ادبیات چیست؟ – هر آنچه باید بدانید به زبان ساده
ادبیات به زبان ساده، سخنی است که نسبت به سخنان عادی و روزمره، ارزش هنری دارد و خواندن و شنیدن آن همراه با نوعی لذت هنری همراه است. البته در تعریف دقیق، ادبیات به مکتوباتی گفته میشود که دارای ویژگیهای خاصی هستند و دارای انواع زیادی نیز است. در این مطلب از مجله فرادرس یاد میگیریم ادبیات چیست و چیستی ادبیات و هدف آن را معرفی میکنیم. همچنین بررسی میکنیم ادبیات چه کاربردی دارد. در انتهای مطلب نیز پرسشهایی چهارگزینهای آوردهایم که با استفاده از آنها در زمینه ادبیات به دانش کافی برسید.
- با تفاوت نوشته ادبی با سایر نوشتهها آشنا میشوید.
- عناصر ادبیات که یک اثر ادبی را میسازند را میشناسید.
- با هدف و کاربرد ادبیات آشنا خواهید شد.
- انواع ادبی را یاد خواهید گرفت.
- فرم و محتوا در ادبیات و تفاوت آنها را یاد میگیرید.
- با فرمها و مضامین اساسی در ادبیات آشتا


ادبیات چیست؟
اشعار یا نوشتههایی که نسبت به سخنان عادی، تأثیر بیشتری بر مخاطب میگذارند و بر پایه عناصر عاطفه، خیال، اسلوب و معنا استوار هستند را ادبیات میدانیم. البته تعاریف زیادی برای ادبیات ارائه دادهاند و این تعریف، یکی از قابل فهمترین تعاریف آن است. ادبیات، دارای فرم و محتواهای زیادی است که باعث خلق آثار ادبی زیادی شده است. همچنین دارای انواع ادبی مانند ادبیات حماسی و غنایی است که هرکدام از آنها ویژگیهای خاصی دارند. در همین مطلب به همه این موارد میپردازیم.
برای آشنایی با جنبههای مختلف ادبیات میتوانید از مجموعه فیلمهای آموزش ادبیات فارسی در فرادرس استفاده کنید که لینک آن را در کادر زیر آوردهایم.
هدف ادبیات چیست؟
بنابر مقصود ادیب، نوع اثر ادبی و دیدگاهی که ادبیات را با آن تحلیل میکنیم، ادبیات میتواند هدف ها و کاربردهای زیر را داشته باشد. البته دقت کنید که همه این اهداف در جهت بهبود زندگی انسان هستند.
- آموزش و تعلیم انسان
- ایجاد حس لذت در انسان از طریق التذاذ هنری
- ایجاد حس همدلی در انسان

فرم و محتوا در ادبیات چیست؟
در یک دسته بندی کلی، ادبیات را از منظر فرم و محتوا بررسی میکنیم. این دو مبحث را در فهرست زیر توضیح دادهایم.
- فرم: قالب ارائه یک اثر ادبی (مانند شعر یا نثر)
- محتوا: مضمون و درونمایه اثر ادبی

در ادامه همین مطلب، فرمهای اصلی ادبیات و محتواهای اصلی آن را معرفی و با مثال بررسی میکنیم.
تا اینجا چیستی ادبیات و کاربردهای آن را بررسی کردیم و در ادامه به مباحثی چون عناصر ادبیات و انواع ادبی میپردازیم. برای دسترسی آسان و همیشگی به این مطلب و سایر مطالب مجله فرادرس در موبایل خود، میتوانید اپلیکیشن رایگان مجله فرادرس را نصب کنید..
برای نصب اپلیکیشن رایگان مجله فرادرس، کلیک کنید.
عناصر ادبیات
حال که دانستیم ادبیات چیست و چه کاربردی دارد، در این بخش با عناصر ادبیات آشنا میشویم. آثار ادبی باید حداقل دارای یکی از عناصر زیر باشند. البته معمولاً هر اثر ادبی، دارای چند عنصر از عناصر زیر است.
- عاطفه: احساسات و عواطف مثبت و منفی
- خیال: تخیلات و خیالپردازی
- اسلوب: فرم مناسب ارائه اثر
- معنا: داشتن مضمون و محتوا

دو فرم کلی در ادبیات
در ادبیات فارسی و بهطورکلی در ادبیات دو دستهبندی کلی فرمی وجود دارد که آنها را در فهرست زیر آوردهایم.
- نظم
- نثر

با مشاهده فیلم آموزش رایگان نظم در ادبیات و تفاوت آن با نثر در فرادرس، میتوانید با این دو نوع فرم اصلی در ادبیات آشنا شوید. لینک این آموزش را در کادر زیر آوردهایم.
ویژگیهای فرم نظم
فرم نظم یا همان شعر، حداقل دارای یکی از ویژگیهای زیر است.
- وزن عروضی
- آهنگ درونی
- قافیه
- تصاویر شاعرانه
تفاوت اشعار کلاسیک و اشعار نو در فرم
در جدول زیر ویژگیهای هرکدام از انواع شعر فارسی را آوردهایم.
| نوع شعر | ویژگیها | |
| اشعار کلاسیک | وزن عروضی و قافیه | |
| اشعار نو | شعر آزاد یا نیمایی | دارای ورن عروضی با ارکان نامساوی و قافیه در جای دلخواه |
| شعر سپید یا شاملویی | دارای آهنگ درونی و قافیه در جای دلخواه | |
| شعر موج نو | دارای تصاویر شاعرانه | |
مثال فرم نظم در اشعار کلاسیک
در کادر زیر نمونهای از نظم یا شعر فارسی کهن را آوردهایم تا با فرم آن آشنا شوید.
خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست؟
ساقی کجاست؟ گو سببِ انتظار چیست؟
هر وقتِ خوش که دست دهد، مغتنم شمار
کس را وقوف نیست که انجامِ کار چیست
پیوندِ عمر بسته به موییست، هوش دار
غمخوارِ خویش باش، غمِ روزگار چیست؟
معنیِ آبِ زندگی و روضه ارم
جز طَرفِ جویبار و میِ خوشگوار چیست؟
مستور و مست هر دو چو از یک قبیلهاند
ما دل به عشوه که دهیم؟ اختیار چیست؟
راز درونِ پرده چه داند فلک؟ خموش
ای مدعی! نزاعِ تو با پردهدار چیست؟
سهو و خطایِ بنده گَرَش اعتبار نیست
معنیِ عفو و رحمتِ آمُرزگار چیست؟
زاهد شرابِ کوثر و حافظ پیاله خواست
تا در میانه خواستهٔ کردگار چیست
(حافظ)
مثال فرم نظم در اشعار نو
در کادر زیر نیز نوعی از اشعار نو از نوع موج نو را آوردهایم تا با فرم کلی این نوع شعر نیز آشنا شوید.
تا همهی ما در پاییز
در گلهای داوودی غرق نشدیم
تند پارو بزن
درد میآید و میرود
اما
پاییز پشت پنجره
استوار ایستاده است
تند پارو بزن
تا عمر به پایان نرسیده است
به خانه برویم، سرد است
چراغ راهرو را روشن گذاشتهام
کسانی دیر آمدند چراغ را خاموش کردند
کاش دزد بودند
حالا که شب میشود
به یاد تو هستم
(احمدرضا احمدی)
ویژگیهای فرم نثر
آثار ادبی که دارای عناصر ادبی یعنی عاطفه، خیال، اسلوب و معنا هستند اما از جملههایی با ساختار معمولی یا نسبتا معمولی تشکیل شدهاند، دارای فرم نثر هستند.
نکته: ممکن است نثرهایی مانند نثرهای فنی و مصنوع را با شعر اشتباه بگیریم زیرا در این نوع نوشتهها، معمولاً در پایان جملهها، واژههای مسجع وجود دارد که دارای حروف انتهایی مشترک هستند و احتمال دارد آنها را با «قافیه» شعر اشتباه بگیریم اما این واژهها فقط نوعی آرایه ادبی هستند.
مثال فرم نثر ساده
نمونهای از نثری ساده و امروزی را در کادر زیر آوردهایم.
مرتضی دو تا سیگار روشن کرد. و دود از شیشههای پایینکشیده پیکان بیرون نرفت. آن طرف کرپی گودال پر از آبی بود که قبل از ترمز کردن طاهر، پیکان در آن فرو رفت. اتومبیل روی دایره بزرگی پیچ خورد و پایین رفت. دستهای طاهر از فرمان کنده شد. مرتضی روی مسافر پرت شد. طاهر با سر به طرف صندلی خالی مرتضی رفت. آنها روی همدیگر میغلتیدند. تن آنها به هم مالیده میشد و بوی تنشان پیراهن به پیراهن راه میرفت. گل و چل ته گودال آنقدر سیاه بود که بعد از بیرون آمدن پیکان، یکشنبه آن همه ابری انگار افتاده بود زیر آفتاب.
بیرون از گودال، طاهر، پدال گاز را به کف اتومبیل چسباند. جاده، کنار رودخانه افتاده بود و پیکان پا به پای آب پیش میرفت.
(بیژن نجدی)
مثال فرم نثر کهن
نمونهای از نثر کهن یا کلاسیک فارسی را نیز در کادر زیر آوردهایم که نسبت به نثرهای امروزی دارای صنعتهای ادبی بیشتری بودهاند.
فقیره درویشی حامله بود، مدت حمل بسر آورده و مر این درویش را همه عمر فرزند نیامده بود. گفت: اگر خدای عزّ و جل مرا پسری دهد، جز این خرقه که پوشیده دارم هر چه در ملک من است ایثار درویشان کنم. اتفاقاً پسر آورد و سفره درویشان به موجب شرط بنهاد. پس از چند سالی که از سفر شام باز آمدم به محلت آن دوست برگذشتم و از چگونگی حالش خبر پرسیدم. گفتند به زندان شحنه دَر است. سبب پرسیدم. کسی گفت: پسرش خمر خورده است و عربده کرده است و خون کسی ریخته و خود از میان گریخته، پدر را به علت او سلسله در نای است و بند گران بر پای. گفتم: این بلا را به حاجت از خدای عزّ و جل خواسته است.
(سعدی)
مهم ترین تفاوت نظم و نثر
شاید مهمترین و بارزترین تفاوتی که میتوانیم بین نظم و نثر بیان کنیم این است که شکل کنار هم قرار گرفتن جملهها در این دو نوع ادبی با هم تفاوت دارد. به فهرست زیر توجه کنید.
| دو فرم ادبی | شکل قرار گرفتن جملهها در آنها | |
| نظم | به صورت جدا از هم | اشعار کلاسیک: در اندازههای یکسان (مصراع) |
| اشعار نو: در اندازههای نامساوی (سطر) | ||
| نثر | پشت سر هم و درون پاراگرافهای پشت سر هم | |
آشنایی با ادبیات با فلش کارت
در فلشکارتهای زیر، نکات مربوط به ادبیات را آوردهایم تا به صورت ساده با آنها آشنا شوید. برای مشاهده توضیحات هر کارت، روی آن کلیک کنید. همچنین برای جابهجا شدن میان کارتها، روی گزینههای «بعدی» و «قبلی» بزنید.
انواع ادبی
در فهرست زیر، مهمترین انواع ادبی را آوردهایم و در ادامه همین بخش هرکدام از آنها را به طور خلاصه و با مثال توضیح دادهایم.
- ادبیات تعلیمی
- ادبیات حماسی
- ادبیات غنایی
- ادبیات نمایشی

برای آشنایی با اولین نوع ادبی یعنی نوع ادبی تعلیمی میتوانید فیلم آموزش رایگان ادبیات تعلیمی در فرادرس را تماشا کنید. لینک این آموزش را در کادر زیر آوردهایم.
ادبیات تعلیمی
در نوع ادبی تعلیمی، شاعر یا نویسنده با استفاده از زبانی ادبی و هنری سعی میکند چیزی را به مخاطب خود بیاموزد. چیزی که ادیب در ادبیات تعلیمی به مخاطب یاد میدهد، میتواند دانشی حرفهای مانند نجوم، پزشکی و… باشد یا مسائل اخلاقی و پندآمیز.
نمونههای ادبیات تعلیمی
در فهرست زیر، چند نمونه از مهمترین آثار ادبیات تعلیمی فارسی را آوردهایم و بعد از آن، بخشی از یکی از این آثار را قرار دادهایم.
- «حدیقة الحقیقه» سنایی
- «گلستان» و «بوستان» سعدی
- «مخزن الاسرار» نظامی
- «مثنوی معنوی» مولوی
در کادر زیر یکی از حکایتهای بوستان سعدی را آوردهایم که نوع ادبی آن، تعلیمی است.
چه خوش گفت شاگرد منسوج باف
چو عنقا بر آورد و پیل و زراف
مرا صورتی بر نیاید ز دست
که نقشش معلم ز بالا نبست
گرت صورت حال بد یا نکوست
نگارنده دست تقدیر، اوست
در این، نوعی از شرک پوشیده هست
که زیدم بیازرد و عمروم بخست
گرت دیده بخشد خداوند امر
نبینی دگر صورت زید و عمرو
نپندارم ار بنده دم در کشد
خدایش به روزی قلم در کشد
جهانآفرینت گشایش دهاد
که گر وی ببندد، که داند گشاد؟
(سعدی)
در مطلب زیر از مجله فرادرس، ادبیات تعلیمی و ویژگیها و آثار آن را به طور کامل بررسی کردهایم.
ادبیات حماسی
این نوعی ادبی در آثاری وجود دارد که حاوی رشادتها و دلاوریهای یک ملت هستند. در فهرست زیر، ویژگیهای لازم برای حماسی بودن یک اثر ادبی را آوردهایم که به آنها زمینههای حماسه نیز میگوییم.
- داستانی بودن: داشتن روایت
- قهرمانی بودن: وجود شخصیتی با ویژگیهای فوق طبیعی
- ملی و میهنی بودن: مربوط بودن به یک گروه عمده از افراد و باورها و ارزشهای آنها
- خرق عادت: وجود عجایب مانند موجودات عجیب، انسانهای خداگونه، حوادث غیرطبیعی و خارق العاده
نمونه های ادبیات حماسی
در فهرست زیر چند نمونه از آثار ادبی در نوع ادبی حماسی را آوردهایم و پس از آن نیز بخشی از مهمترین اثر ادبی حماسی فارسی یعنی «شاهنامه» فردوسی را قرار دادهایم تا با این نوع ادبی بهتر آشنا شوید.
- «شاهنامه» فردوسی
- «گرشاسپنامه» اسدی طوسی
- منظومههای «ایلیاد» و «ادیسه» هومر
در کادر زیر نیز بخشی از مهمترین اثر ادبی فارسی در نوع حماسی را آوردهایم.
خروش آمد و ناله کرنای
بجنبید چون کوه لشکر ز جای
سپهبد بفرمود تا گیو و طوس
به پشت سپاه اندر آرند کوس
چو گودرز با زنگه شاوران
چو رهام و گرگین جنگآوران
گرازه همی شد بسان گراز
درفشی برافراخته هفت یاز
چو فرهاد و خراد و برزین و گیو
برفتند با نامداران نیو
تهمتن به قلب اندر آمد نخست
زمین را به خون دلیران بشست
چو گودرز کشواد بر میمنه
سلیح و سپه برد و کوس و بنه
ازان میمنه تا بدان میسره
بشد گیو چون گرگ پیش بره
ز شبگیر تا تیره شد آفتاب
همی خون به جوی اندر آمد چو آب
ز چهره بشد شرم و آیین مهر
همی گرز بارید گفتی سپهر
ز کشته به هر جای بر توده گشت
گیاها به مغز سر آلوده گشت
(فردوسی)
ادبیات غنایی
آثاری ادبی که عاطفه، عنصر اساسی آنها است را ادبیات از نوع غنایی محسوب میکنیم. در این آثار ادبی، انواع احساسات مثبت و منفی تبلور پیدا میکنند و دارای مضامینی چون عشق، عرفان، مناجات، مرثیه، شکایت، مذهب، فلسفه، رنج، فراق، سیاست و اجتماع، قلندری و… است.
نمونه های ادبیات غنایی
مثالهایی از آثار ادبی فارسی در نوع ادبی غنایی را در فهرست زیر آوردهایم.
- غزلیات سعدی با مضمون عشق زمینی
- غزلیات مولانا با مضمون عشق عرفانی
- غزلیات حافظ با مضمون عشق تلفیقی (زمینی و آسمانی)
در کادر زیر نیز یکی از غزلیات سعدی را آوردهایم که نمونهای بسیار عالی برای آشنا شدن با ادبیات غنایی است.
چه دلها بردی ای ساقی به ساق فتنهانگیزت
دریغا بوسه چندی بر زنخدان دلاویزت
خدنگ غمزه از هر سو نهان انداختن تا کی
سپر انداخت عقل از دست ناوکهای خونریزت
برآمیزی و بگریزی و بنمایی و بربایی
فغان از قهر لطفاندود و زهر شِکَّرآمیزت
لب شیرینت ار شیرین بدیدی در سخن گفتن
بر او شکرانه بودی گر بدادی ملک پرویزت
جهان از فتنه و آشوب یک چندی برآسودی
اگر نه روی شهرآشوب و چشم فتنهانگیزت
دگر رغبت کجا ماند کسی را سوی هشیاری
چو بیند دست در آغوش مستان سحرخیزت
دمادم درکش ای سعدی شراب صرف و دم درکش
که با مستان مجلس درنگیرد زهد و پرهیزت
(سعدی)
ادبیات نمایشی
آثاری ادبی که برای اجرا روی صحنه نوشته میشوند را در دسته ادبی نمایشی قرار میدهیم. یعنی نمایشنامهها و فیلمنامهها در دسته ادبیات نمایشی هستند. البته ادبیات نمایشی در ایران سابقه زیادی ندارد و از دوران مشروطه به بعد، رواج پیدا کرد.
پیشنهاد میکنیم برای آشنایی بیشتر با ادبیات نمایشی، فیلم آموزش مبانی ادبیات نمایشی همراه با دریافت گواهینامه در فرادرس را تماشا کنید. لینک این آموزش را در کادر زیر آوردهایم.
نمونه های ادبیات نمایشی
در فهرست زیر برخی از مهمترین نمایشنامهنویسان ایرانی و آثار مهم آنها را آوردهایم.
- اکبر رادی: شب روی سنگفرش خیس / صیادان / پلکان / روزنه آبی / ارثیه ایرانی
- بهرام بیضایی: مجلس ضربت زدن / چهار راه / سلطان مار / افرا / پهلوان اکبر میمیرد
- بهمن فرسی: سقوط آزاد / آرامسایشگاه / موش
- پری صابری: هفت شهر عشق / من به باغ عرفان / من از کجا عشق از کجا
در کادر زیر نیز بخشی از یکی از نمایشنامههای بهرام بیضایی به نام «» را آوردهایم تا با این نوع ادبی بهتر آشنا شوید.
بازار توس. روز. خارجی [گذشته]
فردوسی در بازار میرود و سخنان اهل شهر را نمیفهمد؛ هیاهویی همه با زبان بیگانه. کتابفروش به او نزدیک میشود.
کتابفروش- شنیدهام دنبال دفترهای قدیم میگردید.
فردوسی جاخورده میماند و در وی مینگرد.
کتابفروش- شمایید که از آنها شعر پارسی درمیآورید؟
فردوسی- در گذر میگردم و زبانها را نمیفهمم. گویی بیگانه باشم یا جهان بیگانه. در کابوس زندگی میکنم یا خوابم، یا درست همین است و من در جای خود نیستم؟ تو را به هر که بخواهی سوگند با من به زبان خودم بگو.
کتابفروش- شنیدهام دنبال دفترهای قدیمی میگردید.
فردوسی- [گویی از خواب پریده] چند؟
کتابفروش- هرچه بیشتر!
دیگر مضامین آثار ادبی
در ادبیات فارسی به جز دستهبندیهای چهارگانهای که تا اینجا بررسی کردیم، برخی دیگر از دستهبندیهای پرکاربرد نیز وجود دارند اما آنها را در بخش انواع ادبی قرار نمیدهیم زیرا آنها در دسته دیگر انواع ادبی جای میگیرند. موارد فهرست زیر، مهمترین آنها را آوردهایم.
- ادبیات داستانی
- ادبیات عرفانی
- ادبیات پایداری

در ادامه درباره هرکدام از این مضامین توضیحی خلاصه و مثال آوردهایم. برای یادگیری انواع ادبی میتوانید فیلم آموزش ادبیات فارسی پایه دوازدهم در فرادرس را تماشا کنید. لینک این آموزش را در کادر زیر آوردهایم.
ادبیات داستانی
آثار ادبی که دارای عناصری مانند روایت، شخصیت، لحن، زمان، مکان، زاویه دید و... هستند را ادبیات داستانی میدانیم. از داستانهای کوتاه و بلند و رمانها و نمایشنامههای معاصر گرفته تا بسیاری از اشعار کهن مانند اشعار داستانی در «مثنوی معنوی» یا داستانهای «شاهنامه» را میتوانیم در زمره ادبیات داستانی بدانیم.
ادبیات عرفانی
در ادبیات عرفانی، شاعر یا نویسنده از مراحل و مسیر سیر و سلوک و راههای نزدیکی و رسیدن به خداوند سخن میگوید. گاهی ارتباط ادیب با معبود آنچنان عاشقانه میشود که آن آثار ادبی را در دسته ادبیات غنایی قرار میدهیم و گاهی نیز که ادیب در تلاش برای آموزش مراحل عرفان است، اثر او را در دسته ادبی تعلیمی قرار میدهیم. در فهرست زیر چند نمونه از مهمترین آثار عرفانی فارسی یا ادبای آن را آوردهایم.
- منطق الطیر: عطار
- حدیقة الحقیقة: سنایی
- گلشن راز: شیخ محمود شبستری
- دوبیتیهای باباطاهر
- اشعار ابوالسعید ابوالخیر
ادبیات پایداری
در ادبیات پایداری با آثاری ادبی مواجهیم که مضمون آنها مبارزه و مخالفت با ظلم و ستم داخلی یا خارجی است. ادبیات پایداری یا مقاومت در ادبیات فارسی در دوره مشروطه و در دوره جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در آثار ادبی زیادی نمود پیدا میکرد. این نوع آثار ادبی در ادبیات ملتهای دیگری چون ملتهای عرب (خصوصاً فلسطین و لبنان) و ملتهای امریکای لاتین، با اقبال روبهرو بوده است.
یادگیری ادبیات با فرادرس
تا اینجا دانستیم ادبیات چیست و با نمونههایی از آن آشنا شدیم. در دنیای ادبیات با مباحث بسیار زیادی مانند قلمروهای سهگانه زبانی، ادبی و فکری، آرایههای ادبی، سبکشناسی ادبی و دورههای مختلف در ادبیات، انواع آثار ادبی از نظر فرم و محتوا، قالبهای ادبی گوناگون، نقد ادبی و انواع آن و بسیاری مبحث دیگر روبهرو هستیم که برای شناخت درست و کامل ادبیات باید با همه این مباحث آشنا باشیم و آنها را به خوبی یاد گرفته باشیم. به همین دلیل در این بخش از مطلب، برخی از فیلمهای آموزشی فرادرس را آوردهایم که برای یادگیری آسان و اصولی مباحث مختلف ادبیات، کاربردی و مفید هستند. در فهرست زیر، لینک این آموزشها را قرار دادهایم.
- فیلم آموزش ادبیات فارسی ۳ پایه دوازدهم در فرادرس
- فیلم آموزش ادبیات فارسی ۲ پایه یازدهم در فرادرس
- فیلم آموزش ادبیات فارسی ۱ پایه دهم در فرادرس
- فیلم آموزش ادبیات فارسی پایه نهم در فرادرس
- فیلم آموزش ادبیات فارسی پایه هشتم در فرادرس
- فیلم آموزش علوم و فنون ادبی ۱ پایه دهم همراه با حل سؤالات کنکور در فرادرس
- فیلم آموزش علوم و فنون ادبی ۲ پایه یازدهم همراه با حل سؤالات کنکور در فرادرس
- فیلم آموزش علوم و فنون ادبی ۳ پایه دوازدهم همراه با حل سؤالات کنکور در فرادرس

همچنین برای بهرهمندی از آموزشهای جامعتر در زمینه ادبیات نیز میتوانید از مجموعه آموزشهای زیر استفاده کنید.
- مجموعه فیلمهای آموزش ادبیات فارسی و نگارش دوره متوسطه فرادرس
- مجموعه فیلمهای آموزش آرایههای ادبی در فرادرس
آرایههای ادبی در ادبیات
آرایهها یا صنایع ادبی، ابزارهایی هستند که شاعر یا نویسنده با استفاده از آنها ارزش هنری اثر ادبی خود را یا از طریق خوشآهنگتر کردن سخن یا از طریق بازی معنایی با ذهن مخاطب، افزایش میدهند. به همین دلیل آرایههای ادبی به دو دسته لفظی و معنایی تقسیم میشوند و هرکدام از این دو دسته نیز خود، شامل چندین آرایهاند که آنها را در فهرست زیر آوردهایم و در ادامه هرکدام را با مثال توضیح میدهیم.
- آرایههای ادبی لفظی: واجآرایی / تکرار / جناس / سجع
- آرایههای ادبی معنایی: تشبیه / استعاره / تشخیص / مجاز / کنایه / اغراق / تناسب و مراعات نظیر / تضاد / حسن تعلیل / حسآمیزی / متناقضنما / ایهام / تلمیح / تضمین / عکس / لفونشر / تمثیل / اسلوب معادله / نماد

در ادامه درباره هرکدام از این آرایههای ادبی، توضیحی کوتاه با یک مثال ارائه دادهایم. پیش از آن پیشنهاد میکنیم با تماشای فیلم آموزش رایگان آرایههای ادبی فارسی در فرادرس به آسانی با صنایع ادبی آشنا شوید. لینک این آموزش را در کادر زیر آوردهایم.
واج آرایی با مثال
در این نوع آرایه، یک صامت (واجهای بیصدا و همزه) یا یک مصوت (-َ / -ِ / -ُ / ای / او / ا) در یک بیت یا جمله، زیاد تکرار شده است. به مثال زیر توجه کنید که در آن، شاعر با تکرار صامتهای «خ» و «ز»، آرایه واجآرایی یا نغمه حروف را آفریده است.
خیزید و خز آرید که هنگام خزان است
باد خنک از جانب خوارزم وزان است
(منوچهری)
تکرار
آرایه تکرار یا واژهآرایی در جایی وجود دارد که یک کلمه با معنای یکسان در یک جمله یا بیت، بیش از یک بار به کار رفته باشد. مانند مثال زیر که مولانا در آن، واژه «قطره» را در یک بیت و با معنای یکسان، دو بار آورده است.
ملاحتهای هر چهره از آن دریاست یک قطره
به قطره سیر کی گردد کسی کش هست استسقا
(مولانا)
جناس
در آرایه «جناس»، دو واژه یا ظاهر کاملاً یکسان و معنای متفاوت دارند (جناس همسان) یا در حد یک واج با یکدیگر اختلاف دارند. انواع جناس را با مثال در فهرست زیر قرار دادهایم.
- جناس تام یا جناس همسان: شیر و شیر (خوراکی و حیوان)
- جناس ناقص یا ناهمسان اختلافی: اختلاف در یک واج (مانند سار و سیر)
- جناس ناقص حرکتی: اختلاف در یک مصوت کوتاه یعنی «-َ / -ِ / -ُ» (مانند سُر و سَر)
- جناس ناقص افزایشی: یک واج بیشتر در یک واژه (مانند قلم و قلمه)
سجع
در آرایه «سجع»، دو یا چند واژه از نظر حروف انتهایی یا وزن (کمیت و کیفیت هجاها) یا هر دو اینها با هم یکسان هستند. آرایه سجع نیز دارای انواعی است که آنها را با مثال در فهرست زیر آوردهایم.
برای یادگیری این آرایه و انواع آن در ادبیات فارسی میتوانید فیلم آموزش رایگان سجع و نحوه تشخیص آن در فرادرس را تماشا کنید. لینک این آموزش را در کادر زیر آوردهایم.
- سجع مطرف: یکسان بودن حروف انتهایی واژهها (مانند نشست و دست)
- سجع متوازن: یکسان بودن وزن واژهها یعنی یکسان بودن تعداد و کوتاهی و بلندی هجاهای واژهها (مانند بلع و درد)
- سجع متوازی: یکسان بودن وزن واژهها و حروف انتهایی واژهها (مانند شکست و گسست)
تشبیه
برای ساخت آرایه تشبیه باید چیزی را به شکلی زیبا به چیز دیگری مانند کنیم. برای مثال در جمله «روی چون ماهت درخشانت را ببینم.»، «رو (صورت)» را به «ماه» تشبیه کردهایم تا زیبایی آن را به طریقی شاعرانه و هنری بیان کنیم. در فهرست زیر ارکان اصلی و فرعی آرایه «تشبیه» را معرفی کردهایم.
- مشبه: چیزی که آن را به چیز دیگری مانند میکنیم. (در مثال بالا: روی)
- مشبهبه: چیزی که چیز دیگری را به آن مانند کردهایم. (در مثال بالا: ماه)
- وجه شبه: شباهت بین مشبه و مشبهبه (در مثال بالا: درخشان)
- ادات تشبیه: حروف یا فعلهایی که بین مشبه و مشبهبه، ارتباط ایجاد میکنند. (در مثال بالا: چون)
نکته: برای ساخت آرایه تشبیه، وجود مشبهبه و مشبه کافی است و فقط این دو رکن، ارکان اصلی تشبیه هستند.
استعاره
منظور از این آرایه، آوردن یک واژه و در نظر داشتن معنایی دیگر برای آن واژه است که بین آنها ارتباط شباهت وجود داشته باشد. به بیان سادهتر، آرایه استعاره، در واقع تشبیهی است که یا مشبه یا مشبهبه از آن حذف شده است (تشبیه بدون مشبه یا مشبهبه) و بر همین اساس به دو نوع زیر تقسیم میشود.
- استعاره پنهان یا مکنیه: بدون مشبهبه
- استعاره آشکار یا مصرحه: بدون مشبه
مثالهای زیر را مشاهده کنید تا با استعاره و انواع آن، بیشتر آشنا شوید. در بیت زیر، چند استعاره وجود دارد که فقط مشبهبه آنها در آن وجود دارد و مشبه آنها نیامده است. به همین دلیل، آنها را استعاره مصرحه میدانیم.
بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایبان دارد
بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد
(حافظ)
| واژه دارای استعاره | استعاره از چه چیزی |
| بتی | استعاره از معشوق |
| گل | استعاره از صورت |
| سنبل | استعاره از موهای معشوق |
در بیت زیر نیز، واژه «عشق» استعاره از باران است یعنی نویسنده، عشق را به باران تشبیه کرده است که میبارد و فقط مشبه یعنی «عشق» آمده است و چون مشبهبه یعنی «باران» در آن نیامده است، آن را استعاره مکنیه میدانیم.
و گفت: «به صحرا شدم عشق باریده بود. و زمین تر شده بود. چنانکه پای مرد به گلزار فرو شود، پای من به عشق فرو میشد.»
(عطار)
تشخیص یا جان بخشی به اشیاء
این آرایه همانطور که از نام آن پیدا است، در جایی به وجود میآید که به چیزی ویژگی جانداران را بدهیم یا به حیوانی، ویژگیهای انسانی را نسبت بدهیم. مانند مثال زیر که در آن، برای «عقل» که مفهومی انتزاعی و بیجان است، داشتن «دیده (چشم)» را بیان کرده و آرایه جانبخشی را ساخته است.
دیده عقل مست تو، چرخه چرخ پست تو
گوش طرب به دست تو، بی تو به سر نمیشود
(مولانا)
مجاز
در این آرایه (مجاز)، از یک واژه در معنای مجازی آن استفاده میکنیم که البته میان معنای ظاهری و معنای مجازی آن، نسبتی برقرار باشد. در فهرست زیر، انواع این آرایه را همراه با مثال آوردهایم.
- مجاز به علاقه جزئیه: آوردن جزء و در نظر داشتن معنای کلی (مانند «سرت سلامت. (کل وجودت سلامت.)»)
- مجاز به علاقه کلیه: آوردن کل و در نظر داشتن جزئی از آن (مانند «انگشتر را در دستت کن. (انگشتر را در انگشتت کن.)»)
- مجاز به علاقه محلیه: آوردن محل چیزی به جای خود آن (مانند «سرم خیال ساکت شدن ندارد. (افکارم خیال ساکت شدن ندارند.)»)
- مجاز به علاقه حالیه: آوردن چیزی و در نظر داشتن محل آن (مانند «می در دستم است. (ظرف می در دستم است.)»)
- مجاز به علاقه سببیه: آوردن علت و سبب چیزی به جای خود آن (مانند «موفقیت تو به بازوی تو بستگی دارد. (موفقیت تو به نیروی تو بستگی دارد.)»)
- مجاز به علاقه لازمیه: آوردن چیزی و در نظر داشتن چیزی دیگر که همراه همیشگی آن است. (مانند «حلقت را ببند. (دهان و زبانت را ببند.)»)
- مجاز به علاقه آلیه: به کار بردن ابزار کاری (مخصوصاً اندامهای بدن) به جای کاری که با آن ابزار میکنیم. (مانند «تو مرد زبان نیستی. (تو مرد حرف زدن نیستی.)»)
کنایه
منظور از آرایه کنایه، به کار بردن جمله یا عبارتی با معنای دور آن است. جملات کنایی دارای یک معنای نزدیک و یک معنای دور هستند و منظور شاعر یا نویسنده از به کار بردن آنها، معنای دور آنها است. در کادر زیر برخی از کنایههای مشهور ادبیات فارسی را آوردهایم.
مو را از ماست بیرون کشیدن: کنایه از دقت و بازرسی بسیار زیاد
آب از آب تکان نخوردن: کنایه از وجود آرامش و عدم وقوع اتفاق و تغییری خاص
آبغوره گرفتن: کنایه از زیاد گریه کردن
چشمم آب نمیخورد: کنایه از اینکه امیدی به انجام آن کار ندارم.
نوشدارو پس از مرگ سهراب: انجام کاری در زمانی که برای انجام آن خیلی دیر شده است.
پشت کسی را به خاک مالیدن: کنایه از شکست دادن کسی
پرچانه بودن یا گرم بودن چانه: کنایه از پرحرف بودن
خون کسی را توی شیشه کردن: کسی را بسیار اذیت کردن
بینمک بودن دست کسی: کنایه از ناسپاس بودن دیگران نسبت به خوبیهای کسی
زیره به کرمان بردن: کنایه از انجام کار بیهوده
زاییدن گاو کسی: کنایه از به وجود آمدن مشکلی بزرگ در زندگی کسی
ژاژ خواییدن: کنایه از انجام کاری بیهوده
سماق مکیدن: کنایه از کشیدن انتظار بیهوده
شاخ در آوردن: کنایه از بسیار زیاد متعجب شدن
سرنا را از سر گشادش زدن: کنایه از انجام کاری به شیوه نادرست آن
آن روی کسی را بالا آوردن: کنایه از عصبانی کردن کسی
اغراق
هر جا شاعر یا نویسنده در توصیف کسی یا چیزی زیادهروی کند و به طور کلی در بیان چیزی بزرگنمایی کند، آرایه بزرگنمایی یا اغراق را به کار برده است. مانند مثال زیر که شاعر در آن، اشکهای خود را برابر با باران دانسته است.
با ساربان بگویید احوال آب چشمم
تا بر شتر نبندد محمل به روز باران
(سعدی)
تناسب و مراعات نظیر
اگر شاعر یا نویسنده در یک جمله یا بیت از واژههایی استفاده کند که با هم نوعی تناسب دارند، آرایه تناسب یا مراعات نظیر را ساخته است. برای مثال در دو بیت زیر، شاعر از واژههای متناسب با هم استفاده کرده است که آنها را برجسته کردهایم.
برای یادگیری آرایه تناسب میتوانید فیلم آموزش رایگان مراعات نظیر و روش تشخیص آن در فرادرس را تماشا کنید. لینک این آموزش را در کادر زیر آوردهایم.
همی کند به گل بر بنفشه کمین
همی ستاند سنبل ولایت نسرین
بنفشه و گل و نسرین و سنبل اندر باغ
به صلح باید بودن چو دوستان نه به کین
(فرخی سیستانی)
تضاد
اگر بین دو واژه در یک جمله یا بیت، تضاد معنایی برقرار باشد، شاعر یا نویسنده از آرایه مطابقه یا تضاد استفاده کرده است. مانند مثال زیر که در آن شاعر در آن از واژههای متضاد با هم برای افزایش زیبایی کلام خود استفاده کرده است.
چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بداست
چو بر صحیفه هستی رقم نخواهد ماند
(حافظ)
حس آمیزی
اگر شاعر یا نویسندهای، چند حس از حواس پنجگانه را با هم ترکیب کند یا حواس پنچگانه را با مفهومی انتزاعی و نامحسوس ترکیب کند، آرایه حسآمیزی را به کار برده است. مانند شعر زیر که شاعر در آن، برای مفهوم «تلخ» که مربوط به حس چشایی است را با فعل «شنیدم» همراه کردهایم که مربوط به حس شنوایی است.
صد تلخ شنیدم ز یکی رزقپرست
جرمم چه؟ همین که دادمش جام به دست
(عرفی)
حسن تعلیل
در این آرایه برای پدیده یا واقعهای، علتی غیرواقعی و هنری میآوریم. مانند مثال زیر که شاعر در آن، علت پایین بودن شاخههای درخت بید مجنون را شرمندگی ناشی از میوه ندادن این درخت میداند که علت اصلی آن نیست اما معنای زیبایی را ساخته است.
بید مجنون در تمام عمر سر بالا نکرد
حاصل بیحاصلی نبود به جز شرمندگی
(صائب تبریزی)
متناقضنما
آرایه پارادوکس یا متناقضنما در جایی وجود دارد که شاعر یا نویسنده، دو امر متضاد یا متناقض را با هم جمع کرده باشد. مثل بیت زیر که شاعر در مصراع اول آن، برای اسم «سقف» همزمان از صفتهای «ساده» و «بسیار نقش» استفاده کرده است که متضاد هم هستند و وجود همزمان آنها با هم برای یک پدیده از نظر منطقی و عقلی ناممکن است.
چیست این سقف بلند ساده بسیار نقش
هیچ دانا زین معما در جهان آگاه نیست
(حافظ)
تلمیح
در این آرایه، شاعر یا نویسنده اشارهای به یک داستان، اسطوره، آیه، حدیث و... میکند. مانند مثال زیر که شاعر در آن، با آوردن عبارت «پیراهن گمگشته» به داستان حضرت یوسف و پیراهن او که برادرانش برای پدرشان بردند، اشاره میکند.
بوی پیراهن گمگشته خود میشنوم
گر بگویم همه گویند ضلالی است قدیم
(سعدی)
تضمین
برای ساخت آرایه تضمین، شاعر یا نویسنده یک اثر ادبی، بخش یا کل یک شعر، آیه، حدیث و... را در اثر خود میآورد. تفاوت این آرایه با تلمیح در همین است که در تضمین باید عیناً خود آن آیه، حدیث و... را بیاوریم. مانند مثال زیر که در آن، سعدی در شعر خود، بیتی از فردوسی را عیناً آورده است و از او ضمانت گرفته است.
چه خوش گفت فردوسی پاکزاد
که رحمت بر آن تربت پاک باد
«میازار موری که دانهکش است
که جان دارد و جان شیرین خوش است»
(سعدی)
ایهام
اگر یک واژه در شعر یا نثر یک معنای دور و یک معنای نزدیک داشته باشد، مؤلف آن شعر یا نثر از آرایه «ایهام (دومعنایی)» استفاده کرده است. برای مثال واژه «بو» در شعر زیر، هم میتواند معنای «رایحه» و هم میتواند معنای «امید و آرزو» داشته باشد.
گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد
گفتا اگر بدانی، هم اوت رهبر آید
(حافظ)
عکس
در این آرایه، شاعر یا نویسنده، با معکوس کردن واژههای یک جمله، معنایی جدید میآفرینند. مانند مثال زیر که در آن، با استفاده از جابهجا کردن واژههای جمله اول در جمله دوم، معنایی جدید آفریده است.
گهی پشت بر زین و گه زین به پشت
لف و نشر
هرگاه در شعر یا نثری، یک واژه بیاید و سپس در ادامه، واژهای مرتبط با آن واژه قبلی بیاید، آرایه لفونشر را ساختهایم. برای مثال در بیت زیر، شاعر ابتدا فعلهای «شنوم» و «بینم» را آوردهاست و سپس در مصراع دوم، واژههای «گوش» و «چشم» را آورده است که به آن دو فعل ارتباط دارند.
برای یادگیری بهتر این آرایه، میتوانید فیلم آموزش رایگان آرایه لف و نشر و مثالهای آن در فرادرس را تماشا کنید. لینک این آموزش را در کادر زیر آوردهایم.
چه تربیت شنوم یا چه مصلحت بینم
مرا که چشمبه ساقی و گوش بر چنگ است
(سعدی)
تمثیل
هرگاه شاعر یا نویسنده در سخن خود مثالی بیاورد، آرایه تمثیل (مثال آوردن) را ساخته است. این مثال میتواند مثالی عادی یا ضربالمثل باشد. مانند دو بیت زیر که در بیت اول شاعر از مثالی عادی استفاده کرده است و در بیت دوم نیز از ضربالمثل برای بیان سخن خود استفاده کرده است.
هستی چه بود اگر مرا و تو را نداشت
کوهی که هیچ زمزمه در وی صدا نداشت
(حسین منزوی)
مرا به کشتی باده درافکن ای ساقی
که گفتهاند نکویی کن و در آب انداز
(حافظ)
اسلوب معادله
هرگاه دو مصراع یک بیت، از نظر معنایی با هم برابر باشند و از نظر دستوری نیز از هم مستقل باشند، بهطوریکه اگر آنها را با هم جابهجا کنیم از نظر معنایی و دستوری مشکلی در آن بیت ایجاد نشود، آرایه «اسلوبمعادله» وجود دارد. مانند مثال زیر که اگر مصراعهای آن را با هم جابهجا کنیم، هیچ اشکالی در معنا و قواعد دستوری آن پیش نمیآید.
دل من نه مرد آن است که با غمش برآید
مگسی کجا تواند که بیفکند عقابی
(سعدی)
آرایه نماد در ادبیات چیست؟
وقتی واژهای در شعر یا نثر به کار ببریم که در آنجا علاوه بر معنای ظاهری خود به معنایی سمبلیک و نمادین نیز اشاره میکند، آرایه نماد را به کار بردهایم. برای مثال گل در ادبیات نماد معشوق است یا گل نرگس نماد چشم معشوق است. برای مثال در بیت زیر، واژه «هما» نماد سعادت و خوشبختی است.
نه به حال مفتقرت نظر که زند به سوی تو بال و پر
نه به سرپرستی او گذر که به زیر ظل هما شوم
(غروی اصفهانی)
سؤالات متدوال درباره ادبیات
تا اینجا بررسی کردیم ادبیات چیست و مباحث مختلف آن را با مثال معرفی کردیم. در اینجا به برخی از سؤالات متداول در زمینه ادبیات پاسخ میدهیم تا در این زمینه ابهامی در ذهن شما باقی نماند.
ادبیات چیست ژان پل سارتر چه کتابی است؟
کتاب «ادبیات چیست؟» ژان پل سارتر یکی از مهمترین کتابهای حوزه نقد ادبی است. این نویسنده و فیلسوف فرانسوی در این کتاب با دیدگاه فلسفی خود به ادبیات پرداخته و بیش از هر چیزی در این کتاب درباره تعهد اجتماعی شاعر و نویسنده و بایدها و نبایدهای آن سخن گفته است.
ادبیات به زبان ساده چیست؟
به زبان ساده، ادبیات هر نوه نوشتهای است که دارای ارزش هنری است یعنی خواندن یا شنیدن آن، احساس خوشایندی در مخاطب ایجاد میکند.
نمونه سؤال ادبیات
حال که دانستیم ادبیات چیست و هدف و کاربرد آن چیست، میتوانید در تمرین زیر شرکت کنید. این تمرین، آزمونی متشکل از چند پرسش چهارگزینهای است که برای پاسخ دادن به آنها کافی است روی گزینه درست مورد نظر خود کلیک کنید و سپس با کلیک بر گزینه «مشاهده گزینه صحیح» پاسخ درست آن سؤال را مشاهده کنید. با ثبت هر یک پاسخ درست، یک امتیاز دریافت میکنید و امتیاز نهایی خود را در پایان آزمون یعنی بعد از ثبت جواب همه پرسشها و با کلیک بر گزینه «دریافت جواب آزمون» مشاهده خواهید کرد.
تمرین و آزمون
۱. کدام گزینه درست است؟
ادبیات همه مکتوبات موجود به یک زبان است.
فقط آثار منظوم یعنی اشعار یا سخنهایی که دارای وزن و آهنگ هستند را در زمره ادبیات محسوب میکنیم.
ادبیات و آثار ادبی دارای انواعی مانند تعلیمی، غنایی، نمایشی و غنایی هستند.
حماسههای ابتدایی ملتها را نمیتوانیم در زمره ادبیات آن کشور یا زبان محسوب کنیم.
۲. کدام گزینه درباره آرایههای ادبی در ادبیات نادرست است؟
استفاده از آرایههای ادبی باعث افزایش ارزش هنری سخن و آثار ادبی میشود.
آرایههای ادبی لفظی باعث خوشآهنگتر شدن کلام و زیبایی ظاهری سخن میشوند.
شاعران و نویسندگان از آرایههای ادبی معنوی برای افزایش ارزش هنری سخن از طریق معناسازی و بازیهای معنایی استفاده میکنند.
استفاده یا عدم استفاده از آرایههای ادبی، تغییری در آثار ادبی ایجاد نمیکنند و وجود آنها تأثیری بر افزایش ارزش هنری یک اثر ادبی ندارد.
۳. در کدامیک از گزینههای زیر اثری ادبی وجود دارد؟
برای رشد هر دانه و محصول باید مجموعهای از اطلاعات را فراهم کنیم. یعنی پیش از هر اقدام عملی، لازم است به کشاورزی به مثابه یک علم نگاه کنیم و از نتایج آزمایشهای پیشین این علم، در کار خود استفاده کنیم. امروزه حتی کشاورزان قدیمی نیز برای بخشهای مختلف کار خود، از انتخاب محصول گرفته تا نوع آبیاری و محیط هر محصول، بهترین زمان پرورش هر محصول و روشهای کمآسیبتر برداشت محصول و بسیاری موارد دیگر، از یافتههای علم کشاورزی استفاده میکنند زیرا به نتایج آن اعتماد کردهاند.
با سلام
از طرف احمد پهلوانزاده
به جناب آقای اسفندیار منفرد، رئیس هیئت مدیره شرکت ایرانیان
همانطور که مستحضر هستید و با توجه به فرا رسیدن زمان جشن سالیانه شرکت، برآورد هزینههای لازم برای برگزاری جشن و همچنین پاداشهای کارمندان شرکت به تفکیک گروه و پایه شغلی، در پیوست این نامه ارسال شده است. لازم به ذکر است که تأیید سریعتر شما، در سرعت گرفتن انجام امور لازم، بسیار مؤثر خواهد بود فلذا پیشاپیش صمیمانه از وقتی که برای این امر اختصاص میدهید، سپاسگزاری میکنم.
با تشکر
تاریخ ۱۸ / ۵ / ۱۴۰۵
قربانت شوم. زین العابدین خان شاهسون را که مردود دانسته و عباسقلی خان را مقبول میدارید کاش قبل از زحماتی بود که ولیعهد روحی فداه در برقراری زین العابدین خان تحمل فرمود. حالا که ممنون اولیای دولت همایون شده و او را به سرکردگی منصوب ساختهاند، جز این که شما پهلوی اورا بگیرید چاره ندارد. او هم ان شاءالله خوب خدمت میکند. این روزها حکم فرمودند که از مراغه با آی دوقمیش و قراکونی نقل و تحویل کند، از ایلات دویرن دور نباشد، آنجا که آمد بخدمت شما خیلی نزدیک میشود و بفضل خدا بسیار بسیار خوب خدمت خواهد کرد. سالهاست که چاکران ولیعهد روحی فداه او را نان دادند، پول دادند، قشلان و ییلاق مفت دادند، پرستاری کردند، بسفر بردند، جنگی و درنگی کردند...
(قائم مقام فراهانی)
آلبالوپلو یکی از غذاهای سنتی ایرانی است که ممکن است هر قوم یا شهری، روش متفاوتی برای درست کردن آن داشته باشند. در اینجا ما رایجترین روش پخت این غذا را آموزشم میدهیم. برای درست کردن آلبالوپلو، شما به برنج، مرغ یا گوشت (به دلخواه)، آلبالوهای بدون هسته، شکر، زعفران، خلال بادام و پسته و ادویههای دلخواه نیاز دارید. اولین قدم، خیساندن برنج و پخت آن به صورت نیمهپخته و به روش آبکش است. سپس باید آلبالوهایی که هستههای آنها را از قبل گرفتهاید را با مقدار کمی شکر و زعفران سرخ کنید.
۴. کدام گزینه را میتوانیم در زمره ادبیات بدانیم؟
از ریشه زنده بودم و از شاخه
گنجشکها برادر من بودند
حتی برادران تنومدم
گنجشکهای دیگر من بودند
بسیار از بریده شدن سرسخت
الوار خانههای شما بودم
بسیار ارّهها که رفیقانِ
تنهایی تناور من بودند
(حسین صفا)
جلوی اداره زندان. روز. خارجی (زمان گذشته)
در کوچک درون در بزرگ زندان باز میشود و آن بیرون بین منتظران که کاغذ و شماره به دست، هیاهو میکنند، دو جوانی که قبلاً دیدیم با پدر و نزهت حرف زده بودند، توی شلوغی دیده میشوند. در بزرگ باز میشود و نزهت در کنار پدر به عجله بیرون میآید. پدر به طرف آقای افتخاری میرود ولی نزهت جدا میشود و به سوی آن دو میرود، آنها به دیدن نزهت در جمعیت دور میشوند...
اولی- با ما حرف نزنید، برای هر دو خطرناکه.
نزهت- شما گفتین براش کاری میکنین.
اولی- ما امکانی نداریم، هم ارتباطها قطعه.
(بهرام بیضایی)
اگر اسلحه داشتم یک گلوله توی مغز این صندلی شلیک میکردم. یکی از پایههایش شکسته. کاری که با اسبها میکنند وقتی که استخوان مثلا دستشان میشکند. کنار پنجره است. گاهی پیش از غروب آنجا مینشستم و تا روشن شدن چراغهای آن طرف کوچه، لای سرفههایم سیگار میکشیدم. از آن بالا کوچه تا لحظهای که به آسفالت خیابان برسد دیده میشود. و آن طرف با یکی از درختهایش به پشت حیاط مادام میپیچد.
(بیژن نجدی)
هر سه مورد
هرکدام از گزینههای اول تا سوم این سؤال، نوعی از آثار ادبی هستند. در فهرست زیر، نوع هرکدام را مشخص کردهایم.
- گزینه اول: ادبیات منظوم (شعر)
- گزینه دوم: ادبیات نمایشی از نوع فیلمنامه
- گزینه سوم: ادبیات داستانی از نوع داستان بلند
۵. کدام گزینه درست است؟
دو فرم اصلی و کلی ادبیات در ادبیات فارسی، شعر کهن و شعر نو است زیرا در اشعار کلاسیک یا کهن با تساوی ارکان عروضی و جایگاه مشخص قافیه در هر قالب شعری روبهرو هستیم اما در اشعار نو، هیچکدام از این موارد وجود ندارد.
انواع ادبی را در چهار دسته ادبیات تعلیمی، ادبیات عرفانی، ادبیات حماسی و ادبیات نمایشی تقسیمبندی میکنیم.
دست شاعر در سرودن هر نوع شعر با هر مضمون و هر نوع ادبی، برای استفاده از آرایههای ادبی باز است و چنین نیست که یک آرایه ادبی یا دستهای از آرایههای ادبی فقط به نوع خاصی از آثار ادبی اختصاص داشته باشند.
ادبیات عرفانی و آثار ادبی عرفانی در نوع ادبی نمایشی قرار دارند زیرا همه آنها دارای عناصر ادبیات نمایشی هستند.
جمع بندی ادبیات
در این مطلب از مجله فرادرس بررسی کردیم ادبیات چیست و هدف ادبیات و چیستی آن را معرفی کردیم. همچنین توضیح میدهیم ادبیات چه کاربردی دارد و مباحث مختلف ادبیات را با مثال توضیح میدهیم.


























