توسعه محصول به معنای تمام فرایندی است که از ایده‌پردازی گرفته تا عرضه محصول و فراتر از آن را در برمی‌گیرد. چه در حال عرضه یک محصول جدید با برند خود باشید و چه محصولی قدیمی‌تر را بهبود بدهید، چرخه توسعه محصول مدت‌ها پیش از ساخت خود محصول آغاز می‌شود. این فرایند گستره‌ای وسیع را در بر می‌گیرد: از بارش فکری برای پدید آمدن مفهوم اولیه گرفته تا برنامه‌ریزی استراتژیک، ساختن و عرضه به بازار و سپس سنجش ابعاد موفقیت کار.

در شکل سنتی‌، توسعه محصول به معنای فاز ساختن در تمام این چرخه عمر بلند مدت بود. تیم‌هایی که رویه‌های سخت‌گیرانه‌ مدیریت آبشاری را دنبال می‌کنند، از همان ابتدا پیش‌نیازی معین در ذهن دارند و می‌دانند که باید در چند فاز پیاپی، ایده را پیاده‌سازی کنند. اکثر تیم‌های امروزی اما رویکردی منعطف‌تر و تکرارپذیرتر را دنبال می‌کنند که تحت عنوان مدیریت چابک شناخته می‌شود. بازخورد مشتریان از همان ابتدا مورد توجه قرار می‌گیرد و معمولا کار به صورت تکه‌تکه عرضه می‌شود. از سوی دیگر، انتظار می‌رود تغییرات به شکلی دائمی پدید آیند و از آن‌ها استقبال هم می‌شود.

اما از روش‌شناسی کار که بگذریم، توسعه محصول در معنای امروزی‌اش «چگونگی» ساخت محصول را در بر می‌گیرد. این یعنی در اصل به «چرایی»، «چیستی» و «چه زمانی» پاسخ داده می‌شود و مدیر محصول ارتباطی دائمی با مهندسان و همینطور تیم بازاریابی محصول برقرار می‌کند. هدف مدیر محصول همکاری با تمام اعضای تیم است تا هم بتوان محصول را ساخت و عرضه کرد و هم به بهبود هرچه بیشتر محصولی مشغول شد که مورد پسند مشتریان قرار گرفته است.

رویه توسعه محصول

چه افرادی در رویه توسعه محصول دخالت دارند؟

مدیر محصول مسیر موفقیت محصولات را ترسیم می‌کند. او یک استراتژی محصول می‌چیند، نقشه راه ترسیم می‌کند و قابلیت‌های محصول را صیقل می‌دهد. او در واقع کانون مرکزی تیمی کاملا پیوسته به هم است: تیمی که گروه‌های مختلف برنامه‌ریزی، توسعه و عرضه محصول در یک سازمان را گرد هم می‌آورد. همین باعث می‌شود مدیر محصول در واقع نماینده محصول، مهندسی، نوآوری، بازاریابی و عملیات‌ها باشد.

هر سازمانی تعریف خاص خود را از شیوه پیشبرد مدیریت محصول دارد و فاکتورهایی مانند ذات محصول، تمایل مشتریان و صنعتی که در آن فعالیت می‌کنید این تعریف را تغییر می‌دهند. تیم محصول معمولا از افرادی تشکیل شده که به شکلی فعالانه در یک یا چند فاز از توسعه محصول مشارکت می‌کنند. آن‌ها ضمنا به همکاری با دیگر تیم‌ها می‌پردازند تا موفقیت محصول شکلی تضمین شده به خود بگیرد. از جمله این تیم‌ها می‌توان به تیم موفقیت مشتری، تیم فروش، تیم امور مالی و تیم امور قانونی اشاره کرد. در سازمانی که با محصولات خود پیش می‌رود، تمام اعضای تیم اهمیتی شگرف دارند و باید به خوبی مقوله تجربه محصول را درک کرده باشند.

تیم محصول معمولا نمایندگانی از گروه‌هایی که در ادامه آورده‌ایم دارد:

  • مدیریت محصول: مدیران محصول اهدافی استراتژیک را به فعالیت‌های کاربردی تبدیل می‌کنند. او استراتژی محصول را می‌چیند، تعیین می‌کند که تیم باید چه چیزی را در چه زمانی تحویل دهد و طبق نقشه راه محصول، به گفتگو با ذینفعان می‌پردازد.
  • مهندسی: مهندسان مسئولیت «چگونگی» ساخت محصول را برعهده دارند. آن‌ها باید در توسعه قابلیت‌ها، داستان‌های کاربر، تخمین کارها، برنامه‌ریزی برای اسپرینت‌ها و عرضه قابلیت‌های جدید مشارکت کنند.
  • نوآوری: تیم‌های نوآوری به چیدن استراتژی راهکارهای تازه برای مشکلاتی که کسب‌وکار و مشتریان با آن‌ها روبه‌رو شده‌اند مشغول می‌شود. آن‌ها ایده‌های جدید برای محصول را با تحلیل بازار ادغام می‌کنند تا استراتژی محصول شکل بگیرد و از رکود جلوگیری شود.
  • بازاریابی محصول: بازاریابان محصول نحوه توصیف داستان محصول برای مشتریان را تعیین می‌کنند. آن‌ها جایی برای محصول در بازار می‌یابند، پیامی که مخابره می‌کند را می‌نویسند، به پژوهش بر دورنمای رقابت می‌پردازند، پرسونا مشتریان را ترسیم می‌کنند، کمپین بازاریابی می‌ساند، آگاهی نسبت به محصول را افزایش می‌دهند و کاری می‌کنند که افراد بیشتری به استفاده از محصول مشغول شوند.
  • عملیات‌ها: تیم عملیات مسئولیت عملکرد و پیشرفت سازمان را برعهده می‌گیرد. سازگار کردن بودجه‌ها و فرایندها میان تیم‌ها، پایش تخصیص منابع در پروژه‌ها و برنامه‌ها، مقابله با تهدیدات، جلوگیری از ایجاد گلوگاه در کارها و تسهیل کردن مشارکت میان تیم‌ها برعهده متخصصین عملیات است.

مراحل توسعه محصول چیست؟

از ایده تا محصول

اگرچه جزییات رویه توسعه محصول معمولا در هر سازمان متفاوت و منحصر به فرد است، اما مراحل توسعه محصول جدید استاندارد نیز داریم که تقریبا تمام تیم‌ها در چرخه عمر محصول به آن‌ها پایبند باقی می‌مانند: از چیدن استراتژی گرفته تا سنجش موفقیت. به صورت معمولا یک مرحله به پایان می‌رسد و سپس به سراغ مرحله بعدی می‌رویم، اما گاهی ممکن است به اصلاح تصمیم‌ها و راهکارهای یک مرحله خاص در نقطه‌ای دیگر از فرایند توسعه بپردازیم.

هفت مرحله توسعه محصول به شرح زیر است:

۱. چیدن استراتژی: تعیین اهداف و ابتکارها

هر محصول جدیدی با یک چشم‌انداز و یک استراتژی به حیات می‌آید. میزان موفقیت در مراحل بعد وابستگی فراوانی به اهدافی دارد که از همان ابتدا ترسیم کرده‌اید و همینطور رویکردی که برای اندازه‌گیری موفقیت در پیش خواهید گرفت. اکثر کارهای استراتژیک و بنیادین توسط رهبران شرکت و در همکاری با مدیر محصول و نایب رییس محصول انجام می‌شود. این افراد دوشادوش یکدیگر اهداف و ابتکاراتی سطح بالا را متصور می‌شوند که حوزه‌های تمرکز تیم محصول را مشخص می‌کنند:

  • اهداف محصول: این به معنای دستاوردهایی کلیدی است که برای تبدیل شدن چشم‌انداز محصول به حقیقت، به آن‌ها نیاز داریم. اهداف باید بازه زمانی مشخص و معیاری قابل سنجش برای موفقیت داشته باشند.
  • ابتکارات محصول: به معنای کارهای گسترده‌تری است که تیم باید برای دستیابی به هر هدف انجام دهد.

فاز استراتژی در توسعه محصول ضمنا شامل کارهای حیاتی دیگری مانند جای‌گیری در بازار و مخابره پیام، پشت سر گذاشتن تحلیل‌های بازار و رقبا و توسعه پرسونا برای کاربران می‌شود تا درکی عمیق از بازار هدف خود به دست آورید. این فونداسیون باعث می‌شود بتوانید هنگام تصمیم‌گیری‌های روزمره تبدیل به صدای مشتریان شوید.

در شرکتی که محصولی واحد دارد، اهداف محصول و سازمان باید یکسان باشند. در سازمان‌هایی که مجموعه‌ای گسترده‌تر از محصولات را عرضه می‌کنند، هر محصول باید اهداف و ابتکارات خاص خود را داشته باشد. مدیران محصول مسئولیت عرضه محصولی یکدست با استراتژی را برعهده می‌گیرند و اطمینان حاصل می‌کنند که تمام کارهای تیم در نهایت به اهداف سطح بالا و سازمانی هم کمک می‌رسانند.

۲. ایده‌پردازی:‌ به دست آوردن و بهبود ایده‌های نوید‌بخش

ایده‌پردازی در توسعه محصول

عملی کردن استراتژی کاری بسیار دشوار است. بسیاری از مردم چه در داخل و چه بیرون سازمان نظراتی راجع به اینکه باید در مرحله بعد چه کرد خواهند داشت. این مسئولیت تیم محصول است که تمام ایده‌های به دست آمده از مشتریان، همکاران و شرکا را بررسی و ارزش‌سنجی کند. سپس می‌توانید تعیین کنید که اولویت‌ها به چه ترتیب هستند.

به همین خاطر است که مرحله ایده‌پردازی در توسعه محصول نیاز به یک فرایند مدیریت ایده موثر دارد. می‌توانید به جمع‌آوری، بررسی و امتیازدهی خواسته‌ها به شکلی مداوم شفاف مشغول شوید. ایده‌های خوب باعث می‌شوند محصول به پیش رانده شود، اما اگر بتوانید فرایندی گسترده‌تر از جمع‌آوری صرف ایده داشته باشد. تمرکز باید بر تبدیل ایده‌ها به راهکارهایی واقعی باشد که با نیازهای کسب‌وکار و مشتریان نیز سازگاری دارند.

۳. برنامه‌ریزی: ساخت یک نقشه راه صیقل‌خورده و تخمین ارزش محصول

حالا زمان این می‌رسد که ایده‌ها را هرچه بیشتر با در نظر گرفتن اهداف، ارزش محصول و ظرفیت تیم صیقل دهیم. در این مرحله تیم‌های محصول به سراغ برنامه ریزی جزییات نقشه راهی می‌شوند که از سوی مدیر محصول نظارت می‌شود. این یعنی باید اپیک‌ها، داستان‌های بزرگ کاربر و قابلیت‌هایی را مطابق با هر ابتکار نوشت. در نظر داشته باشید که نقشه راه محصول شما ماهیتی متفاوت از برنامه‌های شما برای عرضه دارد که فازهای کاری، تاریخ‌های عرضه و عوامل وابسته را شامل می‌شود.

یک کارت امتیاز که از آن برای ارزش‌سنجی محصول استفاده می‌شود، معیارهایی یکپارچه در اختیارتان خواهد گذاشت که ارزش ایده‌ها، ایجاد بهبود در مقیاس‌بندی قابلیت‌ها و سپس اندازه‌گیری دوباره بعد از عرضه محصول را امکان‌پذیر می‌کند. به سراغ یک بستر اولویت بندی توسعه محصول و معیارهایی برای ارزش‌سنجی بروید که به شکلی یکسان در مراحل گوناگون و توسط تیم‌های گوناگون استفاده می‌شوند.

بعد از ساخت نقشه راه، لازم است جزییات کارهای فنی را بنویسید. همکاری با مهندسان برای تشخیص اینکه رسیدگی به کارهای آتی چقدر زمان می‌برد، عنصری حیاتی است که اساسا نقشه راه شما را تبدیل به واقعیت می‌کند. این‌جاست که برنامه‌ریزی ظرفیت شروع می‌شود.

4. نمایش: اشتراک‌گذاری نقشه‌های راه و برنامه‌های ورود به بازار با ذینفعان

نقشه راه توسعه محصول

نقشه‌های راه ضمنا یک ابزار ارتباطی معرکه برای گروه‌های داخلی و خارجی به حساب می‌آیند. برای اینکه بتوانید نظر همه را جلب کرده و تمام تیم را با چشم‌اندازی مشترک گرد هم آورید نیازمند این است که هرکس به خوبی نقش خود در مسیر موفقیت محصول را بداند. در جریان ارائه‌های نقشه راه، مدیر محصول باید نقطه نظرهایی گوناگون از نقشه را در اختیار مخاطبان متنوع خود بگذارد. برای مثال مدیران شرکت می‌خواهند درک کنند که ابتکارهای مد نظر شما چطور به استراتژی کلی‌تر سازمان کمک می‌کند. تیم پشتیبانی مشتریان از سوی دیگر می‌خواهد بداند مزایای قابلیت‌های مد نظر شما چیست، چه زمانی در دسترس قرار می‌گیرند و چطور باید به مشتریان معرفی شوند.

نمایش نقشه راه چیزی فراتر از پرده‌برداری از قابلیت‌های جدید و یک برنامه زمانی است. تیم‌های محصول باید از این فاز به عنوان فرصتی برای یافتن پاسخی برای سوالات خود استفاده کنند، با مسیر آشنا شوند و بازخورد بدهند.

۵. ساخت: عرضه کارکردی جدید

در این مرحله، تیم از برنامه‌ریزی عبور و روی ساختن تمرکز کرده است. این موقع است که تیم‌های محصول و مهندسان را گرد هم می‌آورید تا قابلیت‌ها و پیش‌نیازها عمیقا بررسی شوند. تیم مهندسی سپس کار توسعه را برعهده می‌گیرد که شامل تخمین، برنامه‌ریزی برای اسپرینت و معیارهای قابل پذیرش نیز می‌شود. بسیاری از تیم‌های توسعه از روش‌شناسی توسعه محصول چابک پیروی می‌کنند تا بتوانند در برهه‌های توسعه پی‌در‌پی (که اسپرینت نام گرفته‌اند) به کارها اولویت و نظم بدهند.

بعد از آماده شدن محصول، مدیران مسئول مسئولیت هماهنگی عرضه آن تجربه جدید به بازار را برعهده می‌گیرند. فارق از اینکه برنامه‌ریزی چقدر منعطف یا سخت‌گیرانه است، باید به تمام فعالیت‌های چند جانبه‌ای که پیش‌نیاز عرضه به حساب می‌آیند فکر کرد؛ از بازاریابی و تبلیغ گرفته تا پشتیبانی مشتریان.

۶. پرتاب: آوردن قابلیت‌هایی تازه به بازار

افراد دخیل در عرضه محصول

آنچه تحت عنوان «راه‌اندازی» یا «Launch» محصول شناخته می‌شود رویدادی واحد نیست که ظرف یک یا دو روز به اتمام برسد. در واقع این کار به اندازه تمام مراحل دیگری که در فرایند توسعه محصول پشت سر می‌گذارید نیازمند برنامه‌ریزی است. بسته به ابعاد یا جنس عرضه محصول، از جمله فعالیت‌های بالقوه می‌تواند اعلامیه‌های بازاریابی، فراهم آوردن آموزش‌های داخلی یا مخصوص به مشتریان، ساخت منابع خودیاری و موارد این چنینی باشد. در این مرحله می‌توان به سراغ یک چک‌لیست عرضه رفت تا تمام تیم‌ها ذهنیتی یکسان از کارهای باقی مانده داشته باشند.

۷. تحلیل: سنجش ارزش محصول حقیقی

بسیار خب، محصول خود را با موفقیت عرضه کردیم. حالا باید به سراغ محصول بعدی برویم مگر نه؟ عجله نکنید. بعد از عرضه هم کارهای زیادی برای انجام دادن باقی می‌ماند و برای مثال باید مراحل گوناگون توسعه محصول را تحلیل کرده و بازخوردهای مشتریان را جمع کنید. چند معیار استاندارد برای پایش عملکرد محصول وجود دارد، اما اعداد و ارقام هیچوقت داستانی کامل را بازگو نمی‌کنند. معیار نهایی شما باید «میزان دوست‌داشتنی بودن» محصول باشد: اینکه مشتریان چقدر واقعا عاشق محصول شده‌اند و می‌خواهند راجع به آن به دیگران بگویند. دوست‌داشتنی بودن را می‌توان به طرق گوناگون سنجید، مثلا با یک نظرسنجی ساده که از مشتریان می‌خواهد میزان رضایت خود را اعلام کنند. برخی تیم‌های توسعه محصول از معیارهایی مانند امتیاز رضایت مشتری (CSAT) استفاده می‌کنند.

بسترهای رایج و مناسب برای مراحل آغازین توسعه محصول

بیایید برای چند لحظه اندکی به عقب بازگردیم و تصور کنیم سازمان شما درست در شرف آغاز یک فرایند توسعه محصول است. چند بستر مختلف برای توسعه محصول وجود دارد که تیم‌های محصول می‌توانند برای شروع به سراغ آن‌ها بروند. اکثر رویکردها از شما می‌خواهند که نیازهای مشتری را درک کنید، به پژوهش روی بازار مشغول شوید، نسخه پروتوتایپ بسازید و ایده‌ها را نیز پیش از سرمایه‌گذاری کامل روی توسعه محصول بسنجید. مشخصات کلی بسته به آنچه واقعا می‌سازید متغیر خواهند بود، اما در ادامه به سراغ برخی از بسترهای توسعه محصول رایج برای فازهای ابتدایی کار می‌رویم.

تفکر طراحی

«تفکر طراحی» (Design Thinking) یک بستر شناخته شده برای طراحی و نوآوری است. این بستر شامل رویه‌های شناختی، استراتژیک و کاربردی برای توسعه مفاهیم تازه می‌شود. در ادامه به سراغ گام‌های بنیادینی می‌رویم که در جریان تفکر طراحی طی می‌شوند.

  • همدردی: درک کاربران و نیازهای آن‌ها
  • تعریف: قاب‌بندی مشکل کاربر به اشکالی انسانی
  • اندیشه‌پردازی: جمع‌آوری بازخورد و شکل دادن به ایده‌ها
  • پروتوتایپ: تولید نسخه‌های اولیه برای یک محصول یا قابلیت
  • تست: شناسایی اینکه چه چیزی کار می‌کند و چه مشکلاتی به چشم می‌خورد

نوآوری فرانت اند

نوآوری قسمت جلویی

«نوآوری فرانت اند» (Front-End Innovation) نمایانگر مراحل آغازین فرایند توسعه محصول است. این بستر را نباید با رابط کاربری اشتباه گرفت که آن هم معمولا به عنوان «قسمت جلویی» یا «فرانت اند» شناخته می‌شود.

از نوآوری قسمت جلویی برای تعیین مقیاس مفهوم پشت محصول و تعیین اینکه آیا ارزش سرمایه‌گذاری و تخصیص وقت و منابع هرچه بیشتر را دارد یا خیر استفاده می‌شود. هیچ تعریف واحد و جهان‌شمولی برای این بستر وجود ندارد، اما می‌توانید اجزای رایج را در ادامه ببینید:

  • برنامه‌ریزی استراتژیک: تعیین چشم‌انداز محصول و شرکت
  • انتخاب ایده و تحلیل: مفهوم‌سازی و امکان‌سنجی محصول
  • تعریف محصول: تشکیل دادن یک پرونده سازمانی و جمع‌آوری پیش‌نیازها

توسعه محصول جدید

«توسعه محصول جدید» یا «New Product Development» (به اختصار NPD)، فرایند برداشتن یک مفهوم و تبدیل کردن آن به محصولی در بازار است. این بستر را می‌توان هنگام توسعه هر محصول جدیدی به کار گرفت و از سوی دیگر از آن برای بهبود محصولات از پیش عرضه شده استفاده کرد.

  • ایده‌پردازی: بارش فکری ایده‌ها به صورت داخلی و جمع‌آوری ایده‌های خارجی از مشتریان
  • پایش ایده: تحلیل و اولویت‌بندی ایده‌ها
  • تست مفهوم: تبدیل کردن یک ایده به مفهومی تعریف‌شده
  • استراتژی محصول و تحلیل‌های کسب‌وکار: تعیین هزینه‌ها و سود بالقوه
  • طراحی محصول فنی و توسعه: طراحی و توسعه محصول
  • تست بازار: پشت سر گذاشتن تست‌های نسخه بتا یا استفاده آزمایشی از محصول
  • تجاری‌سازی: پشت سر گذاشتن یک پرتاب موفقیت‌آمیز به بازار و معرفی کردن محصول به مشتریان
مطلب پیشنهادی:
مراحل توسعه محصول جدید چیست ؟ — شرح فرآیند از صفر تا صد
شروع مطالعه

بهترین رویکردها در توسعه محصول چیست؟

توسعه محصول کاری پیچیده است و چنین مطلبی تمام ابعاد مربوط به آن را پوشش نمی‌دهد. در ادامه اما به سراغ برخی از بهترین رویکردهایی می‌رویم که هنگام برنامه‌ریزی برای مسیر توسعه محصول خود باید آن‌ها را در ذهن داشت:

  • نگه داشتن کامل تمرکز بر کسب‌وکار و ارزش مشتری
  • تسهیل کردن ارتباطات چند جانبه و عمیق
  • فراهم آوردن چشم‌اندازی مشترک و قابل درک از برنامه‌ها و اولویت‌ها
  • افزایش رویت‌پذیری و شفافیت در سراسر فرایند
  • متمرکز باقی ماندن بر رسیدگی به نیازهای حقیقی مشتریان
  • پایش و اندازه‌گیری ارزش در هر یک از مراحل فاز توسعه
  • سرمایه‌گذاری روی ابزارهایی که از رویکرد چابک پشتیبانی می‌کنند

نوآوری محصول عنصری مهم است که تاثیری شگرف روی موفقیت مستمر شرکت می‌گذارد. همه‌چیز به ارزش‌سازی بازمی‌گردد: هم برای مشتریان و هم کسب‌وکار. به نظر ساده می‌رسد، اما در عمل کاری بسیار دشوار است. برای اینکه بتوان متمرکز باقی ماند، کارها را پایش کرد و ایده‌ها را از مفهوم اولیه به عرضه رساند باید از یک مجموعه ابزار گسترده و یکپارچه برای توسعه محصول استفاده کرد.

اشکال مختلف توسعه محصول

از ایده تا عرضه

رویه توسعه محصول از یک جهت بسیار جذاب است، آن هم اینکه مدیران محصول ممکن است با انواع و اقسام پس‌زمینه‌های شغلی از راه رسیده باشند و در نتیجه، اشکال مختلفی را مدیریت محصول را دنبال کنند.

  • مدیریت محصول متمرکز بر مشتری: مدیران محصولی که روی مشتریان تمرکز می‌کنند احتمالا پیشتر در حوزه‌های مهندسی فروش و پشتیبانی مشتریان فعالیت کرده باشند. آن‌ها روی محصول و اینکه چطور می‌توان بهترین خدمت را به مشتریان کرد متمرکز خواهند شد. چنین مدیران محصولی متعارف‌ترین شکل مدیریت محصول را رقم می‌زنند. آن‌ها بهترین درک را از جامعه مخاطبان محصول به دست می‌آورند و بیش از داخل، بر دنیای بیرون از شرکت تمرکز می‌کنند.
  • مدیریت محصول متمرکز بر کسب‌وکار: مدیران محصولی که بر کسب‌وکار تمرکز دارند احتمالا از فروش یا مدیریت فروش پا به این عرصه گذاشته باشند. آن‌ها به چگونگی جذب سرمایه، توسعه،‌ بهبود محصول و چگونگی اثرگذاری آن بر کسب‌وکار فکر می‌کنند. این دست از مدیران محصولی درکی منحصر به فرد از جایگاه محصول در بازار به دست می‌آورند و می‌توانید آن‌ها را پشت فرمان محصولاتی بیابید که به بازارهای رقابتی‌تر و کهنسال‌تر ورود کرده‌اند.
  • مدیریت محصول متمرکز بر تکنولوژی یا مهندسی: مدیران محصولی که بر تکنولوژی یا مهندسی تمرکز می‌کنند احتمالا پیشتر در دنیای فناوری اطلاعات یا مهندسی نرم‌افزار مشغول بوده‌اند. آن‌ها روی نحوه توسعه محصول و همینطور چیستی و عملکرد آن برای مشتریان متمرکز خواهند بود. این مدیران را می‌توان درحالی یافت که روی محصولات فنی‌تر کار می‌کنند، مثلا محصولات نرم‌افزار به عنوان سرویس (SaaS) و رابط‌های برنامه‌نویسی (API) خارجی.
  • مدیریت محصول متمرکز بر طراحی: مدیران محصول متمرکز بر طراحی احتمالا پیشتر در حوزه طراحی یا توسعه محصول فعالیت کرده باشند. آن‌ها طراحی، کارکرد و تجربه کاربری را بالاتر از هرچیز دیگری می‌دانند. این مدیران زمانی حسابی خوش می‌درخشند که رابط کاربری و تجربه کاربری محصول آن‌ها واقعا یک عامل متمایزکننده بزرگ باشد.

10 عبارت در دنیای مدیریت محصول که باید بدانید

همینطور که به مطالعه این مقاله و مقالات مشابه ادامه می‌دهید و دانش بیشتری راجع به مدیریت و توسعه محصول کسب می‌کنید، کلمات و عبارات به‌خصوصی را بارها و بارها خواهید شنید. در ادامه به سراغ برخی از رایج‌ترین عبارات تخصصی در دنیای مدیریت محصول می‌رویم تا بهتر از معنای پشت آن‌ها باخبر شوید.

۱. صاحب محصول: پیشتر راجع به ارتباط میان مدیریت محصول و توسعه محصول صحبت کردیم، اما صاحب محصول چه کسی است؟ صاحب محصول کسی است که ایده ابتدایی محصول را به دست می‌آورد. او مفهوم ابتدایی را به تیم‌های مدیریت محصول توضیح می‌دهد تا قادر به شروع کردن کار باشند. در برخی از مواقع - بسته به نیازها و منابع شرکت - ممکن است در واقع یک نفر هم مدیر محصول باشد و هم صاحب محصول.

۲. صاحب محصول اسکرام: صاحبان محصول اسکرام (یا اسکرام مستر‌ها) به حمایت از صاحبان محصول مشغول می‌شوند. این افراد مسئولیت پشتیبانی از مفهوم محصول یا افزودن قابلیت‌های جدید به محصولی قدیمی‌تر را برعهده می‌گیرند. نقش اصلی صاحب محصول اسکرام، حصول اطمینان از موفقیت پروژه است. و وقتی می‌گوییم «پروژه»، در واقع به خلق محصولی جدید از ابتدا تا انتها اشاره داریم. آن‌ها مطمئن می‌شوند که صاحب محصول و دیگر اعضای تیم به برنامه‌ها و فرایندهای لازم دسترسی دارند و می‌توانند محصولی که در ذهن پرورانده‌اند را به پایان برسانند.

۳. چشم‌انداز محصول: چشم‌انداز محصول به تشریح این می‌پردازد که محصول نهایی چه شکل و شمایلی خواهد داشت و تمام اعضای تیم باید روی کدام هدف غایی متمرکز باشند. چشم‌انداز محصول در واقع هدف پشت محصول را توضیح می‌دهد، چرایی ساخت آن را شرح می‌دهد و به صورت خلاصه می‌گوید که محصول قرار است چه مزایایی برای مشتریان به همراه آورد.

۴. مدیریت چرخه عمر محصول: «مدیریت چرخه عمر محصول» (Product Lifecycle Management یا به اختصار PLM) فرایندی است که بر تمام چرخه عمر یک محصول مشخص نظارت می‌کند. این رویه شامل فراهم آوردن چشم‌انداز و برنامه‌ریزی‌های پشت یک محصول می‌شود و چیزهایی از قبیل طراحی، ساخت و فروش را در بر می‌گیرد. چرخه عمر یک محصول به محض پدید آمدن مفاهیم زیرین آن آغاز می‌شود و آنقدر ادامه می‌یابد تا محصول بالاخره به دست مشتریان برسد. چرخه عمر حتی ممکن است بعد از عرضه هم ادامه یابد، برای مثال زمانی که محصول نیاز به به‌روزرسانی یا بهبود هرچه بیشتر داشته باشد.

۵. مسیر حیاتی: در مدیریت محصول، مسیر حیاتی (Critical Path) به معنای طولانی‌ترین مسیری است که پروژه باید از ابتدا تا انتها طی کند. فرایند ترسیم شده در مسیر حیاتی از تیم می‌خواهد که هر وظیفه را پیش از آغاز کردن وظیفه بعدی به پایان برساند. به این ترتیب، تیمی که روی پروژه‌ای به‌خصوص کار می‌کند قادر به تعیین کوتاه‌ترین زمان ممکن برای به پایان رساندن پروژه خواهد بود.

اصطلاحات دنیای مدیریت

۶. استراتژی ورود به بازار: استراتژی ورود به بازار (Go-to-Market Strategy یا به اختصار GTM) در واقع چگونگی آوردن محصولی تازه به بازار از سوی یک شرکت است. این نقشه‌ای استراتژیک است که شرکت از آن برای عرضه، پرومد و فروختن محصول بهره می‌گیرد. بنابراین استراتژی ورود به بازار می‌تواند حاوی یک برنامه تجاری برای محصول (شامل اطلاعات مربوط به مخاطبان هدف و پرسونا خریداران)، یک برنامه بازاریابی و یک استراتژی فروش باشد.

۷. مدیریت عرضه: مدیریت عرضه یا Release Management فرایندی است که در آن به مدیریت و برنامه‌ریزی هر یک از مراحل عرضه محصول می‌پردازیم تا تمام اعضای تیم از نقش خود باخبر باشند و زمان‌بندی یکسانی را دنبال کنند. این رویه می‌تواند شامل هرچیزی باشد، از مرحله توسعه محصول گرفته تا تست آن و مدت‌زمانی که طول می‌کشد تا به دست مخاطبان برسد.

8. طرح ارزش: «طرح ارزش» (Value Proposition یا به اختصار VP) شما در واقع بیانیه‌ای است که خطاب به مشتریان نوشته می‌شود و از این می‌گوید که محصول شما چطور می‌تواند به روش‌های مختلف نیازها و مشکلات آن‌ها را برطرف کند. طرح ارزش بدین ترتیب می‌گوید که محصول شما چطور به خلق ارزش در زندگی مشتریان می‌پردازد.

۹. نقشه راه محصول: یک نقشه راه محصول (Product Roadmap) توضیحی گسترده از چشم‌انداز محصول و مسیری است که در گذر زمان طی می‌کند. این سند قرار است راهنمایی جامع برای تمام افرادی باشد که در مراحل گوناگون، روی محصول کار می‌کنند. نقشه راه محصول اطمینان حاصل می‌کند که تمام اعضای تیم ذهنیتی یکسان راجع به سمت خود و همینطور نحوه رساندن محصول به دست مشتریان دارند، می‌دانند چرا در حال توسعه است و چطور می‌تواند برای مشتریان ارزش‌سازی کند.

۱۰. مشخصات محصول: مشخصات محصول یا Product Specification یا Product Spec یک طرح‌واره شفاف است که توسط تیم مدیریت محصول تهیه شده و در اختیار تیم توسعه محصول قرار می‌گیرد. این سند حاوی موارد زیر است:

  • آنچه قرار است ساخته شود
  • چرایی پشت توسعه محصول
  • کسی که محصول برای او ساخته می‌شود
  • محصول نهایی چه شمایلی دارد یا شامل چه ویژگی‌هایی می‌شود
  • تیم چطور قادر به سنجش میزان موفقیت محصول جدیدش خواهد بود

بسته به نوع محصول، هویت شرکت و صنعتی که در آن فعالیت می‌‌کنید، سند مشخصات محصول می‌تواند بسیار خلاصه یا بسیار گسترده باشد. از سوی دیگر می‌توان مواردی نظیر داستان‌های کاربر و پروسنای خریداران را نیز در این سند یافت تا اطلاعاتی که به دست توسعه‌دهندگان می‌رسد، تا حد ممکن جامع و کامل باشد.

برخی از پرسش‌ها و پاسخ‌های رایج درباره مبحث «توسعه محصول چیست»

در ادامه به تعدادی از سوال‌ها و جواب‌های رایجی می‌پردازیم که درباره بحث توسعه محصول وجود دارند.

تعریف ساده و کوتاه توسعه محصول چیست؟

توسعه محصول - که در بسیاری از موارد به مدیریت توسعه یک محصول جدید اشاره دارد - مجموعه‌ای از اقدامات و گام‌ها شامل مفهوم و ایده پردازی، طراحی، توسعه و بازاریابی برای یک محصول یا سرویس جدید و یا تغییر برند داده شده است. توسعه محصول، در اصل کل فرآیند خلق یک محصول جدید، از ایده اولیه تا عرضه به بازار را در بر می‌گیرد.

شش گام اصلی و اولیه توسعه محصول چه هستند؟

فرآیند توسعه محصول، شامل شش گام اصلی می‌شود که عبارت هستند از: ایده‌پردازی، تحقیق، برنامه‌ریزی، خلق نمونه‌های اولیه، تعیین منابع و مشخص کردن محدوده هزینه‌ها.

چهار مرحله کلیدی در توسعه محصول چه هستند؟

توسعه محصول شامل چهار مرحله کلیدی تحقیق و توسعه، رشد، بلوغ محصول و زوال محصول است. به صورت معمول نمی‌توان گفت که روند توسعه یک محصول دقیقاً در کدامیک از این مراحل است، اما گذر زمان و رشد محصول، رفته رفته ایده بهتری را به توسعه‌دهندگان محصول می‌دهد که در کدام مرحله قرار دارند و چه تصمیماتی را باید بگیرند.

اگر این مطلب برای شما مفید بوده است، آموزش‌ها و مطالب زیر نیز به شما پیشنهاد می‌شوند:

بر اساس رای ۹ نفر
آیا این مطلب برای شما مفید بود؟
شما قبلا رای داده‌اید!
اگر بازخوردی درباره این مطلب دارید یا پرسشی دارید که بدون پاسخ مانده است، آن را از طریق بخش نظرات مطرح کنید.

شایان ضیایی دانش‌آموخته مترجمی زبان است. فعالیت‌های کاری او در حوزه تکنولوژی، ویدیوگیم و دانش بوده و در حال حاضر گستره متنوعی از مقالات مجله فرادرس را می‌نویسد.

نظر شما چیست؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *