ادبیات، علوم انسانی ۴۳ بازدید

دستورنویسان همواره معانی و کاربردهای متفاوتی برای انواع را در فارسی بیان کرده‌اند. در این آموزش از مجله فرادرس، به این موضوع چالش‌برانگیز و جذاب زبان فارسی می‌پردازیم.

سخنی با دانش‌آموزان

اغلب دستورنویسان زبان فارسی حرف «را» را حرف نشانه در نظر گرفته‌اند. برخی نیز آن را نقش‌نما پنداشته‌اند. عده دیگری این حرف را حرف اضافه دانسته‌اند. برخی دیگر نیز چنین گفته‌اند که با توجه به نقشی که «را» در جمله می‌تواند ایفا کند، می‌توان آن را حرف مفعولی در نظر گرفت. اگر کتاب‌های شعر و نثر فارسی را از آغاز تا کنون واکاوی کنیم، خواهیم دید که «را» در جایگاه حروف اضافه متنوعی از جمله از، به، با، بر، تا، در، درباره، در برابر، نزد و... آمده است. البته، مهم‌ترین کاربرد «را» که همه با آن آشناییم و بسیار آن را به کار می‌بریم، «را»ی مفعولی است.

همان‌طور که دیدیم، در منابع مختلف، گاه تعاریف متفاوتی برای انواع را در فارسی بیان می‌شود که گاهی این تعدد دانش‌آموزان را سردرگم می‌کند. در این آموزش، سعی کرده‌ایم انواع را در فارسی را در دو بخش شرح دهیم. بخش اول مباحث مدرسه کتاب‌های درسی مدرسه را پوشش می‌دهد و در بخش دوم، با جزئیات بیشتری که از مقاله‌های پژوهشی این زمینه اقتباس شده است، انواع را در فارسی را معرفی می‌کنیم. پیشنهاد می‌کنیم برای تسلط بیشتر بر موضوع، بخش دوم و مثال‌های آن را نیز مطالعه کنید. در ادامه، به معرفی مهم‌ترین انواع را در فارسی می‌پردازیم.

فیلم آموزشی مرتبط

انواع را در فارسی مدرسه

در کتاب‌های مدرسه انواع را در فارسی به دسته‌های زیر تقسیم شده است:‌

  • رای مفعولی
  • رای متممی
  • رای فک اضافه
  • رای مالکیت

رای مفعولی

رای مفعولی، همان‌گونه که از نامش پیداست، بعد از مفعول می‌آید. برای مثال، وقتی می‌گوییم «احمد کتابم را آورد»، در اینجا «را» رای مفعولی است. یا در بیت زیر از حافظ، رای مفعولی به کار رفته است:‌

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

در این بیت شاعر می‌گوید آن ترک شیرازی دل ما را به دست آورد که دل ما مفعول است. همچنین، در ادامه این بیت، سمرقند و بخارا مفعول هستند که را بعد از آن‌ها آمده است.

رای متممی

رای متممی یکی از انواع را در فارسی است که در اصل معنای متممی دارد.

برای مثال، در بیت زیر از حافظ، «آن غزال رعنا را» معادل «به آن غزال زیبا» است.

صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را
که سر به کوه و بیابان تو داده‌ای ما را

یا بیت زیر که باز هم رای متممی دارد و در واقع، منظور از «خدا را»، به خدا، برای خدا یا به‌خاطر خدا است:

دل می‌رود ز دستم، صاحبدلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

این نوع را در واقع در جایگاه حرف اضافه آمده است و به آن رای حرف اضافه نیز می‌گویند.

رای فک اضافه

رای فک اضافه شاید ظاهر سختی داشته باشد، اما درک آن آسان است. رای فک اضافه در ترکیب‌های اضافی (یعنی مضاف و مضاف‌الیه) می‌آید. با یک مثال ساده این موضوع را شرح می‌دهیم.

همان‌طور که می‌دانیم، ترکیب «باغِ احمد» یک ترکیب اضافی است که چنین ساختاری دارد:

باغ + کسره اضافه (ـــَــ) + احمد

وقتی رای فک اضافه داشته باشیم، ساختار بالا این‌گونه خواهد شد:

احمد + را + باغ

بنابراین، می‌بینیم که مضاف‌الیه به ابتدا جابه‌جا می‌شود و مضاف به انتها جابه‌جا خواهد شد.

بیت زیر از ایرج میرزا رای فک اضافه دارد. می‌بینیم که «او را آرنگ» معادل «آرنگ او» است.

از قضا خورد دم در به زمین
و اندکی سوده شد او را آرَنگ

نکته‌ای که باید به آن توجه داشته باشیم، این است که گاهی ممکن است بین مضاف‌الیه و مضاف در فک اضافه فاصله ایجاد شود.

برای مثال، در بیت زیر از عطار، با کمی دقت می‌بینیم که منظور از مصراع اول «گفت اگر جام جمِ تو شکست» است.

گفت اگر جام جم شکست تو را
دیگرى به از آنت بفرستم

را در ادبیات

رای مالکیت

رای مالکیت یکی دیگر از انواع را در فارسی است که معمولاً در جملات اسنادی می‌آید و همان‌طور که از نامش مشخص است، در جملاتی به کار می‌رود که به داشتن چیزی اشاره می‌شود.

برای مثال، جمله زیر را در نظر بگیرید:

هیچ‌کس را در حضورش راه نیست

می‌بینیم که معنی این جمله این است: «هیچ‌کس در حضورش راه ندارد.»

یا بیت زیر از مولوی که در آن، «عزم تماشا که راست» به‌معنی «چه کسی عزم تماشا دارد» است:

ما به فلک بوده‌ایم یار ملک بوده‌ایم
باز همان جا رویم جمله که آن شهر ماست

انواع را در فارسی (بیشتر بدانید)

در این بخش، با جزئیات بیشتری انواع را در فارسی را بررسی می‌کنیم. لازم به ذکر است که این بخش از مقاله «کاربردهای خاص «را» در برخی متون فارسی» نوشته «اصغر باباسالار» اقتباس شده است.

رای مفعولی

امروزه «را»ی مفعول صریح رایج‌ترین نوع از انواع را در فارسی است که در مکالمه و متون فارسی به‌وفور استفاده می‌شود. «را»ی مفعول صریح را به‌خوبی می‌شناسیم که پس از مفعول می‌آید. این نوع «را»ی مفعولی در جملاتی می‌آید که فعل آن‌ها گذرا یا متعدی است. فعل گذرا فعلی است که برای کامل شدن معنایش به مفعول نیاز دارد.

جمله‌های زیر مثال‌هایی از «را»ی مفعول صریح را نشان می‌دهند:

  • احمد را دیدم.
  • خانه را خریدم.
  • میوه‌ها را آوردم.
  • کتابِ تو را آورد.

بیت زیر از فردوسی را ببینید که در آن رای مفعولی به‌ کار رفته است:

ز تخت اندر آورد ضحاک را
سپردش سر و تاج او، خاک را

در بیت زیر از حافظ نیز «را»ی مفعولی دارد:

به خواری منگر ای مُنعِم، ضعیفان و نحیفان را
که صدرِ مجلسِ عشرت گدای رهنشین دارد

یا بیت زیر از خواجوی کرمانی را ببینید که در آن، «خواب خوش» گروه مفعولی (خواب مفعول و خوش صفت) است.

خواب خوش را به خواب می‌بینم
از غم چشم ناتوان شما

در بیت زیر نیز «را»ی مفعولی به کار رفته است:

یکی را به سر برند تاج بخت
یکی را به خاک اندر آرد ز تخت

رای حرف اضافه

در آموزش «حرف چیست؟ — حرف در زبان فارسی» درباره حرف در زبان فارسی مطالبی را بیان کردیم. دیدیم که حرف اضافه یک اسم یا گروهی اسمی را متمم یک کلمه دیگر می‌کند.

در گذشته، حرف «را» بیش از آنکه نشانه مفعول صریح باشد، در جایگاه حرف اضافه به کار رفته است. گاهی نیز همراه با حروف اضافه دیگر گروه‌های گسسته حرف اضافه می‌ساخته است. اما منظور از گروه گسسته حرف اضافه چیست؟ منظور این است که در گذشته، یک حرف اضافه قبل از اسم یا گروه اسمی می‌آمده و یک حرف اضافه بعد از آن. این امر برای تأکید بوده است.

در ادامه، مثال‌هایی از گروه گسسته حرف اضافه را آورده‌ایم.

به نظم اندر آری دروغ و طمع را
دروغ است سرمایه مر کافری را
(ناصرخسرو قبادیانی)

***

من از بهر این نامه شاه را
به فرمان به سر بسپرم راه را
(فردوسی)

***

از قضا را بود عالی منظری
بر سر منظر نشسته دختری
(عطار)‌

در ابیات بالا می‌بنیم که بین یک حرف اضافه و «را»، اسم آمده است.

انواع را در فارسی

برای آشنایی با موضوعات زبان و ادبیات فارسی مدرسه، پیشنهاد می‌کنیم به مجموعه آموزش‌های دروس دبیرستان و پیش دانشگاهی فرادرس مراجعه کنید که لینک آن در ادامه آورده شده است.

مثال‌هایی از رای حرف اضافه

در ادامه، به مهم‌ترین نمونه‌های «را»ی حرف اضافه می‌پردازیم.

در جمله زیر از تاریخ بیهقی، «را» در نقش حرف اضافه «در برابر» (محنت را = در برابر محنت) آمده است:

سوم پیراهن صبر پوشیده‌ام که محنت را هیچ چیزی چون صبر نیست

در جمله زیر، «را» به‌معنی «درباره» است:

فرمان آنکه احوال گذشته را بحث و استکشاف رود

در بیت زیر از مسعود سعد سلمان، «را» به‌معنی «به» (این روزگار شیفته را = به روزگار شیفته) است:

مسعود سعد دشمن فضل است روزگار
این روزگار شیفته را فضل کم نمای

در بیت زیر از فرخی سیستانی، «را» در جایگاه حرف اضافه و به‌معنی «تا» (شبانگاه را نماند = تا شبانگاه نماند) است:

روزی به رزمگاه شبانگاه را نماند
ناکشته هیچ دشمن او در دیار او

در بیت زیر از فردوسی، «را» به‌معنی «در» (اگر شب رسی روز را = اگر در شب رسی) است:

اگر شب رسی روز را بازگرد
بگویش که تنگ اندر آمد نبرد

در بیت زیر از نظامی، «را» به‌معنی «بر» (آب بریز آتش بیداد را = بر آتش بیداد آب بریز) به‌ کار رفته است:

آب بریز آتش بیداد را
زیرتر از خاک نشان باد را

فرخی سیستانی، در بیت زیر «را» را به‌جای حرف اضافه «با» (مرا باش = با من باش) به کار برده است:

نگارا من از آزمایش به آیم
مرا باش تا بیش از این آزمایی

در بیت زیر از حافظ، «را» در نقش حرف اضافه «با»ی قسم (خدای را = به خدا قسم) به کار رفته است:

طریق خدمت و آیین بندگی کردن
خدای را که رها کن به ما و سلطان باش

در بیت زیر از انوری، «را» در نقش حرف اضافه «از» (بیش سه دم را = بیش از سه دم) آمده است:

جمره است مگر خصم تو زیرا که نپاید
در هیچ عمل منصب او بیش سه دم را

یکی از کاربردهای جالب «را» برای مقابله است. در بیت زیر از فخرالدین اسعد گرگانی می‌بینیم که با به کار بردن را مقابله برداشت می‌شود (جفا دیدی جفا را = در مثابل جفا جفا دیدی):

جفا کردی جفا دیدی جفا را
وفا کن تا وفا بینی وفا را

گاهی «را» معنی موافق بودن و مطابق بودن را می‌رساند. بیت‌های زیر، به‌ترتیب، از انوری و مولوی، به‌خوبی این موضوع را نشان می‌دهند:

اینجا ز صواب رای عالیت
یک شغل نمی رود خطا را
(انوری)

***

قاعده هر روز را می‌جست شاه
که ببیند مسجد اندر نوگیاه
(مولوی)

گاهی «را» در نقش حرف اضافه برای بیان دلیل آوردن به کار می‌رود. بیت زیر از فردوسی این معنی را نشان می‌دهد:

یکی تازیانه بر آن تیزرو
بزد، خشم را نامبردار گو

در جمله زیر از تاریخ بیهقی نیز، این معنی مورد نظر بوده است:‌

گفتم وفا را تا قلعت رویم و چون وی را آنجا رسانند بازگردیم

یک مورد دیگر که «را» در آنجا نقش حرف اضافه دارد، در معنای «اختصاص» است. در بیت‌های زیر از فردوسی، این مورد به‌خوبی مشخص است:

جهان را چنین است ساز و نهاد
که جز مرگ را کس ز مادر نزاد

بپوشید جوشن همه کینه را
بسازید نو کین دیرینه را

بیت زیر از سعدی نیز همین نشان می‌دهد که «را» در نقش حرف اضافه اختصاص آورده شده است:

حکمت محض است اگر لطف جهان‌آفرین
خاص کند بنده‌ای مصلحت عام را

رای حرف اضافه در فارسی امروز

در فارسی امروز هم گاهی رای حرف اضافه به کار می‌رود. در این مواقع، را پس از اسمی می‌آید که نقش قید زمان یا مکان را ایفا می‌کند. برای مثال، وقتی می‌گوییم «روز را در کتابخانه می‌مانم»، حرف اضافه «را» پس از اسم «روز» آمده که قید زمان است. برای آشنایی با قید، به آموزش «قید چیست و انواع آن کدامند؟ — به زبان ساده» مراجعه کنید.

گاهی نیز را پس از فاعل یک جمله می‌آید و آن فاعل در نقش متمم قرار می‌گیرد. برای مثال، جملات زیر و تغییراتشان را ببینید.

  • این جنگل گریزی ندارد.
  • این جنگل را گریزی نیست.
  • دانش‌آموزان را بگویید درسشان را بخوانند.
فیلم آموزشی مرتبط

رای کسره اضافه

از دستور زبان فارسی می‌دانیم که اسم‌ها می‌توانند وابسته پیشین و پسین داشته باشند. اگر این وابسته‌ها بدون واسطه و بلافاصله در کنار اسم قرار بگیرند، گروه اسمی پیوسته می‌سازند، در غیر این صورت، گروه اسمی گسسته را تشکیل می‌دهند.

همان‌گونه که در آموزش‌های پیشین مجله فرادرس دیدیم، وابسته‌های اسم می‌توانند صفت‌هایی مانند صفت بیانی، مضاف‌الیه و... باشند.

همان‌طور که می‌دانیم، در فارسی امروز، ابتدا مضاف می‌آید و پس از آن مضاف‌الیه. برای مثال، وقتی می‌گوییم «باغِ احمد»، باغ که مضاف است، قبل از احمد که مضاف‌الیه است آمده است. در گذشته، مضاف‌الیه پیش از مضاف می‌آمده است و پس از مضاف نیز حرف «را». این «را» را «رای فک اضافه» نامیده‌اند. اما دستورشناسان جدید، این «را» را نشانه مضاف‌الیه در نظر می‌گیرند و در حکم کسره اضافه قرار می‌دهند.

اغلب پژوهشگران دستور زبان فارسی، چنین بیان می‌کنند که وقتی مضاف‌الیه پیش از مضاف بیاید و «را» پس از آن قرار گیرد، بهتر آن است که گروه اسمی را گسسته و «را» را نشانه حرف اضافه در نظر بگیریم.

در ادامه، نمونه‌هایی از این نوع «را» را بیان می‌کنیم.

در بیت زیر از جمال‌ادین عبدالرزاق، «حرص را میدان» معادل «میدانِ حرص» و «رزق را روزن» معادل «روزنِ رزق» است:

بس فراخ است حرص را میدان
سخت تنگ است رزق را روزن

در بیت زیر از حافظ، منظور از «دیده را روشنی» ترکیب اضافی «روشنیِ دیده» است:

یاد باد آنکه سر کوی توام منزل بود
دیده را روشنی از نور رخت حاصل بود

معادل «مرا نوبت» در بیت زیر از فردوسی، «نوبتِ من» است:‌

مرا بود نوبت، برفت آن جوان
ز دردش منم چون تنی بی‌روان

عبارت «بختیان را آوا» در بیت زیر از خاقانی، معادل ترکیب اضافی «آوایِ بختیان» است:

مقصد اینجاست ندای طلب اینجا شنوند
بختیان را ز جرس صبحدم آوا شنوند

در بیت زیر از حافظ، «مرا همت بلند» معادل «همتِ بلندِ من است. همچنین، «مرا طبع غم‌زدای» معادل ترکیب اضافی «طبعِ غم‌زدایِ من» است:

پست گشت مرا همّت بلند
زنگار غم گرفت مرا طبع غم‌زدای

«فلک را سقف» در بیت معروف زیر از حافظ، معادل «سقفِ فلک» است:

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم

رای فک اضافه

«رای فکّ اضافه» که به آن «رای فصل» نیز گفته می‌شود، از دستور زبان عربی وارد دستور زبان فارسی شده است. «فکّ» به‌معنی تفکیک و جدایی است. «را»ی فک اضافه یز به نوعی «را» گفته می‌شود که بین مضاف و مضاف‌الیه فاصله می‌اندازد و آن‌ها را از حالت اضافه خارج می‌کند.

رای فک اضافه نشانه مفعول صریح

در ابیات زیر، «را»ی فک اضافه و نشانه مفعول صریح به کار رفته است:

آزرده کرد کژدم غربت جگر مرا
گویی زبون نیافت ز گیتی مگر مرا
(ناصرخسرو قبادیانی)

***

گویی که حجتی تو و نالی به راه من
از نال خشک خیره چه بندی کمر مرا
(ناصرخسرو قبادیانی)

***

ز بهر زن و زاده و دوده را
بپیچد روان مرد فرسوده را
(فردوسی)

رای فک اضافه نشانه مفعول غیرصریح

در دو بیت زیر نیز «را» فک اضافه نشانه مفعول غیرصریح است:

در حال خویشتن چو همی ژرف بنگرم
صفرا همی برآید از انده به سر مرا
(ناصرخسرو قبادیانی)

***

با خاطر منور روشن‌تر از قمر
ناید به کار هیچ مقرّ قمر مرا
(ناصرخسرو قبادیانی)

رای فک اضافه نشانه مسندالیه

ابیات زیر «را»ی فک اضافه دارند که نشانه مسندالیه است.

هرچند مسکنم به زمین است روز و شب
بر چرخ هفتم است مجال سفر مرا
(ناصرخسرو قبادیانی)

***

دانم که نیست جز که به سوی تو ای خدا
روز حساب و حشر مفرّ و وزر مرا
(ناصرخسرو قبادیانی)

***

زمزم اگر ز آب‌ها چه پاک‌تر است
پاک‌تر از زمزم است ازار مرا
(ناصرخسرو قبادیانی)

***

چون نکنم جان فدای آنکه به حشر
آسان گردد بدو شمار مرا
(ناصرخسرو قبادیانی)

***

دل ز خرد گشت پر ز نور مرا
سر ز خرد گشت بی خمار مرا
(ناصرخسرو قبادیانی)

رای فک اضافه نشانه مسند

ابیات زیر «را»ی فک اضافه دارند که نشانه مسند است.

یار من امروز علم و طاعت بس
شاید اگر نیستی تو یار مرا
(ناصرخسرو قبادیانی)

***

هر کس همی حذر ز قضا و قدر کند
وین هر دو رهبرند قضا و قدر مرا
(ناصرخسرو قبادیانی)

***

چون نکنم بر کسی ستم نبود
حشمت آن محتشم به کار مرا
(ناصرخسرو قبادیانی)

***

هست بدو گشتم و زبان و سخن
هر دو بدو گشت پیشکار مرا
(ناصرخسرو قبادیانی)

نکته: دقت کنید که گاهی پیش می‌آید که بین مضاف و مضاف‌الیه گسست وجود دارد و «را» نیز در پایان قرار می‌گیرد، اما این «را» را نمی‌توان «را»ی فک اضافه در نظر گرفت، زیرا گاهی جمله به‌گونه‌است که کلمات دیگری مثل قید و فعل و... گروه‌های گسسته به‌وجود می‌آوردند. دو بیت زیر از صفای اصفهانی مثالی برای این موضوع است:

شهباز عشق پر فکند پر بند
این صعوه تخیل و تخمین را

سنگی که پای بنده او ساید
دندان شکست رفعت و پروین را

عزم تماشا که راست

رای زاید و تأکید

«را»ی زاید یکی از نواع را در فارسی است و همان‌گونه که از نامش برمی‌آید، در گذشته برای تأکید به کار می‌رفته است.

بیت‌های زیر از شاهنامی فردوسی «را»ی زاید دارند:

جهاندار هوشنگ باهوش گفت
بداریدشان را جدا جفت جفت

ببوسید پای و رکیب ورا
همی خیره گشت از نهیب ورا

یا بیت زیر از منوچهری:

رسم ناخفتن است و من از بهر تو را
بی وسن باشم همه شب، روز باشم با وسن

در بیت‌های زیر از سعدی نیز «را»ی زاید به کار رفته است:

من نیز اگرچه ناشکیبم
روزی دو برای مصلحت را

بنشینم و صبر پیش گیرم
دنباله کار خویش گیرم

نمونه دیگری از «را» آن است که «را»ی مفعولی برای تأکید تکرار می‌شود. دو بیت زیر از فردوسی مثال‌هایی برای این موضوع هستند:

از این پس برد بوم و مرز تو را
نیازارم از بهر ارز تو را

ز بهر یکی باز گم بوده را
برانداختم میهن و دوده را

رای همراه نهاد

در گذشته، گاهی «را» پس از نهاد می‌آمده است. ابیات زیر مثال‌هایی از این کاربرد را را نشان می‌دهند.

گر کرد این عزم کسی را ز تفکّر
نفرین کندی هرکس بر آزر بتگر
(ناصرخسرو قبادیانی)

***

چو دید آن درخشان درفش مرا
به گوش آمدش بانگ رخش مرا
(فردوسی)

***

یکی تاج با او بد و مهر
شاه شبان زاده را آرزو کرد گاه
(فردوسی)

رای همراه با فعل مجهول

در جملاتی که فعل مجهول داریم، در واقع فاعل حذف شده و مفعول در جایگاه نایب فاعل قرار گرفته است و «را»ی مفعول به‌طور طبیعی حذف می‌شود. اما در گذشته گاهی حرف «را» همراه با فعل مجهول استعمال می‌شده است.

در مثال زیر از کلیله و دمنه، این نوع را به کار رفته است:

اگر هنر کسی به مهمی که مقلّد آن باشد، خللی راه خواهد داد، او را از سر کار دور کرده شود و جانب مهمات را از آن خیانت صیانت نموده آید.

مثال‌‌هایی از انواع را در فارسی

در این بخش، مثال‌هایی از انواع را در فارسی را بررسی می‌کنیم.

ابیات زیر از پروین اعتصامی است و نوع رای به‌کاررقته در آن‌ها مشخص شده است.

  • رای فک اضافه:

گفت: نزدیک است والی را سرای، آنجا شویم
گفت: والی از کجا در خانه خمار نیست

  • رای حرف اضافه:

گفت: تا داروغه را گوئیم، در مسجد بخواب
گفت: مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست

  • رای مفعولی:

گفت: دیناری بده پنهان و خود را وارهان
گفت: کار شرع، کار درهم و دینار نیست

  • رای حرف اضافه:‌

گفت: باید حد زند هشیار مردم، مست را
گفت: هوشیاری بیار، اینجا کسی هشیار نیست

مثال را

مثال رای مفعولی

ابیات زیر، مثال‌هایی از رای مفعولی هستند.

جور خود را بر ضعیفان آزماید روزگار تیغ را
دائم برای امتحان بر مو زنند
(محمد قلی تسلیم)

***

ز چشم خویشتن آموختم رسم رفاقت را
که هر عضوی به درد آید به جایش دیده می‌گرید
(هادی رنجبر)

***

دل را به کف هرکه نهم باز پس آرد
کس تاب نگهداری دیوانه ندارد
(پژمان بختیاری)

***

ندانستیم فرصت را بدل نیست
ز دام این مرغ وحشی را پراندیم
(پروین اعتصامی)

***

ز جای گرم به تلخی زخواب می خیزند
مساز گرم در این تیره خاک دان جا را
(صائب تبریزی)

***

فریاد، که در کنج لب، آن خال سیه را
دل دانه گمان کرد و ندانست که دام است
(صافی اصفهانی)

***

عنان به دست فرومایگان مده زنهار
که در مصالح خود خرج می کنند تو را
(صائب تبریزی)

***

به پیری خاک بازیگاه طفلان می‌کنم بر سر
که شاید بشنوم زان خاک، بوی خردسالی را
(میرزا حسن راهب)

***

ز دست برد دلم را صفای ساعد او
گواه عاشق صادق در آستین باشد
(مخلص نراقی)

مثال رای فک اضافه

چند نمونه از رای فک اضافه نیز در ادامه آورده شده است.

یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود
دیده را روشنی از نور رخت حاصل بود

(حافظ)

***

و اگر جا پایی دیدیم، مسافر کهن را از پی برویم
(سهراب سپهری)‌

***

تا سلسله ی ایوان بگسست مداین را
در سلسله شد دجله چون سلسله شد پیچان

(خاقانی)

***

پرسید آن چنار که تو چند روزه‌ای
گفتا چنار سال مرا بیشتر ز سی است
(ناصرخسرو)

***

ساقیا برخیز و دردِه جام را
خاک بر سر کن غمِ ایام را

(حافظ)

***

گفتمش جام جم به دستم بود
طفل بودم ز جهل بشکستم

گفت اگر جام جم شکست تو را
دیگری به از آنت بفرستم
(عطار)

***

کسی را که همت بلند اوفتد
مرادش کم اندر کمند اوفتد
(سعدی)

مثال رای حرف اضافه

چند نمونه از رای حرف اضافه در ادامه آورده شده است.

هدیه می‌داد هر درویش را
تابیابد نطق مرغ خویش را
(مولوی)

***

حکیمی را پرسیدند که دوست بهتر یا برادر؟ گفت: برادر نیز دوست به
(عنصرالمعالی)

***

بدو گفت خندان که نام تو چیست
تن بی‌سرت را که خواهد گریست
(فردوسی)

***

مرا چشمی است خون افشان ز دست آن کمان ابرو
جهان بس فتنه خواهد دید ازآن چشم و از آن ابرو
(حافظ)

مثال رای مالکیت

در ادامه، مثال‌هایی برای رای مالکیت بیان شده است.

گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید
هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور
(حافظ)

***

کافری را غلامی بود مسلمان صاحب گوهر
(مولوی)

***

مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست
یا شب و روز به جز فکر توام کاری هست
(سعدی)

فیلم آموزشی مرتبط

جمع‌بندی

در این آموزش از مجله فرادرس، با انواع را در فارسی آشنا شدیم و ویژگی‌های هریک را همراه با مثال‌های متنوعی بیان کردیم.

اگر این مطلب برای شما مفید بوده است، آموزش‌ها و مطالب زیر نیز به شما پیشنهاد می‌شوند:

بر اساس رای ۹ نفر
آیا این مطلب برای شما مفید بود؟
شما قبلا رای داده‌اید!
اگر بازخوردی درباره این مطلب دارید یا پرسشی دارید که بدون پاسخ مانده است، آن را از طریق بخش نظرات مطرح کنید.

سید سراج حمیدی دانش‌آموخته مهندسی برق است و به ریاضیات و زبان و ادبیات فارسی علاقه دارد. او آموزش‌های مهندسی برق، ریاضیات و ادبیات مجله فرادرس را می‌نویسد.

2 نظر در “انواع را در فارسی — ادبیات به زبان ساده + مثال و تمرین

نظر شما چیست؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مشاهده بیشتر