ادبیات, علوم انسانی 4780 بازدید

در آموزش‌های قبلی مجله فرادرس درباره صفت و انواع آن بحث کردیم. در این آموزش، می‌خواهیم بدانیم فعل چیست و با انواع مختلف آن آشنا شویم.

اگر بخواهیم جمله را به دو قسمت تقسیم کنیم، «نهاد» و «گزاره» را خواهیم داشت. نهاد بخشی از جمله است که درباره آن خبر می‌دهیم و گزاره آن خبری است که درباره نهاد گفته می‌شود. مثلاً اگر بگوییم «فارسی زبان رسمی ایران است.» درباره «فارسی» خبرِ «زبان رسمی ایران است» را گفته‌ایم. بنابراین، «فارسی» نهاد و «زبان رسمی ایران است» گزاره است.

فعل چیست و چه نقشی در جمله دارد؟

اکنون که با تعریف نهاد و گزاره آشنا شدیم، به سه جمله زیر توجه کنید:

  1. «احمد» «در دوران مدارسه دانش‌آموز خوبی بود
  2. «آب» «ریخت
  3. «من» «قصد دارم به جایی دوردست بروم

در گزاره‌های بالا، واژه‌هایی وجود دارند که نمی‌توان آن‌ها را حذف کرد. «بود»، «ریخت» و «بروم» بخش‌هایی هستند که نمی‌توان آن‌ها را حذف کرد، زیرا در این صورت، معنی جمله ناقص می‌شود. این اجزا را «فعل» (Verb) می‌گوییم. این کلمات کار یا حالتی را بیان می‌کنند که در گذشته، حال یا آینده روی داده، می‌دهد یا خواهد داد.

بنابراین، در پاسخ به این پرسش که فعل چیست می‌توان گفت که فعل واژه‌ای است که بر انجام دادن کاری یا اتفاق افتادن چیزی یا داشتن حالتی در گذشته، حال و آینده دلالت می‌کند. فعل معمولاً در آخر جمله می‌آید. عبارتی که در آن فعل وجود نداشته باشد، جمله نیست.

ساختمان فعل

فعل‌های زبان فارسی از نظر ساختمان به سه دسته ساده، پیشوندی و مرکب تقسیم می‌شوند.

فعل ساده

«فعل ساده» فعلی است که از یک بن مشخص ساخته شده و قابل تجزیه نیست. بردن، رفتن، آمدن، خوردن و… از این دسته فعل‌ها هستند.

فعل پیشوندی

گاهی فعل از یک پیشوند به علاوه یک فعل که از یک بن اصلی تشکیل شده به دست می‌آید؛ به گونه‌ای که افزودن پیشوند معنی فعل اصلی را تغییر می‌دهد. مثلاً فعل ساده «آمدن» را در نظر بگیرید. با این فعل، می‌توان فعل‌های پیشوندی زیر را ساخت:

  • در آمدن: وارد شدن
  • فرود آمدن: پیاده شدن
  • باز آمدن: بازگشتن
  • و…

فعل مرکب

فعل‌های مرکب از ترکیب یک اسم یا صفت با یک فعل ساخته می‌شوند، به گونه‌ای که مجموع کلمات آن‌ها تنها یک معنی واحد خواهد داشت:

  • نام + نهادن: نامیدن
  • سؤال + کردن: پرسیدن
  • آسوده + شدن: آسودن
  • و…

حالت‌های فعل

حالت‌های فعل را می‌توان از دو دیدگاه زمان و شخص بیان کرد.

حالت‌های فعل از نظر زمان

همان‌طور که می‌دانیم، زمان سه حالتِ گذشته، حال و آینده دارد و بر همین اساس، فعل نیز در حالت کلی به این سه دسته تقسیم می‌شود. حال وقتی است که جمله را بیان می‌کنیم. گذشته یا ماضی مرحله‌ای قبل از بیان جمله و آینده یا مستقبل مربوط به بعد از ادای جمله است.

حالت‌های فعل از نظر شخص

فعل همیشه بر یک از سه شخص «گوینده»، «شنونده» و «شخص دیگر» دلالت می‌کند. مثلاً فعل «رفتم» را گوینده آن ادا کرده است، فعل «می‌روی» خطاب به شنونده است و «شنید» درباره دیگر شخص است. بنابراین، می‌توان گفت که هر فعل، زمان، شخص و مفهوم کار را نشان می‌دهد.

فعل مفرد و جمع

همان‌طور که گفتیم، فعل را به خودمان، طرف مقابلمان یا فردی که حضور ندارد نسبت می‌دهیم. این‌ها را به ترتیب، اول شخص، دوم شخص و سوم شخص می‌نامیم. مثلاً داریم:

  1. «رفتم» اول شخص است.
  2. «بخوابید» دوم شخص است.
  3. «خوردند» سوم شخص است.

فعل‌های اول شخص، دوم شخص و سوم شخص می‌توانند درباره یک نفر بیان شوند یا چند نفر. فعلی را که فقط برای یک نفر بیان می‌شود، «فعل مفرد» می‌نامیم و در مقابل، فعلی که به بیش از یک نفر نسبت داده می‌شود، «فعل جمع» گفته می‌شود.

بنابراین، همان‌طور که پی برده‌اید، با این شش صورت روبه‌رو خواهیم بود: اول شخص مفرد، دوم شخص مفرد، سوم شخص مفرد، اول شخص جمع، دوم شخص جمع، سوم شخص جمع.

برای مثال، فعل «خواندن» به این شش صورت نوشته می‌شود: خواندم، خواندی، خواند، خواندیم، خواندید، خواندند.

برای آشنایی با مباحث دستور زبان فارسی دبیرستان و پاسخ به پرسش فعل چیست و چه انواعی دارد، پیشنهاد می‌کنیم به مجموعه آموزش‌های دروس دبیرستان و پیش دانشگاهی فرادرس مراجعه کنید که لینک آن در ادامه آورده شده است.

ساخت فعل

شش صورت بالا را می‌توانیم به شکل «می‌خوانم، می‌خوانی، می‌خواند، می‌خوانیم، می‌خوانید، می‌خوانند» یا «خواهم خواند، خواهی خواند، خواهد خواند، خواهیم خواند، خواهید خواند، خواهند خواند» نیز بنویسیم. همان‌طور که متوجه شده‌اید، در دو مورد اخیر، زمان‌ها تغییر کرده‌اند. این صورت‌های مختلف را که از آن‌ها می‌توان زمان یا شخص فعل را دریافت، صیغه یا ساخت می‌نامیم.

بنابراین، می‌توانیم این‌گونه بنویسیم:

  • «نوشتم» صیغه ماضی اول شخص مفرد از «نوشتن» است.
  • «می‌رود» صیغه مضارع (حال و آینده) سوم شخص مفرد از «رفتن» است.

بن و شناسه فعل چیست ؟

اما بن و شناسه فعل چیست ؟ برای پاسخ به این پرسش، بار دیگر، شش صورت فعل «خواندن» را در نظر بگیرید: خواندم، خواندی، خواند، خواندیم، خواندید، خواندند. می‌بینیم که جزء ثابت «خواند»‌ در همه صورت‌ها بدون تغییر وجود دارد. به جزء ثابت، «بن فعل» یا «ماده فعل» می‌گوییم. در واقع، بن فعل حاوی معنی اصلی فعل است.

اما آن بخش از شش صورت فعل بالا که تغییر می‌کنند و از روی آن‌ها می‌توانیم شخص و مفرد یا جمع بودن فعل را تشخیص دهیم، «شناسه فعل» نام دارند.

بن ماضی و بن مضارع فعل چیست ؟

دیدیم که بن فعل در صیغه‌های مختلف یکسان است و تغییر نمی‌کند. هر فعل دو بن دارد که با هریک از آن‌ها یک دسته صیغه ساخته می‌شود.

مثلاً فعل «خواندن» را در نظر بگیرید. چند صیغه این فعل به شرح زیر است:

  • دسته اول: خواندم، می‌خواندم، خوانده باشم، خوانده بودم
  • دسته دوم: می‌خوانم، بخوان، بخوانم

همان‌گونه که می‌بینیم، در فعل‌های دسته اول «خواند» و در فعل‌های دسته دوم «خوان» ثابت هستند. «خواند» فعل‌های ماضی را می‌سازد و «خوان» برای فعل‌های زمان‌های حل و آینده به کار می‌رود. بنابرین، بن مفعل‌های دسته اول را «بن ماضی» و بن فعل‌های دسته دوم را «بن مضارع» می‌نامیم. بن ماضی همان سوم شخص مفرد ماضی فعل است. بن مضارع نیز با امری کردن فعل و حذف «بـ» از ابتدای آن به دست می‌آید.

در نهایت، در بعضی صیغه‌های فعل یک «جزء پیشین» دارد که «می» و «بـ» هستند. بنابراین، اگر بخواهیم ساختار صیغه «می‌نوشتم» و «بخوانم» را بنویسیم، این‌گونه است:

  • می‌نوشتم: (می‌: جزء پیشین) + (نوشت: بن) + (ـم: شناسه)
  • بخوانم: (خوان: بن) + (ـم: شناسه) + (بـ: جزء پیشین)

وجوه فعل

اما وجوه مختلف فعل چیست و چه مفهومی دارد؟ در ادامه، وجوه مختلف فعل را معرفی می‌کنیم.

وجه اخباری و التزامی فعل چیست ؟

گاهی فعل برای خبر دادن در مورد کار یا حالتی آورده می‌شود. در این حالت، فعل را «اخباری» می‌گوییم یا به بیان بهتر، می‌گوییم وجه فعل اخباری است. در وجه اخباری، گوینده به رخ دادن فعل یا حالت اطمینان دارد. مثلاً فعل این جملات وجه اخباری دارد:

  • باران بارید.
  • علی به مدرسه رفت.
  • دیروز شنبه بود.
  • تهران پایتخت ایران است.

اما اگر وقوع فعل قطعی نباشد، وجه آن التزامی است. در واقع، وجه فعل التزامی دلالت بر کاری است که باید انجام بگیرد یا شاید انجام گرفته باشد یا می‌خواهیم انجام شود. در این وجه، وقوع فعل التزامی وابسته به وقوع یک فعل دیگر است و به همین دلیل به آن التزامی می‌گوییم. التزام به معنی وابسته بودن است. مثلاً فعل‌های این جملات همه وجه التزامی دارند:

  • می‌خواهم بخرم.
  • باید دیده باشی.
  • بهتر است نیاید.
  • حواست باشد داستان را نگویی.

وجه امری و شرطی فعل چیست ؟

گاهی فعل به گونه‌ای است که بر فرمان دادن دلالت دارد:

  • فردا به بازار برو.
  • این کلید را برای او ببر.
  • با دوستت مشورت کن.
  • کتاب‌هایتان را باز کنید.

فعل‌های جملات بالا «وجه امری» دارند.

گاهی فعل به گونه‌ای است که به شرط رخ دادن فعل دیگر انجام می‌شود. فعل‌هایی که این چنین کاری را بیان کنند، دارای «وجه شرطی» هستند:

  • اگر تلاش کنی، موفق می‌شوی.
  • اگر دروغ بگویی، به جایی نخواهی رسید.
  • اگر هوا گرم آفتابی باشد، گرم می‌شود.
  • اگر ورزش کنی، سالم می‌مانی.

فعل ماضی

در این بخش، به این پرسش پاسخ می‌دهیم که فعل ماضی چیست و انواع آن چه هستند. به طور خلاصه، فعل‌هایی که بر گذشته دلالت می‌کنند، پنج مورد زیر هستند: ماضی ساده، ماضی نقلی، ماضی استمراری، ماضی بعید و ماضی التزامی.

به جملات زیر دقت کنید:

  • محمود به مدرسه رفت.
  • محمود به مدرسه رفته است.
  • محمود هر روز به مدرسه می‌رفت.
  • وقتی من رسیدم، محمود رفته بود.
  • محمود باید مدرسه رفته باشد.

همان‌طور که می‌بینیم، همه جمله‌ها ساخت‌هایی از فعل «رفتن» هستند و از طرفی، بر انجام کاری در گذشته دلالت دارند.

ماضی ساده یا مطلق

وقتی فعل بر عملی که یک بار در گذشته انجام شده و پایان پذیرفته است دلالت کند، فعل «ماضی مطلق» یا «ماضی ساده» نام دارد.

ماضی ساده

ماضی نقلی

گاهی فعل به گونه‌ای است که در گذشته انجام شده، اما اثر آن کار تا زمان حال باقی است. مثلاً وقتی می‌گوییم «محمود به مدرسه رفته است»، منظورمان این است که محمود به مدرسه و هنوز آنجاست. یا وقتی می‌گوییم «من این شعر را شنیده‌ام» یعنی این شعر را شنیده و هنوز آن را به خاطر دارم. این صیغه را «ماضی نقلی» می‌گویند.

ماضی نقلی

ماضی استمراری

در جمله «محمود هر روز به مدرسه می‌رفت»، ساخت «می‌رفت» بیان کننده کاری است که در گذشته انجام شده و تکرار نیز داشته است. اما لحظه تمام شدن فعل را نمی‌دانیم. این فعل را «ماضی استمراری» می‌نامیم.

ماضی استمراری 

ماضی بعید

در جمله «وقتی من رسیدم، محمود رفته بود»، از فعلی خبر می‌دهیم که قبل از وقوع فعل گذشته دیگری رخ داده باشد. این صیغه را «ماضی بعید» می‌نامیم.

ماضی بعید 

ماضی التزامی

در جمله «محمود باید به مدرسه رفته باشد» درباره فعلی صحبت می‌کنیم که وقوع آن در گذشته لازم بوده، اما یقین نداریم انجام شده باشد. این صیغه را «ماضی التزامی» می‌نامیم.

ماضی التزامی

فعل حال و آینده

وقتی کسی از شما می‌پرسد: «چه می‌خوانی؟»، در واقع، منظور گوینده این است که در همین لحظه چه می‌خوانید. زمانی که شما پاسخ می‌دهید: «کتاب می‌خوانم»، مقصودتان این است که در همین لحظه مشغول به این کار هستید. در حقیقت، با فعل «می‌خوانم» درباره کاری صحبت می‌کنید که کمی قبل‌تر از زمان کنونی آغاز شده و هنگام گفتن جمله نیز دوام دارد و هنوز به پایان نرسیده است.

زمان حال

در جمله «زمین به دور خودش می‌چرخد»، فعلی وجود دارد که دائمی است. یعنی اگر گوینده آن را به کار ببرد، مانند این است که آن خبر در همان زمان انجام می‌شود.

فعل حال

جمله «الآن می‌روم» فعلی را مشخص می‌کند که در آینده انجام می‌شود، اما آغاز آن پس از گفتن جمله است.

فعل مضارع

اما هنگامی که جمله «روزی به دیار خودم برمی‌گردم» را به کار می‌برید، از کاری سخن می‌گویید که در آینده رخ خواهد داد.

آینده

بنابراین، می‌توان به طور خلاصه گفت که در زبان فارسی یک صیغه فعل هم بر زمان حال و هم بر زمان آینده دلالت دارد و می‌توان آن را در هر دو مورد به کار برد. این صیغه «مضارع» نام دارد.

مضارع اخباری

گاهی فعل مضارع خبری را بیان می‌کند که در حال یا آینده رخ می‌دهد و آن را «مضارع اخباری» می‌نامیم. مثلاً می‌روم، می‌خواند، می‌شنویم، می‌بندید و… مضارع اخباری هستند.

مضارع اخباری

مضارع التزامی

هنگامی که مضارع فعلی را بیان کند که وقوع آن حتمی نیست، اما قصد انجام آن وجود دارد یا ممکن است انجام شود، آن صیغه را «مضارع التزامی» می‌گوییم. دلیل استفاده از واژه التزامی این است که فعل وابسته به وقوع فعل دیگری است. «شاید بروم» مثالی از کاربرد این فعل است.

مضارع التزامی

مضارع مستقبل یا آینده

صیغه دیگری که وجود دارد، «مضارع مستقبل» است. این فعل تنها بر آینده دلالت دارد و مفهوم حال در آن وجود ندارد. مضارع مستقبل با فعل «خواستن» همراه است. یعنی می‌گوییم: خواهم رفت، خواهم برد، خواهم پوشید و… .

مضارع مستقبل

فعل لازم و متعدی

به دو جمله زیر دقت کنید:

  1. رضا رفت.
  2. رضا خرید.

فعل «رفت» در جمله اول معنی کاملی دارد و شنونده آن با شنیدنش مفهوم آن را در می‌یابد. اما در جمله دوم، فعل «خرید» وجود دارد که مخاطب با شنیدن آن، اولین پرسشی که در ذهنش ایجاد می‌شود این است که «چه چیزی خرید؟».

اما جمله «رضا کیف خرید» معنی کاملی دارد. در این جمله، «کیف» مفعول است. به بیان ساده، فعل‌هایی که برای کامل شدن به مفعول نیاز ندارند، «فعل لازم» یا «فعل ناگذر» نامیده می‌شوند و فعل‌هایی را که با مفعول معنی پیدا می‌کنند، «فعل متعدی» یا « فعل گذرا» می‌نامیم.

در هر دو جمله «رضا رفت» و «رضا کیف خرید»، فاعل وجود دارد که «رضا» است. اما در جمله اول که فعل متعدی دارد، اثر کار از فاعل گذشته و به مفعول می‌رسد.

نکته جالبی که وجود دارد، این است که بعضی فعل‌ها هم لازم هستند و هم متعدی. برای مثال، فعل «ریخت» را می‌توان به دو صورت زیر به کار برد:

  1. آب ریخت.
  2. علی آب را ریخت.

فعل «ریخت» در جمله اول لازم و در جمله دوم متعدی است. این فعل‌ها را «دووجهی» می‌نامیم.

فعل معلوم و مجهول

به دو جمله زیر دقت کنید:

  1. نرگس سیب را از درخت چید.
  2. سیب از درخت چیده شد.

در جمله اول، تأکید بر فاعل بودن نرگس است و به صورت آشکارا به فاعل اشاره شده است. فعل‌هایی را که این‌گونه به فاعل نسبت داده می‌شوند، «فعل معلوم» می‌گوییم. در جمله‌ای که فعل آن معلوم باشد، نهاد فاعل است.

اما در جمله دوم، تأکید بر مفعول است و فعل به مفعول نسبت داده شده است. این‌گونه فعل‌ها «فعل مجهول» نامیده می‌شوند. در جمله‌ای که فعل آن مجهول باشد، نهاد مفعول است.

فعل امر و فعل دعا

«فعل امر» فعلی است که با به کار بردن آن، انجام کاری یا پذیرفتن حالتی را می‌خواهیم. فعل امر معمولاً به دو صورت دوم شخص مفرد و دوم شخص جمع بیان می‌شود. مثلاً بنویس، ببر، بیاورید، بخوانید و… .

«فعل دعا» به صورت امر یا مضارع التزامی به کار می‌رود. مثلاً «خداوند ایشان را بیامرزد.» یا «سلامت باشید.»

فعل تام و اسنادی

اما تعریف فعل تام و اسنادی و تفاوت این دو فعل چیست ؟ اغلب فعل‌هایی که به کار می‌بریم، از قبیل رفتن، بردن، خوردن و مانند این‌ها، انجام کاری خاص یا حالتی خاص را بیان می‌کنند. این فعل‌ها «فعل تام» یا «فعل خاص» نامیده می‌شوند.

دسته دیگری از فعل‌ها وجود دارند که معنی کاملی ندارند و برای نسبت دادن چیزی به چیز دیگر به کار می‌روند. از این فعل‌ها می‌توان به «است»، «شدن» و «بودن» و منفی آ‌ن‌ها اشاره کرد. به این فعل‌ها «فعل ربطی» یا «رابطه» یا «فعل عام» می‌گویند.

فعل کامل و ناقص

فعلی را که همه ساخت‌ها یا همان صیغه‌های آن رایج نیست، «فعل ناقص» می‌نامیم. مثلاً فعل «است» به صورت‌هایِ «هستم، هستی، هست، هستیم، هستید، هستند» و منفی آن‌ها به کار می‌رود و ساخت‌های دیگر این فعل وجود ندارد.

در مقابلِ فعل ناقص، «فعل کامل» قرار دارد که همه ساخت‌ها و زمان‌های آن وجود دارند و از آن‌ها استفاده می‌شود، مانند خوردن، رفتن و… .

فعل وصفی

فعل وصفی فعلی است که آن را با صفت مفعولی به کار می‌برند و فعل دیگری را در آخر می‌آورند. مثال زیر این فعل را به خوبی نشان می‌دهد:

«احمد به بازار رفته کتاب خرید.» این جمله در واقع به این صورت است: «احمد به بازار رفت و کتاب خرید.»

اگر این مطلب برای شما مفید بوده است، آموزش‌ها و مطالب زیر نیز به شما پیشنهاد می‌شوند:

سید سراج حمیدی (+)

«سید سراج حمیدی» دانش‌آموخته مهندسی برق است. او مدتی در زمینه انرژی‌های تجدیدپذیر فعالیت کرده، و در حال حاضر، آموزش‌های ریاضیات، مهندسی برق و بورس مجله فرادرس را می‌نویسد.

بر اساس رای 8 نفر

آیا این مطلب برای شما مفید بود؟

نظر شما چیست؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برچسب‌ها