مشاغل به انگلیسی – اسامی انواع شغل ها + مثال، تمرین و تلفظ
یادگیری مشاغل به انگلیسی برای مکالمههای روزمره و مصاحبههای کاری امتیاز ویژهای محسوب میشود. البته اینکه فقط چند لغت مرتبط را یاد بگیریم تأثیری در تقویت دامنه واژگان ما نخواهد داشت. بهترین راه برای یادگیری لغات انگلیسی استفاده از آنها در قالب متن و جمله است. به همین دلیل باید واژگان مشاغل را با کالوکیشنهای آن یاد گرفت.
- روی کاربرد دقیق واژگان و مترادفهای شغلی در جمله تمرکز میکنید.
- کالوکیشنها و ترکیبات رایج با واژه «job» و نام شغلها را میآموزید.
- نحوه ساخت سؤال، پاسخ دادن و گفتوگو درباره شغل و موقعیت کاری را تمرین میکنید.
- با انواع مشاغل پزشکی و تولید محتوا آشنا خواهید شد.


در این آموزش قصد داریم انواع مشاغل به انگلیسی را معرفی کنیم. همچنین در کنار آن، کاربرد صفات و افعال رایج را به عنوان کالوکیشنهای مرتبط یاد میگیریم. در ادامه، بررسی میکنیم که کدامیک از حروف تعریف a و an را میتوانیم با هر یک از مشاغل به کار ببریم. در انتهای مطلب نیز تمرینهایی را در اختیار شما قرار خواهیم داد که عملکرد شما را از این مطلب ارزیابی میکند.
انواع مشاغل به انگلیسی
«Job» معادل انگلیسی «شغل» است و البته معادلهای «Occupation» و «Profession» نیز کاربرد دارد. آشنایی با مشاغل به انگلیسی به زبانآموزان کمک میکند تا دایره لغات خود را تقویت کنند و در مکالمههای روزمره و مصاحبههای کاری بتوانند از آنها استفاده کنند.
برخی از مشاغل رایج را در ادامه با معنی فارسی فهرست کردهایم:
- Doctor به معنی پزشک
- Teacher به معنی معلم
- Engineer به معنی مهندس
- Nurse به معنی پرستار
- Driver به معنی راننده
- Chef به معنی سرآشپز
- Police officer به معنی افسر پلیس
- Farmer به معنی کشاورز
- Designer به معنی طراح
- Accountant به معنی حسابدار
در این مطلب با بسیاری از مشاغل به زبان انگلیسی آشنا خواهیم شد و در قالب مثال از آنها در جملات و مکالمههای روزمره استفاده خواهیم کرد.
مشاغل به انگلیسی با مثال
همانطور که در ابتدای مطلب اشاره شد، شغلها را باید با کلماتی یاد گرفت که به عنوان کالوکیشن با آنها همراه میشوند. در این بخش از مقاله، سعی کردهایم با برخی از مشاغلی که در جدول معرفی کردیم، مثال بزنیم تا کاربرد آنها را در جمله یاد بگیرید.
در جدول زیر میتوانید مشاغل رایج انگلیسی را با معنی فارسی مشاهده کنید.
| مشاغل به انگلیسی | |
| پیشخدمت مرد/پیشخدمت زن | Waiter/Waitress |
| بهیار، امدادگر | Paramedic |
| دندانپزشک | Dentist |
| متصدی قطار | Train conductor |
| پرستار | Nurse |
| برقکار | Electrician |
| پزشک | Doctor |
| تاجر/بازرگان | Businessman |
| بازیکن فوتبال | Football/Soccer player |
| معلم | Teacher |
| جراح | Surgeon |
| دربان | Doorman |
| منشی | Secretary |
| سرباز | Soldier |
| تعمیرکار | Repairman |
| دانشمند | Scientist |
| خبرنگار | Reporter |
| کارگر ساختمان | Construction worker |
| استاد دانشگاه | Professor |
| مأمور پلیس | Police officer |
| پستچی | Postman |
| عکاس | Photographer |
| خلبان | Pilot |
| راهبه | Nun |
| نقاش | Painter |
| مکانیک | Mechanic |
| شعبدهباز | Magician |
| غریقنجات | Lifeguard |
| ناظر سلف غذا | Lunchroom supervisor |
| دلقک | Clown |
| خانهدار | Housekeeper |
| باغبان | Gardener |
| ورزشکار | Athlete |
| فوتبالیست | Footballer |
| محیطبان جنگل | Forest ranger |
| سازنده/بنّا | Builder |
| سرکارگر | Foreman |
| کشاورز | Farmer |
| مهماندار هواپیما | Flight attendant |
| آتشنشان | Fireman |
| مهندس | Engineer |
| نجار | Carpenter |
| معمار/آرشیتکت | Architect |
| بوکسور/مشتزن | Boxer |
| فیلمبردار | Cameraman |
| کارآگاه | Detective |
| روزنامهنگار | Journalist |
| زن خانهدار | Housewife |
| غواص | Diver |
| پاپ | Pope |
| کشیش | Priest |
| فروشنده | Salesman |
| کتابدار | Librarian |
| کارگردان | Director |
| خواننده | Singer |
| هنریشه مرد/هنرپیشه زن | Actor/Actress |
| تهیهکننده | Producer |
| نظافتچی | Cleaner |
| ماهیگیر | Fisherman |
| وکیل | Lawyer |
| قاضی | Judge |
| آرایشگر | hairdresser |
| آرایشگر مردانه | Barber |
| پذیرش | Receptionist |
| گزارشگر | Reporter |
| دانشمند | Scientist |
| تکنیسین | Technician |
| نویسنده | Author |
| مترجم | Translator |
| ویراستار/سردبیر | Editor |
| نمونهخوان | Proofreader |
در ادامه به چند مثال دقت کنید که با مشاغل فوق نوشته شده است.
The waiter brought us our menus and took our drink orders.
پیشخدمت منوها را برایمان آورد و سفارش نوشیدنیها را گرفت.
The paramedic quickly assessed the patient’s condition and began administering life-saving treatment.
امدادگر فوراً وضعیت بیمار را بررسی کرد و شروع به انجام درمان برای حفظ جان بیمار کرد.
I have an appointment with my dentist tomorrow to get a cavity filled.
فردا وقت دندانپزشکی دارم تا پوسیدگی دندانم را رفع کند.
The train conductor announced that we would be arriving at our destination in 10 minutes.
مسئول قطار اعلام کرد که تا ده دقیقه دیگر به مقصد میرسیم.
The nurse checked the patient’s vital signs and administered medication as needed.
پرستار علائم حیاتی بیمار را چک کرد و داروی لازم را داد.
The electrician came to fix the wiring in my house after a power outage.
برقکار بعد از قطعی برق برای تعمیر سیمکشی خانهام آمد.
I need to make an appointment with my doctor for a check-up.
باید برای چکآپ وقت دکتر بگیرم.
The businessman negotiated a lucrative contract with a new client.
آن تاجر درباره قرارداد پُرسودی با مشتری جدید مذاکره کرد.
The American football player scored a touchdown and celebrated with his teammates.
بازیکن فوتبال آمریکایی یک تاچدان زد و با همتیمیهایش جشن گرفت.
The surgeon successfully removed the tumor from the patient’s brain.
جراح با موفقیت تومور را از مغز بیمار خارج کرد.
The doorman helped me carry my bags to my room and gave me a tour of the hotel.
دربان به من کمک کرد وسایلم را به اتاق ببرم و هتل را به من نشان داد.
The secretary typed up the memo and sent it to all employees.
منشی یادداشت را تایپ کرد و برای همه کارکنان فرستاد.
The soldier bravely fought in the war and received a medal for their service.
سرباز شجاعانه در جنگ جنگید و مدالی برای خدماتش دریافت کرد.
The repairman fixed the leaky faucet and replaced the broken light bulb.
تعمیرکار شیر آب را که چکه میکرد درست کرد و لامپ سوخته را عوض کرد.
The scientist discovered a new species of plant and published their findings in a scientific journal.
دانشمند یک گونه گیاهی جدید کشف کرد و یافتههایش را در مجله علمی منتشر کرد.
The reporter interviewed the mayor and wrote an article about the city’s new housing policy.
خبرنگار با شهردار مصاحبه کرد و درباره سیاست جدید مسکن شهر مقالهای نوشت.
The construction worker operated the crane and lifted heavy materials to the top of the building.
کارگر ساختمانی جرثقیل را هدایت کرد و مواد سنگین را به بالای ساختمان منتقل کرد.

The professor gave a lecture on the history of art and answered questions from students.
استاد درباره تاریخ هنر سخنرانی کرد و به پرسشهای دانشجویان پاسخ داد.
The police officer arrested the suspect and took them to the station for questioning.
افسر پلیس مظنون را بازداشت کرد و برای بازجویی به اداره برد.
The postman dropped off a package at my doorstep and asked me to sign for it.
پستچی بستهای را دم در گذاشت و از من خواست برای تحویلِ آن، امضا کنم.
The photographer captured beautiful images of the sunset and shared them on social media.
عکاس تصاویر زیبایی از غروب گرفت و در شبکههای اجتماعی به اشتراک گذاشت.
The pilot announced that we would be landing in New York City in 30 minutes.
خلبان اعلام کرد که تا ۳۰ دقیقه دیگر در نیویورک فرود میآییم.
The Catholic nun spent her days praying, studying the Bible, and helping those in need.
راهبه کاتولیک روزهایش را به دعا، مطالعه انجیل و کمک به نیازمندان میگذراند.
The painter used bright colors and bold strokes to create a beautiful abstract painting.
نقاش از رنگهای روشن و ضربهقلمهای جسورانه برای خلق یک نقاشی انتزاعی زیبا استفاده کرد.
The mechanic replaced the worn-out brake pads and tuned up the engine.
مکانیک لنتهای فرسوده را عوض و موتور را تنظیم کرد.
The magician pulled a rabbit out of his hat and made it disappear just as quickly.
شعبدهباز خرگوشی را از کلاهش بیرون آورد و به همان سرعت ناپدیدش کرد.
The lifeguard rescued a swimmer who was struggling in the rough waves.
غریقنجات شناگری را که در امواج خشن گرفتار شده بود نجات داد.
The lunchroom supervisor reminded the students to clean up their trays and put away their belongings.
ناظر سالن غذاخوری به دانشآموزان یادآوری کرد سینیهایشان را جمع کنند و وسایلشان را مرتب بگذارند.
The clown made the children laugh with his silly antics and balloon animals.
دلقک با کارهای بامزه و حیوانات بادکنکی، بچهها را خنداند.
The housekeeper changed the sheets, vacuumed the floors, and cleaned the bathrooms.
خدمتکار ملحفهها را عوض کرد، کفها را جاروبرقی کشید و حمامها را تمیز کرد.
The gardener watered the flowers, pruned the bushes, and mowed the lawn.
باغبان گلها را آب داد، بوتهها را هرس کرد و چمن را زد.
The footballer scored the winning goal in the championship game.
فوتبالیست گل پیروزی را در بازی فینال به ثمر رساند.
The forest ranger patrolled the park, looking for signs of illegal hunting or camping.
محیطبان پارک را گشت زد و به دنبال نشانههای شکار یا کمپ غیرقانونی بود.
The builder laid the foundation and erected the walls of the new office building.
سازنده پیریزی کرد و دیوارهای ساختمان جدید اداری را بالا برد.
The foreman assigned each worker their duties and monitored their progress throughout the day.
سرکارگر وظایف هر کارگر را مشخص کرد و در طول روز پیشرفتشان را زیر نظر گرفت.
The farmer planted the seeds and tended to the crops, hoping for a bountiful harvest.
کشاورز به امید برداشن فراوان، بذرها را کاشت و از محصولات مراقبت کرد.
The flight attendant greeted the passengers and showed them to their seats.
مهماندار هواپیما از مسافران استقبال کرد و آنها را به صندلیهایشان راهنمایی کرد.
The fireman extinguished the flames and saved the family from the burning house.
آتشنشان شعلهها را خاموش کرد و خانواده را از خانه در حال سوختن نجات داد.
The engineer designed a new bridge that was stronger and safer than the old one.
مهندس پلی جدید طراحی کرد که مقاومتر و ایمنتر از پل قبلی بود.
The carpenter measured and cut the wood to build a new bookshelf for the library.
نجار چوبها را اندازهگیری و برش داد تا کتابخانه جدیدی بسازد.
The architect drew up the plans for the new museum and presented them to the board of directors.
معمار نقشههای موزه جدید را طراحی کرد و آنها را به هیئتمدیره ارائه داد.
The boxer trained hard every day to improve their speed, agility, and power.
مشتزن هر روز سخت تمرین کرد تا سرعت، چابکی و قدرتش را بهبود دهد.
The cameraman captured the dramatic scene from multiple angles, ensuring that every shot was perfectly framed.
فیلمبردار صحنه دراماتیک را از زوایای مختلف ضبط کرد و مطمئن شد هر نما کاملاً قاببندی شده است.
The detective interviewed witnesses and analyzed the crime scene to determine who committed the robbery.
کارآگاه با شاهدان مصاحبه کرد و صحنه جرم را بررسی کرد تا بفهمد چه کسی دزدی را انجام داده است.
The journalist interviewed the mayor and wrote an article about the city’s budget crisis.
روزنامهنگار با شهردار مصاحبه کرد و مقالهای درباره بحران بودجه شهر نوشت.
The housewife prepared dinner for her family and helped her children with their homework.
زن خانهدار شام خانواده را آماده کرد و به بچههایش در انجام تکالیف کمک کرد.
The diver searched the ocean floor for sunken treasure and discovered a valuable artifact.
غواص کف اقیانوس را برای یافتن گنج غرقشده جستوجو کرد و شیء ارزشمندی پیدا کرد.
The Pope delivered a message of peace and tolerance to a crowd of thousands of worshippers.
پاپ پیامی سرشار از صلح و مدارا به جمعی از هزاران عبادتکننده رساند.
The priest delivered a sermon on forgiveness and compassion to his congregation.
کشیش موعظهای درباره بخشش و شفقت برای جماعت خود ایراد کرد.
The salesman pitched his product to the customer and closed the deal with a handshake.
فروشنده محصولش را به مشتری معرفی کرد و معامله را با دست دادن به پایان رساند.
The librarian recommended some great books for me to read and helped me locate them on the shelves.
کتابدار چند کتاب عالی برای خواندن به من پیشنهاد داد و کمک کرد تا آنها را در قفسهها پیدا کنم.
The singer sang a beautiful song that moved the audience to tears.
خواننده ترانهای زیبا خواند که حضار را به گریه انداخت.
اگر تا به اینجای مطلب را مطالعه کردهاید و میخواهید سایر جملات شرطی آشنا شوید، ادامه مطلب را با ما همراه باشید. همچنین برای خواندن سایر مطالب زبان انگلیسی و دسترسی همیشگی به آنها در موبایل خود، توصیه میکنیم اپلیکیشن مجله فرادرس را دانلود کنید.
برای نصب اپلیکیشن رایگان مجله فرادرس، کلیک کنید.

یادگیری لغات مربوط به مشاغل به انگلیسی با فرادرس
یادگیری لغات زمانی به بهترین شکل اتفاق میافتد که در قالب متن و مکالمه انگلیسی باشد. وقتی بدانیم هر لغت در هر موقعیت چه کاربردی دارد، راحتتر میتوانیم آنها را در ذهن بسپاریم و استفاده درست کنیم.
به منظور یادگیری لغات و اصطلاحات انگلیسی، فرادرس فیلمهای آموزشی متنوعی را در دسترس کاربران خود قرار داده است. این فیلمها به بررسی موضوعات مختلفی پرداخته است و برای هر یک، لغات و عبارات کاربردی را به همراه مثالهای متنوع و تمرینهای مفید در نظر گرفته است. برخی از این فیلمهای آموزشی را در ادامه مشاهده میکنید.
- فیلم آموزش زبان انگلیسی – گرامر، کالوکیشن و اسپیکینگ با داستان کوتاه – سطح A1 – بخش یکم + گواهینامه در فرادرس
- فیلم آموزش کتاب Destination Grammar and Vocabulary B1 – بخش یکم + گواهینامه در فرادرس
- فیلم آموزش کتاب English Collocations In Use Advanced – بخش یکم + گواهینامه در فرادرس
برای دسترسی به سایر فیلمهای آموزش لغات انگلیسی از مقدماتی تا پیشرفته در فرادرس، روی لینک زیر کلیک کنید.

انواع مشاغل پزشکی به انگلیسی
پزشکی شاخههای زیادی دارد. برخی از پزشکان متخصص هستند و به همین دلیل یک بخش جداگانه برای معرفی این نوع مشاغل به انگلیسی در نظر گرفتهایم. در جدول زیر میتوانید با انواع پزشک به زبان انگلیسی آشنا شوید. معنی فارسی هر یک نیز نوشته شده است.
| انواع پزشک به انگلیسی | |
| متخصص ریه | Pulmonologist |
| متخصص پوست | Dermatologist |
| متخصص قلب و عروق | Cardiologist |
| روانپزشک | Psychiatrist |
| رادیولوژیست | Radiologist |
| اورولوژیست (متخصص کلیه و مجاری ادراری) | Urologist |
| متخصص سرطان (انکولوژیست) | Oncologist |
| مختصص کودکان | Pediatrician |
| متخصص چشم | Ophthalmologist |
| پزشک عمومی | General Practitioner (GP) |
مشاغل مرتبط با محتوا به انگلیسی
این روزها بازار تولید محتوا، سئو و مشاغلی از این دست زیاد شده است و در وافع جزو مشاغل جدید و محبوب به شمار میروند. تولید محتوا میتواند به صورت متنی باشد، برای مثال همین مطلبی در حال خواندن آن هستید یک نمونه محتوای متنی است که توسط یک کارشناس تولید محتوای زبان انگلیسی نوشته شده است. همچنین میتواند به صورت ویدیویی باشد، مانند آنچه در اینستاگرام یا آپارات میبینید.
همچنین اگر قصد دارید با انواع مشاغل انگلیسی بیشتر آشنا شوید، مشاهده فیلم آموزش مشاغل به انگلیسی از فرادرس را به شما پیشنهاد میکنیم که لینک آن در ادامه آورده شده است.
از آنجا که این شغلها دستهبندی متنوعی دارند، در یک بخش جداگانه و در جدول زیر آنها را معرفی کردهایم.
| شغلهای مرتبط با محتوا | |
| کارشناس تولید محتوا | Content Creator |
| برنامهنویس | Programmer |
| توسعهدهنده نرمافزار | Software developer |
| کپیرایتر | Copywriter |
| استراتژیست محتوا | Content strategist |
| مدیر محتوا | Content manager |
| نویسنده بلاگ | Blog writer |
| سناریو نویس | Script writer |
| بازازیاب دیجیتال | Content marketer |
| نویسنده پنهان | Ghostwriter |
| متخصص دیجیتال مارکتینگ | Digital marketing specialist |
| متخصص سئو | SEO specialist |
به چند مثال زیر دقت کنید که با برخی از کلمات فوق نوشته شده است.
A content creator produces engaging content for websites and social media platforms.
تولیدکننده محتوا، محتوای جذاب برای وبسایتها و شبکههای اجتماعی تولید میکند.
Many programmers work with different programming languages.
بسیاری از برنامهنویسان با زبانهای برنامهنویسی مختلف کار میکنند.
A copywriter must understand basic marketing principles.
یک کپیرایتر باید اصول پایه بازاریابی را بداند.
SEO specialists analyze keywords and search trends.
متخصصان سئو کلمات کلیدی و ترندهای جستوجو را تحلیل میکنند.
Content strategists work closely with writers and SEO specialists.
استراتژیستهای محتوا با نویسندگان و متخصصان سئو همکاری نزدیک دارند.

صفات رایج با مشاغل انگلیسی
برای اینکه اطلاعات بیشتری درباره مشاغل بدهید، میتوانید از صفات انگلیسی همراه با آنها استفاده کنید. در این بخش چند صفات رایج را معرفی کردهایم که برای توصیف مشاغل به انگلیسی کاربرد دارد. همچنین اگر قصد دارید با صفات انگلیسی بیشتر آشنا شوید، مشاهده فیلم آموزش صفت در زبان انگلیسی از فرادرس را به شما پیشنهاد میکنیم که لینک آن در ادامه آورده شده است.
در جدول زیر رایجترین صفاتی را مشاهده میکنید که با مشاغل انگلیسی همراه میشوند.
| صفات رایج با مشاغل انگلیسی | |
| سختکوش | hardworking |
| باتجربه | experienced |
| خلاق | creative |
| قابلاعتماد | reliable |
| صمیمی، خوشبرخورد | friendly |
| حرفهای | professional |
| صبور | patient |
| منظم، سازمانیافته | organized |
| بااستعداد | talented |
| متعهد، دلسوز | dedicated |
به چند مثال زیر دقت کنید که با صفات فوق درباره مشاغل به انگلیسی نوشته شده است.
The hardworking nurse helps many people every day.
پرستار سختکوش هر روز به افراد زیادی کمک میکند.
The experienced engineer builds safe bridges.
مهندس باتجربه پلهای ایمن میسازد.
The creative designer makes beautiful posters.
طراح خلاق پوسترهای زیبایی میسازد.
The reliable accountant keeps all the money records.
حسابدار قابلاعتماد تمام سوابق مالی را نگه میدارد.
The friendly waiter smiles at all customers.
گارسون خوشبرخورد به همه مشتریها لبخند میزند.
The professional photographer takes high‑quality photos.
عکاس حرفهای عکسهای باکیفیت میگیرد.
The patient teacher explains the lesson slowly.
معلم صبور درس را آهسته توضیح میدهد.
The organized project manager plans the work well.
مدیر پروژه منظم کارها را بهخوبی برنامهریزی میکند.
The talented programmer writes clean and simple code.
برنامهنویس بااستعداد کدهای تمیز و ساده مینویسد.
The dedicated doctor cares about every patient.
پزشک متعهد به هر بیمار اهمیت میدهد.

افعال رایج با مشاغل انگلیسی
علاوه بر صفت، افعال رایجی نیز به عنوان کالوکیشن برای توصیف مشاغل به انگلیسی کاربرد دارند که در جدول زیر به برخی از آنها اشاره کردهایم.
| افعال رایج با مشاغل انگلیسی | |
| کار پیدا کردن | get a job |
| کار کردن/شغلی را انجام دادن | do a job |
| درخواست برای کار | apply for a job |
| شغل را حفظ کردن | hold down a job |
| کار از دست دادن | lose a job |
| استعفا کردن | give up a job |
| کار پیدا کردن | find a job |
| کار را بر عهده گرفتن/پذیرفتن شغل | take a job |
| شغل را رها کردن | quit a job |
| شغل پارهوقت داشتن | have a part-time job |
| کار جدیدی را شروع کردن | start a new job |
| از عهده کار برآمدن | be up to the job |
اکنون به چند مثال دقت کنید که با کالوکیشنهای جدول فوق ساخته شده است.
I was finding it difficult to get a job.
من متوجه شدم که پیدا کردن شغل برایم کار سختی است.
When she left college, she got a job as an editor in a publishing company.
وقتی دانشگاه را تمام کرد، به عنوان ویراستار در یک انتشارات کار پیدا کرد.
I’m starting a new job with an insurance company.
من حرفه جدیدی را در یک شرکت بیمه شروع خواهم کرد.
It’s very difficult trying to bring up two children while doing a full-time job.
بزرگ کردن دو فرزند با وجود داشتن کار تماموقت، بسیار دشوار است.
She’s applied for a job in Paris.
او برای کار در پاریس درخواست داده است.
He’s never managed to hold down a steady job.
او هیچوقت نتوانسته یک شغل ثابت را حفظ کند.
Hundreds of workers could lose their jobs.
صدها کارگر ممکن است شغل خود را از دست بدهند.
He gave up his job to become a full-time novelist.
او شغلش را رها کرد تا یک رماننویس تماموقت شود.
She found a job in a marketing company.
او در یک شرکت بازاریابی شغل پیدا کرد.
He took a job at a software company.
او شغلی در یک شرکت نرمافزاری پذیرفت.
She quit her job to start her own business.
او از غلش استعفا کرد تا کسب و کار خودش را شروع کند.

حروف اضافه مشاغل به انگلیسی
از دیگر کالوکیشنهای رایج با مشاغل به انگلیسی، حروف اضافه است که در صحبتهای روزمره از آنها زیاد استفاده میشود. در جدول زیر میتوانید برخی از این حروف اضافه رایج را در کنار مشاغل انگلیسی با معنی فارسی مشاهده کنید.
| حروف اضافه مشاغل به انگلیسی | |
| به عنوانِ... | job as |
| شغل در یک حوزه یا صنعت | job in |
| شغل در یک شرکت یا سازمان | job with |
| درخواست دادن برای کار | apply for a job |
| کار کردن به عنوانِ... | work as |
| برای شرکت یا شخص خاصی کار کردن | work for |
به چند مثال دقت کنید که با کالوکیشنهای جدول فوق نوشته شده است.
He wants to find a job in the technology industry.
او میخواهد در صنعت فناوری شغلی پیدا کند.
She has a job with an international company.
او در یک شرکت بینالمللی کار میکند.
He applied for a job at a marketing agency.
او برای کار در آژانس بازاریابی درخواست داد.
She works for a large software company.
او برای یک شرکت بزرگ نرمافزاری کار میکند.
He works as a journalist for a national newspaper.
او بهعنوان خبرنگار برای نشریه ملی کار میکند.

کاربرد a و an با مشاغل به انگلیسی
وقتی درباره مشاغل به انگلیسی صحبت میکنیم، از دو حرف تعریف «a» و «an» نیز کمک میگیریم. این دو حرف تعریف انگلیسی که پیشتر در مجله فرادرس به طور کامل بررسی کردیم، قبل از اسم مفرد و قابلشمارش قرار میگیرند. برای اینکه بدانید برای هر شغل از کدامیک استفاده کنید، دو نکته زیر را در نظر بگیرید:
- اگر حرف اول شغل صدادار (a/e/i/o/u) باشد، قبل از آن از «an» استفاده میکنیم، مانند «an engineer».
- در صورتی که حرف اولِ شغل بیصدا باشد، از «a» کمک میگیریم، مانند «a doctor».
برای درک بهتر به چند مثال زیر دقت کنید.
She is a doctor at the local hospital.
او پزشکِ بیمارستان محلی است.
He is an engineer who builds bridges.
او مهندس است که پل میسازد.
My sister is a teacher at a primary school.
خواهرم معلمِ یک مدرسه ابتدایی است.
He is an artist who paints beautiful pictures.
او هنرمند است که نقاشیهای زیبایی میکشد.
I want to be a nurse in the future.
من میخواهم در آینده پرستار شوم.
نکته: برای برخی از مشاغل، باید بتوانیم تفاوت بین مذکر و مؤنث را تشخیص دهیم، مانند مثالهای زیر:
a policeman (مفرد مذکر)
a policewoman (مفرد مؤنث)
***
a waiter (مفرد مذکر)
a waitress (مفرد مؤنث)
***
an actor (مفرد مذکر)
an actress (مفرد مؤنث)
عبارت های رایج انگلیسی با Job
در این بخش به معرفی چنر ترکیب رایج با job میپردازیم که در انگلیسی روزمره و محیطهای کاری زیاد استفاده میشود. در جدول زیر این عبارتها را مشاهده میکنید.
| عبارتهای رایج انگلیسی با Job | |
| شغل موقت | a temporary job |
| شغل دائمی | a permanent job |
| شغل پارهوقت | a part-time job |
| شغل تماموقت | a full-time job |
| شغل ثابت | a steady job |
به چند مثال دقت کنید که با عبارتهای فوق نوشته شده است.
She took a temporary job during the summer holiday.
او در تعطیلات تابستان شغل موقتی را پذیرفت.
He finally found a permanent job after months of searching.
او بعد از ماهها جستوجو بالاخره کار دائمی پیدا کرد.
My brother has a part-time job at a bookstore.
برادرم یک شغل پارهوقت در کتابفروشی دارد.
She wants a full-time job after finishing her degree.
او بعد از تمام کردن مدرکش میخواهد یک شغل تماموقت داشته باشد.
He is happy because he now has a steady job with good pay.
او خوشحال است چون حالا یک شغل ثابت با درآمد خوب دارد.

محل کار مشاغل به انگلیسی
وقتی صحبت از مشاغل انگلیسی میشود، معمولاً به محل کار آنها نیز فکر میکنیم. در این بخش و در جدول زیر، برخی از مشاغل رایج و محل کار آنها را نام بردهایم تا دامنه لغات خود را بیشتر تقویت کنید.
| محل کار مشاغل به انگلیسی | |
| محل کار | نام شغل |
| in an office | Accountant |
| in a bakery | Baker |
| in a barber shop | Barber |
| in a butcher’s shop | Butcher |
| in a hotel | Chambermaid |
| in a kitchen or restaurant | Chef |
| in a dental clinic | Dentist |
| in a hospital or surgery | Doctor |
| in a fishmonger’s | Fishmonger |
| in an airplane | Flight Attendant |
| in a hair salon | Hairdresser |
| in a law court | Judge |
| in a law court or lawyer’s office | Lawyer |
| in a hospital or doctor’s surgery | Nurse |
| in an optician’s shop | Optician |
| in a hotel or train station | Porter |
| at reception or in an office | Receptionist |
| in a shop | Sales Assistant |
| in an office | Secretary |
| in a hospital | Surgeon |
| in a factory or tailor shop | Tailors |
| in a school | Teacher |
| in many places (factories, offices, workshops) | Technician |
| in a restaurant | Waiter / Waitress |

تقویت مکالمه انگلیسی در فرادرس
یکی از راههای تقویت مکالمه این است که به طور مرتب و در محیطهای مختلف با افراد انگلیسیزبان در تعامل باشیم. اما برای ما ایرانیها که در حال حاضر چنین شرایطی فراهم نیست، شرکت در دورههای تقویت مکالمه میتواند مؤثر باشد.
به منظور یادگیری و تقویت لغات انگلیسی که در مکالمهها روزمره کاربردی باشد، فرادرس فیلمهای آموزش مکالمه به زبان انگلیسی را برای انواع سطوح ارائه کرده است. لینک برخی از آنها را در ادامه مشاهده میکنید.
- فیلم آموزش کتاب Intermediate English Collocations In Use – بخش دوم + گواهینامه
- فیلم آموزش تقویت مکالمه زبان انگلیسی – گرامر کاربردی + گواهینامه
- فیلم آموزش مکالمه زبان انگلیسی – اصطلاحات عامیانه و کلمات رایج و روزمره + گواهینامه
- فیلم آموزش مکالمه زبان انگلیسی – سطح مقدماتی A2 + گواهینامه
فرادرس برای تقویت مکالمه کودکان نیز فیلم آموزش مکالمه انگلیسی تهیه کرده است که لینک آن را در ادامه آوردهایم.
برای دسترسی به تمامی فیلمهای تقویت مکالمه انگلیسی از مقدماتی تا پیشرفته در فرادرس روی لینک زیر کلیک کنید.

تمرین مشاغل به انگلیسی
برای ارزیابی عملکرد خود در رابطه با «مشاغل به انگلیسی»، میتوانید از تمرینهایی که در ادامه در اختیار شما قرار گرفته است استفاده کنید. آزمون اول شامل ۷ سوال است و پس از پاسخ دادن به تمامی پرسشها و ظاهر شدن دکمه «دریافت نتیجه آزمون»، میتوانید نمره عملکردتان را مشاهده کنید و جوابهای درست و نادرست را نیز ببینید. پاسخ سؤالات نیز بعد از هر آزمون آمده است.
تمرین اول
گزینه درست را انتخاب کنید.
تمرین و آزمون
1. Which sentence uses the correct article for the job?
She is an doctor.
She is a engineer.
She is an engineer.
2. Which option best completes the sentence?
“The ___ checked the patient’s vital signs.”
painter
nurse
gardener
3. Which adjective best describes a person who always arrives on time and keeps things in order?
organized
friendly
creative
4. Choose the correct collocation:
“He wants to _____ a job in the technology industry.”
apply about
find
make
5. Which sentence correctly uses a verb + job collocation?
He held down a new job yesterday.
She applied for a job in Paris.
He is up the job.
6. Which job matches the description?
“Someone who designs buildings.”
Architect
Mechanic
Chef
7. Complete the sentence:
“The ___ rescued a swimmer who was struggling in the waves.”
librarian
lifeguard
reporter
تمرین دوم
تعاریف ستون راست را به نام شغل در ستون چپ وصل کنید.
| 1. A person who treats sick or injured people and gives medical advice. | Doctor |
| 2. A person who helps students learn different subjects at school. | Chef |
| 3. A professional cook who prepares meals in a restaurant or hotel. | Pilot |
| 4. person who flies an airplane and transports passengers or carg.. | Engineer |
| 5. A person who writes news stories and reports events for newspapers or media. | Architect |
| 6. A person who designs and builds machines, structures, or systems. | Teacher |
| 7. A person who designs buildings and plans their structure. | Journalist |
| 8. A person who repairs and maintains cars and other machines. | Lawyer |
| 9. A medical professional who cares for patients and assists doctors in hospitals. | Mechanic |
| 10. A person who gives legal advice and represents people in court. | Nurse |
Answer:
- doctor
- teacher
- chef
- pilot
- journalist
- engineer
- architect
- mechanic
- nurse
- lawyer
تمرین سوم
جاهای خالی را با استفاده از کلمات داخل کادر خاکستری کامل کنید.
doctor / engineer / chef / teacher / nurse / architect / mechanic / journalist / lawyer / pilot
Q1: When someone designs buildings and draws construction plans, he is an __________.
Answer: When someone designs buildings and draws construction plans, he is an architect.
Q2: A person who repairs cars and engines is called a __________.
Answer: A person who repairs cars and engines is called a mechanic.
Q3: If you feel sick, you should visit your __________ for a check‑up.
Answer: If you feel sick, you should visit your doctor for a check‑up.
Q4: The __________ prepared a delicious meal for the guests at the restaurant.
Answer: The chef prepared a delicious meal for the guests at the restaurant.
Q5: When students have questions about mathematics, their __________ helps them learn.
Answer: When students have questions about mathematics, their teacher helps them learn.
Q6: The __________ writes news articles and reports for newspapers and websites.
Answer: The journalist writes news articles and reports for newspapers and websites.
Q7: At the hospital, a __________ assists the doctor and takes care of patients.
Answer: At the hospital, a nurse assists the doctor and takes care of patients.
Q8: When there is a legal problem, you should talk to a __________ for advice.
Answer: When there is a legal problem, you should talk to a lawyer for advice.
Q9: The __________ controls the aircraft and keeps passengers safe during the flight.
Answer: The pilot controls the aircraft and keeps passengers safe during the flight.
Q10: If a company wants to build a new bridge, an __________ plans how it should be constructed.
Answer: If a company wants to build a new bridge, an engineer plans how it should be constructed.
جمعبندی
در این آموزش به معرفی انواع مشاغل به انگلیسی پرداختیم و موارد زیر را بررسی کردیم:
- افعال رایج با مشاغل
- صفات رایج با مشاغل
- انواع مشاغل تخصصی
برای هر یک از موارد فوق، به کمک مثالهای متنوع کاربرد و نحوه استفاده از این لغات را نیز یاد گرفتیم. همچنین به کمک تمرینهای آخر مطلب، متوجه شدیم که چقدر این مطلب را درک کردهایم. آشنایی با نام مشاغل به زبان انگلیسی کمک میکند تا در موقعیتهای واقعی مانند مصاحبه شغلی، رزومهنویسی، تحصیل یا ارتباطات بینالمللی بهتر ارتباط برقرار کنیم. همچنین یادگیری آنها باعث میشود لغات کاربردی زبان انگلیسی را در محیط کار و زندگی روزمره یاد بگیریم.
مطلبی که در بالا مطالعه کردید بخشی از مجموعه مطالب «مباحث متفرقه زبان انگلیسی» است. در ادامه، میتوانید فهرست این مطالب را ببینید:
- آموزش خواندن ساعت به انگلیسی – رایگان و به زبان ساده
- جواب دادن تلفن به انگلیسی + عبارت های مهم و کاربردی
- طرز صحیح نوشتن اعداد انگلیسی — با مثال و ساده
- آموزش اعداد به انگلیسی – با مثال و تمرین
- داستان کوتاه انگلیسی با افعال گذشته استمراری + ترجمه و نکات گرامری
- قواعد جمله سازی در انگلیسی – به زبان ساده + مثال، تمرین و تلفظ صوتی
- سیلاب در زبان انگلیسی چیست ؟ – توضیح به زبان ساده + مثال و تمرین
- اعضای خانواده به انگلیسی — به زبان ساده + مثال
- سلام و احوالپرسی به انگلیسی – به زبان ساده + مثال، تمرین و تلفظ
- متن انگلیسی درباره تعطیلات تابستان + نمونه متن، ترجمه و بررسی اصطلاحات
- اصطلاحات رایج انگلیسی در رستوران – با معنی و مکالمه
- برای یادگیری زبان انگلیسی از کجا شروع کنیم ؟ — بهترین راهنمای رایگان
- ۳۰ روش تقویت مکالمه انگلیسی – راهنمای کامل و ساده
- نمونه ایمیل رسمی انگلیسی – قالب های متنوع، با ترجمه
- طریقه نوشتن ایمیل رسمی به انگلیسی – از صفر تا صد
- آموزش کمک خواستن به انگلیسی + نمونه مکالمه، مثال و تلفظ صوتی
- اصطلاحات رایج انگلیسی در بازرگانی – ۱۰۰ عبارت مهم با معنی
- کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی + 600 کلمه کاربردی و ضروری
- اعداد ترتیبی در انگلیسی — مثال و تمرین
- کاربرد ویرگول در زبان انگلیسی — کامل و با مثال
- کاربرد علامت سوال در زبان انگلیسی — به زبان ساده + مثال، تمرین و تلفظ
- بهترین کتاب گرامر زبان انگلیسی – معرفی 43 عنوان ضروری
- توصیف ظاهر افراد به انگلیسی – صفات ظاهری پرکاربرد + مثال و تمرین
- کشورها و ملیت ها به انگلیسی – توضیح گرامر ملیت + تمرین و تلفظ
- اعضای صورت به انگلیسی + مثال، مکالمه، تمرین، تلفظ و ترجمه فارسی
- مسافرت به انگلیسی — 7 روش استفاده در مکالمه + تلفظ و ترجمه فارسی
- آدرس دادن به انگلیسی — آموزش اصطلاحات رایج + مثال و تلفظ
- اجزای کلام در انگلیسی یا Parts of Speech چیست؟ — به زبان ساده + مثال
- اصول نامه نگاری انگلیسی – هر آنچه باید بدانید + مثال
- 150 ضرب المثل انگلیسی رایج و کاربردی که باید بدانید + ترجمه و تلفظ












