مثال «چه سری! چه دمی! عجب پایی!» یا «عجب هوای خوبی!». در جملات عاطفی، برخلاف جمله پرسشی، گونده انتظار ندارد. جمله عاطفی اغلب با چه آغاز می‌شود. گاهی یک صوت نیز جای جمله عاطفی را می‌گیرد. مثلاً می‌گوییم: آفرین که در واقع منظورمان این است: «آفرین بر تو می‌کنم»

میرزا حبیب اصفهانی
میرزا حبیب اصفهانی؛ او را بنیانگذار و پدر دستور زبان فارسی می‌دانند.

انواع جمله از نظر فعل

جمله از نظر فعل به سه دسته تقسیم می‌شود: جمله فعلی، جمله اسنادی و جمله بدون فعل.

جمله فعلی

جمله فعلی جمله‌ای است که فعل آن تام یا غیراسنادی است. برای مثال، جملات «احمد کتاب خرید» یا «رضا آمد» فعل‌های تام یا غیراسنادی دارند و جمله فعلی هستند.

جمله اسنادی

جمله اسنادی، همان‌گونه که از نامش مشخص است، دارای فعل اسنادی است. در این جملات صفت یا کلمه‌ای دیگر به نهاد نسبت داده می‌شود. مثلاً جملات «احمد درس‌خوان است»، «هوا سرد شد» و «آیا او احمد است؟» اسنادی هستند.

جمله بدون فعل

جمله بی‌فعل نیز همان‌گونه که نامش نشان می‌دهد، در ظاهر فعل ندارد. البته یک جمله بی‌فعل در پس خود فعلی اسنادی یا تام دارد و به قرینه لفظی یا معنوی حذف شده است. مثلاً وقتی شخصی از ما بپرسد «چه خریدی؟» و ما بگوییم «کتاب»، در واقع منظورمان این است که «کتاب خریدم». می‌بینیم که کتاب حذف شده است و جمله بی‌فعل است.

برای آشنایی بیشتر با انواع فعل، به آموزش «فعل چیست و انواع آن کدامند؟ | به زبان ساده» مراجعه کنید.

انواع جمله از نظر ساختمان

در این بخش، با انواع جملات از نظر ساختار آشنا می‌شویم.

جمله ساده

جمله ساده جمله‌ای است که تنها یک فعل دارد. برای مثال، «من دیروز به کتابخانه رفتم» یا «هوا سرد شد» تنها یک فعل دارند و جمله‌هایی ساده هستند.

جمله مرکب

جملاتی را که بیش از یک فعل دارند، جمله مرکب می‌نامیم. در واقع، این جملات از چند جمله ساده تشکیل می‌شوند. جمله «وقتی به خانه برگشتم، احمد هنوز نیامده بود» را در نظر بگیرید. این جمله دو فعل دارد و جمله‌ای مرکب است.

جمله پایه یا هسته

دیدیم که جمله «وقتی به خانه برگشتم، احمد هنوز نیامده بود» مرکب است. این جمله مرکب از دو جمله یاده «وقتی به خانه برگشتم» و «احمد هنوز برنگشته بود» تشکیل شده است. به نظرتان هدف اصلی گوینده کدام جمله بوده است؟ مشخص است که هدف اصلی گوینده این بوده که بگوید احمد هنوز برنگشته بوده و جمله ناقص اول را برای بیان توضیح جمله دوم بیان کرده است. به جمله ساده اصلی در جمله مرکب، جمله پایه یا هسته می‌گوییم.

جمله پیرو یا وابسته

جمله یا جملات ساده یک جمله مرکب را که برای تکمیل و توضیح جمله پایه به کار می‌روند، جمله پیرو یا وابسته می‌گوییم. جمله پیرو مفهومی مانند شرط، زمان، علت و نتیجه را به جمله پایه نسبت می‌دهد. مثلاً «به دیگران کمک کن تا خداوند کمکت کند» و «اگر کارهایم را انجام دهم، به مهمانی می‌روم».

آرامگاه سعدی در شیراز
آرامگاه سعدی در شیراز

انواع جمله از نظر استقلال معنا

جمله می‌تواند معنای کاملی داشته باشد یا معنای آن به جمله دیگری وابسته باشد. در این بخش، انواع جملات را از نظر استقلال معنا بیان می‌کنیم.

جمله مستقل یا کامل

جملات ساده‌ای را که معنی و مفهوم مستقل و کاملی داشته باشند، جمله مستقل یا کامل می‌گوییم.

گاهی جمله‌های مستقل پس از یکدیگر می‌آیند و پیوند آن‌ها می‌تواند لفظی یا معنوی باشد. پیوند لفظی با کلماتی مانند و، اما، زیرا و… برقرار می‌شود و پیوند معنوی زمانی است که دو جمله از نظر معنی با هم ارتباط داشته باشند و در پی هم بیایند.

جمله ناقص

جمله ناقص یا ناتمام جمله ساده‌ای است که معنی کامل و مستقلی ندارد و برای تمام کردن معنی سایر جملات می‌آیند. برای مثال، جمله «وقتی به خانه برگشتم» معنی کاملی ندارد و یک جمله ناقص است. همه جمله‌های پیرو ناقص هستند.

انواع جمله از نظر اثبات و انکار

یک جمله می‌تواند مثبت یا منفی باشد.

جمله مثبت

جمله مثبت جمله‌ای است که خبر انجام کاری یا داشتن حالتی را اعلام می‌کند یا درخواست می‌کند. مثلاً «احمد قوی است»، «برخیز» و «هوا گرم است» جملاتی مثبت هستند.

جمله منفی

برعکس جمله مثبت، جمله منفی یا سلبی، انجام کار یا داشتن حالت را نفی می‌کند یا عدم آن را درخواست می‌کند. برای مثال، «باران نبارید»، «احمد به مسافرت نرفت» و «چیزی نگو» جملاتی منفی‌اند.

شبه جمله چیست ؟

شبه‌جمله، همان‌گونه که از نامش پیداست، شبیه جمله است. شبه‌جمله گروهی از کلمات است که مفهوم جمله در آن نهفته است. شبه‌جمله‌ها را می‌توان به انواع مختلفی تقسیم کرد.

مثلاً شبه‌جمله‌‌ها برای بیان احساسات و عواطف، امید و آرزو و دعا، تشویق و تحسین، درد و تأسف، تعجب، تنبیه و پرهیز، امر، احترام و قبول، و جواب و تصدیق به کار می‌روند؛ مانند «احسنت»، «امان»، «کاش»، «آه»، «شگفتا» «به چشم»، «خموش»، «آری» و… .

دسته‌ای از شبه‌جمله‌ها انسان را مخاطب قرار می‌دهند و شبه‌جمله منادا نام دارند. مثلاً‌ «سعدیا» در «سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز»

البته اصواتی نیز وجود دارند که به ویٰژه برای حیوانات به کار می‌روند؛ مانند «کیش کیش» برای دور کردن پرندگان.

جمله معترضه چیست؟

معترضه واژه‌ای عربی و به معنی «قرار گرفته بین دو چیز» است. جمله معترضه نقشی در مفهوم جمله اصلی ندارد و برای توضیح می‌آید. یعنی اگر جمله معترضه را حذف کنیم، خللی در معنی جمله اصلی وارد نمی‌شود. مثلاً در «استاد شجریان، روانش شاد باد، در آواز کم‌نظیر بود»، جمله معترضه «روانش شاد باد» برای دعا آمده و تأثیری در مفهوم جمله اصلی ندارد. به عنوان مثالی دیگر، در «احمد، برخلاف آنچه ظاهرش نشان می‌دهد، جوان مهربانی است» جمله معترضه «برخلاف آنچه ظاهرش نشان می‌دهد» را می‌توان بدون ایجاد مشکل در مفهوم جمله اصلی حذف کرد. جمله معترضه را درون دو علامت تیره (-) نیز قرار می‌دهند.

معرفی فیلم آموزش فارسی پایه هشتم فرادرس

آموزش فارسی پایه هشتم

یکی از آموزش‌های دوره متوسطه فرادرس، فیلم آموزش فارسی پایه هشتم است که همه ۱۷ درس را پوشش می‌دهد و در ۷ ساعت و ۱۰ دقیقه تدوین شده است. در این آموزش، با آرایه های ادبی از قبیل تشبیه، واج‌آرایی، کنایه، جناس، قالب‌های شعر فارسی، ادبیات تعلیمی و… با مثال‌های متنوع آشنا می‌شوید. همچنین در بخش دانش‌های زبانی، نکات فراوانی را درباره اجزای جمله، گروه‌های اسمی و انواع وابسته‌های پیشین و پسین یاد می‌گیرید. علاوه بر این، با داستان‌هایی از زندگی شاعران و نویسندگان آشنا می‌شوید و ابیات و اصطلاحات مهم شعرها را به سادگی فرا می‌گیرید.

اگر این مطلب برای شما مفید بوده است، آموزش‌ها و مطالب زیر نیز به شما پیشنهاد می‌شوند:

سید سراج حمیدی (+)

سید سراج حمیدی دانش‌آموخته مهندسی برق است و به ریاضیات و زبان و ادبیات فارسی علاقه دارد. او آموزش‌های مهندسی برق، ریاضیات و ادبیات مجله فرادرس را می‌نویسد.

بر اساس رای 46 نفر

آیا این مطلب برای شما مفید بود؟

نظر شما چیست؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برچسب‌ها