زبان انگلیسی ۲۴۳۱ بازدید

زبان انگلیسی از فعل‌های متعددی تشکیل شده است. فعل در انگلیسی از اجزاء مهم جمله محسوب می‌شود و نحوه وقوع عمل را نشان می‌دهد. بعضی از افعال انگلیسی، از فعل و حرف اضافه تشکیل شده‌اند که به آن‌ها «افعال دوقسمتی» می‌گویند. در بعضی موارد می‌توان اجزاء افعال دوقسمتی را از هم جدا کرد که «افعال جداشدنی» نام دارند. اما برخی از آن‌ها را نمی‌توان جدا کرد که به آن «افعال جدانشدنی» می‌گوییم. در این آموزش قصد داریم افعال جدا نشدنی در انگلیسی را توضیح دهیم و تفاوت آن را با افعال جداشدنی بررسی کنیم.

افعال عبارتی در انگلیسی

وقتی فعل همراه با حرف اضافه به کار برود، معنی متفاوتی پیدا خواهد کرد و در دسته «افعال دوقسمتی» یا «افعال عبارتی» (Phrasal Verbs) قرار می‌گیرد. به مثال زیر دقت کنید.

I called Jen to see how she was.

من با «جن» تماس گرفتم تا ببینم حالش چطور است.

(در این مثال، فعل «call» در مفهوم اصلی خود، یعنی تماس گرفتن به کار رفته است.)

They've called off the meeting.

آن‌ها جلسه را لغو کردند.

(در این مثال، «call off» فعل عبارتی است و معنی آن با «call» تفاوت دارد.)

افعال عبارتی در زبان انگلیسی از اهمیت زیادی برخوردارند و کاربردهای فراوانی دارند. از طرف دیگر، به دلیل این که معنای آن‌ها در مقایسه با حالت اصلی فعل تغییر می‌کند، یادگیری آن‌ها کمی پیچیده خواهد شد. بهترین راه برای آشنایی با افعال عبارتی این است که آن‌ها را به دسته‌های کوچک‌تر تقسیم کنیم و نحوه استفاده از آن‌ها را در جمله و به‌کمک مثال‌های متعدد تمرین کنیم.

افعال عبارتی به دو دسته زیر تقسیم می‌شوند:

  • «افعال جداشدنی» (Separable Verbs)
  • «افعال جدانشدنی» (Inseparable Verbs)
فیلم آموزشی مرتبط

افعال عبارتی ممکن است از سه قسمت نیز تشکیل شوند که در این حالت فعل و دو حرف اضافه وجود دارد. برای این‌که با ساختار افعال عبارتی آشنا شوید، چند مثال آورده‌ایم.

This is the form. Please can you fill it in?

این فرم است. ممکن است آن را پر کنید؟

Why are you bringing that argument up now?

چرا الآن دارید آن بحث را پیش می‌کشید؟

Police are looking into connections between the two crimes.

پلیس در حال بررسی ارتباط بین دو جنایت است.

We need to come up with a solution.

ما باید به راه‌حلی برسیم.

افعال لازم و متعدی در انگلیسی

به طور کلی، فعل در انگلیسی به دو دسته تقسیم می‌شود که عبارت‌ است از:

  • فعل لازم یا ناگذر (Intransitive Verbs)
  • فعل متعدی یا گذرا (Transitive Verbs)

به منظور آشنایی بیشتر با افعال جداشدنی و جدانشدنی، ابتدا لازم است تعریف و کاربرد افعال لازم و متعدی را بدانید. بنابراین، در ادامه این آموزش، توضیح مختصری درباره آن‌ها ارائه داده‌ایم.

فعل لازم در انگلیسی

فعل لازم فعلی است که به مفعول نیاز ندارد. در واقع، بدون مفعول نیز جمله کامل است و اطلاعات کافی در اختیار ما قرار می‌دهد. مثال زیر را در نظر بگیرید.

He arrived.

او رسید.

در این مثال، فاعل عمل را انجام داده و دیگر نیازی نیست که از مفعول برای انجام کار استفاده شود. در واقع، اگر بخواهیم بعد از فعل «arrive» مفعول به کار ببریم، جمله نادرست خواهد بود. بنابراین، «arrive» فعل لازم است. برای آشنایی بیشتر با افعال لازم در انگلیسی، به چند مثال دیگر توجه کنید.

We arrived around midday.

نزدیک ظهر رسیدیم.

She sneezed loudly.

او با صدای بلند عطسه کرد.

Your baby cries a lot.

نوزاد شما خیلی گریه می‌کند.

His grandfather died last year.

پدربزرگش سال گذشته فوت کرد.

The rain fell heavily.

باران به‌شدت بارید.

افعال لازم و متعدی در انگلیسی

فعل متعدی در انگلیسی

فعل متعدی، برعکس فعل لازم، به مفعول نیاز دارد. جمله زیر را در نظر بگیرید.

 She bought.

من خریدم.

فیلم آموزشی مرتبط

بدون شک بعد از دیدن این جمله می‌پرسید: «چه چیزی خرید؟» بنابراین جمله فوق کامل نیست، زیرا اطلاعات کافی به ما نمی‌دهد. در واقع فعل «bought» که گذشته فعل «buy» است، فعل متعدی به شمار می‌رود و همان‌طور که در تعریف فعل متعدی گفتیم، برای کامل شدن جمله به مفعول نیاز دارد. مفعول فعل متعدی می‌تواند اسم یا ضمیر باشد. بنابراین، شکل درست جمله فوق به صورت زیر خواهد بود:

She bought a car.

او ماشین خرید.

(در این مثال، کلمه «car» مفعول جمله و اطلاعات آن را تکمیل کرده است.)

به چند مثال دیگر توجه کنید تا با کاربرد افعال متعدی در جمله بیشتر آشنا شوید.

We enjoyed the concert.

از کنسرت لذت بردیم.

I opened the door.

من در را باز کردم.

She kicked the ball.

او توپ را شوت کرد.

He took me to a restaurant.

او مرا به رستوران برد.

(این مثال، دو مفعول «me» و «restaurant» دارد.)

I saw an accident.

من یک تصادف دیدم.

He copied my answer.

او پاسخ مرا کپی کرد.

نکته: برخی از فعل‌های انگلیسی هم می‌توانند متعدی باشند و هم لازم، مانند مثال زیر:

You have grown since I last saw you.

نسبت به آخرین باری که تو را دیدم، بزرگ شده‌ای.

(«grow» در اینجا به عنوان فعل لازم به کار رفته است.)

∗∗∗

You have grown a beard since I last saw you.

نسبت به آخرین باری که تو را دیدم، ریش داری.

(«grow» در این مثال به عنوان فعل متعدی به کار رفته و مفعول آن «beard» است.)

تشخیص افعال جدا نشدنی در انگلیسی

افعال جدا نشدنی در انگلیسی چیست ؟

همان‌طور که اشاره کردیم، افعال عبارتی به دو دسته افعال جداشدنی و جدانشدنی تقسیم می‌شوند. افعال جداشدنی، افعالی هستند که در آن‌ها، دو بخش فعل عبارتی، یعنی فعل و حرف اضافه را می‌توان با قرار دادن مفعول بینشان از هم جدا کرد. اما در افعال جدا نشدنی، فعل و حرف اضافه از هم جدا نمی‌شوند و مفعول در انتهای فعل می‌آید. یکی از افعال جدا نشدنی در انگلیسی که کاربرد فراوانی در مکالمات غیررسمی دارد، فعل «run into» به معنای «شخصی را اتفاقی دیدن» است. یه مثال زیر و شکل‌ درست و نادرست آن توجه کنید.

I always run into Molly at the mall. (درست)

من همیشه در مرکز خرید، «مولی» را اتفاقی می‌بینم.

I always run Molly into at the mall. (نادرست)

I always run Molly at the mall into. (نادرست)

جمله اول درست است، زیرا «run into» فعل جدانشدنی است و «Molly» که نقش مفعول را دارد بعد از فعل و حرف اضافه آمده است. اما دو جمله بعدی نادرست هستند، زیرا اجزاء فعل از هم جدا شده و مفعول بین آن‌ها قرار گرفته است. به همین دلیل است که به این نوع فعل‌ها، افعال جدانشدنی می‌گوییم.

نکته: افعال جداشدنی و جدانشدنی هر دو جزو افعال متعدی هستند. بنابراین همواره از یک فعل متعدی و یک حرف اضافه تشکیل شده‌اند.

فیلم آموزشی مرتبط

روش تشخیص افعال جدا نشدنی در انگلیسی

فعل جدانشدنی را نمی‌توان از هم جدا کرد. اما اجزاء فعل جداشدنی با کلمات دیگر از هم جدا می‌شود. بنابراین، راه تشخیص افعال جدانشدنی در جمله این است که بین اجزاء فعل کلمه دیگری قرار دهیم. اگر مشکلی در ساختار جمله ایجاد نشود، یعنی فعل جداشدنی است، اما اگر جمله از حالت عادی خارج شود، در آن صورت فعل جدانشدنی خواهد بود. در حالت کلی، بهترین راه تشخیص این افعال مراجعه به دیکشنری است. در ادامه با چند مثال، توضیح کامل‌تری در این خصوص ارائه داده‌ایم.

I came across my friend’s lost pen while arranging my locker.

وقتی داشتم کمدم را مرتب می‌کردم، خودکار دوستم را تصادفی دیدم.

I need to take back my dress to the tailor.

باید لباس را به خیاط برگردانم.

در مثال اول، «come across» فعل جدانشدنی است و نمی‌توانیم کلمات دیگری را بین آن قرار دهیم. اما در مثال دوم، «take back» فعل جداشدنی است و می‌توانیم از کلمات دیگری بین اجزاء فعل استفاده کنیم. بنابراین، جمله دوم را می‌توان به شکل زیر نیز نوشت:

Where's my dress? I need to take it back to the tailor.

لباسم کجاست؟ باید آن را به خیاط برگردانم.

لیست افعال جدا نشدنی در انگلیسی

تعداد افعال جدا نشدنی در انگلیسی بسیار زیاد است و برای یاد گرفتن آن‌ها قاعده و قانون خاصی وجود ندارد. برای همین، بسیاری از افراد موقع یادگیری با مشکلاتی مواجه می‌شوند یا حتی متوجه معنی آن‌ها نمی‌شوند. برای برطرف کردن این مشکل، در ادامه این مطلب، فهرستی از افعال جدا نشدنی در انگلیسی را همراه با معنی معرفی کرده‌ایم.

افعال جدا نشدنی

Inseparable Verbs

فرار کردن (از زندان) break out of
نیازمند بودن؛ تقاضا کردن call for
به کسی رسیدن؛ رسیدگی کردن به امور معوقه catch up with
پیشرفت کردن؛ رسیدن come along with
گفتن (چیزی غیرمنتظره) come out with
بدون کسی یا چیزی سر کردن do without
مواجه شدن face up to
گشت‌وگذار get around
کاری را شروع کردن get down to
سوار شدن؛ عملکرد خوبی داشتن get on
زیر قول زدن go back on
از سر گرفتن go on with
بدون چیزی دوام آوردن go without
از کسی یا چیزی خبر داشتن keep up with
برآورده کردن (انتظار) live up to
نگاهی تحقیرآمیز داشتن look down on
جبران کردن make up for
با مشکل مواجه شدن run up against
حمایت کردن؛ مخفف چیزی بودن stand for
ادامه دادن stick to
حاضرجوابی کردن talk back to
اشاره مختصر کردن touch on
منتظر بودن wait up for
حرف کسی را قطع کردن break in on
نگهداری کردن؛ دوست داشتن care for
سر زدن؛ چک کردن check up on
سر زدن come by
به ایده جدیدی رسیدن come up with
جایگزین کردن موقت fill in for
قسر در رفتن get away with
وارد شدن؛ رسیدن؛ سوار شدن get in
کنار آمدن با کسی get on with
تلاش کردن برای موفقیت؛ علاقه داشتن go for
ول گشتن؛ پلکیدن hang around
مراقبت کردن look after
بی‌صبرانه در انتظار چیزی بودن look forward to
رساندن یا دادن (به دست کسی)؛ فوت کردن pass on
تبدیل شدن turn into
مراقب چیزی بودن watch out for
به زور وارد جایی شدن break into
کسی را اتفاقی دیدن come across
روی کسی یا چیزی حساب کردن count on
ترک تحصیل کردن drop out of
پیشی گرفتن get ahead of
امورات خود را گذراندن get by with
پیاده شدن get off
با موفقیت به پایان رساندن get through with
شرکت کردن؛ علاقه‌مند بودن go in for
هماهنگ بودن (لباس، رنگ و...) go with
خبردار شدن hear from
باقی ماندن؛ با پول مشخصی زندگی کردن live on
تحسین کردن؛ احترام گذاشتن look up to
به کسی شباهت داشتن take after
بزرگ شدن grow up

مثال افعال جدا نشدنی در انگلیسی

اکنون که با انواع افعال جدا نشدنی در انگلیسی آشنا شدید، لازم است برای یاد گرفتن آن‌ها حتماً به متن‌های انگلیسی رجوع کنید و کاربرد آن‌ها را در قالب جمله بیاموزید. به همین خاطر، در ادامه این آموزش به تعدادی از افعال جدا نشدنی رایج و پرکاربرد در زبان انگلیسی اشاره کرد‌ه‌ایم و مثال‌هایی در رابطه با هر یک ارائه داده‌ایم.

 فعل Get on/off

فعل دوقسمتی «get on/off» به معنای سوار شدن یا خارج شدن از وسایل نقلیه است و برای هواپیما، کشتی، قطار، دوچرخه و موتورسیکلت به کار می‌رود. مفعول همواره بعد از کل فعل می‌آید. به مثال‌های زیر دقت کنید.

Everyone must get on the plane and fasten their seatbelts before we can take off.

همه باید سوار هواپیما شوند و کمربندهای ایمنی خود را ببندند تا بتوانیم پرواز کنیم.

Get off that motorcycle if you don't have a helmet! It's dangerous to ride without one.

اگر کلاه ایمنی نداری، از آن موتورسیکلت پیاده شو! سوار شدن بدون کلاه خطرناک است.

I had to run to get on the train, but I made it!

باید می‌دویدم تا سوار قطار شوم، اما موفق شدم!

It was hard for him to get off the boat, because he was feeling a little sick when they reached the dock!

پیاده شدن از قایق برای او سخت بود، زیرا وقتی به اسکله رسیدند کمی احساس مریضی می‌کرد!

فیلم آموزشی مرتبط

فعل Run into

فعل دوقسمتی «run into» به معنی اتفاقی با کسی برخورد کردن است و مفعول آن همواره باید در انتها فعل بیاید، مانند مثال‌های زیر:

This is such a big city! I'm always amazed when I run into someone I know on the street.

اینجا شهر بزرگی است! وقتی در خیابان با شخصی که می‌شناسم اتفاقی برخورد می‌کنم، همیشه شگفت‌زده می‌شوم.

Melanie said she ran into Mrs. Dawson last week. Do you remember her? Our fifth grade English teacher!

ملانی گفت که هفته گذشته اتفاقی با خانم «داوسون» برخورد کرد. او را یادت هست؟ معلم کلاس پنجم زبان انگلیسی‌مان!

I hope I run into Dr. Borelli at the conference. It would be really interesting to talk about his latest research.

امیدوارم در همایش دکتر «بورلی» را تصادفی ببینم. صحبت کردن درباره آخرین تحقیقات او واقعاً جالب خواهد بود.

فعل Look after

فعل دوقسمتی «look after» به معنای مراقبت کردن است. اغلب این فعل را زمانی به کار می‌بریم که درباره مراقبت کردن از کودکان یا حیوانات صحبت می‌کنیم و مفعول همواره در انتهای فعل می‌آید. به مثال‌های زیر توجه کنید تا با ساختار این بیشتر آشنا شوید.

Could you please look after my cat while I'm vacation? She's really no trouble.

می‌توانم خواهش کنم از گربه من در تعطیلات مراقبت کنید؟ او واقعاً هیچ دردسری ندارد.

Karen loves looking after her nephew in the afternoon while his father is at work.

«کارن» دوست دارد بعد از ظهر، وقتی پدرش سر کار است، از پسر خواهر/برادرش مراقبت کند.

Lisa and Matthew are going to look after the kids this weekend. They're going to have lots of fun!

«لیزا» و «متیو» قرار است آخر هفته از بچه‌ها مراقبت کنند. قرار است حسابی خوش بگذرانند!

 فعل Run out of

فعل عبارتی «run out of» را زمانی به کار می‌بریم که از چیزی استفاده کرده‌ایم و در حال حاضر تمام شده است. این فعل از سه بخش تشکیل شده و شامل فعل «run» و دو حرف اضافه «out» و «of» می‌شود. ازطرفی، چون در دسته افعال جدانشدنی قرار می‌گیرد، نباید مفعول را وسط اجزاء فعل بیاوریم. به مثال‌های زیر دقت کنید.

Oh no, it looks like we've run out of milk. What will I have for breakfast now?

اوه نه، به نظر می‌رسد شیر تمام شده است. حالا صبحانه چی بخورم؟

Chet was having a lovely afternoon drive until he ran out of gas!

«چت» در حال رانندگی دلچسبی در بعد از ظهر بود که بنزینش تمام شد.

افعال جدا نشدنی انگلیسی

فعل Put up with

فعل «put up with» نیز از سه قسمت تشکیل شده و برای شخص یا موقعیتی به کار می‌رود که دوست نداریم و تحملش می‌کنیم. مفعول جمله نیز باید در انتهای فعل بیاید، مانند مثال‌های زیر:

I am so tired of putting up with my roommate! She comes over every afternoon and plays loud music!

من واقعاً از تحمل هم‌اتاقی‌ام خسته شده‌ام! هر روز بعد از ظهر می‌آید و موسیقی بلند می‌نوازد!

Sometimes we have to put up with difficult situations at work, but it's important not to get too stressed.

گاهی مجبوریم شرایط سختی را در محل کار تحمل کنیم، اما مهم این است که زیاد استرس نداشته باشیم.

Alfred smokes outside so that his co-workers don't have to put up with the smell of his cigarettes.

«آلفرد» بیرون سیگار می‌کشد تا همکارانش مجبور نباشند بوی سیگار او را تحمل کنند.

Learn English

افعال جداشدنی در انگلیسی

بعضی از افعال عبارتی در زبان انگلیسی از هم جدا می‌شوند. به این مفهوم که فعل و حرف اضافه از هم جدا می‌شود و بین آن‌ها مفعول قرار می‌گیرد. به همین خاطر، به این نوع فعل‌ها، افعال جداشدنی می‌گوییم. افعال جداشدنی در زبان انگلیسی و به‌ویژه در مکالمات روزمره کاربرد زیادی دارند و همین امر ضرورت آشنایی با آن‌ها را نشان می‌دهد. یکی از افعال جداشدنی رایج در زبان انگلیسی، «write down» به معنای یادداشت کردن روی کاغذ است. به دو مثال زیر توجه کنید.

His students write down everything he says.

His students write everything he says down.

دانش‌آموزانش هر چه او می‌گوید را یادداشت‌برداری می‌کنند.

فیلم آموزشی مرتبط

در مثال اول، فعل «write down» از هم جدا نشده و بعد از آن مفعول آمده است. در جمله دوم، مفعول بین اجزاء فعل عبارتی، یعنی بین فعل و حرف اضافه قرار گرفته است. چون «write down» جزو افعال جداشدنی به شمار می‌رود، هر دو جمله فوق درست است.

مثال افعال جداشدنی در انگلیسی

مانند افعال جدانشدنی، افعال جداشدنی در زبان انگلیسی را نیز باید در قالب متن و همراه با مثال یاد گرفت. به همین خاطر، در ادامه این آموزش، به معرفی تعدادی از افعال جداشدنی انگلیسی پرداخته‌ایم و برای هر یک مثال‌هایی ارائه کرده‌ایم تا با نحوه استفاده از آن‌ها در جمله بیشتر آشنا شوید.

 فعل Write down

فعل دوقسمتی «write down» به معنای یادداشت‌برداری به صورت رسمی از مطلبی با خودکار و روی کاغذ است. بنابراین، معنای آن با «write» فرق دارد. به مثال‌های زیر و نحوه قرار گرفتن مفعول در جملات دقت کنید.

Dr. Watson is an excellent professor. Her students write down everything she says.

دکتر «واتسون» استاد بسیار خوبی است. شاگردانش هر چه می‌گوید یادداشت می‌کنند.

Yolanda hasn't got any paper, but she needs to write the number down.

«یولاندا» هیچ مقاله‌ای ندارد، اما باید شماره را یادداشت کند.

Olivia has so many ideas! She wants to write them down before she forgets them!

«اولیویا» ایده‌های زیادی دارد! او می‌خواهد آن‌ها را قبل از این‌که فراموش کند، بنویسد.

 فعل Pick up

فعل دوقسمتی «pick up» به معنی سوار کردن و رساندن کسی با ماشین است. همچنین به معنای بلند کردن چیزی با دست نیز هست. چون فعل جداشدنی است، می‌توانیم مفعول را وسط فعل نیز بیاوریم، مانند مثال‌های اول و سوم:

Be careful with the puppy! You can pick her up, but she gets scared very easily.

مراقب توله‌سگ باشید! می‌توانید او را بلند کنید، اما به‌ راحتی می‌ترسد.

Gerald, could you pick up Cynthia after her ballet lesson? I have to work late.

«جرالد»، آیا می‌توانی بعد از کلاس باله «سینتیا» بروی دنبالش؟ من باید تا دیروقت کار کنم.

Ron is driving to the airport. He's going to pick his daughter up at 8pm. He's excited to finally see her again!

«ران» در حال رانندگی به سمت فرودگاه است. او قرار است ساعت 8 شب دخترش را بردارد. هیجان‌زده است که بالاخره دوباره او را می‌بیند!

یادگیری زبان انگلیسی

فعل Put on

فعل دوقسمتی «put on» برای لباس پوشیدن استفاده می‌شود و می‌توان اجزاء آن را از هم جدا کرد. به مثال‌های زیر توجه کنید.

It's terribly cold out! Please put your coat on before you go out.

هوا به‌طرز وحشتناکی سرد است! لطفاً قبل از بیرون رفتن پالتوی خود را بپوشید.

Henry was in such a rush before work this morning that he left without putting his jacket on!

هنری صبح امروز قبل از کار آن‌قدر عجله داشت که بدون پوشیدن کاپشنش رفت!

فیلم آموزشی مرتبط

فعل Turn down

فعل دوقسمتی «turn down» به معنای رد کردن پیشنهاد است. مثال‌های زیر را در نظر بگیرید تا با کاربرد آن در جمله بیشتر آشنا شوید.

My supervisor told me they want to give me a promotion, but I think I'm going to turn the new job down. I'm just too busy with my kids to accept more work right now.

سرپرستم به من گفت که می‌خواهند به من ارتقاء دهند، اما من فکر می‌کنم که کار جدید را رد کنم. آن‌قدر سرگرم بچه‌هایم هستم که نمی‌توانم کارهای بیشتری را قبول کنم.

Sarah won a free trip to the coast, but she turned it down because her sister is getting married the same weekend.

سارا در سفری رایگان به کنار دریا برنده شد اما آن را رد کرد، زیرا خواهرش در همان آخر هفته ازدواج می‌کند.

Max proposed to Claire! He sure hopes she won't turn him down.

«مکس» از «کلر» خواستگاری کرد! بدون شک امیدوار است که «کلر» درخواستش را رد نکند.

فعل Make up

فعل دوقسمتی «make up» به معنای بهانه تراشیدن یا داستان ساختن است. معمولاً زمانی از این فعل استفاده می‌شود که شخصی در حال داستان سر هم کردن درباره چیزی است که صحت ندارد، مانند مثال‌های زیر:

The children in my afternoon class make up the most wonderful stories when we have story time! They are very creative.

بچه‌های کلاس بعد از ظهرم، موقع قصه‌گویی، جالب‌ترین داستان‌ها را می‌سازند! آن‌ها بسیار خلاق هستند.

I just can't stand Wanda! She always has some excuse for arriving late, but I think she makes them up.

من واقعاً نمی‌توانم «واندا» را تحمل کنم! او همیشه بهانه‌ای برای دیر رسیدن دارد، اما من فکر می‌کنم او از خودش آن‌ها را می‌سازد.

Talking to Susan is so much fun. Maybe she makes up half her stories, but they're entertaining anyway.

صحبت کردن با سوزان بسیار سرگرم‌کننده است. شاید او نیمی از داستان‌ها را از خودش درمی‌آورد، اما به هر حال آن‌ها سرگرم‌کننده هستند.

نکات مهم درباره افعال جداشدنی و جدانشدنی

  • برخی از فعل‌های عبارتی جداشدنی و برخی جدانشدنی هستند:

I am counting on my good grades to find a job. (Inseparable)

من برای پیدا کردن شغل، روی نمرات خوبم حساب باز می‌کنم.

I'll pick you up from the station at 8 p.m. (Separable)

من ساعت ۸ شب از ایستگاه تو را برمی‌دارم (می‌آیم دنبالت).

  • مفعول در افعال عبارتی جدانشدنی، همواره در انتهای فعل (بعد از حرف اضافه) قرار می‌گیرد:

The police are looking into last night’s theft.

پلیس در حال بررسی سرقت شب گذشته است.

  • وقتی با افعال جداشدنی از ضمیر استفاده می‌کنیم، ضمیر باید وسط فعل قرار بگیرد، یعنی بین فعل و حرف اضافه:

This is very important information. Please write it down. (درست)

Not: Please write down it.

این خیلی مهم است. لطفاً آن را بنویس.

  • اگر مفعول، عبارتی نسبتاً طولانی باشد، بهتر است که آن را بین اجزاء فعل جداشدنی نیاوریم:

Can I use the car? I need to pick up a friend of mine from summer camp at the airport.

Not: I need to pick a friend of mine from summer camp up at the airport.

می‌توانم از ماشین استفاده کنم؟ باید یکی از دوستانم را که از اردوی تابستانی‌ با او آشنا شدم، از فرودگاه بردارم.

آن دسته از افعال عبارتی که از فعل و دو حرف اضافه تشکیل شده‌اند، همواره جدانشدنی هستند:

I don’t get along with my sister.

من نمی‌توانم با خواهرم کنار بیایم.

She has to put up with a lot of trouble from her boss.

او باید دردسرهایی را که از جانب رئیسش است، تحمل کند.

فیلم آموزشی مرتبط

جمع‌بندی

در این آموزش با افعال عبارتی آشنا شدیم و کاربرد افعال جداشدنی و جدانشدنی در انگلیسی را همراه با مثال‌های متعدد یاد گرفتیم. نکته‌ای که باید در نظر داشته باشید این است که برای آموختن افعال عبارت قاعده و قانون مشخصی وجود ندارد. بنابراین، بهترین راه یادگیری استفاده از دیکشنری و تمرین در قالب مثال‌های متعدد است. هر چقدر مثال‌های بیشتری بزنید و تمرین بیشتری داشته باشید، یادگیری برای شما راحت‌تر خواهد بود.

اگر این مطلب برای شما مفید بوده است، آموزش‌ها و مطالب زیر نیز به شما پیشنهاد می‌شوند:

بر اساس رای ۱۱ نفر
آیا این مطلب برای شما مفید بود؟
شما قبلا رای داده‌اید!
اگر بازخوردی درباره این مطلب دارید یا پرسشی دارید که بدون پاسخ مانده است، آن را از طریق بخش نظرات مطرح کنید.

«آزاده رمضانی»، فارغ‌التحصیل مقطع کارشناسی ارشد آموزش زبان انگلیسی است. فعالیت‌های او در زمینهٔ تدریس، ترجمه و ویراستاری بوده است و درحال‌حاضر، به‌عنوان دبیر تحریریهٔ زبان‌‌های خارجی با مجلۀ فرادرس همکاری می‌کند.

نظر شما چیست؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مشاهده بیشتر