آرایه ها و معنی درس کبوتر طوق دار فارسی یازدهم
درس کبوتر طوق دار در فارسی یازدهم در واقع بخشی از یکی از حکایتهای «کلیله و دمنه» است که «ابوالمعالی نصرالله منشی» آن را به نثر فارسی برگردانده و یکی از مهمترین آثار ادبی داستانی در ادبیات کهن ایران است. در این مطلب از مجله فرادرس آرایه ها و معنی درس کبوتر طوق دار فارسی یازدهم را به صورت جمله به جمله و بیت به بیت بررسی میکنیم. در انتهای مطلب نیز پرسشهای بخش کارگاه متن پژوهی این درس را به صورت پرسشهای چهارگزینهای همراه با پاسخ تشریحی آوردهایم.
- معنی ابیات و جمله های درس کبوتر طوق دار را یاد میگیرید.
- آرایه های همه بیتها و جمله های درس کبوتر طوق دار را میشناسید.
- پاسخ سؤالات کارگاه متن پژوهی درس کبوتر طوق دار فارسی یازدهم را خواهید دانست.


درس کبوتر طوق دار فارسی یازدهم
درس پانزدهم فارسی یازدهم یعنی درس کبوتر طوق دار، بخشی از «کلیله و دمنه» است که حکایتهایی را با تمثیل به حیوانات جنگل و روابط آنها بیان میکند. در این مطلب معنی و آرایههای همه بیتها و پاراگرافهای این درس را به صورت جداگانه و به ترتیب، مشخص میکنیم.
پیشنهاد میکنیم برای یادگیری معنی و آرایههای این درس و بقیه دروس فارسی یازدهم، فیلم آموزش فارسی پایه یازدهم در فرادرس را تماشا کنید. لینک این آموزش را در کادر زیر قرار دادهایم.
آرایه ها و معنی صفحه اول درس کبوتر طوق دار فارسی یازدهم
در این بخش، آرایه ها و معنی صفه اول درس کبوتر طوق دار را به صورت بیت به بیت و پاراگراف به پاراگراف معرفی میکنیم.
پاراگراف اول درس کبوتر طوق دار فارسی یازدهم
آرایه ها و معنی پاراگراف اول صفحه نخست این درس را در کادر و جدول زیر مشخص کردهایم.
آوردهاند که در ناحیت کشمیر متصیدی خوش و مرغزاری نزه بود که از عکس ریاحین او، پر زاغ چون دم طاووس نمودی و در پیش جمال او دم طاووس به پر زاغ مانستی.
معنی: حکایت کردهاند که در ناحیه کشمیر، شکارگاهی خوب و سبزهزاری خرم وجود داشت که از بازتاب گیاهان خوشبوی آن مکان، پر زشت کلاغ مانند دم طاووس زیبا به نظر میرسید و حتی دم طاووس هم در مقابل زیبایی آن سبزهزار، مانند پر کلاغ، زشت به نظر میرسید.
| متصید و مرغزار | تناسب |
| خوش و نزه | تناسب |
| مرغزار و ریاحین | تناسب |
| زاغ و طاووس | تناسب |
| کل پاراگراف | اغراق (صنعت بزرگنمایی) در زیبایی این مکان |
| پر زاغ چون دم طاووس نمودی | تشبیه |
| دم طاووس به پر زاغ مانستی | تشبیه |
| هر دو مورد بالا | عکس |
| پر زاغ | نماد (سمبل) زشتی |
| دم طاووس | نماد زیبایی |
| دم و پر | تناسب |
| دم طاووس و پر زاغ | تضاد |
| تشبیه دم طاووس و پر زاغ به یگدیگر | پارادوکس (متناقضنما) |
بیت اول
در کادر زیر و جدول پس از آن، معنی و آرایههای این بیت را توضیح دادهایم.
درافشان لاله در وی چون چراغی
ولیک از دود او بر جانْش داغی
معنی: در آن سبزهزار، گلهای لاله مانند چراغی درخشنده بودند ولی از دود چراغ، وسط گلبرگهای لاله، سیاه شده بود.
| مصراع اول | تشبیه کردن لاله به چراغ |
| درافشان و چراغ / چراغ و دود | تناسب |
| لاله | ایهام تناسب (معنای متناسب با چراغ: نوعی فانوس / معنای درست: گل لاله) |
| داغ | استعاره از سیاهی وسط گل لاله |
| جان | استعاره از وسط گلبرگهای لاله و تشخیص (جان داشتن لاله) |

بیت دوم درس کبوتر طوق دار فارسی یازدهم
در این بخش، آرایهها و معنی بیت دوم این درس را یاد میگیریم.
شقایق بر یکی پای ایستاده
چو بر شاخ زمرد، جام باده
معنی: گل شقایق روی ساقه خود جوری ایستاده بود که مانند جامی از شراب بود که روی پایهای از سنگ سبز زمرد قرار دارد.
| مصراع اول | استعاره و جان بخشی (تشبیه شقایق به انسان ایستاده و دارای پا) |
| پا | استعاره از ساقه گل شقایق |
| شاخ | استعاره از پایه |
| کل بیت | تشبیه (تشبیه گلبرگهای شقایق به باده (شراب) و تشبیه ساقه شقایق به سنگ زمرد) |
پاراگراف دوم
آرایهها و معنی این پاراگراف را در کادر و جدول زیر آوردهایم.
و در وی شکاری بسیار و اختلاف صیادان آنجا متواتر. زاغی در حوالی آن بر درختی بزرگ گشن خانه داشت. نشسته بود و چپ و راست مینگریست. ناگاه صیادی بدحال خشنجامه، جالی بر گردن و عصایی در دست، روی بدان درخت نهاد. بترسید و با خود گفت: «این مرد را کاری افتاد که میآید و نتوان دانست که قصد من دارد یا از آن کس دیگر. من باری جای نگه دارم و مینگرم تا چه کند.»
معنی: در آن سبزهزار، صید و شکار زیاد بود و شکارچیان مدام در آنجا رفت و آمد میکردند. در اطراف آن چمنزار، زاغی بر روی درخت بزرگ و انبوهی زندگی میکرد. آن زاغ روی آن درخت نشسته بود و به اطراف خود نگاه میکرد. ناگهان شکارچیای بدحال و بد لباس که دامی را بر گردن خودش گذاشته بود و عصایی در دست داشت، به سمت همان درخت حرکت کرد. زاغ ترسید و با خود گفت: «این مرد قطعاً برای انجام کاری به این طرف میآید و نمیتوان فهمید که قصد دارد من را شکار کند یا کس دیگری را. به هر حال من در جای خودم میمانم و میبینم که چه کار میکند.»
| شکار و صیاد | تناسب |
| چپ و راست | تضاد (تقابل معنایی) و مجاز از همه جا |
| گردن و دست | تناسب |
| روی نهادن | کنایه از حرکت به سمت جایی |
| کاری افتاد | کنایه از اینکه «کاری دارد» |
| قصد من دارد | کنایه از اینکه «قصد کشتن من را دارد» |
| جای نگه میدارم | کنایه از صبر کردن |
پاراگراف سوم تا خط پنجم
در این بخش آرایه ها و معنی پاراگراف سوم این صفحه را تا انتهای خط پنجم آن معرفی میکنیم.
صیاد پیش آمد و جال بازکشید و حبه بینداخت و در کمین بنشست. ساعتی بود؛ قومی کبوتران برسیدند و سر ایشان کبوتری بود که او را مطوَّقه گفتندی و در طاعت و مطاوعت او روزگار گذاشتندی. چندان که دانه بدیدند، غافلوار فرود آمدند و جمله در دام افتادند و صیاد شادمان گشت و گرازان به تگ ایستاد، تا ایشان را ضبط آرد و کبوتران اضطرابی میکردند و هریک خود را میکوشید.
معنی: شکارچی جلو آمد و دام خود را پهن کرد و دانهها را روی آن ریخت و پنهان شد. مدتی در همانجا بود. گروهی از کبوتران به آنجا رسیدند که رهبر آنها کبوتری بود که به آن، «طوقدار» میگفتند و در فرمانبری از او روزگار خود را میگذراندند. کبوتران وقتی دانهها را دیدند، ناآگاهانه پایین آمدند و در دام اسیر شدند. شکارچی خوشحال شد و با غرور و تکبر شروع به دویدن کرد تا کبوتران را بگیرد. کبوتران بیتابی میکردند و هرکدام از آنها تلاش میکرد تا خودش را نجات دهد.
| جال و حبه | تناسب |
| صیاد و کمین | تناسب |
| ساعتی بود | ساعت مجاز از زمان اندک |
| سر ایشان... | سر مجاز از سردسته و رئیس |
| طاعت و مطاوعت | اشتقاق (همریشگی واژهها) |
| روزگار گذاشتندی | کنایه از گذراندن روزگار |
| در دام افتادند | کنایه از اسیر شدن |
| به تگ ایستاد | کنایه از شروع به دویدن |
| ضبط آرد | کنایه از جمع کردن |
| خود را میکوشید | کنایه از تلاش برای نجات خود |

خط پنجم پاراگراف سوم تا انتهای صفحه
آرایهها و معنی خطهای ابتدایی این صفحه از درس کبوتر طوق دار را در کادر و جدول زیر مشخص کردهایم.
مطوقه گفت: «جای مجادله نیست؛ چنان باید که همگنان استخلاص یاران را مهمتر از تخلص خود شناسد و حالی صواب آن باشد که جمله به طریق تعاون قوتی کنید تا دام از جای برگیریم که رهایش ما در آن است.» کبوتران فرمان وی بکردند و دام برکندند و سر خویش گرفت و صیاد در پی ایشان ایستاد، بر آن امید که آخر درمانند و بیفتند.
معنی: طوقدار گفت: «الان زمان و مکان دعوا نیست. الان همه باید رهایی دوستان را مهمتر از رهایی خود بدانیم و الان کار درست این است که همگی با همکاری تلاش کنید تا دام را از زمین بلند کنیم زیرا رهایی و نجات ما در گرو انجام این کار است.» کبوتران به دستور او گوش دادند و دام را از زمین بلند کردند راه خود را پیش گرفتند و شکارچی به امید اینکه کبوتران درنهایت خسته بشوند و روی زمین بیفتند، شروع به تعقیب آنها کرد.
| استخلاص و تخلص | اشتقاق |
| فرمان وی بکردند | کنایه از اطاعت دستور |
| سر خویش گرفت | کنایه از به دنبال کار خود رفتن |
| در پی ایشان ایستاد | کنایه از رفتن به دنبال کسی |
| درمانند | کنایه از خسته شدن |
تا اینجا آرایه ها و معنی درس کبوتر طوق دار فارسی یازدهم را تا انتهای صفحه اول آن معرفی کردیم و باقی آن را نیز در ادامه همین مطلب بررسی میکنیم. برای دسترسی همیشگی و آسان به این مطلب و سایر مطالب مجله فرادرس در موبایل خود، میتوانید اپلیکیشن رایگان مجله فرادرس را نصب کنید.
برای نصب اپلیکیشن رایگان مجله فرادرس، کلیک کنید.
یادگیری آرایه ها و معنی درس های فارسی با فرادرس
تا اینجا آرایه ها و معنی درس کبوتر طوق دار فارسی یازدهم را تا پایان صفحه اول آن بررسی کردیم و در ادامه به توضیح معنی و آرایه صفحههای بعدی این درس میپردازیم. یادگیری معنی و آرایه های هرکدام از درسهای فارسی علاوه بر اینکه باعث موفقیت در آزمون کلاسی و نهایی همان درس و پایه میشود، سبب میشود تا در شناسایی آرایهها و معنی درسهای دیگر و به طور کلی، هر متن یا شعر دیگر نیز موفق باشیم.
بنابراین یک بار یادگیری درست آرایهها و معنی کلمات میتواند باعث شود تا سالها از دانش خود در این زمینه استفاده کنیم. به همین دلیل در این بخش برخی از فیلمهای آموزشی فرادرس را آوردهایم که برای یادگیری درس فارسی در پایه یازدهم و سایر پایهها، مفید هستند.
- فیلم آموزش ادبیات فارسی پایه یازدهم در فرادرس
- فیلم آموزش ادبیات فارسی پایه دهم در فرادرس
- فیلم آموزش ادبیات فارسی پایه دوازدهم در فرادرس
- فیلم آموزش رایگان آرایههای ادبی به زبان ساده در فرادرس

همچنین برای یادگیری همه نکات فارسی در دوره متوسطه و همچنین یادگیری همه آرایههای ادبی فارسی و به طور کلی، برای دسترسی به آموزشهای جامعتر میتوانید از مجموعه آموزشهای زیر استفاده کنید.
- مجموعه فیلمهای آموزش ادبیات فارسی و نگارش دوره متوسطه فرادرس
- مجموعه فیلمهای آموزش آرایههای ادبی از تشبیه تا استعاره و تشخیص در فرادرس
آرایه ها و معنی صفحه دوم درس کبوتر طوق دار فارسی یازدهم
در این بخش نیز معنی و آرایههای بیتها و جملههای صفحه دوم این درس را یکی یکی بررسی میکنیم.
پیشنهاد میکنیم برای یادگیری آرایههای این درس و به طور کلی همه آرایههای ادبیات فارسی، فیلم آموزش رایگان آرایههای ادبی در فرادرس را تماشا کنید. لینک این آموزش را در کادر زیر آوردهایم.
پاراگراف اول
آرایه ها و معنی پاراگراف اول صفحه دوم درس کبوتر طوق دار را در کادر و جدول زیر آوردهایم.
و زاغ با خود اندیشید که بر اثر ایشان بروم و معلوم گردانم فرجام کار ایشان چه باشد که من از مثل این واقعه ایمن نتوانم بود و از تجارب برای دفع حوادث سلاحها توان ساخت.
معنی: و زاغ با خود فکر کرد که به دنبال آنها بروم و بفهمم که پایان کار آنها چه خواهد شد زیرا ممکن است من هم دچار چنین اتفاقی شوم و میتوان از تجربه، به عنوان سلاحی برای دور نگه داشتن اتفاقات بد استفاده کرد.
| بر اثر ایشان | کنایه از به دنبال کسی |
| جمله آخر | تشبیه (مشبه: تجارب / مشبهبه: سلاح برای دفع حوادث) |
پاراگراف دوم
آرایهها و معنی پاراگراف دوم این صفحه را در این بخش معرفی کردهایم.
و مطوقه چون بدید که صیاد در قفای ایشان است، یاران را گفت: «این ستیزهروی در کار ما به جدّ است و تا از چشم او ناپیدا نشویم، دل از ما برنگیرد. طریق آن است که سوی آبادانیها و درختستانها رویم تا نظر او از ما منقطع گردد، نومید و خایب بازگردد که در این نزدیکی موشی است از دوستان من؛ او را بگویم تا این بندها ببرد.» کبوتران اشارت او را امام ساختند و راه بتافتند و صیاد بازگشت.
معنی: وقتی طوق دار دید که صیاد دنبال آنها میآید به یارانش گفت: «این گستاخ (شکارچی) در تعقیب و گرفتن ما جدی است و تا زمانی که بتواند ما را ببیند ما را رها نخواهد کرد. راه درست این است که به سمت آبادیها و مکانهای پردخت برویم تا او ما را نبیند و ناامید و بدن بهره، برگردد زیرا نزدیک اینجا موشی زندگی میکند که دوست من است. من به او میگویم که این بندها را ببرد.» کبوتران به حرف طوقدار گوش دادند و راهشان را عوض کردند و صیاد هم برگشت.
| ستیزهروی | کنایه از گستاخی و پررویی |
| چشم و ناپیدا | تناسب |
| چشم و دل | تناسب |
| چشم | مجاز از نگاه |
| دل از کسی برنگرفتن | کنایه از ناامید نشدن |
| آبادانی و درخستان | تناسب |

پاراگراف آخر
در این بخش معنی و آرایههای ادبی بیت آخر این صفحه را تا پیش از جمله «و در آن مواضع...» بررسی خواهیم کرد.
مطوقه به مسکن موش رسید. کبوتران را فرمود که «فرود آیید.» فرمان او نگاه داشتند و جمله بنشستند و آن موش را زبرا نام بود، با دهای تمام و خرد بسیار؛ گرم و سرد روزگار دیده و خیر و شر احوال مشاهدت کرده.
معنی: طوق دار به مکان زندگی موش رسید. به کبوتران دستور داد که «فرود بیایید روی زمین.» کبوتران از دستور طوق دار اطاعت کردند و همگی نشستند. نام آن موش زبرا بود و بسیار زیرک و عاقل بود و تجربههای خوب و بد خیلی زیادی داشت.
| فرمان او نگاه داشتند | کنایه از پیروی از دستور کسی / گوش دادن به کسی |
| دها و خرد | تناسی |
| تمام | کنایه از کامل و بسیار |
| گرم و سرد روزگار دیده | کنایه از باتجربه بودن |
| خیر و شر احوال مشاهدت کرده | کنایه از باتجربه بودن |
| گرم و سرد / خیر و شر | تضاد و مجاز از همه چیز |
| دیدن گرم و سرد | حسآمیزی |
در مطلب زیر ار مجله فرادرس همه آرایههای فارسی را با مثال توضیح دادهایم.
آرایه ها و معنی صفحه سوم درس کبوتر طوق دار فارسی یازدهم
در این بخش، پاراگرافهای صفحه آخر این درس را معنی میکنیم و آرایههای هرکدام را نیز جداگانه معرفی میکنیم.
پیشنهاد میکنیم برای یادگیری جامع همه آرایههای فارسی و توانایی تشخیص آنها در هر درس و آزمون، از مجموعه فیلمهای آموزش آرایههای ادبی در فرادرس استفاده کنید. لینک این مجموعه آموزش را در کادر زیر آوردهایم.
پاراگراف اول
در کادر و جدول زیر، معنی و آرایههای این پاراگراف را آوردهایم.
و در آن مواضع از جهت گریزگاهِ روز حادثه صد سوراخ ساخته و هر یک را در دیگری راه گشاده و تیمار آن فراخور حکمت و بر حسب مصلحت بداشته. مطوقه آواز داد که «بیرون آی.» زبرا پرسید که «کیست؟» نام بگفت؛ بشناخت و به تعجیل بیرون آمد.
معنی: آن موش در آنجا برای آنکه راه فراری برای روز حادثه داشته باشد، صد سوراخ درست کرده بود و همه آنها را به همدیگر راه داده بود و متناسب با دانش و عاقبتاندیشی خود از آن راهها مراقبت میکرد. طوقدار او را صدا زد که بیرون بیا. موش پرسید کیست و طوق دار نام خود را گفت. موش، طوقدار را شناخت و سریع بیرون آمد.
| از جهت | کنایه از «به دلیل» |
| گریزگاه و حادثه | تناسب (داشتن ارتباط معنایی) |
| صد | اغراق، نماد کثرت و مجاز از تعداد زیاد |
| فراخور و حسب | تناسب |
| حکمت و مصلحت | تناسب |
| آواز داد | کنایه از صدا کردن |

پاراگراف دوم تا انتهای خط چهارم
معنی و آرایههای پاراگراف دوم این صفحه را تا انتهای خط چهارم آن در کادر و جدول زیر آوردهایم.
چون او را در بند بلا بسته دید، زهاب دیدگان بگشاد و بر رخسار جویها براند و گفت: «ای دوست عزیز و رفیق موافق، تو را در این رنج که افکند؟» جواب داد که: «مرا قضای آسمانی در این ورطه کشید.» موش این بشنود و زود در بریدن بندها ایستاد که مطوقه بدان بسته بود. گفت: «نخست از آنِ یاران گشای.» موش بدین سخن التفات ننمود.
معنی: وقتی موش دید که طوق دار اسیر شده است، شروع به گریه کرد و بسیار اشک ریخت. گفت: «ای دوست عزیز و رفیق همراه من! چه کسی تو را در رنج اسارت انداخت؟» طوق دار جواب داد: «قسمت چنین بود که من اسیر شوم.» موش این را شنید و خیلی زود شروع به بریدن بندهای دامی کرد که به طوقدار بسته شده بود. طوقدار گفت: «اول بند دام یارانم را باز کن.» موش به این حرف طوقدار توجهی نکرد.
| بند بلا | اضافه تشبیهی |
| زهاب دیده | اضافه تشبیهی |
| جویها | استعاره از اشک و اغراق |
| دوست و رفیق | تناسب |
| این رنج | استعاره از اسارت و دام |
| قضای آسمانی | استعاره و تشخیص |
| این ورطه | استعاره از اسارت |
| در بریدن بندها ایستاد | کنایه از اینکه «شروع به بریدن بندها کرد.» |
پاراگراف دوم از انتهای خط چهارم تا پایان پاراگراف
در این بخش نیر به بررسی معنی و آرایه های باقی پاراگراف دوم این صفحه میپردازیم.
گفت: «ابتدا از بریدن بند اصحاب اولیتر.» گفت: «این حدیث را مکرر میکنی؛ مگر تو را به نقش خویش حاجت نمیباشد و آن را بر خود حقی نمیشناسی؟» گفت: «مرا بدین ملامت نباید کرد که من ریاست این کبوتران تکلفل کردهام و ایشان را از آن روی بر من حقی واجب شده است و چون ایشان حقوق مرا به طاعت و مناصحت بگزاردند و به معونت و مظاهرت ایشان از دست صیاد بجستم، مرا نیز از عهده لوازم ریاست بیرون باید آمد و مواجب سیادت را به ادا رسانید و میترسم که اگر از گشادن عقدههای من آغاز کنی، ملول شوی و بعضی از ایشان در بند بمانند و چون من بسته باشم -اگرچه ملالت به کمال رسیده باشد- اهمال جانب من جایز نشمری و از ضمیر، بدان رخصت نیابی و نیز در هنگام بلا شرکت بوده است، در وقت فراغ موافقت اولیتر والّا طاعنان مجال وقیعت یابند.»
معنی: طوقدار گفت: «بریدن بند دام پیروان و یارانم بر بریدن بندهای دام من اولویت دارد.» موش گفت: «این حرف را مدام تکرار میکنی. مگر تو به جان خودت نیاز نداری و جان تو حقی بر گردنت ندارد؟» طوقدار گفت: «نباید من را به این خاطر سرزنش کنی زیرا من ریاست این کبوتران را بر عهده گرفتهام و به این دلیل، آنها حقی بر گردن من دارند و چون کبوتران با فرمانبری و پذیرفتن نصیحتهای من، حق من را ادا کردند و با کمک و پشتیبانی آنها از دست شکارچی رهایی پیدا کردم، من هم باید به عنوان بزرگ این گروه، به وظایف رهبری خود عمل کنم و میترسم که اگر اول بندهای دام من را باز کنی، خسته شوی و برخی از کبوتران در دام اسیر بمانند ولی اگر من در دام بسته بمانم، تو هرچقدر هم خسته و ناتوان شده باشی، در حق من سهلانگاری نخواهی کرد و قلبت هم به اسیر ماندن من راضی نمیشود. علاوه بر این، من و دیگران کبوتران در هنگام بلا و گرفتاری با هم بودهایم پس کار درست آن است که در زمان رهایی نیز همراه هم باشیم وگرنه طعنهزنان و عیبجویان، فرصت بدگویی پیدا میکنند.»
| مگر تو را به نفش خویش حاجت نمیباشد و آن را بر خود حقی نمیشناسی؟ | تلمیح به حدیث «انّ لنفسک علیک حقّاً» |
| آنها حقی بر گردن من دارند | کنایه از اینکه «نسبت به آنها مسئولیتی دارم» |
| حقوق مرا بگزاردند | کنایه از انجام مسئولیتها در قبال کسی |
| از عهده بیرون باید آمد | کنایه از «انجام مسئولیت» |
| ضمیر | مجاز از دل |
| بلا و فراق | تضاد |
پاراگراف آخر درس کبوتر طوق دار فارسی یازدهم
معنی و آرایههای ادبی آخرین پاراگراف این درس را در کادر و جدول زیر مشخص کردهایم.
موش گفت: «عادت اهل مکرمت این است و عقیدت ارباب مودت بدین خصلت پسندیده و سیرت ستوده در موالات تو صافیتر گردد و ثقت دوستان به کرم عهد تو بیفزاید.» و آنگاه به جدّ و رغبت بندهای ایشان تمام ببرید و مطوقه و یارانش مطلق و ایمن بازگشتند.
معنی: موش گفت: «عادت بزرگان اینگونه است و با این ویژگی پسندیده و ذات پسندیده، باور و اطمینان یاران نسبت به تو خالصتر میشود و اعتماد دوستان به بخشش پیمان تو بیشتر میشود.» و آن زمان با جدیت و علاقه، تمام بندهای کبوتران را برید و طوقدار و یاران او، آزاد و در امنیت برگشتند.
| خصلت و سیرت | تناسب |
| پسندیده و ستوده | تناسب |
| صافیتر | کنایه از خلوص نیت |

در مطلب زیر از مجله فرادرس آرایههای و معنی درس «پرورده عشق» فارسی یازدهم را به طور کامل بررسی کردهایم.
سؤالات کارگاه متن پژوهی درس کبوتر طوق دار فارسی یازدهم با پاسخ
حال که آرایه ها و معنی درس کبوتر طوق دار فارسی یازدهم را به طور کامل معرفی کردیم، در این بخش سؤالات کارگاه متن پژوهی این درس را به صورت سؤالات چهارگزینهای آوردهایم و پاسخ تشریحی هرکدام را نیز قرار دادهایم. برای ثبت پاسخ هر پرسش ابتدا روی گزینه درست مورد نظر خود کلیک کنید و سپس با کلیک بر «مشاهده گزینه صحیح» جواب درست را مشاهده میکنید. برای دسترسی به پاسخ تشریحی نیز انجام همین مراحل کافی است. با ثبت هر یک جواب درست، یک امتیاز دریافت میکنید و امتیاز نهایی خود را در پایان آزمون یعنی بعد از ثبت پاسخ همه پرسشها، مشاهده خواهید کرد.
تمرین و آزمون
۱. در کدام گزینه کاربرد و معنای فعل «ایستاد» در جملههای زیر را درست توضیح دادهایم؟
گرازان به تگ ایستاد.
صیاد در پی ایشان ایستاد.
جمله اول: فعل «ایستاد» در این جمله به معنای توقف کردن است.
جمله دوم: فعل «ایستاد» در این جمله به معنای رها کردن است.
جمله اول: فعل «ایستاد» در این جمله معنای «شروع کردن» میدهد.
جمله دوم: فعل «ایستاد» در این جمله معنی «اقدام کردن» میدهد.
جمله اول: فعل «ایستاد» در این جمله به معنی رها کردن به کار رفته است.
جمله دوم: فعل «ایستاد» در این جمله معنای ایستادن میدهد.
جمله اول: فعل «ایستاد» در این جمله معنای رها کردن میدهد.
جمله دوم: فعل «ایستاد» در این جمله به معنای اقدام کردن است.
۲. در کدامیک از گزینههای زیر، حذف شناسه به قرینه لفظی وجود ندارد؟
شیران غریدند و به اتفاق آهو را رهانید.
کبوتران اضطرابی میکردند و هر یک خود را میکوشید.
کبوتران فرمان وی بکردند و دام برکندند و سر خویش گرفت.
و زاغ با خود اندیشید که بر اثر ایشان بروم و معلوم گردانم فرجام کار ایشان چه باشد که من از مثل این واقعه ایمن نتوانم بود.
در فهرست زیر فعلهای گزینه اول تا سوم که دچار حذف شناسه شدهاند را مشخص کردهایم.
- گزینه اول: فعل «رهانید» در واقع فعل «رهانیدند» است.
- گزینه دوم: فعل «میکوشید» در واقع فعل «میکوشیدند» است.
- گزینه سوم: فعل «سر خویش گرفت» در واقع فعل «سر خویش گرفتند» است.
۳. در کدام گزینه تشبیه بیت زیر و مشبه و مشبهبه آن را درست مشخص کردهایم؟
درافشان لاله در وی چون چراغی
ولیک از دود او بر جانش داغی
تشبیه دود بر داغ (مشبه: دود / مشبهبه: داغ)
تشبیه داغ بر دود (مشبه:داغ / مشبهبه: دود)
تشبیه لاله به چراغ (مشبه: لاله / مشبهبه: چراغ)
تشبیه چراغ به لاله (مشبه: چراغ / مشبهبه: لاله)
۴. تشبیهها و مشبه و مشبهبههای آن در بیت زیر را در کدام گزینه آوردهایم؟
شقایق بر یکی پای ایستاده
چو بر شاخ زمرد جام باده
تشبیه شاخ زمرد به جام باده (مشبه شاخ زمرد / مشبهبه: جام باده)
تشبیه شقایق به انسان دارای پا (مشبه: شقایق / مشبهبه: انسان)
تشبیه شقایق به شاخ زمرد (مشبه: شقایق / مشبهبه: شاخ زمرد)
تشبیه شقایق به جام باده (مشبه: شقایق / مشبهبه: جام باده)
۵. استعاره موجود در عبارت زیر را در کدام گزینه به درستی مشخص کردهایم؟
چون او را در بند بلا بسته دید، زهاب دیدگان بگشاد و بر رخسار، جویها براند.
دیدگان: استعاره از چشمها
بند بلا: استعاره از اسارت
جویها: استعاره از اشکها
زهاب: استعاره از چشم
۶. در کدامیک از گزینههای زیر، کنایههایی از درس کبوتر طوقدار را آوردهایم که معادل معنایی مفاهیم زیر هستند؟
انسان با تجربه
ناامید شدن
انسان باتجربه: گرم و سرد روزگار دیده / خیر و شر احوال مشاهدت کرده
ناامید شدن: دل از ما برنگیرد.
انسان باتجربه: مرا بدین ملامت نباید کرد که من ریاست این کبوتران تکفل کردهام.
ناامید شدن: طاعنان مجال وقیعت یابند.
انسان باتجربه: با دهای تمام و خرد بسیار
ناامید شدن: تو را در این رنج که افکند؟
انسان باتجربه: از تجارب برای دفع حوادث سلاحها توان ساخت.
ناامید شدن: تا نظر او از ما منقطع گردد.
۷. در کدامیک از گزینههای زیر، معنی و مفهوم عبارت زیر را به نثر روان آوردهایم؟
در وقت فراغ موافقت اولیتر والّا طاعنان مجال وقیعت یابند.
بهتر است در زمان رهایی با همدیگر همنظر باشیم وگرنه طعنهزنان از این فرصت برای بیان وقایع بدی استفاده میکنند.
همراهی در زمان رهایی، اولویت بیشتری دارد وگرنه طعنهزنان و عیبجویان، فرصت بدگویی و سرزنش پیدا خواهند کرد.
هماهنگی در زمان اسارت، لازم است وگرنه بدگویان فرصت پیدا میکنند تا واقعه ناهماهنگی ما را به گوش همه برسانند.
باید در زمان اسارت و رهایی با هم همراه باشیم وگرنه عدهای که بیدلیل طعنه میزنند، دلیل خوبی برای بدگویی علیه ما پیدا خواهند کرد.
۸. در کدام گزینه، مفهوم قسمتهای مشخصشده در عبارتهای زیر را به درستی بیان کردهایم؟
مرا نیز از عهده لوازم ریاست بیرون باید آمد و مواجب سیادت را به ادا رسانید.
مگر تو را به نفس خویش حاجت نمیباشد و آن را بر خود حقی نمیشناسی؟
همه باید حق بزرگی بزرگان را به جای بیاورند.
مگر تو به نفسهای خودت نیازی نداری؟
او حق بزرگی خود را نسبت به دیگران ادا کرد.
مگر تو به خودت نیازی نداری؟
من هم باید وظایف رهبری را انجام بدهم.
آیا تو به جان خودت نیاز نداری؟
او هم باید به وظایف رهبری خود عمل کند.
گویی تو برای جان خودت ارزشی قائل نیستی.
۹. بیت زیر با کدامیک از بخشهای درس «کبوتر طوقدار» ارتباط مفهومی دارد؟
مروت نبینم رهایی ز بند
به تنها و یارانم اندر کمند
(سعدی)
عادت اهل مکرمت این است و عقیدت ارباب مودت بدین خصلت پسندیده و سیرت ستوده در موالات تو صافیتر گردد و ثقت دوستان به کرم عهد تو بیفزاید.
و میترسم که اگر از گشادن عقدههای من آغاز کنی ملول شوی و بعضی از ایشان در بند بمانند و چون من بسته باشم -اگذچه ملالت به کمال رسیده باشد- اهمال جانب من جایز نشمری و از ضمیر بدان رخصت نیابی.
و مطوقه چون بدید که صیاد در قفای ایشان است، یاران را گفت: «این ستیزهروی در کار ما به جد است و تا از چشم او ناپیدا نشویم، دل از ما برنگیرد.»
جای مجادله نیست. چنان باید که همگنان استخلاص یاران را مهمتر از تخلص خود شناسند و حالی صواب آن باشد که جمله به طریق تعاون قوتی کنید تا دام از جای برگیریم که رهایش ما در آن است.
۱۰. کدامیک از گزینههایی که از متن درس کبوتر طوق دار آوردهایم با بیت زیر ارتباط معنایی دارند؟
دوستان را به گاه سود و زیان
بتوان دید و آزمود توان
(سنایی)
در هنگام بلا مشارکت بوده است در وقت فراغ موافقت اولیتر والّا طاعنان مجال وقیعت یابند.
چون ایشان حقوق مرا به طاعت و مناصحت بگزاردند و به معونت و مظاهرت ایشان از دست صیاد بجستم، مرا نیز از عهده لوازم ریاست بیرون باید آمد و مواجب سیادت را به ادا رسانید.
گرم و سرد روزگار دیده و خیر و شر احوال مشاهدت کرده.
چون او را در بند بلا بسته دید، زهاب دیدگان بگشاد و بر رخسار، جویها براند و گفت: «ای دوست عزیز و رفیق موافق، تو را در رنج که افکند؟»
۱۱. در کدام گزینه ویژگیهای شاخص شخصیتهای زاغ و مطوقه در درس «کبوتر طوقدار» را به درستی بیان کردهایم؟
زاغ: کنجکاو، بیدقت، بدون تجربه
مطوقه: رهبر مسئولیتپذیر، فداکار
زاغ: دوراندیش و مصلحتاندیش، بیتوجه به سرنوشت دیگران
مطوقه: باتجربه، دارای روابط گسترده، با روحیه فداکاری، مسئولیتپذیر
زاغ: محتاط، کنجکاو، دنبال کسب تجربه، دوراندیش
مطوقه: معتمد، متعهد، رهبر باتدبیر، دارای روابط مفید
زاغ: جستجوگر، دوراندیش، آماده برای کسب تجربه، بااحتیاط
مطوقه: رهبر، متعهد به یاران و پیروان، مسئولیتپذیر، دارای روابط مناسب، عاقل و باتدبیر، فداکار
جمع بندی درس کبوتر طوق دار فارسی یازدهم
در این مطلب از مجله فرادرس، آرایه ها و معنی درس کبوتر طوق دار فارسی یازدهم را بیت به بیت و جمله به جمله معرفی کردهایم. در پایان مطلب نیز پرسشهای کارگاه متن پژوهی این درس را به شکل سؤالات چهارگزینهای آوردهایم و پاسخ درست آنها را نیز به صورت تشریحی قرار دادهایم تا هم یادگیری خود را بسنجید و هم به پاسخ درست پرسشها دسترسی داشته باشید.












