ادبیات، علوم انسانی ۳۴۴ بازدید

در آموزش‌های پیشین مجله فرادرس، با صفت و انواع صفت آن آشنا شدیم. همچنین، به برخی از آن‌ها، از قبیل صفت بیانی، صفت مبهم و صفت نسبی پرداختیم. در این آموزش، با صفت فاعلی در فارسی آشنا می‌شویم و مثال‌هایی از آن را بررسی می‌کنیم.

مروری بر صفت و انواع آن

در دستور زبان، «صفت» لفظی است که چگونگی و حالت اسم یا جانشین اسم را بیان کند. همچنین، اسمی که صفت چگونگی و حالتش را بیان می‌کند، «موصوف» نامیده می‌شود. برای مثال، در «دزد دانا» دزد موصوف است و دانا صفت او.

اما انواع صفت چه هستند و از نظر معنی چگونه دسته‌بندی می‌شوند؟ در ادامه، انواع صفت را از نظر معنی مرور می‌کنیم.

  • صفت بیانی: گاهی صفت حالت یک اسم را بیان می‌کند. مثلاً در جمله «یک کفش چرمی خریدم» صفت «چرمی» بیان‌کننده جنس کفش است. یا در جمله «آن دفتر بزرگ را بیاور» صفت «بزرگ» بیانگر اندازه دفتر است. در جمله «کفش قهوه‌ای زیباست» نیز، «قهوه‌ای» رنگ کفش را توصیف می‌کند. صفت‌هایی از این نوع را صفت توصیفی یا بیانی می‌نامیم. در واقع، این صفت‌ها حالت و چگونگی اسم را بیان می‌کنند.
  • صفت شمارشی: گاهی صفت به گونه‌ای است که کمیت یک اسم را بیان می‌کند. مثلاً ممکن است نشان‌دهنده مقدار یا تعداد آن اسم یا ترتیبش است. برای مثال، در جمله «چهار کتاب خریدم» صفت «چهار» تعداد کتاب را مشخص می‌کند. یا در جمله «مدرسه ما در کوچه چهارم است» صفت «چهارم» ترتیب کوچه‌ را نشان می‌دهد. یا در جمله «بهار اومین فصل سال است» صفت «اولین» بیان کننده ترتیب فصل است.
  • صفت اشاره‌: گاهی برای مشخص کردن اسم، به آن اشاره می‌کنیم. مثلاً می‌گوییم: «آن کیف را بیاور» یا «آن مرد معلم است» در این جملات، کلمات «این» و «آن» به اسمی که در بر دارنده موصوف است اشاره می‌کنند و صفت اشاره‌ نام دارند.
  • صفت پرسشی: گاهی پیش می‌آید که درباره اسم پرسشی داریم و با یک صفت پرسشی آن را مطرح می‌کنیم. در جمله «کدام کیف را آوردی؟» صفت «کدام» پرسش درباره نوع کیف است. یا در جمله «چند کیف داری؟» صفت «چند» پرسش است از تعداد کیف. این صفت‌ها را صفت پرسشی می‌گوییم.
  • صفت مبهم: صفت مبهم صفتی است که ویژگی غیرمشخص بودن اسم را بیان می‌کند یا اسم را غیرمعین و نکره می‌کند یا اینکه تعداد را به‌طور غیردقیق نشان می‌دهد. صفت‌های مبهم عبارت‌اند از هر، هیچ، همه، فلان، خیلی، بسیار، کمی، قدری، بعضی، پاره‌ای، چند، دیگر. برای مثال، در جمله «هر کتابی که دوست داری بخر» صفت مبهم به کار رفته است.
  • صفت تعجبی: کلمات چه و عجب اگر پیش از اسم بیایند و مفهوم تعجب را برسانند، در دسته صفت‌های تعجبی قرار می‌گیرند. صفت‌های تعجبی معمولاً در موقعیت‌هایی که موضوعاتی از قبیل فراوانی، شگفتی، تحسین، و شدت وجود داشته باشد، به کار می‌روند.

برای آشنایی با موضوعات زبان و ادبیات فارسی مدرسه، پیشنهاد می‌کنیم به مجموعه آموزش‌های دروس دبیرستان و پیش دانشگاهی فرادرس مراجعه کنید که لینک آن در ادامه آورده شده است.

صفت بیانی چیست؟

گفتیم که چگونگی و ویژگی اسم را نشان می‌دهد. از نظر ساختار، صفت بیانی به دسته‌های زیر تقسیم می‌شود:

  • ساده
  • پیشوندی
  • میانوندی
  • پسوندی
    • فاعلی
    • مفعولی
    • نسبی
    • شباهت و رنگ
    • دارندگی
    • آمیختگی و آلودگی
    • نگهبانی
    • ترتیبی
  • مرکب
  • گروهی
  • سنجش
    • مطلق
    • تفضیلی
    • عالی

بنابراین، می‌بینیم که صفت فاعلی یکی از انواع صفت بیانی است که در ادامه به آن می‌پردازیم.

صفت فاعلی مشتق

صفت فاعلی صفتی است که بر کننده کار یا دارنده معنی دلالت می‌کند و در یکی از ساختارهای زیر ساخته می‌شود. دقت کنید که این ساختارها صفت فاعلی مشتق هستند.

  1. بن مضارع + نده: پرسنده، خواهنده، شناسنده، بافنده، تابنده، شنونده.
  2. بن مضارع + ان: ترسان، پرسان، خواهان، دمان، روان، دوان، پویان، سوزان، نالان، فروزان،‌ گدازان
  3. بن مضارع + ا: شکیبا، زیبا،‌ خوانا، بینا،‌ گویا، پویا، جویا
  4. بن ماضی و به‌ندرت بن مضارع + ار: برخوردار، خریدار، خواستار، برخودار، گرفتار، فروختار،‌ پرستار
  5. بن ماضی و بن مضارع + گار: آموزگار، پرهیزگار، آمرزگار، آفریدگار، کردگار، پروردگار
  6. اسم معنی و به‌ندرت صفت یا بن فعل: دادگر، سفیدگر، درودگر، توانگر، آهنگر، کارگر، پیروزگر، بیدادگر، خنیاگر، رامشگر
  7. اسم معنی و به‌ندرت صفت یا بن فعل: درودکار، تراشکار، ورزشکار، ستمکار، فراموشکار، مسامحه‌کار

صفت فاعلی مرکب

صفت فاعلی مرکب به سه دسته تقسیم می‌شود: صفت مرکب هسته‌دار، صفت مرکب متوازن و صفت مرکب بی‌هسته. در ادامه، هریک را توضیح می‌دهیم.

صفت فاعلی

صفت فاعلی مرکب هسته‌دار

صفت مرکب هسته‌دار از دو بخش ساخته شده است: اسم + صفت. در این نوع صفت‌ها، بخش صفت هسته است، زیرا به‌گونه‌ای می‌توان گفت که کل صفت مرکب از آن صفت هسته گرفته شده است. برای مثال، صفت مرکب «خوش‌اخلاق» را در نظر بگیرید. برای این صفت، می‌توان چنین بیان کرد که کل صفت مرکب از «خوش» گرفته شده است. از مثال‌های صفت مرکب هسته‌دار، می‌توان به ساده‌دل، نیک‌سیرت و... اشاره کرد.

یک ویژگی دیگر صفت مرکب هسته‌دار، این است که صفتی کلی دارد و معنایش با اسمی که بعد از آن قرار می‌گیرد، خاص می‌شود. برای مثال، همان صفت فاعلی مرکب «خوش‌اخلاق» را در نظر بگیرید. با صفت «خوش» می‌توانیم این صفت‌های مرکب را بسازیم: خوش‌آهنگ، خوش‌تراش، خوش‌اندام، خوش‌مزه، خوش‌فکر، خوش‌رو و...

در همه صفت‌های بالا، «خوش» هسته معنایی نام دارد و اسمی که معنای این صفت کلی را محدود می‌کند، وابسته نام دارد. بنابراین، در صفت مرکب هسته‌دار، یک صفت ساده داریم که معنایش را یک اسم محدود می‌کند.

صفت فاعلی مرکب متوازن

صفت مرکب متوازن از دو صفت ساخته می‌شود و، همان‌طور که از نامش برمی‌آید، این دو صفت توازن دارند و در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، بدین صورت که معنی نهایی صفت مرکب از مجموع معنی دو صفت ساخته می‌شود.

از مثال‌های این نوع صفت مرکب، می‌توان به فنی-اقتصادی، سیاسی-اجتماعی، ملی-مذهبی و... اشاره کرد. دقت کنید که تعداد صفت‌های تشکیل‌دهنده صفت مرکب متوازن می‌تواند بیش از دو مورد نیز باشد، مثلاً سیاسی-اقتصادی-فرهنگی.

صفت فاعلی مرکب بی‌هسته

این نوع صفت‌های مرکب، دو ترکیب ممکن دارند:

  • اسم + اسم: دل‌رحم، گل‌اندام
  • ضمیر + اسم: خودرأی

صفت‌های مرکب بی‌هسته به این دلیل هسته ندارند که هیچ‌کدام از اجزای آن‌ها کل صفت را با خود هم‌مقوله نکرده است. به عبارت دیگر، کل صفت از نظر معنایی نمی‌تواند در ذیل یکی از اسم‌ها قرار بگیرد.

اغلب صفت‌های مرکب زبان فارسی از نوع هسته‌دار هستند.

برخی از مثال‌های صفت فاعلی به‌صورت زیر است:

  • اسم/ ضمیر/ قید/ صفت+ بن حال فعل+ تَ نده: پاک‌کننده، آزاردهنده
  • اسم/ ضمیر/ قید/ صفت+ بن حال فعل: پیشتاز، مهمان‌نواز
  • اسم/ ضمیر/ قید/ صفت+ بن ماضی فعل+ ه: پیشتاخته، خودفروخته

اگر این مطلب برای شما مفید بوده است، آموزش‌ها و مطالب زیر نیز به شما پیشنهاد می‌شوند:

بر اساس رای ۱۲ نفر
آیا این مطلب برای شما مفید بود؟
شما قبلا رای داده‌اید!
اگر بازخوردی درباره این مطلب دارید یا پرسشی دارید که بدون پاسخ مانده است، آن را از طریق بخش نظرات مطرح کنید.

سید سراج حمیدی دانش‌آموخته مهندسی برق است و به ریاضیات و زبان و ادبیات فارسی علاقه دارد. او آموزش‌های مهندسی برق، ریاضیات و ادبیات مجله فرادرس را می‌نویسد.