زبان انگلیسی ۲۵۲۸ بازدید

بدون شک همه ما در زندگی کارهایی انجام داده‌ایم که بعدها از انجام دادنش پشیمان شده‌ایم. همچنین ممکن است آرزوی تحقق امری دست‌نیافتنی را در زندگی داشته باشیم. حتی شاید از وضعیت فعلی خود راضی نباشیم و آرزو کنیم شرایط طور دیگری رقم بخورد. در زبان انگلیسی، برای بیان چنین موقعیت‌هایی از wish استفاده می‌کنیم. در این آموزش، قصد داریم کاربرد گرامر wish در زبان انگلیسی را توضیح دهیم و به کمک مثال، ساختارهای متفاوت آن را بررسی کنیم.

کاربرد گرامر wish

در حالت کلی، گرامر wish برای بیان شرایطی به کار می‌رود که از آن ناراضی هستیم یا ترجیح می‌دهیم طور دیگری رقم می‌خورد. در واقع، از گرامر wish برای بیان مسائلی استفاده می‌شود که امکان تغییر دادن آن‌ها در حال حاضر وجود ندارد. بنابراین، کاربرد گرامر wish را می‌توان در موارد زیر خلاصه کرد.

  • برای صحبت کردن درباره موقعیتی که می‌خواهیم متفاوت باشد:

I wish I were on the beach.

کاش الآن لب دریا بودم.

(برای مثال، شخص در حال حاضر سر کار است و آرزو می‌کند شرایط برایش متفاوت بود، یعنی به‌جای این که سر کار باشد، لب دریا بود.)

  • برای صحبت کردن درباره کاری که در گذشته انجام دادیم یا ندادیم:

I wish I had talked to Helen.

کاش با «هلن» حرف زده بودم.

(شخص گوینده در گذشته با «هلن» حرف نزده و الان از این کارش پشیمان است.)

  • برای اعتراض به رفتار دیگران:

I wish they would stop arguing.

کاش دست از جروبحث بردارند.

(شخص گوینده از این‌که آن‌ها با هم جروبحث می‌کنند، معترض است.)

در این مطلب از مجموعه مطالب زبان انگلیسی «مجله فرادرس»، قصد داریم تمام کاربردهای wish را بررسی کنیم و به کمک مثال، ساختارهای آن را توضیح دهیم.

فیلم آموزشی مرتبط

کاربرد گرامر wish برای زمان حال (یا آینده)

یکی از کاربردهای متدوال گرامر wish، برای بیان موقعیتی در زمان حال یا آینده است که می‌خواهیم متفاوت یا غیر از این باشد. در این حالت، از ساختارهای «wish + past simple/past continuous» کمک می‌گیریم:

I wish I had the time to hang out with my friends. (= I don’t have the time to do it right now.)

کاش وقت داشتم با دوستانم وقت بگذرانم. (در حال حاضر وقت این کار را ندارم.)

I wish she were coming to my party this weekend. (= Unfortunately, she isn’t coming)

کاش او آخر این هفته به مهمانی من می‌آمد. (متأسفانه نمی‌آید.)

I wish I were traveling right now. (= I’m not traveling.)

کاش همین الآن در سفر بودم. (در حال حاضر در سفر نیستم.)

در مثال اول، شخص گوینده درباره شرایطی در زمان حال صحبت می‌کند، اما فعل «گذشته ساده» به کار رفته است. در مثال دوم، درباره عملی در زمان آینده صحبت می‌کنیم، اما فعل «گذشته استمراری» به کار رفته است. در مثال سوم، این‌طور برداشت می‌شود که گوینده در همان لحظه آرزو می‌کند شرایط طور دیگری رقم بخورد.

ساختار گرامر wish برای زمان حال یا آینده را در جملات شرطی نوع دوم پیدا می‌کنید که برای موقعیتی خیالی یا غیر واقعی به کار می‌رود. دو مثال زیر را با هم مقایسه کنید.

I wish I had the money to buy a bigger house.

کاش پول بیشتری داشتم تا خانه بزرگ‌تری می‌خریدم.

If I had the money, I would buy a bigger house.

اگر پول داشتم، خانه بزرگ‌تری می‌خریدم.

نکته اول: در مثال‌های فوق، فعل گذشته به کار رفته است، اما معنای آن هیچ ارتباطی به گذشته ندارد. در اصل، کاربرد wish در این جملات، برای اشاره به چیزهایی است که با واقعیت فاصله زیادی دارند و در عمل امکان‌پذیر نیستند.

نکته دوم: در نوشتار رسمی، مانند جملات شرطی، بعد از «wish»، برای همه فاعل‌ها، از «were» استفاده می‌شود، یعنی برای «He/She/It» نیز فعل «were» به کار می‌رود، بنابراین فعل «to be» بعد از «wish» در موقعیت‌های رسمی و غیررسمی به دو شکل زیر رایج است:

I wish I were taller. (رسمی)

I wish I was taller. (محاوره)

کاش قدم بلندتر بود.

فیلم آموزشی مرتبط

برای درک بهتر کاربر گرامر wish برای زمان حال یا آینده، به چند مثال دیگر و ترجمه آن‌ها توجه کنید.

I wish I spoke Italian. (I don’t speak Italian.)

کاش ایتالیایی صحبت می‌کردم. (ایتالیایی صحبت نمی‌کنم.)

I wish I had a big car. (I don’t have a big car.)

کاش ماشین بزرگی داشتم. (ماشین بزرگی ندارم.)

I wish I were on a beach. (I’m in the office.)

کاش لب دریا بودم. (در اداره هستم.)

I wish it were the weekend. (It’s only Wednesday.)

کاش آخر هفته بود. (تازه چهارشنبه است.)

(روزهای هفته در اغلب کشورها از دوشنبه شروع می‌شود و شنبه و یکشنبه آخر هفته است.)

I wish I were lying on a beach now. (I’m sitting in the office)

کاش الآن لب دریا دراز کشیده بودم. (در حال حاضر در دفترم هستم.)

I wish it weren’t raining. (It is raining)

کاش باران نمی‌آمد. (الآن دارد باران می‌بارد.)

I wish you weren’t leaving tomorrow. (You are leaving tomorrow.)

کاش فردا نمی‌رفتی. (فردا می‌روی.)

گرامر wish در انگلیسی

کاربرد گرامر wish برای زمان گذشته

حتماً برایتان پیش آمده است که در گذشته کارهایی را انجام داده‌اید که آرزو می‌کردید انجام نمی‌دادید. شاید هم از این که انجام ندادید، ابراز پشیمانی می‌کنید. در چنین مواقعی، گرامر wish کاربرد زیادی دارد. به عبارت ساده‌تر، از wish برای ابراز پشیمانی یا افسوس خوردن درباره گذشته استفاده می‌شود و چون دیگر امکان بازگشت به گذشته و جبران آن وجود ندارد، موقعیت غیر واقعی به حساب می‌آید. فرمول این جملات به صورت زیر خواهد بود.

Subject pronoun + ‘wish’ + subject pronoun + past perfect + object

همان‌طور که مشاهده می‌کنید، در این جملات، فعل «گذشته کامل» با ساختار «had + p.p» به کار رفته است. به دو جمله زیر توجه کنید.

I wish I had visited the Eiffel Tower.

کاش از برج ایفل بازدید کرده بودم.

I wish I had eaten a bigger breakfast. I’m so hungry!

کاش صبحانه بیشتری خورده بودم. خیلی گرسنه‌ام!

در این جمله، شخص گوینده از عملی صحبت می‌کند که در گذشته انجام نشده است و اکنون که او به آن فکر می‌کند، از این‌که به آنجا نرفته پشیمان است. در واقع با گفتن این جمله، ابراز پشیمانی می‌کند و افسوس می‌خورد.

در مثال دوم، شخص گوینده در حال حاضر احساس گرسنگی می‌کند، زیرا به اندازه کافی صبحانه نخورده است و از این مسئله ناراحت است. به عبارت دیگر، اگر صبحانه بیشتری خورده بود، الآن احساس گرسنگی نمی‌کرد. اما این موقعیت فعلی دیگر قابل تغییر نیست. بنابراین، برای بیان آن، ساختار فوق به کار می‌رود.

نکته: همان‌طور که ملاحظه کردید، کاربرد گرامر wish در زمان گذشته، برای بیان افسوس است. این حالت شباهت زیادی با گرامر افعال کمکی وجهی در زمان گذشته دارد. به دو مثال زیر توجه کنید.

I wish I hadn’t eaten that much.

کاش آن قدر نخورده بودم.

I shouldn’t have eaten that much!

نباید آن‌قدر می‌خوردم!

(در هر دو مثال فوق، شخص گوینده از زیاد خوردن ابراز پشیمانی می‌کند و این اتفاق ممکن است برای همه ما پیش بیاید.)

گرامر wish برای زمان حال و گذشته، شباهت زیادی به لحاظ دستوری و معنایی با جملات شرطی نوع دوم و سوم نیز دارد. جملات زیر را با هم مقایسه کنید.

It would be good if we had a bigger car.

اگر ماشین بزرگ‌تری داشتیم، خوب بود.

∗∗∗

I wish we had a bigger car.

کاش ماشین بزرگ‌تری داشتیم.

It would be good if I knew how to use it.

اگر می‌دانستم چطور از آن استفاده کنم، خوب بود.

∗∗∗

I wish I knew how to use it.

کاش می‌دانستم چطور از آن استفاده کنم.

If I had known him, I would have talked to him.

اگر او را می‌شناختم، با او حرف می‌زدم.

∗∗∗

I wish I had known him.

کاش او را می‌شناختم.

فیلم آموزشی مرتبط

برای درک بهتر کاربرد گرامر wish برای بیان حسرت‌های گذشته، به چند مثال بیشتر و ترجمه آن‌ها توجه کنید.

I wish I had studied harder in school.

کاش در مدرسه بیشتر درس خوانده بودم.

Noel wishes he had visited the Sorbonne when he was in Paris.

«نوئل» آرزو می‌کند که وقتی در پاریس بود، از «سوربن» دیدن می‌کرد.

We wish we had been kinder to her before she got sick.

کاش قبل از مریض شدنش رفتار بهتری با او داشتیم.

They wish they hadn’t spent so much money on their shopping trip.

آن‌ها آرزو می‌کردند که آن‌همه پول برای خریدشان خرج نمی‌کردند.

I wish I hadn’t eaten so much.

کاش این‌قدر نخورده بودم.

I wish I hadn’t spent so much money last month.

کاش ماه گذشته این‌قدر پول خرج نکرده بودم.

سایر کاربردهای گرامر wish

گرامر wish، علاوه بر زمان حال و گذشته، برای موقعیت‌های دیگری نظیر اعتراض کردن، خواستن و... نیز کاربرد دارد. در ادامه این مطلب، به سایر کاربردهای گرامر wish می‌پردازیم.

کاربرد گرامر wish با would

فرض کنید در حال مطالعه هستید و هم‌اتاقی شما سروصدای زیادی دارد. یا دوست‌تان برای نصیحت نزد شما آمده، اما هیچ‌وقت به حرف‌های شما گوش نمی‌دهد. از همه این‌ها مهم‌تر، رئیس شما بعد از پایان وقت اداری، شما را صدا می‌زند و می‌خواهد بیشتر بمانید و کارهای دیگری انجام دهید.

در چنین شرایطی، یا به عبارت دیگر، در مواقعی که از وضعیت موجود ناراضی هستید یا کارها بر وفق مرادتان پیش نمی‌رود، می‌توانید از ساختار «wish + would» استفاده کنید. برای جملات منفی نیز بعد از «would» از منفی‌کننده «not» می‌توانید کمک بگیرید. به مثال‌های زیر توجه کنید.

I wish my boss would stop calling me into his office after working hours. (= It bothers me that he calls me after working hours)

ای کاش رئیسم بعد از ساعت کاری مرا به دفترش فرا نمی‌خواند. (این‌که بعد از ساعت کاری مرا به دفترش احضار می‌کند، آزارم می‌دهد.)

I wish you wouldn’t play the music so loud. (= Please don’t play the music so loud.)

ای کاش این‌قدر بلند موزیک را پخش نمی‌کردی. (لطفاً موسیقی را با صدای بلند پخش نکن.)

ساختار جملات فوق نشان می‌دهد که گوینده از وضعیت موجود ناراضی و به آن معترض است. به مثال دیگری توجه کنید.

I wish  you would stop talking for a minute!

کاش یک دقیقه حرف نزنی!

در این مثال، رفتار فرد مقابل برای شخص گوینده آزاردهنده و به آن معترض است. البته این را در نظر داشته باشید که هنگام استفاده از مثال آخر، جانب احتیاط را رعایت کنید!

فیلم آموزشی مرتبط

برای درک بهتر کاربرد ساختار «wish + would» به چند مثال دیگر و ترجمه آن‌ها توجه کنید.

I wish you would stop making so much noise.

کاش این‌قدر سروصدا نمی‌کردی.

I wish that you wouldn’t eat all the chocolate.

کاش این‌قدر شکلات نمی‌خوردی.

I wish that it would stop raining.

کاش باران بند می‌آمد.

I wish you would stop smoking.

کاش سیگار نمی‌کشیدی.

I wish my parents would let me stay up late.

کاش پدر و مادرم اجازه می‌دادند تا دیروقت بیدار بمانم.

I wish Jenny wouldn’t ask so many questions.

کاش «جنی» این‌قدر سؤال مطرح نمی‌کرد.

نکته: در جملاتی که از ساختار «wish + would» استفاده شده است، بعد از «would» از شکل ساده فعل (مصدر بدون to) استفاده می‌کنیم.

آموزش زبان انگلیسی

کاربرد گرامر wish با could

برای آرزو کردن درباره آینده، از ساختار «wish + could» استفاده می‌کنیم، مانند مثال‌های زیر:

I wish I could get a new car soon.

کاش می‌توانستم به‌زودی ماشین جدیدی بگیرم.

I wish Laura could travel with us.

کاش «لارا» می‌توانست با ما سفر کند.

(در این مثال، دلیلی برای سفر نکردن «لارا» وجود دارد؛ شاید برنامه کاری باشد یا هزینه بلیت یا غیره.)

I wish I could help you. (= There’s nothing I can do to help you.)

کاش می‌توانستم کمکت کنم. (هیچ کاری نمی‌توانم برای کمک کردن به شما انجام دهم.)

کاربرد گرامر wish + infinitive

از مصدر با to بعد از فعل «wish» نیز استفاده می‌شود که به معنای خواستن است. کاربرد گرامر wish به این صورت، فقط به موقعیت‌های رسمی محدود می‌شود. به دو مثال زیر توجه کنید.

I wish to talk to the manager, please.

می‌خواهم با مدیر صحبت کنم، لطفاً.

I wish to set up a meeting to discuss this issue in detail.

می‌خواهم جلسه‌ای تشکیل دهم تا در مورد این موضوع به تفصیل بحث شود.

فیلم آموزشی مرتبط

 کاربرد گرامر wish در جملات دومفعولی

از دیگر کاربردهای wish، زمانی است که امیدوار هستیم اتفاق‌های خوبی برای دیگران بیفتد. در این حالت جملات دومفعولی با ساختار «wish + indirect object + direct object» خواهیم داشت، مانند مثال‌های زیر:

I wish you the best with your new job.

با شغل جدیدت بهترین‌ها را برایت آرزو دارم.

We wished her a happy birthday.

ما تولدش را به او تبریک گفتیم.

گرامر wish و hope

در مبحث گرامر wish، بسیاری از زبان‌آموزان، موقع استفاده آن را با hope اشتباه می‌گیرند، زیرا معنی هر دوی آن‌ها به هم شبیه است. اما در حقیقت تفاوت‌هایی بین آن‌ها وجود دارد که در ادامه این مطلب به آن اشاره شده است.

  • از «hope» زمانی استفاده می‌کنیم که امیدواریم اتفاقی در آینده به وقوع بپیوندد، یعنی احتمال وقوع آن وجود دارد، در حالی که از «wish» زمانی استفاده می‌کنیم که آرزوی تغییر موقعیت یا شرایط غیرممکنی را داریم:

I hope she passes the admission test.

I wish she passes the admission test.

امیدوارم در آزمون ورودی قبول شود.

I wish I were younger!

کاش جوان‌تر بودم!

  • زمان‌‌هایی که برای «hope» و «wish» به کار می‌رود، متفاوت است. برای توصیف آینده، از زمان حال ساده برای «hope» استفاده می‌شود، اما برای «wish»، گذشته ساده و استمراری کاربرد دارد:

I hope you feel better tomorrow.

I wish you felt better tomorrow.

امیدوارم فردا حالت بهتر شود.

I wish I had more time.

کاش وقت بیشتری داشتم.

I wish you weren’t leaving tomorrow.

کاش فردا نمی‌رفتی.

  • از «wish» برای بیان حسرت یا اندوه گذشته استفاده می‌شود، اما «hope» برای گذشته کاربردی ندارد:

I wish I had listened to your advice.

کاش به نصیحتت گوش داده بودم.

گرامر wish با would

کاربرد wish و if only

از «if only» می‌توانیم به جای «wish» و برای شرایطی استفاده کنیم که می‌توانست طور دیگری باشد. کاربرد آن شبیه «wish» است، اما شدت آن در مقایسه با «wish» بیشتر است. از «if only» نیز می‌توانیم برای زمان گذشته، حال و آینده استفاده کنیم. در ادامه این مطلب به کاربردهای «if only» اشاره شده است.

  • از ساختار «if only» و فعل گذشته ساده، برای صحبت کردن درباره زمان حال استفاده می‌کنیم:

If only he knew the truth. (he doesn’t know the truth, but he wishes he did)

Not: If only he knows the truth.

کاش حقیقت را می‌دانست. (او حقیقت را نمی‌داند.)

If only there was something she could do or say to help.

Not: If only there is something she could do or say to help.

کاش می‌توانست برای کمک کردن کاری انجام دهد یا چیزی بگوید.

(در موقعیت‌های رسمی از «were» به‌جای «was» استفاده می‌شود.)

  • از «if only» برای صحبت کردن درباره زمان آینده یا برای نشان دادن تفاوت میان آنچه که واقعاً هست و آنچه که انتظار داریم باشد، استفاده می‌کنیم. در این حالت ساختار «If only + would + infinitive without to» به کار می‌رود:

If only someone would buy the house.

کاش کسی خانه را بخرد.

If only they would talk to each other.

کاش با هم حرف می‌زدند.

  • از ساختار «if only + past perfect» برای صحبت کردن درباره چیزی که مدتی پیش اتفاق افتاده، استفاده می‌کنیم:

If only he had listened to what his friends had been telling him. (He didn’t listen.)

کاش به آنچه که دوستانش به او می‌گفتند گوش می‌داد. (گوش نداد.)

If only Anna had been able to come. (Anna wasn’t able to come.)

کاش «آنا» می‌توانست بیاید. (نتواست بیاید.)

فیلم آموزشی مرتبط

اصطلاحات رایج با wish

در ادامه این مطلب به چند نمونه از اصطلاحات رایج با wish اشاره کرده‌ایم که در مکالمات روزمره و موقعیت‌های غیر رسمی کاربرد زیادی دارد.

اصطلاحات رایج با Wish
آرزو کردن to make a wish
امیدوارم! (برای بیان چیزی که تقریباً محال است، اما آرزو می‌کنید شدنی بود.) I wish!
خیال واهی wishful thinking
برای کسی آرزوی کامیابی کردن wish someone well
برای دشمنم هم چنین آرزویی ندارم! I wouldn't wish something like that on my worst enemy!
شما لب تر کنید! (شما امر بفرمایید!) Your wish is my command!
هر جور که راحتی! as you wish!
برام دعا کن! wish me luck!

به مثال‌های زیر توجه کنید تا با کاربرد اصطلاحات رایج با wish را در جمله آشنا شوید.

He blew out the candles on his cake and made a wish.

او شمع‌های کیکش را فوت و آرزو کرد.

You’ll save up enough money to buy a house soon. I wish!

تو آن‌قدر پول جمع خواهی کرد که به‌زودی خانه بخری. امیدوارم!

I think he likes me, but this could just be wishful thinking.

فکر کنم از من خوشش می‌آید، اما ممکن است خیالی بیش نباشد.

Would you like some more pancakes? Your wish is my command!

باز هم پنکیک میل دارید؟ فقط امر بفرمایید!

I wish you both well in this new chapter of your life.

برای هر دوی شما در این فصل جدید از زندگی‌تان آرزوهای خوب دارم.

He was a terrible boss, he stressed me out every day while we worked together. I wouldn’t wish that on my worst enemy.

او رئیس افتضاحی بود، وقتی با هم کار می‌کردیم، هر روز به من استرس می‌داد. برای بدترین دشمنم هم چنین آرزویی ندارم!

جمع‌بندی

در این آموزش با کاربرد گرامر wish برای زمان گذشته، حال و آینده آشنا شدیم و کاربردهای آن را برای موقعیت‌های مختلف و به‌کمک مثال یاد گرفتیم. همچنین تفاوت بین wish و hope و نحوه استفاده از if only را توضیح دادیم. گرامر wish در زبان انگلیسی کاربرد فراوانی دارد، زیرا برای موقعیت‌هایی به کار می‌رود که تقریباً همه ما بارها تجربه کرده‌ایم.

اگر این مطلب برای شما مفید بوده است، آموزش‌ها و مطالب زیر نیز به شما پیشنهاد می‌شوند:

بر اساس رای ۱۵ نفر
آیا این مطلب برای شما مفید بود؟
شما قبلا رای داده‌اید!
اگر بازخوردی درباره این مطلب دارید یا پرسشی دارید که بدون پاسخ مانده است، آن را از طریق بخش نظرات مطرح کنید.

«آزاده رمضانی»، فارغ‌التحصیل مقطع کارشناسی ارشد آموزش زبان انگلیسی است. فعالیت‌های او در زمینهٔ تدریس، ترجمه و ویراستاری بوده است و درحال‌حاضر، به‌عنوان دبیر تحریریهٔ زبان‌‌های خارجی با مجلۀ فرادرس همکاری می‌کند.

نظر شما چیست؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مشاهده بیشتر