کالوکیشن های انگلیسی چیست؟ — پرکاربردترین ها + لیست با معنی

۹۳۳۷ بازدید
آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۲
زمان مطالعه: ۵۶ دقیقه
کالوکیشن های انگلیسی چیست؟ — پرکاربردترین ها + لیست با معنی

زبان انگلیسی از واژگان متعددی تشکیل شده که هر یک با توجه به موقعیت‌های مختلف، معانی متفاوتی به خود می‌گیرند. به همین دلیل لازم است بدانیم که هر یک در کنار یکدیگر چه مفهومی را منتقل می‌کنند. به کلمه‌هایی که در زبان انگلیسی اغلب کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، کالوکیشن گفته می‌شود. یادگیری کالوکیشن‌ها کار سختی نیست؛ بهتر است از ساده‌ترین آن‌ها شروع کنیم، به مرور با انواع آن‌ها آشنا شویم و با تمرین زیاد آن‌ها را یاد بگیریم. در این مطلب قصد داریم کالوکیشن های انگلیسی را معرفی کنیم و انواع پرکاربرد آن‌ها را به کمک مثال و تمرین آموزش دهیم.

فهرست مطالب این نوشته
997696

کالوکیشن چیست ؟

«کالوکیشن‌ها» (Collocations) کلمه‌هایی هستند که اغلب در کنار هم قرار می‌گیرند. به همین دلیل کالوکیشن در زبان انگلیسی به گروهی از دو یا چند کلمه گفته می‌شود که در گفتار یا نوشتار اغلب در کنار هم قرار می‌گیرند. یادگیری کالوکیشن های انگلیسی اهمیت زیادی دارد، زیرا در کنار هم معنی پیدا می‌کنند. برای این‌که بدانیم چه کلمه‌هایی در زبان انگلیسی کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، باید به خوبی آن‌ها را بشناسیم و مدام در جمله‌های خود به کار ببریم. انواع متعددی از کالوکیشن‌ها در زبان انگلیسی وجود دارد که با تمرین کردن می‌توانیم آن‌ها را یاد بگیریم. به مثال‌های زیر توجه کنید.

Pay attention

fast food

make an effort

powerful engineer

در تک‌تک این مثال‌ها از کالوکیشن‌ استفاده شده است. برای مثال، کلمه‌ «attention» با فعل «pay» همراه شده یا کلمه «effort»‌ با فعل «make» آمده است. در مثال آخر نیز «powerful» صفتی است که با «engineer» همراه می‌شود و کالوکیشن آن را می‌سازد.

کالوکیشن‌ها به ما نشان می‌دهند که هر کلمه‌ای با چه کلمه یا کلمه‌های دیگری همراه می‌شود. برخی از این کلمه‌ها می‌توانند فعل باشند، برخی می‌توانند صفت یا اسم باشند و حتی ممکن است حرف اضافه مشخصی در ترکیب با آن‌ها به کار برود. در هر صورت، باید بتوانیم ترکیب‌بندی این کلمه‌ها را در جمله حدس بزنیم و این کار فقط با یاد گرفتن کالوکیشن میسر می‌شود.

برای مثال، «fast train» به معنای قطار سریع‌السیر است و کلمه «train» اگر بخواهد با صفت همراه شود، «fast» برای آن به کار می‌رود نه «quick». در صورتی که هر دو به معنی سریع هستند. اما کلمه‌های «shower» و «meal» با صفت «quick» به کار می‌روند نه «fast». بنابراین «quick shower» و «quick meal» درست است.

استفاده از کالوکیشن‌ها در زبان انگلیسی از تکرار بیش از حد برخی از کلمه‌ها یا ایجاد ابهام در جمله جلوگیری می‌کند. برای مثال، کلمه‌هایی مانند «very»، «nice» یا «beautiful» جزو دسته‌ای از کلمه‌ها به شمار می‌روند که در قالب متن بهتر درک می‌شوند و معنی شفاف‌تری دارند. با استفاده از کالوکیشن های انگلیسی می‌توانیم طوری از جمله‌ها استفاده کنیم که مانند یک انگلیسی‌زبان به نظر برسد.

در این آموزش قصد داریم با انواع کالوکیشن های پرکاربرد انگلیسی آشنا شویم و هر یک را با مثال توضیح دهیم. اما قبل از آن اهمیت یادگیری کالوکیشن های انگلیسی را توضیح خواهیم داد.

اهمیت یادگیری کالوکیشن های انگلیسی

زبان انگلیسی سرشار از کلمه‌هایی است که در کنار هم به جمله معنا و مفهوم زیباتری می‌دهند. بنابراین لازم است نحوه کنار هم قرار گرفتن این کلمه‌ها را یاد بگیریم. کالوکیشن‌ها نقش مهمی در انتقال معنی دارند. از طرف دیگر، دانستن آن‌ها به منزله تسلط بیشتر بر زبان انگلیسی و استفاده درست‌تر از کلمه‌ها و دستور زبان است. به طور کلی، ضرورت آشنایی با کالوکیشن‌‌های انگلیسی را می‌توان در موارد زیر خلاصه کرد.

  • یادگیری کالوکیشن باعث می‌شود که زبان انگلیسی را روان‌‌تر صحبت کنیم و فهم آن برای دیگران آسان‌تر شود.
  • با یادگیری کالوکیشن‌ های انگلیسی می‌توانیم روش‌های مختلفی را برای بیان نظرات و عقاید خود امتحان کنیم.
  • به یاد آوردن و استفاده از زبان به صورت عبارت یا جمله‌واره، به مراتب آسان‌تر از به خاطر سپردن آن‌ها در قالب کلمه‌های مجزا است.

مثال کالوکیشن های انگلیسی

برای درک بهتر کالوکیشن‌ های انگلیسی به چند مثال اشاره کرده‌ایم که در آن‌ها از فعل‌های رایج و کاربردی انگلیسی مانند فعل‌های زیر استفاده شده است:

  • take
  • get
  • do
  • make
  • go

He had intended to take a holiday in New York.

او تمایل داشت در نیویورک به تعطیلات برود.

He wanted to see if he could get a job.

او می‌خواست ببیند که می‌تواند شغل را از آن خودش کند.

I might take a lesson from you.

شاید از شما آموزش ببینم.

My goals were to go back to school and get a degree.

اهداف من برگشتن به مدرسه و گرفتن مدرک بود.

I’ll take a look at the website and let you know what I think.

من به وب‌سایت نگاهی می‌اندازم و شما را در جریان نظر خود قرار می‌دهم.

He was beginning to get angry.

او داشت عصبانی می‌شد.

Couldn’t you do a favor and leave me alone?

ممکن است لطف کنی و مرا تنها بگذاری؟

She should make a right choice.

او باید انتخاب درستی انجام دهد.

Could you do a report for me?

ممکن است برای من گزارش تهیه کنی؟

We are to make a contract for a supply of raw silk with the company.

باید برای تأمین ابریشم خام با شرکت قرارداد ببندیم.

I like to do homework.

دوست دارم تکلیف انجام دهم.

We need to make a deal for this project.

باید برای این پروژه معامله کنیم.

The company is about to go bankrupt.

شرکت در شرف ورشکست شدن است.

کالوکیشن های انگلیسی با مثال

انواع کالوکیشن های انگلیسی

وقتی به این نکته پی بردیم که زبان انگلیسی از کالوکیشن‌های بی‌شماری تشکیل شده است، می‌توانیم هر یک از آن‌ها را در دسته‌بندی‌های متفاوتی قرار دهیم. البته، در این مطلب نمی‌توانیم به طور کامل به همه این دسته‌بندی‌ها بپردازیم، زیرا انواع متعددی برای آن‌ها تعریف شده است و امکان آموزش و به خاطر سپردن همه وجود ندارد. اما می‌توانیم نحوه یادگیری کالوکیشن‌ های انگلیسی را بیاموزیم و با تعدادی از پرکاربردترین آن‌ها آشنا شویم. در ادامه این مطلب به هر یک از این دسته‌بندی‌ها به طور مفصل اشاره می‌کنیم.

قید و صفت‌

این کالوکیشن‌ها برای نحوه توصیف چیزی به طور ویژه به کار می‌روند. در زبان انگلیسی کلمه‌های دیگری نیز وجود دارد که همان معنی را می‌رساند، اما نمی‌توانیم به‌جای آن‌ها به کار ببریم. به مثال زیر توجه کنید.

happily married: این کالوکیشن از قید «happily» و صفت «married» تشکیل شده و برای توصیف ازدواجی موفق یا سعادتمند به کار می‌رود. معادل «happily» در زبان انگلیسی «joyfully» است، اما نمی‌توانیم آن را با «happily» به کار ببریم و بگوییم «joyfully married».

اگر از چنین عبارتی استفاده کنیم، ممکن است شخص مقابل متوجه منظور ما بشود، اما در زبان انگلیسی هرگز چنین کالوکیشنی استفاده نمی‌شود و حتی ممکن است به گوش شنونده عجیب به نظر برسد. برخی دیگر از کالوکیشن های انگلیسی قید و صفت را در جدول زیر مشاهده می‌کنید.

جدول کالوکیشن های قید + صفت
highly probablehighly controversialfully aware
بسیار محتملبسیار بحث‌برانگیزکاملاً آگاه
highly profitablehighly effectivehappily married
بسیار سودمندبسیار مؤثرازدواج موفق [داشتن]

اسم و فعل

وقتی بخواهیم ویژگی‌های فعل را به اسم ربط دهیم، برخی از عبارت‌ها اغلب در ترکیب با یکدیگر به کار می‌روند. بنابراین، در این حالت از کالوکیشن استفاده می‌شود، زیرا نشان‌دهنده ترکیب فعل و اسم در جمله است. برای درک بهتر به مثالی توجه کنید.

Lions roar: وقتی بخواهیم توصیف کنیم که شیرها در حالت تهاجم چه کاری انجام می‌دهند، می‌توانیم از فعل «roar» به معنای «غرش کردن» استفاده کنیم. اما نمی‌توانیم به‌جای «roar» از «shout» استفاده کنیم، یا برای توصیف خرس‌ها از «roar» استفاده کنیم و بگوییم «bears roar»، زیرا «roar» برای «bear» به کار نمی‌رود. بنابراین، باید کالوکیشن‌هایی که برای اسم و فعل استفاده می‌شود را به خوبی یاد بگیریم. در جدول زیر به تعدادی از کالوکیشن‌های اسم و فعل اشاره شده است.

کالوکیشن‌های اسم + فعل
.A bomb explodes.A plane takes off.Snow falls
 بمب منفجر می‌شود.هواپیما از روی زمین بلند می‌شود.برف می‌بارد.
Children play.Water evaporates..Birds sing
بچه‌ها بازی می‌کنند.آب تبخیر می‌شود.پرندگان آواز می‌خوانند.

فعل و اسم

این کالوکیشن مانند مثال قبلی است، با این تفاوت که ابتدا فعل و سپس اسم می‌آید. عبارت‌هایی در زبان انگلیسی وجود دارند که وقتی با هم ترکیب می‌شوند بیشتر از بقیه معنی را منتقل می‌کنند، مانند مثال زیر:

Booming economy: اگر بخواهیم درباره اقتصاد یک کشور صحبت کنیم و بگوییم که در حال حاضر خیلی خوب پیش می‌رود، می‌توانیم «Booming economy» را به کار ببریم. اما اگر بخواهیم به‌جای «booming» از «flourishing»‌ استفاده کنیم، ممکن است منظور خود را منتقل کنیم، اما چنین کالوکیشنی در زبان انگلیسی معمول نیست. در جدول زیر می‌توانید تعدادی از کالوکیشن‌های فعل و اسم را مشاهده کنید.

کالوکیشن‌های فعل + اسم
have a fitgo on footgo on a date
خیلی خشمگین شدنپیاده رفتنقرار ملاقات عاشقانه گذاشتن
have a gamehave a fighton a picnic
مهارت داشتندعوا کردنبه گردش رفتن
take/give an examkeep recordskeep quiet
امتحان دادن/گرفتنچیزی را یادداشت کردنساکت ماندن

فعل و حرف اضافه

این نوع کالوکیشن‌ها در مقایسه با سایر کالوکیشن های انگلیسی کمی پیچیده‌تر به نظر می‌رسند. در واقع، اطلاعاتی را درباره احساسات شخص به ما می‌دهند. به مثال زیر توجه کنید.

Filled with horror: این کالوکیشن به ما می‌گوید که شخصی ترسیده است، اما با استفاده از فعل «filled» و حرف اضافه «with» این مفهوم منتقل می‌شود. «filled with horror» به معنای احساس وحشت کردن است و مترادف «horror» در زبان انگلیسی «nervousness» است، اما نمی‌توانیم آن را با «filled with» به کار ببریم. به جدول زیر و تعدادی از کالوکیشن‌های فعل و حرف اضافه توجه کنید.

کالوکیشن‌های فعل و حرف اضافه
object toallow for
اعتراض کردن؛ مخالفت کردندر نظر گرفتن
pray toapologize for
دعا کردنعذرخواهی کردن
prefer toask for
ترجیح دادندرخواست کردن

فعل و قید

کالوکیشن‌هایی که از فعل و قید ساخته شده‌اند، برای توصیف نحوه انجام کار استفاده می‌شوند، اما در این حالت دیگر از حرف اضافه استفاده نمی‌کنیم. به مثال زیر توجه کنید.

Cry hysterically: اگر کسی خیلی ناراحت باشد، می‌توانیم این کالوکیشن را برای او به کار ببریم. اما نمی‌توانیم به‌جای «hysterically»‌ از «frantically» استفاده کنیم. بنابراین، با وجود این‌که «frantically» مترادف «hysterically» است، «cry frantically» در زبان انگلیسی کاربردی ندارد. در جدول زیر می‌توانید تعدادی از کالوکیشن‌های فعل و قید را همراه با معنی مشاهده کنید.

کالوکیشن های فعل + قید
hit hardgo upstairsgo far
به شدت تحت فشار قرار دادناز پله‌ها بالا رفتنمسافت زیادی را پیمودن؛ موفق شدن
judge harshlyguess correctlygo first
سختگیرانه قضاوت کردندرست حدس زدناول شدن
know well
به خوبی دانستن

اسم و اسم

در بسیاری از مواقع، اسم‌ها در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و کالوکیشن می‌سازند. مانند مثال زیر:

Sense of pride: این کالوکیشن به معنای «احساس غرور» است . اگر بخواهیم جای اسم دوم را عوض کنیم، باید این را در نظر بگیریم که هر اسمی نمی‌تواند در کنار «sense» کالوکیشن تشکیل بدهد. به عنوان مثال، برای بیان احساس شرمندگی نمی‌توانیم «sense of shame» را به کار ببریم، زیرا این ترکیب در زبان انگلیسی کاربردی ندارد. در جدول زیر تعدادی از کالوکیشن‌های اسم و اسم را همراه با معنی مشاهده می‌کنید.

کالوکیشن‌های اسم + اسم
accounting systemcreation sciencecore values
سیستم حسابداریعلم آفرینشارزش‌های بنیادین
action moviecredit bureaucorporate finance
فیلم اکشنمؤسسه اعتباریامور مالی شرکتی
bank ratecredit unioncottage industry
نرخ بانکیبنگاه تعاونیکارگاه خانگی

سایر کالوکیشن های انگلیسی

در این دسته‌بندی به انواع دیگری از کالوکیشن‌ های انگلیسی اشاره کرده‌ایم که شامل موارد زیر می‌شود:

  • قید + قید: only just, pretty well, quite a lot, quite enough, quite often, right away…
  • قید و فعل: badly damaged, deeply rooted (in), never knew, quite agree…
  • صفت و حرف اضافه: comfortable with, concerned with, nasty of, nervous of, nice of, furious about, guilty about…
  • اسم و حرف اضافه: date with, dealing with, difficulty with, debate on, information on, hold on…

در ادامه این مطلب، به تعدادی از کالوکیشن های انگلیسی در جمله اشاره کرده‌ایم و ترجمه آن‌ها را نیز آورده‌ایم.

He’s brilliant at football.

او در فوتبال درخشان است.

They are excellent at planning fun parties.

آن‌ها در برنامه‌ریزی مهمانی‌های سرگرم‌کننده عالی هستند.

The teacher was surprised at the student’s question.

معلم از سؤال دانش‌آموز تعجب کرد.

There was no change in the patient’s condition overnight.

هیچ تغییری در وضعیت بیمار طی ۲۴ ساعت ایجاد نشد.

I need some lessons in how to set up a website.

من در مورد نحوه راه‌اندازی وب‌سایت به آموزش نیاز دارم.

I congratulate you on your new job!

به‌خاطر شغل جدیدتان به شما تبریک می‌گویم!

I insist on Peter’s studying every day for two hours.

اصرار دارم که «پیتر» هر روز دو ساعت درس بخواند.

Can we rely on this old car to get us there?

می‌توانیم به این ماشین قدیمی اعتماد کنیم تا ما را به آنجا برساند؟

I feel very proud to be a part of the team.

از این‌که بخشی از تیم هستم، احساس غرور می‌کنم.

People are scared to use the buses late at night.

مردم می‌ترسند آخر شب از اتوبوس استفاده کنند.

It’s nice to know you.

خوشحالم که شما را می‌شناسم.

You are blessed with many talents.

شما استعدادهای فراوانی دارید.

Don’t be careless with your ATM card.

نسبت به کارت خودپرداز خود بی‌توجه نباشید.

The fall in retail sales is directly connected with the decline in employment.

کاهش خرده‌فروشی ارتباط مستقیمی با کاهش اشتغال دارد.

کالوکیشن های انگلیسی

نحوه یادگیری کالوکیشن های انگلیسی

اگر می‌خواهید خود را در دسته افرادی نشان دهید که از عبارت‌ها و اصطلاح‌های رایج انگلیسی به درستی استفاده می‌کند، آموختن کالوکیشن ها اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند. بهترین راه برای یادگیری آن‌ها، صحبت کردن با افراد انگلیسی‌زبان و خواندن آثار دیگران است. در صحبت‌ها یا نوشته‌های آن‌ها، برخی از کلمه‌ها بیشتر از بقیه استفاده می‌شوند، بنابراین با تمرین و تکرار می‌توانید کلمه‌هایی را به کار ببرید که در کنار هم قرار می‌گیرند و «درست به نظر می‌رسند».

از طرفی، به مرور یاد می‌گیرید که کلمه‌هایی که «اشتباه به نظر می‌رسند» را کنار هم به کار نبرید. یکی از فواید گفت‌وگو با افراد انگلیسی‌زبان این است که وقتی چیزی را به‌اشتباه استفاده می‌کنید، آن‌ها متوجه می‌شوند و به‌جای آن، معادل درست را به شما پیشنهاد می‌دهند. در ادامه این مطلب، به فهرستی از انواع کالوکیشن های انگلیسی با معنی اشاره کرده‌ایم و به کمک مثال‌های متعدد، کاربرد آن‌ها را در جمله توضیح داده‌ایم.

لیست کالوکیشن های انگلیسی با معنی

در معرفی پرکاربردترین کالوکیشن ها موارد زیر را به صورت جداگانه مورد بررسی قرار خواهیم داد.

  • لیست کالوکیشن های فعل و اسم
  • سایر کالوکیشن های فعل و اسم
  • لیست کالوکیشن های اسم و حرف اضافه
  • لیست کالوکیشن های صفت و حرف اضافه
  • لیست کالوکیشن های فعل و حرف اضافه
  • لیست کالوکیشن های قید و فعل
  • لیست کالوکیشن های فعل و فعل
  • لیست کالوکیشن های فعل و قید
  • لیست کالوکیشن های اسم و اسم
  • کالوکیشن های کسب‌وکار
  • کالوکیشن های زمان

لیست کالوکیشن های فعل و اسم

در ادامه مطلب به فهرستی از کالوکیشن‌‌های فعل و اسم اشاره کرده‌ایم.

کالوکیشن‌ با ask

در جدول زیر به تعدادی از کالوکیشن‌ها با فعل «ask» اشاره شده است.

ask for somethingask after somebodyask a favor
درخواست چیزی کردنسراغ کسی را گرفتنخواهش کردن
ask permissionask for adviceask a question
اجازه گرفتنمشاوره خواستنسؤال مطرح کردن
ask if/whetherask for directionsask about
پرسیدن درباره چیزیآدرس پرسیدنپرسیدن درباره چیزی

کالوکیشن‌ با break

در جدول زیر به تعدادی از کالوکیشن‌ها با فعل «ask» اشاره شده است.

break newsbreak a recordbreak an arm
خبر فوری دادنرکورد جدید زدن شکستن دست
break one's heartbreak a windowbreak a code
قلب کسی را شکستنپنجره را شکستنرمزگشایی کردن
break the icebreak evenbreak a habit
سر صحبت را باز کردنمساوی شدنترک عادت کردن
 break the rules break free break a promise
از قوانین سرپیچی کردنمساوی کردنزیر قول زدن

کالوکیشن‌ با catch

در جدول زیر به تعدادی از کالوکیشن‌ها با فعل «catch» اشاره شده است.

catch you later!catch someone red-handedcatch (on) fire
بعداً می‌بینمت!مچ کسی را گرفتنمشتعل شدن
catch one's breathcatch someone's attentioncatch a ball
نفس تازه کردن؛ نفس خود را حبس کردنتوجه کسی را جلب کردنتوپ را در هوا گرفتن
catch someone in the actcatch someone's eyescatch a cold
مچ کسی را حین انجام کاری گرفتنجلب توجه کردنسرما خوردن
catch sight ofcatch the flucatch a thief
یک نظر دیدنآنفولانزا گرفتندزد را دستگیر کردن

کالوکیشن‌ با come

در جدول زیر به تعدادی از کالوکیشن‌ها با فعل «come» اشاره شده است.

come to an endcome lastcome clean about
به پایان رسیدنآخر شدناعتراف کردن؛ حقیقت را گفتن
come to lifecome to a decisioncome close
به‌هوش آمدنتصمیم گرفتننزدیک شدن
come to terms withcome to a realizationcome early
پذیرفتن شرایط سخت یا دردناککم‌کم متوجه شدنزود آمدن
come up withcome to an agreementcome first
پیشنهاد کردن؛ یافتنبه توافق رسیدناولویت اول را داشتن

کالوکیشن‌ با do

در جدول زیر به تعدادی از کالوکیشن‌ها با فعل «do» اشاره شده است.

do crosswordsdo a reportdo a course
جدول حل کردنگزارش دادندوره آموزشی برداشتن/گذراندن
do exercisedo anything/somethingdo a deal
ورزش کردنکاری را انجام دادنقرارداد بستن
do gooddo badlydo a favor
خوب عمل کردنبد عمل کردنلطف کردن
do harmdo betterdo a good job
آسیب رساندن؛ زیان زدنبهتر کار کردنخوب کار کردن
do the paperworkdo the cookingdo nothing
مقاله انجام دادنآشپزی کردنهیچ کاری نکردن
do welldo the dishesdo research
موفق شدنظرف‌ها را شستنتحقیق کردن

کالوکیشن‌ با get

در جدول زیر به تعدادی از کالوکیشن‌ها با فعل «get» اشاره شده است.

get darkget a jobget a call
تاریک شدنکار پیدا کردنتماس دریافت کردن
get divorcedget a tanget a chance
طلاق گرفتنبرنزه شدنفرصت داشتن
get dressedget a ticketget a cold
لباس پوشیدنبلیت گرفتنسرما خوردن
get into troubleget angryget a degree
به دردسر افتادنعصبانی شدنمدرک گرفتن
get stuck in traffic jamget ready forget permission
در ترافیک گیر کردنآماده شدناجازه گرفتن
get tiredget startedget pregnant
خسته شدنشروع کردنباردار شدن

کالوکیشن‌ با give

در جدول زیر به تعدادی از کالوکیشن‌ها با فعل «give» اشاره شده است.

give sb a chancegive an opiniongive a call
به کسی فرصت دادننظر دادنتماس گرفتن
give sb a liftgive birthgive a chance
کسی را [با ماشین] به جایی رساندنزایمان کردنفرصت دادن
give the permissiongive creditgive a choice
اجازه دادنتعریف کردن [از کسی یا چیزی]فرصت انتخاب دادن
give upgive evidencegive a damn
تسلیم شدنمدرک ارائه دادناعتنا نکردن
give up hopegive prioritygive a hug
امید را از دست دادناولویت دادندر آغوش گرفتن
give awaygive sb a callgive an idea
فاش کردنبا کسی تماس گرفتنایده دادن

کالوکیشن‌ با go

در جدول زیر به تعدادی از کالوکیشن‌ها با فعل «go» اشاره شده است.

go on footgo crazygo abroad
پیاده رفتنعصبانی شدنبه خارج از کشور رفتن
go overseasgo deafgo bad
به خارج از کشور رفتنناشنوا شدنفاسد شدن مواد غذایی
go out of fashiongo on a datego bankrupt
از مد افتادهقرار ملاقات عاشقانه گذاشتنورشکست شدن
go overseasgo on a picnicgo blind
به خارج از کشور رفتنبه گردش رفتننابینا شدن

کالوکیشن‌ با have

در جدول زیر به تعدادی از کالوکیشن‌ها با فعل «have» اشاره شده است.

have a discussionhave a busy dayhave a baby
بحث کردنروز پرمشغله‌ای داشتنبچه داشتن
have a doubthave a goalhave a headache
شک داشتنهدف داشتنسردرد داشتن
have a dreamhave a chathave a bad fall
خواب دیدنگپ زدنزمین خوردن بدی داشتن
have a good timehave a coldhave a birthday
اوقات خوبی داشتنسرما خوردن[جشن] تولد گرفتن
 have a haircuthave a competitionhave a bite
مو کوتاه کردنرقابت داشتنلقمه را گاز زدن
 have a holiday have a cup of tea/coffeehave a break
تعطیلی داشتنیک فنجان چای/قهوه خوردناستراحت کردن
 have a nap have a look have a listen
چرت زدننگاه کردنگوش دادن
 have an accident have a plan have a nightmare
تصادف کردنبرنامه داشتنکابوس دیدن
 have an effect have an argument have an appointment with
تأثیر داشتنبحث کردنقرار ملاقات با کسی داشتن
 have an idea have an excuse have an exam
ایده داشتنبهانه داشتنامتحان داشتن
 have food have difficulty have breakfast/lunch/dinner
غذا خوردنمشکل داشتنصبحانه/ناهار/شام خوردن
 have self-esteem have no education have fun
عزت نفس داشتنتحصیلاتی نداشتنخوش بودن؛ خوش گذراندن
 have sympathy have success have skills
همدردی کردنموفق شدنمهارت داشتن
 have work have trouble have time
کار داشتنمشکل داشتنوقت داشتن

کالوکیشن‌ با keep

در جدول زیر به تعدادی از کالوکیشن‌ها با فعل «keep» اشاره شده است.

keep a secretkeep a promisekeep a diary
رازی را نگه داشتنسر قول ماندنخاطرات خود را نوشتن
keep control ofkeep calmkeep an appointment
کنترل چیزی را در دست داشتنآرام ماندنبه وعده خود عمل کردن
keep the changekeep quietkeep in touch
بقیه پول برای خودتانساکت بودندر تماس بودن
keep the facekeep one's balancekeep someone's place
ظاهر را حفظ کردن؛ به روی خود نیاوردنتعادل خود را حفظ کردنجای کسی را نگه داشتن

کالوکیشن‌ با pay

در جدول زیر به تعدادی از کالوکیشن‌ها با فعل «pay» اشاره شده است.

pay a visitpay a finepay a bill
[به کسی] سر زدنجریمه پرداخت کردنصورت‌حساب را پرداخت کردن
pay cashpay by credit cardpay attention
نقدی پرداخت کردنبا کارت اعتباری پرداخت کردنتوجه کردن
pay someone a complimentpay one's respectspay interest
تعارف کردنادای احترام کردنسود پرداخت کردن
pay for the ticketspay in dollars/euros pay someone a visit
پول بلیت‌ها را پرداخت کردنبه دلار/یورو پرداخت کردنبه کسی سر زدن

کالوکیشن‌ با save

در جدول زیر به تعدادی از کالوکیشن‌ها با فعل «save» اشاره شده است.

save someone's lifesave energysave electricity
جان کسی را نجات دادنصرفه‌جویی در مصرف انرژیصرفه‌جویی در مصرف برق
save someone a seatsave one's strengthsave money
برای کسی جا گرفتنحفظ قدرتپول پس‌انداز کردن
save spacesave somethingsave time
صرفه‌جویی در فضاچیزی را ذخیره کردندر زمان صرفه‌جویی کردن

کالوکیشن‌ با say

در جدول زیر به تعدادی از کالوکیشن‌ها با فعل «say» اشاره شده است.

say sorrysay hellosay a few words
ابراز تأسف کردنسلام کردنچند کلمه گفتن
say yes/nosay no moresay a word
بله/خیر گفتنچیز بیشتری نگفتنحرف زدن
have something to saysay nothingsay good morning/afternoon
حرفی برای گفتن داشتنچیزی نگفتنصبح به‌خیر/عصربه‌خیر گفتن
say somethingsay goodbye
چیزی گفتنخداحافظی کردن

کالوکیشن‌ با take

در جدول زیر به تعدادی از کالوکیشن‌ها با فعل «take» اشاره شده است.

take a chancetake a breaktake sb to court
ریسک کردناستراحت کردنکسی را به دادگاه کشاندن
take a classtake a calltake (sb's) temperature
کلاس برداشتنجواب تلفن دادندرجه حرارت [کسی را] گرفتن
take a lessontake a breaktake a bite
کلاس رفتناستراحت کردنلقمه گاز زدن
take a nap take parttake a bow
چرت زدنسهیم شدنتعظیم کردن
 take a photo/picture take a message take a look
عکس گرفتنپیغام دریافت کردننگاهی انداختن
 take a seat take a risk take a rest
نشستنرسیک کردناستراحت کردن
 take action take a test take a shower
اقدام کردنآزمون دادندوش گرفتن
 take an opportunity take advice take advantage (of)
از فرصت به نحو احسن استفاده کردنبه نصیحت [کسی] عمل کردنبهره بردن
 take medicine take charge take care of
دارو مصرف کردن[کاری] را به عهده گرفتنمراقبت کردن

کالوکیشن‌ با tell

در جدول زیر به تعدادی از کالوکیشن‌ها با فعل «tell» اشاره شده است.

tell the differencetell a joke
تفاوت را تشخیص دادنلطیفه گفتن
tell the futuretell a lie
آینده را پیش‌بینی کردندروغ گفتن
tell the timetell a secret
ساعت را خواندنرازی را گفتن
tell the truthtell a story
حقیقت را گفتنداستان گفتن

کالوکیشن با make

در جدول زیر تعدادی از کالوکیشن‌ها با فعل «make» اشاره شده است.

make a mistakemake a suggestionmake a promise
اشتباه کردنپیشنهاد دادنقول دادن
make an effortmake peacemake friends
تلاش کردنصلح کردن؛ آشتی کردندوست شدن
make a noisemake a messmake the bed
سروصدا کردنخرابکاری کردنتخت را مرتب کردن
make a complaintmake a fortunemake a visit
اعتراض کردنثروتی به هم زدنملاقات کردن
make a speechmake a commentmake a change
سخنرانی کردننظر دادنتغییر کردن
make a profitmake a bite to eatmake coffee
فایده بردنلقمه‌ای گاز زدنقهوه درست کردن
make arrangementsmake a planmake a phone call
تدارک دیدنبرنامه‌ریزی کردنتماس تلفنی برقرار کردن

سایر کالوکیشن های فعل و اسم

در جدول زیر به تعداد دیگری از کالوکیشن‌های فعل و اسم اشاره کرده‌ایم.

accept a challengeaccept (a) defeat take place
پذیرفتن چالشپذیرفتن شکستاتفاق افتادن
accept responsibilityaccept an invitationaccept an apology
پذیرفتن مسئولیتدعوتی را قبول کردنعذرخواهی را پذیرفتن
against the lawadmit defeatachieve a goal
برخلاف قانون عمل کردنبه شکست اعتراف کردنبه هدف رسیدن
take a napanswer a questionscatch an eye
چرت زدنسؤالی را پاسخ دادنتوجه کسی را جلب کردن
 take a photo/picture take a message take a look
عکس گرفتنپیغام دریافت کردننگاهی انداختن
 take a seat take a risk take a rest
نشستنریسک کردناستراحت کردن
 take action take a test take a shower
اقدام کردنآزمون دادندوش گرفتن
 take an opportunity take advice take advantage (of)
از فرصت به نحو احسن استفاده کردنبه نصیحت [کسی] عمل کردنبهره بردن
 take medicine take charge take care of
دارو مصرف کردن[کاری] را به عهده گرفتنمراقبت کردن
take a chance take part take notes
ریسک کردن؛ شانس خود را امتحان کردن[کاری] را به عهده گرفتنیادداشت‌برداری کردن

کالوکیشن های انگلیسی فعل و اسم با مثال

برای این‌که بتوانید کالوکیشن‌‌های فعل و اسم را یاد بگیرید، بهتر است کاربرد آن‌‌ها در جمله آشنا شوید. در ادامه برخی از کالوکیشن‌های فوق را در قالب مثال و ترجمه ارائه کرده‌ایم.

He asked her out to dinner.

از او خواست برای شام برویم.

You get wet in the rain.

زیر باران خیس می‌شوی.

I get tired of mountain climbing.

از کوهنوردی خسته می‌شوم.

It’s important to get sleep so don’t stay up too long.

مهم است که بخوابید، بنابراین زیاد بیدار نمانید.

He always gives a hand to anyone in difficulty.

او همیشه به هر کسی که مشکلی دارد، دست یاری می‌رساند.

I’ve got to get into town. Can you give me a ride?

من باید وارد شهر شوم. می‌توانی من را برسانی؟

He gave an idea for a new project so he got a promotion.

او ایده‌ای برای پروژه جدید ارائه کرد، به همین دلیل ترفیع گرفت.

It’s easy to make a mistake.

اشتباه کردن آسان است.

We can’t undertake that you will make a profit.

ما نمی‌توانیم تعهد بدهیم که شما سود خواهید کرد.

My mom always makes me a sandwich to school.

مادرم همیشه برای مدرسه من، ساندویچ درست می‌کند.

We need to make an effort to do well in this competition.

باید تلاش کنیم تا در این رقابت‌ها عملکرد خوبی داشته باشیم.

The committee has made serious objections to that plan.

کمیته اعتراض‌های جدی به آن طرح داشته است.

The old man is going to go crazy.

پیرمرد دارد عصبانی می‌شود.

کالوکیشن های take

As for myself, I doubt I’ll ever go on a date.

در مورد خودم شک دارم که اصلاً قرار ملاقات عاشقانه‌ای داشته باشم.

I’ll just go online and look up her address.

من الآن آنلاین می‌شوم و به دنبال آدرس او می‌گردم.

I want to go sailing.

می‌خواهم به قایقرانی بروم.

I wanted to take a break and work on some things.

می‌خواستم استراحت کنم و روی بعضی چیزها کار کنم.

We will take a chance to have the party outdoors.

 برای برگزاری مهمانی در فضای باز، شانس خود را امتحان خواهیم کرد.

He had intended to take a holiday in New York.

او قصد داشت تعطیلاتش را در نیویورک بگذراند.

I might take a lesson from you.

شاید از شما درس بگیرم.

I’ll take a look at the website and let you know what I think.

من به وب‌سایت نگاهی می‌اندازم و نظرم را به شما اعلام می‌کنم.

Take a rest from your hard work.

بعد از کار سخت خود، استراحت کنید.

Take a seat while I get you something to drink.

بنشین تا برایت نوشیدنی بیاورم.

I take a step into the center of the circle.

قدمی به‌سوی مرکز دایره برمی‌دارم.

We don’t have to take advice from him.

مجبور نیستیم به نصیحت او عمل کنیم.

Her mental scars will take time to heal.

زمان می‌برد تا زخم‌های روحی او التیام یابد.

Whatever you do, slow down and take your time.

هر کاری می‌کنید، آهسته انجام دهید و عجله نکنید.

We came to say hello as we were passing through.

داشتیم رد می‌شدیم که آمدیم تا سلامی بکنیم.

Why should I say sorry when it’s not my fault?

چرا باید معذرت‌خواهی کنم وقتی تقصیر من نیست؟

Can I trust you to keep a secret?

می‌توانم به شما اعتماد کنم تا رازی را نگه دارید؟

My mother likes to keep control of everything.

مادرم دوست دارد کنترل همه‌چیز را به دست بگیرد.

Please, keep quiet when I’m on the phone.

خواهش می‌کنم وقتی با تلفن صحبت می‌کنم، ساکت باشید.

We have to keep scoring the points in the fourth quarter.

ما باید در کوارتر چهارم به کسب امتیاز ادامه دهیم.

You must learn to keep your balance in skating.

شما باید یاد بگیرید که موقع اسکیت‌سواری، تعادل خود را حفظ کنید.

“You and me, today we’re going to break a record, ” he said.

او گفت: «من و شما امروز قرار است رکورد بزنیم.»

Luckily, a bush broke his fall.

خوشبختانه بوته مانع از افتادن او شد.

His son could catch a ball coming toward his left or right.

پسرش می‌توانست توپی را بگیرد که به‌سمت چپ یا راست او می‌آمد.

I caught her eye and smiled.

من توجه او را جلب کردم و لبخند زدم.

See you again. Catch you later.

دوباره می‌بینمت. بعداً به شما ملحق میشم.

لیست کالوکیشن های اسم و حرف اضافه

در ادامه مطلب به فهرستی از کالوکیشن‌‌های اسم و حرف اضافه اشاره کرده‌ایم.

کالوکیشن اسم + of

در جدول زیر به تعداد دیگری از کالوکیشن‌های اسم + of اشاره کرده‌ایم.

address ofa photograph ofa cause of
آدرسِعکسِدلیلِ
disadvantage ofawareness ofadvantage of
ضررِآگاهی ازسودِ
fear ofexperience ofexhibition of
ترس ازتجربهٔنمایشِ
member ofknowledge ofhabit of
عضوِدانشِعادتِ
problem ofpossibility ofmethod of
مشکلِاحتمالِشیوهٔ
cause ofrisk ofprocess of
علتِخطرِفرایندِ
relevance ofway ofexample of
ارتباطِراه و روشِمثالِ

کالوکیشن اسم + for

در جدول زیر به تعداد دیگری از کالوکیشن‌های اسم + for اشاره کرده‌ایم.

admiration forreason fora check for
تحسینِدلیلِچکی برای...
arguments forapproval foradvertisement for
بحث درباره...تأییدیهٔآگاهی برای...
cure forcredit forcase for
درمانِاعتبارِنمونهٔ
need fordesire fordemand for
نیاز به...تمایل به...نیاز به...
respect forreputation forpreference for
احترام گذاشتن به...شهرت برای...ارجحیت به...
talent forsearch forroom for
استعدادِتحقیق درباره...اتاق خالی برای...

کالوکیشن اسم + with

در جدول زیر به تعداد دیگری از کالوکیشن‌های اسم + with اشاره کرده‌ایم.

connection withconcern witharguments with
ارتباط با...نگرانی از...بحث با...
difficulty withinvolvement withcontact with
مشکل داشتن با...مداخله با...تماس با...
relationship withmeeting withsympathy with
رابطه با...ملاقات با...همدردی با...

کالوکیشن اسم + in

در جدول زیر به تعداد دیگری از کالوکیشن‌های اسم + in اشاره کرده‌ایم.

a rise ina fall ina decrease in
افزایشِسقوطِکاهشِ
change inbelief inan increase in
تغییر در...ایمان داشتن به...افزایش در...
success indelay incourse in
موفقیت در...تأخیر در...دورهٔ
experience indifficulty indifference in
تجربه در...مشکل در...تفاوت در...
participation ininterest ingrowth in
مشارکت در...علاقه به...افزایش در...

کالوکیشن اسم + on

در جدول زیر به تعداد دیگری از کالوکیشن‌های اسم + on اشاره کرده‌ایم.

hold oninformation ondebate on
صبر کردناطلاعات درمورد...بحث کردن درباره...
congratulations onban onagreement on
تبریک به...منع کردنموافقت درباره...
report ondecision on
گزارش درباره...تصمیم‌گیری درباره...

کالوکیشن اسم + at

در جدول زیر به تعداد دیگری از کالوکیشن‌های اسم + at اشاره کرده‌ایم.

attempt atage at
تلاش برای...سن در...
anger atpoint at
خشم از...اشاره به...

کالوکیشن اسم + to

در جدول زیر به تعداد دیگری از کالوکیشن‌های اسم + to اشاره کرده‌ایم.

an invitation toaddiction toaccess to
دعوت به...اعتیاد به...دسترسی به...
concern tochange toapproach to
نگرانی درمورد...تغییر در...رویکردی برای...
dedication todamage tocontribution to
اختصاص دادن به...زیان به...سهیم شدن در...
reaction toinvitation todesire to
واکنش به...دعوت به...تمایل به...
response toresistance toreference to
پاسخ به...مقاومت در برابر...مراجعه به...
visit tothreat tosolution to
ملاقاتِ...تهدید به...راح‌حل برای...

کالوکیشن اسم + about

در جدول زیر به تعداد دیگری از کالوکیشن‌های اسم + about اشاره کرده‌ایم.

anxiety aboutagreement about
نگرانی درباره...توافق درباره...
decision aboutdebate about
تصمیم درمورد...مذاکره درباره...
information aboutconfusion about
اطلاعات درباره...سردرگمی درمورد...

کالوکیشن اسم + into

در جدول زیر به تعداد دیگری از کالوکیشن‌های اسم + into اشاره کرده‌ایم.

investigation intoinquiry into
تحقیق درباره...بازرسی درباره...
translation intoresearch into
ترجمه‌ به...پژوهش درمورد...

کالوکیشن های اسم و حرف اضافه با مثال

برای این‌که بتوانید کالوکیشن‌‌های اسم و حرف اضافه را یاد بگیرید، بهتر است کاربرد آن‌‌ها در جمله آشنا شوید. در ادامه برخی از کالوکیشن‌های فوق را در قالب مثال و ترجمه ارائه کرده‌ایم.

The school has decided to adopt a different approach to discipline.

مدرسه تصمیم گرفته رویکرد متفاوتی برای نظم و انضباط در نظر بگیرد.

She was concerned to write about situations that everybody could identify with.

او نگران بود که در مورد موقعیت‌هایی بنویسد که همه بتوانند با آن‌ها هم‌ذات‌پنداری کنند.

I really admire Sarah for her dedication to her family.

من واقعاً سارا را به‌خاطر تعهد به خانواده‌اش تحسین می‌کنم.

The invitation to the reception at the embassy arrived the next day.

دعوت‌نامه پذیرایی در سفارت، روز بعد رسید.

The book is full of references.

کتاب مملو از ارجاعات است.

We received an encouraging response to our advertisement.

ما پاسخ دلگرم‌کننده‌ای به آگهی‌مان دریافت کردیم.

He will remain head of state during the period of transition to democracy.

او در دوره موقت تغییر به دموکراسی، رئیس دولت باقی خواهد ماند.

David has a close connection with my family.

«دیوید» ارتباط نزدیکی با خانواده من دارد.

I’ve got a dinner date with Tommy on Saturday.

من شنبه با تامی قرار شام دارم.

He spoke openly about his involvement with the singer.

او با صراحت از ارتباط خود با خواننده صحبت کرد.

Tony left after a quarrel with his wife.

«تونی» بعد از مشاجره با همسرش رفت.

She received approval for the proposal from the shareholders.

او برای این پیشنهاد از سهام‌داران، تأییدیه گرفت.

At least give her credit for trying.

دست‌کم به‌خاطر تلاش کردن، او را تشویق کنید.

He felt nothing but hatred for his attacker.

او چیزی جز نفرت نسبت به مهاجم خود احساس نمی‌کرد.

I’m aware of John’s reputation for being late.

می‌دانم «جان» به دیر کردن معروف است.

We went to see an exhibition of Viking jewelry.

برای دیدن نمایشگاهی از جواهرات «وایکینگ‌ها» رفتیم.

His habit of smoking in restaurants caused many problems.

عادت او به کشیدن سیگار در رستوران‌ها باعث ایجاد مشکلات زیادی شد.

He was the first to see the possibilities of the plan.

او اولین کسی بود که امکانات این طرح را دید.

He pleaded the cause of the local fishermen.

او دلیل ماهیگیران محلی را [در دادگاه] مطرح کرد.

Collocations

لیست کالوکیشن های صفت و حرف اضافه

در ادامه مطلب به فهرستی از کالوکیشن‌‌های صفت و حرف اضافه اشاره کرده‌ایم.

کالوکیشن صفت + with

در جدول زیر به تعداد دیگری از کالوکیشن‌های صفت + with اشاره کرده‌ایم.

annoyed withangry withacquired with
ناراحت از...عصبانی از...اکتسابی از طریق...
bored withcontent withassociated with
خسته از...راضی از...همراه با...
clever withcareless withbusy with
باهوش درمورد...بی‌دقت نسبت به...مشغول با...
connected withconcerned withcomfortable with
مرتبط با...نکران از...راحت با...
familiar withdelighted withcoordinated with
آشنا به...مشعوف از...هماهنگ با...
happy withdisgusted withfed up with
خوشحال از...بیزار از...خسته از...
crowded withpopular withpleased with
مملو از...محبوبِ...خرسند از...

کالوکیشن صفت + of

در جدول زیر به تعداد دیگری از کالوکیشن‌های صفت + of اشاره کرده‌ایم.

ashamed ofafraid ofaccused of
شرمنده از...ترسیده از...متهم به...
certain ofcapable ofaware of
مطمئن از...قادر به...آگاه از...
fond ofenvious ofclever of
طرفدارِ...حسود نسبت به...باهوش نسبت به...
generous offull offrightened of
بخشنده درمورد...سرشار از...وحشت‌زده از...
in charge ofhopeful ofguilty of
مسئولِ...امیدوار به...گناهکار نسبت به...
jealous ofinnocent ofin favor of
حسود نسبت به...بی‌گناه در رابطه با....به نفعِ...
tired ofproud ofkind of
خسته از...مفتخر از...تا حدی

کالوکیشن صفت + for

در جدول زیر به تعداد دیگری از کالوکیشن‌های صفت + for اشاره کرده‌ایم.

late foreager foreligible for
دیر برای...مشتاق به...واجد شرایطِ...
concerned forthankful formean for
نگران برای...سپاس‌گزار از...بدجنس نسبت به...
bad fortrue forhappy for
بد برای...صحیح برای...خوشحال برای...
ready forprepared forgrateful for
حاضر برای...آماده برای...متشکر از...
famous forsuitable forresponsible for
معروف به...مناسب برای...مسئول برای...

کالوکیشن صفت + about

در جدول زیر به تعداد دیگری از کالوکیشن‌های صفت + about اشاره کرده‌ایم.

anxious aboutannoyed aboutangry about
نگران درمورد...ناراحت از...عصبانی درباره...
certain aboutcareless aboutcareful about
مطمئن درمورد...بی‌احتیاط نسبت به...بااحتیاط نسب به...
enthusiastic aboutdepressed aboutconcerned about
شگفت‌زده از...افسرده از...نگران درباره...
happy aboutguilty aboutexcited about
خوشحال درباره...گناهکار درباره...هیجان‌زده درباره...
optimistic aboutnervous abouthopeful about
خوش‌بین نسبت به...مضطرب درمورد...امیدوار درباره...
serious aboutsensitive aboutpessimistic about
جدی درمورد...حساس درمورد...بدبین نسبت به...
wrong aboutworried aboutupset about
نادرست درباره...نگران درباره...ناراحت درباره...

کالوکیشن صفت + at

در جدول زیر به تعداد دیگری از کالوکیشن‌های صفت + at اشاره کرده‌ایم.

annoyed atangry atamazed at
ناراحت از...عصبانی از...شگفت‌زده از...
clever atbrilliant atbad at
باهوش نسبت به...بااستعداد/فوق‌العاده در...بی‌مهارت در...
excellent atdisappointed atdelighted at
عالی در...ناامید از...مشعوف از...
hopeless atgood atexcited at
ناامید از...بامهارت در...هیجان ‌زده از...
successful atskilled atpresented at
موفق در...بامهارت در...ارائه‌شده در...
slow atterrible atsurprised at
کُند در...افتضاح در...غافلگیر از...

کالوکیشن صفت + by

در جدول زیر به تعداد دیگری از کالوکیشن‌های صفت + by اشاره کرده‌ایم.

disturbed bydelighted byamazed by
پریشان‌خاطر از...مشعوف از...شگفت‌زده از...
impressed byfascinated byexcited by
تحت تأثیرِ... قرار گرفتهمجذوبِ...هیجان‌زده از...
shocked byselfish byinspired by
بهت‌زده از...متکبر از...الهام‌گرفته از...

کالوکیشن صفت + in

در جدول زیر به تعداد دیگری از کالوکیشن‌های صفت + in اشاره کرده‌ایم.

disappointed inconnected incomfortable in
مأیوس از....وصل به...راحت در...
polite/impolite ininterested inexperienced in
مؤدب/بی‌ادب نسبت به...علاقمه‌مند به...باتجربه در...
slow inskilled inpresent in
کُند در...بامهارت در...حاضر در...
talented insuccessful in
بااستعداد در...موفق در...

کالوکیشن صفت + from

در جدول زیر به تعداد دیگری از کالوکیشن‌های صفت + from اشاره کرده‌ایم.

safe fromdifferent from
ایمن از...متفاوت از...
free fromprotected from
آزاد/رها از...محافظت شده از...

کالوکیشن صفت + to

در جدول زیر به تعداد دیگری از کالوکیشن‌های صفت + to اشاره کرده‌ایم.

familiar todelighted tohappy to
آشنا نسبت به...مشعوف درمورد...خوشحال درمورد...
addicted toaccustomed tonice to
معتاد به...خو گرفته با...مهربان با...
attached toopposed toallergic to
ضمیمه‌شده به...برخلافِ/در مقابلِحساسیت به...
eager tocruel tobeneficial to
مشتاق به...بی‌رحم نسبت به...مفید برای...
related toindifferent toexposed to
مرتبط با...بی‌تفاوت نسبت به...در معرضِ...
similar tosensitive torelevant to
مشابه با...حساس به...مرتبط با...

کالوکیشن های صفت و حرف اضافه با مثال

برای این‌که بتوانید کالوکیشن‌‌های صفت و حرف اضافه را یاد بگیرید، بهتر است با کاربرد آن‌‌ها در جمله آشنا شوید. در ادامه برخی از کالوکیشن‌های فوق را در قالب مثال و ترجمه ارائه کرده‌ایم.

The drought has made farmers anxious about the harvest.

خشکسالی، کشاورزان را نگران برداشت محصول کرده است.

He was quite certain about his attacker’s identity.

او در مورد هویت مهاجم خود کاملاً مطمئن بود.

They were very curious about the people who lived upstairs.

آن‌ها در مورد افرادی که در طبقه بالا زندگی می‌کردند بسیار کنجکاو بودند.

He is brilliant at football.

او در فوتبال درخشان است.

They are excellent at planning fun parties.

آن‌ها در ترتیب دادن مهمانی‌های سرگرم‌کننده، عالی هستند.

Please don’t be mad at me!

لطفاً از دست من عصبانی نشو!

Dustin is terrible at texting.

«داستین» در ارسال پیامک بسیار بد است.

He’s got no manners – he’s rude to everyone.

او اخلاق ندارد – با همه بی‌ادب است.

It’s good to see you again.

خوشحالم که دوباره شما را می‌بینم.

Sally had grown accustomed to his long absences.

«سالی» به غیبت‌های طولانی او عادت کرده بود.

I’ve never seen two people so attached to each other.

من هرگز دو نفر را ندیده بودم که این‌قدر به هم وابسته باشند.

Everyone in the class seemed eager to learn.

به نظر می‌رسید همه در کلاس مشتاق یادگیری بودند.

Her dress is almost identical to mine.

لباس او تقریباً شبیه لباس من است.

It’s too late to start complaining now.

برای شکایت کردن خیلی دیر است.

How are you related to him? Is he your cousin?

چه نسبتی با او دارید؟ پسرعموی شماست؟

It was generous of him to offer to pay for us both.

او خیلی سخاوتمند بود که پیشنهاد داد هزینه‌های هر دوی ما را پرداخت کند.

You are in danger of being robbed.

شما در خطر ربوده شدن هستید.

یادگیری زبان انگلیسی

A crane is a kind of bird with very long legs and neck.

دُرنا نوعی پرنده با پاها و گردن بسیار بلند است.

It was nice of you to give me a present.

لطف کردید که به من هدیه دادید.

I’m sick of the way you’ve treated me.

از رفتاری که با من کرده‌ای خسته شده‌ام.

I’m sick and tired of all the arguments.

از همه بحث‌ها خسته شده‌ام.

It was unkind of you to take his toy away.

کم‌لطفی کردید که اسباب‌بازی او را گرفتید.

The kids are busy with their homework.

بچه‌ها مشغول انجام تکالیف خود هستند.

My mother is very clever with her hands.

مادرم بسیار زبردست است.

The airport is crowded with stranded travelers.

فرودگاه پر از مسافران سرگردان است.

He’s fed up with his job. He wants to quit.

او از کارش خسته شده است. می‌خواهد استعفا دهد.

She was very gentle with the children.

او با بچه‌ها بسیار مهربان بود.

لیست کالوکیشن های قید و فعل

در جدول زیر به فهرستی از کالوکیشن‌‌های قید و فعل اشاره کرده‌ایم.

never knowdeeply rootedbadly damage
هرگز ندانستنعمیقاً ریشه داشتنبه شدت آسیب دیدن
strongly recommendstrongly arguequite agree
به شدت توصیه کردنبه شدت بحث کردنتقریباً موافق بودن
strongly dislikestrongly condemnstrongly support
به شدت متنفر بودنبه شدت محکوم کردنبه شدت حمایت کردن

کالوکیشن های قید و فعل با مثال

در ادامه، به چند مثال با کالوکیشن‌های قید و فعل توجه کنید.

At least nine cars were badly damaged.

دست‌کم ۹ خودرو به‌شدت آسیب دیدند.

Its people and its culture are deeply rooted in the earth.

مردم و فرهنگ آن عمیقاً در کره زمین ریشه دارند.

I never knew George was married. I thought he was single.

من هرگز نمی‌دانستم «جورج» ازدواج کرده است. فکر می‌کردم مجرد است.

I quite agree with your answer.

من کاملاً با پاسخ شما موافقم.

I am not going to strongly argue this point.

من قصد ندارم در این مورد بحث کنم.

We strongly condemn this wild and cruel act.

ما این اقدام وحشیانه و بی‌رحمانه را به شدت محکوم می‌کنیم.

Your classmates will strongly dislike you.

هم‌کلاسی‌هایتان به شدت از شما بدشان می‌آید.

Doctors who run programs offering the operation strongly object.

پزشکانی که برنامه‌های توصیه به عمل جراحی را پیاده می‌کنند، به شدت مخالف هستند.

If you can, I would strongly recommend buying.

اگر می‌توانید خرید را به شدت توصیه می‌کنم.

It’s a change I strongly support.

این تغییری است که من به شدت از آن حمایت می‌کنم.

لیست کالوکیشن های قید و قید

در جدول زیر به فهرستی از کالوکیشن‌‌های قید و قید اشاره کرده‌ایم.

all overall alongall alone
سرتاسرتمام مدتکاملاً تنها
dead aheadany morealmost certainly
دقیقاً پیش رودیگر؛ بیش از اینتقریباً صددرصد
pretty wellnowhere nearnot necessarily
تقریباً خوباصلاً و ابداًنه ضرورتاً
quite oftenquite enoughquite a lot
اغلب اوقاتتقریباً کافیبه‌نسبت زیاد
right nowright away
همین حالابلافاصله

کالوکیشن های قید و قید با مثال

برای درک بهتر کالوکیشن های قید و قید، به چند مثال و ترجمه آن‌‌ها توجه کنید.

I was scared because I was all alone.

می‌ترسیدم چون تنها بودم.

She lectures to audiences all over the world.

او برای مخاطبان در سراسر جهان سخنرانی می‌کند.

Almost certainly he will be suited up for the game.

بدون شک او تقریباً برای بازی مناسب خواهد بود.

I don’t want any more, thanks. I’ve already eaten too much food.

من دیگر نمی‌خواهم، ممنون. قبلاً زیاد غذا خورده‌ام.

The school is dead ahead about two miles from here.

مدرسه دقیقاً حدود دو مایلی اینجا است.

I have a similar problem, though nowhere near as serious.

من مشکل مشابهی دارم، هر چند اصلاً جدی نیست.

She knows pretty well everything there is to know on the subject.

او به خوبی همه چیز را درباره موضوع می‌داند.

They drank quite a lot of orange juice.

آن‌ها خیلی آب‌پرتقال نوشیدند.

If I get the job, I can start right away.

اگر این شغل را به دست بیاورم، می‌توانم بلافاصله شروع کنم.

I’m sorry, but I can’t talk right now.

متأسفم، اما نمی‌توانم در حال حاضر صحبت کنم.

Do it right now!

همین الآن آن را انجام بده!

لیست کالوکیشن های قید و صفت

در جدول زیر به فهرستی از کالوکیشن‌‌های قید و صفت اشاره کرده‌ایم.

quite amazedabsolutely aloneabsolutely necessary
کاملاً شگفت‌زدهکاملاً تنهاکاملاً ضروری
absolutely fantasticreally devastatedabsolutely beautiful
واقعاً جالبواقعاً ویرانفوق‌العاده زیبا
absolutely ridiculousquite impossiblereally furious
کاملاً مزخرفتقریباً غیرممکنواقعاً خشمگین
badly hurtactively involvedabsolutely wrong
به طور جدی آسیب‌دیدهدرگیر به طور فعالکاملاً اشتباه
completely amazedbitterly criticizedbitterly cold
کاملاً شگفت‌زدهبه شدت مورد انتقاد قرار گرفتهخیلی سرد
dead tiredcompletely strongcompletely fantastic
به شدت خستهکاملاً اشتباهکاملاً جالب
deeply concerneddeeply committeddeeply affected
عمیقاً نگرانعمیقاً متعهدعمیقاً تحت تأثیر قرار گرفته
highly probable highly controversialbe happily married
بسیار محتملبه شدت بحث‌برانگیزازدواج موفق [داشتن]
 quite sure quite good pretty good
تقریبا مطمئنتقریباً خوبخیلی خوب

کالوکیشن های قید و صفت با مثال

در ادامه، به چند مثال با کالوکیشن‌های قید و صفت توجه کنید.

The police are advising motorists to travel only if their journey is absolutely necessary.

پلیس به رانندگان توصیه می‌کند فقط در صورت لزوم سفر کنند.

He’s not just anti-social; he’s absolutely alone.

او فقط ضد اجتماعی نیست؛ او کاملاً تنها است.

I’m absolutely amazed as a basketball coach, he said.

او گفت که به عنوان مربی بسکتبال کاملاً شگفت‌زده است.

She always looks absolutely beautiful.

او همیشه واقعاً زیبا به نظر می‌رسد.

I was not absolutely convinced that the match was perfectly done.

من کاملاً متقاعد نشدم که مسابقه خیلی خوب تمام شد.

He is absolutely furious and he wants to get even.

او کاملاً خشمگین است و می‌خواهد انتقام بگیرد.

It is absolutely ridiculous and totally absurd.

کاملاً مزخرف و کاملاً پوچ است.

Learn English

“You’d be absolutely stupid to vote for me because of my name,” she says.

او می‌گوید: «اگر به خاطر شهرتم به من رأی بدهید، خیلی نادانید.»

The detention of children is absolutely wrong.

زندانی کردن کودکان کاملاً اشتباه است.

The decision was bitterly criticized by the Sydney press.

این تصمیم به شدت مورد انتقاد مطبوعات سیدنی قرار گرفت.

The train system has been deeply affected.

سیستم قطار به شدت تحت تأثیر قرار گرفته است.

Just because he doesn’t devote all his time to you doesn’t mean he doesn’t deeply care about you.

این‌که او تمام وقت خود را به شما اختصاص نمی‌دهد، به این معنی نیست که عمیقاً به شما اهمیت نمی‌دهد.

Success is highly probable.

موفقیت بسیار محتمل است.

This coal pipeline has been highly successful.

این خط لوله زغال‌سنگ بسیار موفق بوده است.

He’s been actively involved in the competition.

او به طور فعال در رقابت شرکت داشته است.

That’s a completely different subject.

این موضوعی کاملاً متفاوت است.

I am dead tired.

من خیلی خسته‌ام.

I am fully aware that there are serious problems.

من کاملاً آگاهم که مشکلات جدی وجود دارد.

Your script was pretty good, but I have some suggestions.

فیلم‌نامه شما خیلی خوب بود، اما من چند پیشنهاد دارم.

لیست کالوکیشن های صفت و اسم

در جدول زیر به فهرستی از کالوکیشن‌‌های صفت و اسم اشاره کرده‌ایم.

alphabetical orderactive ingredientabsolute despair
به‌ترتیب الفبامواد فعالناامیدی محض
back roadalternative medicinealternative energy
جاده فرعیداروی جایگزینانرژی جایگزین
bad habitbad dietback street
عادت بدرژیم [غذایی] بدکوچه‌پشتی
bad temperbad moodbad loser
خلق‌وخوی بدوضع روحی بدبازنده بد
big brother/sisterbest friendsbalanced diet
برادر/خواهر ارشدبهترین دوستانرژیم غذایی متعادل
big dreamerbig decisionbig deal
بسیار خیال‌بافتصمیم بزرگمعامله بزرگ
casual clothesbig surprisebig eater
لباس‌ راحتیشگفتانه بزرگشکمو
 daily life complete agreement certain amount
زندگی روزمرهتوافق کاملمقدار مشخص
early days deep sleepdead end
اوایلخواب عمیقبن‌بست
false teetheconomic growtheasy answer
دندان مصنوعیرشد اقتصادیپاسخ آسان
good luck front seat front door
اقبال خوبصندلی جلودرِ ورودی
great skill great sensitivitygreat disappointment
مهارت عالیحساسیت زیادناامیدی زیاد
hard workhard lifehappy ending
کار سختزندگی دشوارپایان خوش
 high qualityheavy trafficheavy rain
کیفیت سختترافیک سنگینباران شدید

کالوکیشن های صفت و اسم با مثال

در ادامه، به چند مثال با کالوکیشن‌های صفت و اسم توجه کنید.

I can’t remember the last time I traveled in such absolute despair.

یادم نمی‌آید آخرین باری را که با ناامیدی کامل به سفر رفتم.

The only active ingredient in this medicine is aspirin.

تنها ماده فعال در این دارو آسپرین است.

The names are listed in alphabetical order.

اسامی به‌ترتیب حروف الفبا ذکر شده است.

She is in favor of exploring alternative energy sources in the state.

او طرفدار کشف منابع انرژی جایگزین در ایالت است.

Alternative medicine has been gaining credence in recent years.

طب جایگزین در سال‌های اخیر اعتبار پیدا کرده است.

If you are missing an arm or leg, an artificial limb can sometimes replace it.

اگر یک دست یا پای خود را از دست داده‌اید، بعض وقت‌ها عضو مصنوعی می‌تواند جایگزین آن شود.

Kadi tried a back road, but his mother died on the way.

«کادی» جاده فرعی را امتحان کرد، اما مادرش در راه مرد.

Cruising the back streets, we found the kind of place we liked.

با گشت‌و‌گذار در کوچه‌های پشتی، مکانی را پیدا کردیم که دوست داشتیم.

Smoking gives you bad breath.

سیگار باعث بوی بد دهان می‌شود.

Biting your nails is a bad habit.

ناخن جویدن عادت بدی است.

You’re just a bad loser Alex, that’s your problem.

شما فقط بازنده بدی هستید «الکس»، مشکل شما این است.

The news had put him in a bad mood.

این خبر او را در وضع روحی بدی قرار داده بود.

Kelly ruled by his bad temper.

«کِلی» با خلق‌وخوی بدش حکومت کرد.

It is important to have a balanced diet.

داشتن یک رژیم غذایی متعادل مهم است.

We only had the bare essentials.

ما فقط وسایل ضروری را داشتیم.

Fiona was my best friend.

«فیونا» بهترین دوست من بود.

Jake was my big brother and I admired him.

«جیک» برادر بزرگ من بود و من او را تحسین می‌کردم.

This audition is a big deal for Joey.

این آزمون برای «جوئی» معامله بزرگی است.

Marriage is a big decision.

ازدواج تصمیم بزرگی است.

Do you know I’m a big dreamer?

می‌دانی که من خیال‌باف قهاری هستم؟

She wrote in her diary that he was not a big eater.

او در دفتر خاطرات خود نوشت که آدم شکمویی نیست.

The result of the test showed a big improvement.

نتیجه آزمون پیشرفت بزرگی را نشان داد.

They made a big mistake.

آن‌ها اشتباه بزرگی کردند.

Abani is a first novelist with a very bright future.

«ابانی» اولین رمان‌نویسی است که آینده بسیار روشنی دارد.

Students were able to wear casual clothes.

دانش‌آموزان می‌توانستند لباس‌های راحتی بپوشند.

You have a certain amount of freedom to explore new techniques.

برای کشف تکنیک‌های جدید، آزادی مشخصی دارید.

Most of the countries of South America share a common language: Spanish.

اکثر کشورهای آمریکای جنوبی یک زبان مشترک دارند: اسپانیایی.

She took a deep breath.

او نفس عمیقی کشید.

She was woken from a deep sleep by a ring at the door.

با [صدای] زنگ در از خواب عمیق بیدار شد.

That’s an easy answer.

این پاسخ ساده‌ای است.

That’s a really easy question.

این سؤال واقعا آسانی است.

The newspaper report was on the front page.

گزارش روزنامه در صفحه اول بود.

The one in the front seat pressed a gun to her chest.

کسی که در صندلی جلو نشسته بود، اسلحه را به سینه‌اش فشار داد.

کالوکیشن های have

It would be a good idea to call before we leave.

بهتر است قبل از حرکت تماس بگیریم.

Good luck! I hope it goes well.

موفق باشید! امیدوارم به خوبی و خوشی پیش برود.

Mike and I shared some really good times.

من و «مایک» لحظات بسیار خوبی را با هم سهیم شدیم.

He would describe it in great detail.

او آن را با جزئیات زیاد توصیف می‌کرد.

This is a story with a happy ending.

این داستانی با پایان خوش است.

It’s been a long hard day and I’ve been working very hard.

روز سختی طولانی بود و من خیلی سخت کار کردم.

It was a hard exam and the final question was really hard.

امتحان دشواری بود و سؤال آخر واقعاً سخت بود.

The match was played in heavy rain.

این مسابقه در باران شدید برگزار شد.

These are leather goods of high quality.

این محصولات چرمی کیفیت بالایی دارند.

We aim to maintain high standards of customer care.

هدف ما حفظ استانداردهای بالای خدمات مشتری است.

All these people are innocent victims.

همه این افراد قربانیان بی‌گناه هستند.

She died after suffering serious damage to internal organs.

او پس از آسیب جدی به اندام‌های داخلی، جان خود را از دست داد.

The report recognized the key role of teachers.

این گزارش، نقش کلیدی معلمان را به رسمیت شناخت.

A large proportion of the islands of Asia are mountainous.

بخش بزرگی از جزایر آسیا کوهستانی هستند.

I first met Jennifer a long time ago.

من اولین بار «جنیفر» را خیلی وقت پیش دیدم.

These are all main course salads.

این‌ها همه سالادهای غذای اصلی هستند.

They are a newly married couple.

آن‌ها تازه‌عروس‌ و داماد هستند.

The center provides help for people suffering from mental illness.

این مرکز به افرادی کمک می‌کند که از بیماری‌ روانی رنج می‌برند.

For the spoken language, students are taught by native speakers.

برای انگلیسی گفتاری، دانش‌آموزان توسط انگلیسی‌زبا‌‌ن‌ها آموزش داده می‌شوند.

I’m thinking of applying for a new job.

من به درخواست کار جدیدی فکر می‌کنم.

It has opening hours from 5:30 a.m. to 11:00. p.m.

ساعت کاری آن از 5:30 صبح الی ۱۱:00 شب است.

He had been in poor health since suffering a stroke last year.

او از سال گذشته، پس از سکته مغزی، ناخوش‌احوال شده بود.

لیست کالوکیشن های فعل و فعل

در جدول زیر به فهرستی از کالوکیشن‌‌های فعل و فعل اشاره کرده‌ایم.

can't helpcan't stand
دست خود آدم نبودن؛ چاره‌ای جز...نداشتنبیزار بودن؛ تحمل نکردن
cut and pastecome to expect
کات و پیست کردن (برش و چسباندن)انتظار داشتن
come close (to)copy and paste
نزدیک شدن [به چیزی یا کسی]کپی و پیست کردن

کالوکیشن های فعل و فعل با مثال

در ادامه، به چند مثال با کالوکیشن‌های فعل و فعل توجه کنید.

If you can't stand the heat, get out of the kitchen.

اگر نمی‌توانید گرما را تحمل کنید، از آشپزخانه خارج شوید.

I can't help thinking of my happy childhood.

نمی‌توانم به دوران کودکی شادم فکر نکنم.

All good things come to those who wait.

همه‌ چیزهای خوب نصیب کسانی می‌شود که منتظر می‌مانند.

Cut and paste the picture into a new file.

عکس را کات و در فایل جدیدی پیست کنید.

He'd come close to death.

مرگ در کمینش بود.

لیست کالوکیشن های فعل و قید

در جدول زیر به فهرستی از کالوکیشن‌‌های فعل و قید اشاره کرده‌ایم.

behave properlyarrive on timeact naturally
درست رفتار کردنبه‌موقع رسیدنطبیعی رفتار کردن
come first/lastcome alongcome alive
اول/آخر شدنموافقت کردن؛ جلو رفتنسرحال آمدن
do badlydivide equallydistribute widely
بد عمل کردنبه طور مساوی تقسیم کردنبه طور گسترده توزیع کردن
exercise regularlyeat quicklydrive safely
به طور منظم ورزش کردنتند [غذا] خوردنمطمئن رانندگی کردن
go upstairsgo farget up early
از پله‌ها بالا رفتمموفق شدنزود از خواب بیدار شدن
rain heavilyoverlook completelylisten carefully
بارش شدید بارانکاملاً چشم‌پوشی کردنبا دقت گوش دادن
work perfectlytry hardsolve easily
بی‌عیب‌ونقص کار کردنسخت تلاش کردنبه آسانی حل شدن

کالوکیشن های فعل و قید با مثال

در ادامه، به چند مثال با کالوکیشن‌های فعل و قید توجه کنید.

We try hard to keep our customers happy.

ما سخت می‌کوشیم تا مشتریان خود را راضی نگه داریم.

Without respect, love cannot go far.

بدون احترام، عشق نمی‌تواند دور از انتظار باشد.

She got up early and had breakfast.

او زود بیدار شد و صبحانه خورد.

It rained heavily last night.

دیشب باران شدیدی بارید.

Although this is a first offense it cannot be overlooked completely.

اگرچه این اولین بی‌احترامی است، نمی‌توان آن را به طور کامل نادیده گرفت.

See if you can solve this riddle easily.

ببینید می‌توانید این معما را به‌راحتی حل کنید.

Fatigue may adversely affect drivers’ alertness and ability to drive safely.

خستگی ممکن است بر هوشیاری و توانایی رانندگان برای رانندگی ایمن، تأثیر منفی بگذارد.

He did badly on the exam and was worried to death.

او در امتحان بد عمل کرد و تا حد مرگ نگران بود.

You’ll lose weight if you exercise regularly.

اگر به طور منظم ورزش کنید، وزن کم خواهید کرد.

لیست کالوکیشن های اسم و اسم

در جدول زیر به فهرستی از کالوکیشن‌‌های اسم و اسم اشاره کرده‌ایم.

action movieaccounting systema sense of pride
فیلم اکشنسیستم حسابداریاحساس غرور
bar of soapbank rateautomaker
قالب صابوننرخ بانکیشرکت خودروسازی
business activityboard gamebeauty salon
فعالیت تجاریبازی تختهسالن زیبایی
car parkcall centercable car
پارکینگ ماشینمرکز ارتباطتله‌کابین
child carecenter of attentioncase study
مراقبت از کودکمرکز توجهمورد پژوهشی
business organizationborder securitycheesecake
سازمان کسب‌وکارامنیت مرزچیزکیک
government agencyeating disorderdefense lawyer
نماینده دولتاختلال تغذیه‌ایوکیل مدافع

کالوکیشن های اسم و اسم با مثال

در ادامه، به چند مثال با کالوکیشن‌های اسم و اسم توجه کنید.

That's only one part of an accounting system which is in deep trouble.

آن فقط یک بخش از سیستم حسابداری است که با مشکل عمیقی مواجه شده‌اند.

I love watching action movies.

من عاشق تماشای فیلم‌های اکشن هستم.

An advertising agency buys advertising time for an advertiser.

یک آژانس تبلیغاتی، زمان آگهی را برای تبلیغ‌کننده خریداری می‌کند.

Sales at some other large automakers fell or were flat.

فروش در برخی دیگر از شرکت‌های خودروسازی بزرگ، کاهش یافته یا ثابت بود.

I’d like to buy two bars of soap please.

دو قالب صابون می‌خواهم.

Let us not rely too much on loans to support business activities.

اجازه دهید برای حمایت از فعالیت‌های تجاری، بیش از حد به وام‌ها اعتماد نکنیم.

Adam had a job at a call center during his college years.

«آدام» در دوران کالج در یک مرکز ارتباطات، مشغول به کار بود.

I’m looking for a car park.

من دنبال پارکینگ می‌گردم.

It turned out to be a case study in how to win.

معلوم شد که این مورد پژوهشی در مورد نحوه برنده شدن است.

She really loves cheesecake.

او واقعاً چیزکیک دوست دارد.

Defense lawyers said they would push for it to be closed.

وکلای مدافع گفتند که برای بسته شدن آن [پرونده] تلاش خواهند کرد.

My driving license expires in March.

[اعتبار] گواهینامه رانندگی من در ماه مارس تمام می‌شود.

The commission is the government agency that would police cable channels.

این کمیسیون یک سازمان دولتی است که شبکه کابلی را کنترل می‌کند.

Our telephone lines are open during normal office hours.

خطوط تلفن ما در ساعات اداری عادی باز است.

لیست کالوکیشن های کسب‌وکار

در جدول زیر به فهرستی از کالوکیشن‌‌های مربوط به کسب‌وکار اشاره کرده‌ایم.

bear in mindannual turnover
به خاطر سپردنگردش مالی سالانه
draw one's attentiondraw a conclusion
توجه کسی را جلب کردننتیجه‌گیری کردن
market forceslaunch a new product
نیروهای بازارمحصول جدید روانه بازار کردن
sales figurescome to the point
آمار و ارقام فروشرفتن سر اصل مطلب
Go into partnershipgo bankrupt
وارد شراکت شدنورشکست شدن

کالوکیشن های کسب‌وکار با مثال

در ادامه، به چند مثال با کالوکیشن‌های مربوط به کسب‌وکار توجه کنید.

The company had an annual turnover which was introduced in 2011.

این شرکت دارای گردش مالی سالانه بود که در سال 2011 معرفی شد.

Bear in mind that the authors of these books also have agendas.

در نظر داشته باشید که نویسندگان این کتاب‌ها نیز دستور کار دارند.

I told her not to come back until she closed a deal.

به او گفتم تا زمانی که معامله‌ را نهایی نکرده، برنگردد.

It has come to the point where communication relies on technology.

به جایی رسیده است که ارتباطات بر فناوری تکیه می‌کند.

“I want to draw your attention to one absolutely fundamental fact”, he said.

او گفت: «می‌خواهم توجه شما را به حقیقتی کاملاً بنیادین جلب کنم.»

I am afraid that most of the small farmers will go bankrupt.

می‌ترسم اکثر کشاورزان خرده‌پا، ورشکست شوند.

Tom went into partnership with Smith to form the firm in 1990.

«تام» برای تشکیل شرکت در سال 1990 با «اسمیت» وارد شراکت شد.

If we launch a new product, we won’t see people lining up at the door, he added.

او افزود که اگر محصول جدیدی را عرضه کنیم، [دیگر] شاهد صف کشیدن مردم پشت در نخواهیم بود.

لیست کالوکیشن های زمان

در جدول زیر به فهرستی از کالوکیشن‌‌های زمان اشاره کرده‌ایم.

From dawn till duskFree timeDead on time
از طلوع تا غروب (از صبح تا شب)اوقات فراغترأس ساعت؛ دقیقاً به‌موقع
Past few weeksGreat deal of timeMake time for
چند هفته اخیرمدت زمان زیادوقت معینی را در نظر گرفتن
Save timeRun out of timeRight on time
در زمان صرفه‌جویی کردنوقت کم آوردندرست به‌موقع
Take your timeSpend some timeSpare time
عجله نکن!وقت گذاشتناوقات فراغت
Waste timeTime passesas time goes by
اتلاف وقتزمان [به‌سرعت] می‌گذردبا گذشت زمان

کالوکیشن زمان با مثال

در ادامه، به چند مثال با کالوکیشن‌های مربوط به زمان توجه کنید.

The stock is healthy, having consolidated the past few weeks.

سهام سالم است و در چند هفته گذشته ادغام شده است.

I left dead on time at 11.50pm.

رأس ساعت 11:50 شب رفتم.

He worked from dawn till dusk.

از صبح تا غروب کار کرد.

She makes time for her scheduler, her cabinet and her closest advisers.

او برای برنامه‌ریز، کابینه و نزدیک‌ترین مشاورانش وقت می‌گذارد.

Adelson began spending a great deal of time in London.

«ادلسون» وقت زیادی را  در لندن سپری کرد.

The trial lawyer was right on time for his next case.

وکیل دادگستری به‌موقع برای پرونده بعدی خود آمد.

Only once did I start pondering nuances and run out of time.

فقط یک بار به نکته‌های ظریف فکر کردم و وقت کم آوردم.

It saves time and it is free of charge.

آن باعث صرفه‌جویی در وقت می‌شود و شارژش رایگان است.

She also picked some oranges on a farm in her spare time.

او همچنین در اوقات فراغت خود تعدادی پرتقال از مزرعه چید.

As time goes by, you get more and more experienced.

با گذشت زمان، باتجربه‌تر می‌شوید.

معرفی کتاب کالوکیشن های انگلیسی

برای یادگیری کالوکیشن های انگلیسی یکی از بهترین راه‌ها مراجعه به دیکشنری است. اما علاوه بر دیکشنری هایی که ذکر شد، کتاب‌هایی نیز در بازار وجود دارد که برای یادگیری کالوکیشن های انگلیسی مفید هستند و طرفداران زیادی دارند. به همین دلیل در ادامه این مطلب سعی کرده‌ایم به معرفی بهترین کتاب های کالوکیشن انگلیسی بپردازیم.

کتاب Oxford Collocations Dictionary

کتاب «Oxford Collocations Dictionary»‌ با نشان دادن کلمه‌هایی که در انگلیسی بریتانیایی و آمریکایی کنار هم قرار می‌گیرند، باعث بهتر و درست‌تر صحبت کردن زبان‌آموزان می‌شود. این دیکشنری به ما می‌آموزد که کدام کلمات با هم ترکیب می‌شوند و باعث روانی کلام و طبیعی به نظر رسیدن صحبت‌های زبان‌آموزان خواهد شد. بنابراین، منبعی کاربردی برای کسانی است که برای آزمون‌های بین‌المللی نظیر آیلتس، تافل یا دولینگو آماده می‌شوند.

برای پیدا کردن کالوکیشن‌ها، کافی‌ست کلمه مدنظر را جست‌وجو کنید. در ادامه توضیحات مربوط به آن، کالوکیشن‌هایی توصیف شده است که قبل و بعد از کلمه می‌آیند تا به آن معنی دهند و کاربرد صحیحی از آن را در جمله نشان بدهند. برای مثال، افعالی که با هم ترکیب می‌شوند تا کالوکیشن جدید را خلق کنند. زبان‌آموزان می‌توانند معنی هر کلمه ناآشنا را در این دیکشنری جست‌وجو کنند.

کتاب English Collocations in Use

کاولکیشن‌ها ترکیبی از کلمات هستند که اغلب با هم ظاهر می‌شوند. این کتاب حاوی توضیحات و تمرین کالوکیشن‌ های انگلیسی برای زبان‌آموزان سطح پیشرفته (C1 تا C2) زبان انگلیسی است و هم مناسب آموزش در کلاس‌های درسی و هم مطالعه به صورت خودآموز است.

کتاب «English Collocations in Use» با موضوعات مختلفی ازجمله نوشتن مقاله، تکالیف و گزارش، کالوکیشن‌ها را توضیح می‌دهد. به‌لطف پژوهش‌های کمبریج در مورد نحوه صحبت کردن و نوشتن به زبان انگلیسی، از آموزش‌ها مطمئن می‌شوید و نکته‌های مهمی را یاد خواهید گرفت. این کتاب همچنین برای آماده شدن برای امتحانات کمبریج و آیلتس مناسب است که در بیشتر موارد، تسلط بر کالوکیشن‌ها را ارزیابی می‌کند.

کتاب 1000‎ ‌‌‎English Collocations in 10 Minutes a Day‌

یکی از راه‌های خوب برای نشان دادن میزان تسلط فرد به زبان انگلیسی، یادگیری کالوکیشن های انگلیسی است. کالوکیشن‌ها گروهی از کلمه‌هایی هستند که اغلب توسط انگلیسی‌زبان‌های بومی مورد استفاده قرار می‌گیرند. هنگامی که ترکیب‌بندی‌ کلمه‌ها را یاد می‌گیریم، می‌توانید به راحتی جمله‌ بسازیم و زبان انگلیسی ما حالت طبیعی و روان‌تری به خود می‌گیرد.

در کتاب الکترونیکی «1000‎ ‌‌‎English Collocations in 10 Minutes a Day‌» که نسخه الکترونیکی آن در بازار موجود است، می‌توانید کالوکیشن‌های رایج و پرکاربرد انگلیسی را به سرعت و به راحتی بیاموزید. برای این کتاب، ۵۰ درس و ۵۰ کوئیز مختلف طراحی شده تا به کمک آن بتوانید زبان انگلیسی خود را بهبود بخشید و به سرعت به آن تسلط پیدا کنید، حتی اگر زمان کمی برای مطالعه داشته باشید. بنابراین، از همین امروز شروع به یادگیری کنید.

کتاب List Of Collocations

اگر می‌خواهید انگلیسی روان‌تری داشته باشید یا در موقعیت‌های مختلف از کلمه‌ها به درستی استفاده کنید، بهترین کار استفاده از ترفندهایی برای یادگیری بهتر کالوکیشن‌های انگلیسی است. علاوه بر مکالمه، برای نوشتن به زبان انگلیسی نیز بدون شک به آموختن کالوکیشن‌های رایج نیاز دارید تا متنی درست بنویسید. همچنین، اگر قصد دارید نمره بهتری در دانشگاه به دست بیاورید، آموختن کالوکیشن‌ های انگلیسی می‌تواند کمک زیادی به شما بکند.

برای این منظور، کتاب «List Of Collocations» را به شما پیشنهاد می‌کنیم که به عنوان مرجعی ضروری و راهنمای قابل‌اعتماد در یادگیری کالوکیشن‌ها به شما کمک خواهد کرد. در این کتاب طرز استفاده درست از کالوکیشن‌ها را یاد خواهید گرفت و برای کسب نمره خوب در امتحاناتی نظیر Cambridge FCE ،CAE ،CPE و IELTS منبع مناسبی به شمار می‌رود. همچنین می‌توانید با اصطلاحات مربوط به موفقیت و کسب‌وکار آشنا شوید و در مدت زمان کوتاهی آن را یاد بگیرید و از آن استفاده کنید.

کتاب Advanced English Vocabulary and Collocations

اگر مدتی است که انگلیسی را به عنوان زبان دوم یاد می‌گیرید، ممکن است احساس کنید زبان انگلیسی شما در حدی است که می‌توانید در موقعیت‌های مختلف تا حدی از عهده خود برآیید. با این حال، همچنان به منبعی نیاز دارید که دایره لغات شما را از سادگی دربیاورد و به تعداد اصطلاحات جدید بیفزاید. برای این منظور کتاب «Advanced English Vocabulary and Collocations» را پیشنهاد می‌کنیم.

شاید برای تقویت دایره لغات خود روش‌های مختلفی را امتحان کرده باشید. برای مثال، متن‌های متنوعی بخوانید یا به مقاله‌ و روزنامه رجوع کرده باشید، اما همچنان احساس کنید که پیشرفت اندکی داشته‌اید. همچنین ممکن است مقاله‌ای را به طور کامل مطالعه کرده باشید یا حتی زمان زیادی را صرف یاد گرفتن کلمه‌ها یا اصطلاحات آن کرده باشید، اما در نهایت پی ببرید که یادگیری کمی حاصل شده است یا برای مدتی طولانی در خاطرتان نمانده باشد. ممکن است یک مقاله کامل بخوانید و فقط چند کلمه جدید یاد بگیرید.

از طرف دیگر، شاید زبان‌آموزان تصور کنند که اکثر برنامه‌های یادگیری انگلیسی و درس‌های آنلاین برای آن‌ها بسیار ساده هستند، زیرا کلماتی را آموزش می‌دهند که از قبل با آن‌ها آشنایی داشته‌اند. بنابراین، به منبعی نیاز دارند که سطح واژگان آن‌ها را افزایش دهد و اصطلاحات جدید را آموزش دهد.

برای این کار نیازی به مطالعه طولانی در طول روز نیست. به علاوه، کلمه‌هایی که کاربرد زیادی ندارند از فهرست یادگیری شما حذف می‌شوند و در عوض، کلمه‌های پیشرفته‌تر و کاربردی‌تری را یاد خواهید گرفت. همچنین می‌توانید به مرور لغات جدید را در کنار هم قرار دهید و کالوکیشن های انگلیسی را مانند زبان مادری خود یاد بگیرید. به کمک این کتاب می‌توانید واژگان جدیدی را تمرین کنید و آن‌ها را به خاطر بسپارید.

نکات مهم درباره کالوکیشن های انگلیسی

برای یاد گرفتن کالوکیشن های انگلیسی بهتر است موارد زیر را رعایت کنیم.

  • با کالوکیشن‌ های انگلیسی آشنا شوید و سعی کنید موقع دیدن یا شنیدن جمله، آن‌ها را تشخیص دهید.
  • به کالوکیشن های انگلیسی به عنوان واحدهای مجزای زبان نگاه کنید. آن‌ها را به عنوان بخش‌های جداگانه‌ای در نظر بگیرید، یعنی به صورت «strongly support»‌ یاد بگیرید نه «strongly + support».
  • زمانی که کلمه جدیدی را یاد می‌گیرید، کلمه دیگری که با آن ترکیب می‌شود را نیز کنار آن یادداشت کنید، مانند مثال‌های زیر:

remember rightly

remember distinctly

remember vaguely

remember vividly

  • تا جایی که می‌توانید متن‌های انگلیسی بخوانید. خواندن و درک مطلب یکی از راه‌های مؤثر در یادگیری واژگان و کالوکیشن‌ها به شمار می‌رود. زیرا با دیدن آن‌ها در متن با کاربردشان بیشتر آشنا خواهید شد.
  • آنچه را که مطالعه می‌کنید، به طور پیوسته بازخوانی و مرور کنید. سپس کاربرد هر یک از کالوکیشن های انگلیسی را در متن یاد بگیرید و تمرین کنید.
  • سعی کنید پرکاربردترین کالوکیشن های انگلیسی را یاد بگیرید. کالوکیشن های جدید را بلافاصله بعد از مشاهده در متن بیاموزید.
  • می‌توانید از دیکشنری برای یادگیری کالوکیشن‌ های رایج انگلیسی کمک بگیرید. معمولاً در انتهای توضیحاتی که برای هر کلمه ارائه شده است، بخشی به نام «Collocations» وجود دارد که کلمه‌های همراه‌شونده با کلمه اصلی را توضیح می‌دهد.

سوالات رایج درباره کالوکیشن های انگلیسی

ممکن است برای بسیاری از زبان‌آموزان این سؤال پیش آمده باشد که ضرورت یادگیری کالوکیشن های انگلیسی چست و چطور می‌توانیم آن‌ها را در جمله تشخیص دهیم. برای پاسخ دادن به پرسش‌هایی مانند این‌ها، در ادامه این مطلب سعی کرده‌ایم به سؤال‌های رایج پیرامون کالوکیشن های انگلیسی پاسخ دهیم.

چطور می‌توانیم کالوکیشن‌ها را تشخیص دهیم؟

«کالوکیشن‌ها» (Collocations) دو یا چند کلمه هستند که اغلب در کنار هم استفاده می‌شوند. ترکیب این کلمه‌ها به گوش انگلیسی‌زبان‌ها آشناست، زیرا همواره آن‌ها را در جمله‌های خود به کار می‌برند. از طرف دیگر، سایر ترکیب‌ها ممکن است «غیرعادی» به نظر برسند یا اشتباه باشند. بنابراین راه تشخیص کالوکیشن‌ها مطالعه و تمرین زیاد، گوش دادن به مکالمه‌های افراد انگلیسی‌زبان، گوش دادن به پادکست‌های انگلیسی و تمرین کردن با استادان مجرب است.

هدف از به کار بردن کالوکیشن های انگلیسی چیست؟

کالوکیشن‌ها محدودیت‌هایی در به کار بردن کلمه‌ها در کنار یکدیگر ایجاد می‌کنند. آن‌ها جزو دستور زبان انگلیسی به شمار نمی‌روند، بلکه به صورت قوانین مشخص و ثابتی شناخته شده‌اند. در واقع، کالوکیشن‌، نمونه‌هایی از نحوه قرار گرفتن کلمه‌های انگلیسی کنار یکدیگر است.

هدف از به کار بردن کالوکیشن های انگلیسی درست‌تر و روان‌تر صحبت کردن است. افرادی که کالوکیشن‌های درستی را در صحبت‌ها یا نوشته‌های خود به کار می‌برند، تسلط بیشتری بر زبان انگلیسی دارند و بیشتر شبیه بومی‌ها صحبت می‌کنند. در نتیجه، با یادگیری کالوکیشن‌ها می‌توانیم سطح زبان انگلیسی خود را به افرادی که زبان مادری آن‌ها انگلیسی است نزدیک‌تر کنیم و در زمینه کاری و تحصیلی موفقیت‌های بیشتر به دست بیارویم.

قوانین کالوکیشن های انگلیسی چیست؟

کالوکیشن‌‌ها می‌توانند از هر کلمه‌ای با اجزای کلام مختلف ساخته شوند، مانند اسم، فعل، قید و صفت. قوانین مشخصی برای کالوکیشن های انگلیسی وجود ندارد؛ فقط ترکیبی از کلمه‌هایی هستند که می‌بایست با آن‌ها آشنا شویم و به درستی استفاده کنیم.

پرکاربردترین کالوکیشن ها کدام است؟

کالوکیشن‌‌‌ها انواع مختلفی دارند و به همین دلیل کاربردهای متفاوتی برای آن‌ها تعریف شده است. از میان آن‌ها می‌توان به چند مورد زیر به عنوان کالوکیشن های رایج انگلیسی اشاره کرد. این کالوکیشن‌ها فعل هستند و همراه با کلمه‌های دیگر در جمله کاربرد دارند.

کالوکیشن های پرکاربرد انگلیسی
paydotake
missgetgo
lostgomake
breakcatchhave
keepsavecome

چطور کالوکیشن های انگلیسی را یاد بگیریم؟

برای یاد گرفتن کالوکیشن‌های انگلیسی، بهترین روش این است که ابتدا با کالوکیشن‌های ساده و پرکاربرد شروع کنیم. برای مثال، می‌توانیم توجه زبان‌آموز را به کلمه‌های کلیدی و کلمه‌‌هایی که با «go» همراه می‌شوند جلب می‌کنیم. سپس کالوکیشن‌های آن‌ها را آموزش دهیم. بعد به تدریج کالوکیشن‌های پیچیده‌تر را می‌آموزیم. اما در مجموع، با تمرین و تکرار پیوسته و یادداشت کردن آن‌ها می‌توانیم به فرایند یادگیری سرعت بیشتر بدهیم.

کالوکیشن های do

تمرین کالوکیشن های انگلیسی

تمرین اول

جاهای خالی را با توجه به زمان جمله، با کلمه‌های «do»، «have» و «make» پر کنید.

Q1: I hope to ______ my own business one day.

جواب

Answer: I hope to have my own business one day.

Q2: I don't ______ many hobbies.

جواب

Answer: I don't have many hobbies.

Q3: My wife usually ______ the bed, rather than me.

جواب

Answer: My wife usually makes the bed, rather than me.

Q4: Many countries ______ problems with obesity.

جواب

Answer: Many countries have problems with obesity.

Q5: I ______ a mistake in my IELTS reading last time I took the test.

جواب

Answer: I made a mistake in my IELTS reading last time I took the test.

Q6: I ______ my break at work at 3:15.

جواب

Answer: I have my break at work at 3:15.

Q7: Reading a lot ______ a real difference to your IELTS score.

جواب

Answer: Reading a lot makes a real difference to your IELTS score.

Q8: I’m planning to ______ a holiday in June or July.

جواب

Answer: I’m planning to have a holiday in June or July.

Q9: I ______ my shopping at the weekends.

جواب

Answer: I do my shopping at the weekends.

Q10: I don’t ______ much sympathy with students who fail because they did not study.

جواب

Answer: I don’t have much sympathy with students who fail because they did not study.

تمرین دوم

جاهای خالی را با کالوکیشن‌ های انگلیسی مناسب پر کنید.

Q1: Do we have any idea what the _____ cause is of this issue?

(key/base/basic/root)

جواب

Answer: Do we have any idea what the root cause is of this issue?

Q2: My son _____ an experiment in his science class today. (two possible answers)

جواب

Answer: My son did/conducted an experiment an experiment in his science class today.

Note: for a child’s experiment, “did” sounds more natural than “conduct.”

Q3: Initially, my wife and I couldn’t agree ___ a name for our daughter.

جواب

Answer: Initially, my wife and I couldn’t agree on a name for our daughter.

Q4: Could you ____ me a favor and take these documents to Monica?

(make/do)

جواب

Answer: Could you do me a favor and take these documents to Monica?

Q5: The _____ majority of Americans have never been to Europe.

(big/huge/vast)

جواب

Answer: The vast majority of Americans have never been to Europe.

Q6: If you promise something to someone, you should _______ your word.

(sustain/hold/keep/maintain)

جواب

Answer: If you promise something to someone, you should keep your word.

Q7: I do the cooking, and my wife _____ the grocery shopping.

جواب

Answer: I do the cooking, and my wife does the grocery shopping.

Q8: He expressed his dissatisfaction _____ the service he received.

جواب

Answer: He expressed his dissatisfaction with the service he received.

Q9: I ____ my mother a promise that I would graduate college on time.

جواب

Answer: I made my mother a promise that I would graduate college on time.

Q10: The goal of the campaign is to ______ awareness of pollution and overfishing in the area.

(produce/generate/draw/raise)

جواب

Answer: The goal of the campaign is to raise awareness of pollution and overfishing in the area.

Time Collocations

تمرین سوم

از بین کالوکیشن های انگلیسی مربوط به کسب‌وکار، کالوکیشن نامناسب را پیدا کنید.

Q1: consensus: reach, do, achieve, arrive at

جواب

Answer: do

Q2: bonus: give, award, provide, pay, receive, earn

جواب

Answer: provide

Q3: contract: have, haggle, draw up, write, negotiate, sign

جواب

Answer: haggle

Q4: controversy: cause, fuel, stir up, avoid, induce

جواب

Answer: induce

Q5: customer: deal with, drop, serve, attract, entice, lose

جواب

Answer: drop

Q6: attention: put, direct, give, pay, turn

جواب

Answer: put

Q6: attention: put, direct, give, pay, turn

جواب

Answer: put

Q6: attention: put, direct, give, pay, turn

جواب

Answer: put

Q7: responsibility: dispense, take, shoulder, share, delegate

جواب

Answer: dispense

Q8: risk: take, face, run, minimize, reduce, avoid, knock down, outweigh

جواب

Answer: knock down

Q9: appointment: have, make, keep, place, cancel, break

جواب

Answer: place

Q10: deal: agree to, arrange, close, draft, negotiate, reach, sign, seal

جواب

Answer: draft

تمرین چهارم

گزینه درست را انتخاب کنید.

1. He arrived at exactly 11am, _____ on time.
right
straight
2. What do you do in your _____ time?
free
loose
3. We couldn't finish because we ________ time.
ran through
ran out of
4. If we take this short cut we'll _____ some time.
keep
save
5. We _____ time sitting in a traffic jam. We should've taken the train.
damaged
wasted
6. There have been several robberies in the _____ weeks.
past few
few past
7. The Internet was developed in the _____ century.
last 20th
late 20th
8. They're really busy. They work ________ dusk.
from dawn to
from day to
9. You'll forget all about it ________ by.
when time comes
as time goes
10. Can you ________ to meet us this week?
make time
do time

جمع‌بندی

در این آموزش یاد گرفتیم که بسیاری از کلمه‌های انگلیسی باید در کنار هم قرار بگیرند تا معنی واضحی را منتقل کنند و به شکل درستی در جمله مورد استفاده قرار بگیرند. به این کلمه‌ها در زبان انگلیسی کالوکیشن گفته می‌شود. به همین دلیل، با انواع کالوکیشن های انگلیسی آشنا شدیم و اهمیت یادگیری آن‌ها را توضیح دادیم. همچنین به تعدادی از پرکاربردترین کالوکیشن‌های انگلیسی اشاره کردیم و در قالب مثال توضیح دادیم. علاوه بر این، به معرفی تعدادی از کتاب های کالوکیشن انگلیسی پرداختیم. در بخش جمع‌بندی این مطلب، مروری بر انواع کالوکیشن های انگلیسی خواهیم داشت.

  • قید + صفت:

Invading that country was an utterly stupid thing to do.

حمله به آن کشور کار بسیار احمقانه‌ای بود.

We entered a richly decorated room.

وارد اتاقی شدیم که خیلی تزیین شده بود.

Are you fully aware of the implications of your action?

آیا از پیامدهای عمل خود کاملاً آگاهی؟

  • صفت + اسم:

The doctor ordered him to take regular exercise.

دکتر به او دستور داد که به طور منظم ورزش کند.

The Titanic sank on its maiden voyage.

کشتی تایتانیک در اولین سفر خود غرق شد.

He was writhing on the ground in excruciating pain.

از شدت درد، روی زمین، به خود می‌پیچید.

  • اسم + اسم:

Let's give Mr. Jones a round of applause.

بیایید «آقای جونز» را یک دور تشویق کنیم.

The ceasefire agreement came into effect at 11am.

توافق آتش‌بس از ساعت 11 صبح به اجرا گذاشته شد.

I'd like to buy two bars of soap please.

لطفاً دو قالب صابون به من بدهید.

  • اسم + فعل:

The lion started to roar when it heard the dog barking.

شیر با شنیدن پارس سگ شروع به غرش کرد.

Snow was falling as our plane took off.

وقتی هواپیمای ما [از روی زمین] بلند شد، برف می‌بارید.

The bomb went off when he started the car engine.

وقتی موتور ماشین را روشن کرد، بمب منفجر شد.

  • فعل + اسم:

The prisoner was hanged for committing murder.

این زندانی به جرم ارتکاب قتل، به دار آویخته شد.

I always try to do my homework in the morning, after making my bed.

همیشه سعی می‌کنم صبح‌ها بعد از مرتب کردن تختم، تکالیفم را انجام دهم.

He has been asked to give a presentation about his work.

از او خواسته شده است که درباره کارش ارائه دهد.

  • فعل + حرف اضافه:

We had to return home because we had run out of money.

مجبور شدیم به خانه برگردیم، چون پول‌مان تمام شده بود.

At first her eyes filled with horror, and then she burst into tears.

اول چشم‌هایش پر از وحشت شد و بعد ناگهان زد زیر گریه.

Their behavior was enough to drive anybody to crime.

رفتار آن‌ها برای سوق دادن هر کسی به‌سمت جنایت کافی بود.

  • فعل + قید:

She placed her keys gently on the table and sat down.

کلیدهایش را به آرامی روی میز گذاشت و نشست.

Mary whispered softly in John's ear.

مریم آهسته با «جان» درگوشی حرف زد.

I vaguely remember that it was growing dark when we left.

به شکلی مبهم خاطرم هست که وقتی رفتیم هوا رو به تاریکی بود.

مطلبی که در بالا مطالعه کردید بخشی از مجموعه مطالب «مباحث متفرقه زبان انگلیسی» است. در ادامه، می‌توانید فهرست این مطالب را ببینید:

بر اساس رای ۲۱ نفر
آیا این مطلب برای شما مفید بود؟
اگر بازخوردی درباره این مطلب دارید یا پرسشی دارید که بدون پاسخ مانده است، آن را از طریق بخش نظرات مطرح کنید.
منابع:
7ESLIELTS BuddyEnglish ClubBusiness English Resources7ESL
۴ دیدگاه برای «کالوکیشن های انگلیسی چیست؟ — پرکاربردترین ها + لیست با معنی»

درود بر شما
منظور شما از Booming economy در واقع Blooming economy است؟

با سلام؛
هر دو درست است اما به عنوان لغت تخصصی، مورد اول کاربرد بیشتری دارد.

عالی بود زحمت خیلی زیادی کشیده شده بود.

عالی
بهتر از این نمیشد توضیح داد

نظر شما چیست؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *