شما در حال مطالعه نسخه آفلاین یکی از مطالب «مجله فرادرس» هستید. لطفاً توجه داشته باشید، ممکن است برخی از قابلیتهای تعاملی مطالب، مانند امکان پاسخ به پرسشهای چهار گزینهای و مشاهده جواب صحیح آنها، نمایش نتیجه آزمونها، پاسخ تشریحی سوالات، پخش فایلهای صوتی و تصویری و غیره، در این نسخه در دسترس نباشند. برای دسترسی به نسخه آنلاین مطلب، استفاده از کلیه امکانات آن و داشتن تجربه کاربری بهتر اینجا کلیک کنید.
در این مقاله سعی داریم به طور خیلی ساده مروری بر پیدایش فیزیک کوانتومی داشته و در نهایت به معادلهای تحت عنوان معادله شرودینگر برسیم که توصیف کننده امواج وابسته به ذرات میکروسکوپی است. با ما در ادامه مقاله همراه باشید.
میتوان گفت سرآغاز فیزیک کوانتوم به اوایل قرن بیستم میلادی، یعنی زمانی که دانشمند و فیزیکدان مشهور آلمانی ماکس پلانک (Max Planck) سعی در توجیه تابش جسم سیاه داشت، بر میگردد. آن زمان پلانک از واژه ناآشنای کوانتیزه (کوانتیده) برای بیان مقدار انرژی تابش شده از جسم سیاه استفاده کرد. اساساً مفهوم کوانتیده، در مقابل مفهوم پیوسته، برای متغیرهایی که تنها مقادیر مشخصی را میتوانند اختیار کنند، نظیر تابش الکترومغناطیسی به کار میرود.
ماکس پلانک (1858-1947)
اجازه دهید با یک مثال جالب این مفهوم را برای همیشه در ذهن شما ثبت کنیم. فرض کنید لولهای که درون آن پر از اسمارتیز است در دست دارید. در اینجا تعداد اسمارتیزها عددی مشخص بوده و به صورت گسسته (۱،۲،۳ و ...) شمارش میشود. شما میتوانید لوله را به قسمتهای مختلفی تقسیم کنید یا لولههای دیگری را نیز اختیار کنید. در این صورت تعداد اسمارتیزها ممکن است که کم یا اضافه شود، با این حال، ما برای شمارش تعداد اسمارتیزها بازهم از مقداری گسسته (کوانتیده) استفاده میکنیم. نظرتان چیست که لوله را یک پرتو نور و اسمارتیزها را فوتونها در نظر بگیریم؟!
پلانک هنگام کار روی تابش جسم سیاه و نارساییهایی آن که به «فاجعه فرابنفش» (Ultraviolet Catastrophe) معروف است، پی برد که انرژی تابش الکترومغناطیسی نمیتواند مقادیر پیوستهای داشته باشد. طبق قوانین الکترومغناطیس کلاسیک، تعداد مُدهایی (حالتهایی) که یک موج الکترومغناطیسی میتواند در کاواک ۳ بعدی ارتعاش کند، با مربع فرکانس متناسب است. درواقع مطابق با قانون ریلی-جینز (Rayleigh-Jeans)، مقدار توان نیز با مربع فرکانس برابر بوده و این امر بدین معنی است که در فرکانسهای خیلی بالا (بینهایت) مقدار توان نیز باید بینهایت شود. دلیل نامگذاری «فاجعه فرانبفش» روی این نارسایی همین امر است. چرا که در فرکانسهای ناحیه فرانبفش و بالاتر تجربه و روابط ریاضی دو چیز متفاوت را نتیجه میدادند.
پلانک گفت که انرژی تابش الکترومغناطیسی از قوانین کلاسیکی پیروی نمیکند، بلکه این انرژی در بستههایی متناسب با فرکانس و به طور گسسته (کوانتیده) تغییر میکند. انرژی تابش الکترومغناطیسی مطابق با رابطه زیر منتشر میشود:
E=hf
گاهی اوقات رابطه فوق را به صورت نیز E=ℏω مینویسند. در رابطه فوق h ثابت پلانک با مقدار عددی 6.626×10−34j.s است. مقدار ℏ نیز برابر با ℏ=2πh در نظر گرفته میشود. این رابطه بیانگر این است که در فرکانسهای بینهایت مقدار تابش به صفر میرسد. رفتار کوانتوم به دلیل وجود h که مقداری غیر صفر دارد، متفاوت با رفتار کلاسیکی است.
بستههای کوچک نور
اگر شما برای مدتی نوری را روی سطح یک فلز بتابانید، مشاهده میکنید که سطح آن گرم شده و نتیجه میگیرید که نور به سطح فلز، انرژی منتقل میکند. شاید استدلال کنید که اگر برای مدتی طولانی نور را روی سطح جسمی بتابانید، انرژی لازم برای جدا شدن الکترون از مدارش رفته رفته فراهم شده و در نهایت الکترون رها و باعث ایجاد گرما در سطح جسم میشود. از همین استدلال احتمالاً نتیجه بگیرید که حتی اگر با نوری خیلی ضعیف اما برای مدت خیلی طولانی این کار را انجام دهید، الکترون انرژی لازم برای رها شدن از سطح جسم را به دست میآورد!
اما بر خلاف تصور و استدلال اولیه، نتایج آزمایش فیزیکدانان بیانگر مطلب دیگری است. در واقع ممکن است که تابش نوری مشخص بر سطح یک فلز باعث جدایی الکترون و در نتیجه ایجاد گرما در سطح آن شود، اما اگر همان نور را برای فلز با عناصر دیگری به کار ببریم این اتفاق رخ ندهد. با تکرار آزمایش با نوری پر انرژیتر (نوری با فرکانس بالاتر) مشاهده شد که الکترون انرژی لازم برای رهایی از مدارش را دریافت میکند. در واقع در اینجا، مدت زمان و حتی شدت نور تابیده شده ملاک نیست، بلکه انرژی لازم برای جدایی الکترون، فقط تابعی از رنگ (فرکانس) نور تابیده شده است.
البرت اینشتین (1879-1955)
مسئله فوق که به پدیده «فوتوالکتریک» (Photoelectric) معروف است، به دست آلبرت اینشتین حل و فرمولبندی شد. او دیدگاه و تئوری کوانتیده بودن ماکس پلانک را در خصوص نور، اعمال و بیان کرد که نور جریان پیوستهای از انرژی نیست. بلکه نور متشکل از تعداد زیادی بستههای کوچک انرژی بوده که مقدار انرژیش تابعی از طول موج یا فرکانس (f=c/λ) است.
انرژی نور در بستههایی به نام فوتون نهفته است. انرژی فوتون طبق رابطه انرژی پلانک وابسته به طول موج است.
بنابراین مطابق با تعبیر فوق، تنها نور (شامل بستههای انرژی که اسمشان را فوتون میگذاریم) با انرژی کافی توانایی جدا کردن الکترون از سطح جسمی که به آن میتابد را فارغ از مدت زمان و شدت تابش، دارد. مطابق با معادله پلانک (E=hf) واضح است که چرا تغییر رنگ (در واقع تغیر فرکانس) نور باعث جدا شدن الکترون از سطح جسم میشود. اینشتین نشان داد که انرژی الکترون آزاد شده از سطح جسم برابر با مقدار زیر است:
E=hf−ϕ
در رابطه فوق، ϕ به تابع کار جسم معروف بوده و بیانگر حداقل میزان انرژی لازم برای جدا شدن الکترون از سطح جسم است.
معادله شرودینگر
حال که با مقدماتی از چگونگی پیدایش فیزیک کوانتوم آشنا شدید، به سراغ معادلهای میرویم که رفتار موجی ذرات را توصیف میکند. در مقاله «دوگانگی موج و ذره — به زبان ساده» دیدیم که دوبروی به هر ذره با تکانه p، موجی با طولی موج λ نسبت داد. موج مذکور به موج مادی یا «امواج ذرات» (Matter Waves) معروف است. اروین شرودینگر معادلهای را بر اساس قضیه طول موج دوبروی توسعه داد که موج وابسته به ذرات و چگونگی تغییر حالت سیستمهای کوانتومی را توصیف میکند. برای رسیدن به معادله مذکور روند زیر را طی میکنیم.
از معادله فوق مشخص است که موج به مختصه مکانی (x) و زمانی (t) وابسته است. معادله (۱) در واقع پاسخ معادله موج زیر است. در ادامه قصد بررسی این معادله موج را داریم. میخواهیم نشان دهیم، معادله موج (۲) برای توصیف امواج وابسته به ذرات (منظور امواجی که حرکت یک الکترون را شرح میدهند) مناسب نیست.
∂x2∂2A=c21∂t2∂2A (۲)
معادله فوق بیان میکند که اگر دو مرتبه از معادله توصیف موج A (معادله ۱) نسبت به متغیر x مشتق گرفته شود، نتیجه حاصل با مشتق مرتبه دوم موج A نسبت به زمان t با ضریب c21 متناسب است.
برای اینکه درستی عبارت فوق (معادله ۲) را تحقیق کنیم، از معادله موج A نسبت به مختصه مکانی x دوبار مشتق میگیریم:
∂x2∂2A=−k2A0eikxe−iωt=−k2A (۳)
حال از معادله موج A نسبت به متغیر زمانی t دوبار مشتق میگیریم:
∂t2∂2A=−ω2A0eikxe−iωt=−ω2A (۴)
طبق معادله (2) و محاسبات انجام شده داریم:
−k2A=c2−ω2A (5)
که با ساده کردن A از طرفین معادله خواهیم داشت:
ω=ck (۶)
حال دو رابطه مهم فیزیک کوانتوم، یعنی فرمول انرژی (E=hf) و طول موج دوبروی (λ=ph) را در نظر بگیرید. این روابط را به فرم زیر بازنویسی میکنیم. یادآور میشویم که k=λ2π ، ℏ=2πh و ω=2πf هستند.
E=ℏω p=ℏk (7)
از روابط (۷) و (۶) نتیجه میشود:
ℏE=cℏp E=pc (8)
لوییس دوبروی (1892-1987) (دوبروی به هر ذره با تکانه p، موجی با طول موج λ را اطلاق کرد.)
برای ذرات یا اجسام غیر نسبیتی رابطه (۸) ناکارآمد بوده و رابطه بین انرژی و تکانه به فرم آشنای کلاسیکی زیر است:
E=2mp2 (9)
به نظر میرسد که مطابق با روابط فوق، معادله موج (۲) برای توصیف امواج وابسته به ذرات ناکارآمد باشد. چرا که معادله (۲) رابطه بین ω و k را به فرم خطی ω=ck نتیجه داد. شاید یک راه حل برای رفع این مشکل این باشد که رابطه بین ω و k به شکل ω∝k2 تغییر کند. برای این کار معادله موجی به فرم زیر را امتحان میکنیم:
∂x2∂2ψ=α∂t∂ψ (10)
در معادله فوق A را با نماد ψ که بیانگر نمایش موجی در مکانیک کوانتوم است (یک قرار داد)، جایگزین میکنیم. توجه شود که ψ موجی همانند رابطه (۱) است. با انجام محاسبات خواهیم داشت:
∂x2∂2ψ=−k2ψ0eikxe−iωt=−k2ψ ∂t∂ψ=−iωψ (11)
که در نتیجه :
−k2=−iαω→ω=iαk2 (12)
با جایگذاری ω در رابطه E=ℏω خواهیم داشت:
E=ℏiαk2 (13)
با تعریف مقدار ثابت α به فرم زیر:
α=ℏ−2mi (14)
معادله (13) به فرم زیر نتیجه میشود:
E=2mℏ2k2=2mp2 (15)
حال به نظر میرسد که معادله موجی در دست داریم که جوابی صحیح برای توصیف انرژی ماده را نتیجه میدهد. اجازه دهید یک بار دیگر معادله (10) را با جایگذاری مقدار ثابت α بازنویسی کنیم:
∂x2∂2ψ=ℏ−2mi∂t∂ψ (16)
با انجام کمی عملیات ریاضی میتوان آن را به فرم زیر نوشت:
iℏ∂t∂ψ=2mℏ2∂x2∂2ψ (17)
تقریباً به معادله مد نظرمان برای توصیف موجی ذرات رسیدیم. با جایگذاری معادلات (۱۱) در معادله (۱۷)، انرژی ذره به شکل زیر به دست میآید:
Eψ=(2mp2)ψ (18)
به طور کلی یک ذره میتواند از محیط اطراف انرژی بگیرد. برای مثال تحت تاثیر یک پتانسیل باشد. بنابراین برای کامل شدن معادله (18)، تغییر جزئی زیر را وارد معادله میکنیم:
Eψ=(2mp2+V)ψ (19)
رابطه فوق بیان میکند که معادله موج باید به فرم زیر در آید.
iℏ∂t∂ψ=(−2mℏ2∂x2∂2+V)ψ (20)
معادله فوق به معادله شرودینگر یک بعدی وابسته به زمان معروف است. با در نظر گرفتن مختصه مکانی y و z یعنی حالت کلیتر ۳ بعدی، مشتق مرتبه دوم مکانی x با عبارت لاپلاس جایگزین و معادله به شکل کلی زیر در میآید:
iℏ∂t∂ψ=(2mℏ2▽2+V)ψ (21)
معادله فوق در اواخر سال 1925 میلادی توسط اروین شرودینگر (Erwin Schrödinger) فرمولبندی شد. به طور کل این معادله چگونگی تغییر حالت سیستمهای کوانتومی را شرح میدهد.
اروین شرودینگر (1887-1961)
وابستگی زمانی معادله شرودینگر
در قسمت قبل با معادلاتی برای توصیف موجی ذرات نظیر الکترون آشنا شدیم که پتانسیل متناظر با آنها وابستگی زمانی نداشت و به طور ناگهانی با گذشت زمان تغییر نمیکرد. اما در اغلب مواقع شرایط اینگونه ساده نیست. از این رو برای حل این دست از مسائل از روش جداسازی متغیرها در معادله شرودینگر استفاده میکنیم.
در قدم اول فرض میکنیم که معادله (۱) را بتوان به دو تابع u و T تفکیک کرد. تابع u فقط تابعی از مختصه مکانی x و تابع T فقط تابعی از مختصه زمانی t است.
با جایگذاری رابطه فوق در معادله شرودینگر (20) داریم:
iℏ∂t∂uT=−2mℏ2∂x2∂2uT+VuT (23)
با کمی انجام محاسبات ریاضی ساده، معادله فوق به شکل زیر در میآید:
iℏT1∂t∂T=−u12mℏ2∂x2∂2u+V (24)
سمت راست معادله فوق فقط تابعی از مختصه مکانی و سمت چپ فقط تابعی از مختصه زمانی است. حال فرض کنید که زمان مقداری تغییر کند. از آنجا که سمت راست معادله، مستقل از زمان است، تغییر در زمان باعث برهم خوردن تساوی در معادله میشود. برای رفع این مشکل دو طرف معادله را برابر با مقدار ثابت E قرار میدهیم. در این صورت خواهیم داشت:
iℏ∂t∂T=ET (25)
−2mℏ2∂x2∂2u+Vu=Eu (2۶)
بنابراین برای مسائلی که تابع پتانسیل آنها مستقل از زمان است، میتوان معادله (۲۵) را نادیده گرفت و از رابطه (26) که به رابطه شرودینگر مستقل از زمان معروف است، استفاده کرد. حال برای اینکه صحت مطالب گفته شده را بسنجیم، برای یک ذره آزاد یعنی ذرهای که تحت تاثیر هیچ پتانسیلی نیست (V=0) معادله (26) را حل میکنیم. جواب معادله تابعی به فرم زیر است:
u=Aeikx (27)
که در آن k مقدار زیر را دارد:
k=ℏ22mE (28)
معادله (۲۷) در واقع قسمت مکانی معادله موج رابطه (۱) (ψ=Aei(kx−ωt)) است. در اینجا E مقدار انرژی کل سیستم بوده و اگر ما مقدار آن را بدانیم خیلی راحت میتوانیم با معادله موج کار کنیم. برای سیستمی با E ثابت، مولفه T تاثیری بر تابع موج ψ (معادله ۲۲) نداشته و در نتیجه مربع اندازه تابع موج (∣ψ∣2) برابر با مربع اندازه مولفه u (∣u∣2) تابع موج است. در واقع داریم:
∫−∞∞∣u∣2dx=1 (29)
حل مسائل با معادله شرودینگر
در این قسمت از این نوشتار حل مسائل و شرایط مختلف را با استفاده از معادله شرودینگر بررسی میکنیم. از معادله شرودینگر داریم:
که سمت چپ معادله بالا در حقیقت هامیلتونی تابع موج است که برابر با انرژی جنبشی و پتانسیل ذره است. برای یک ذره آزاد که هیچ شرایط محدود کنندهای روی آن اثر نمیگذارد میتوان گفت پتانسیل برابر با صفر است. در نتیجه در حالت اول معادله شرودینگر را برای یک ذره آزاد با پتانسیل صفر مورد بررسی قرار میدهیم.
حل معادله شرودینگر برای یک ذره آزاد
برای یک ذره آزاد پتانسیل در همه جا برابر با صفر است و معادله شرودینگر به صورت زیر در میآید:
−2mℏ2∂x2∂2Ψ(x)=EΨ(x)
اگر ثابتها را به سمت راست تساوی انتقال دهیم داریم:
∂x2∂2Ψ=−ℏ22mEΨ
معادله بالا میگوید که مشتق دوم تابع موج برابر با خود تابع موج است. این ویژگی به ما این امکان را نشان میدهد که ممکن است ثابت این معادله توان دوم باشد که آن را با k نمایش میدهیم و داریم:
∂x2∂2Ψ=−k2Ψ
که در معادله بالا k برابر با ℏ2mE است. این معادله اینک شبیه معادله نوسانگر است که جوابی به صورت زیر برای آن به دست آوردیم:
Ψ=Aeikx+Be−ikx
که هر دو حالت (ik)2 و (−ik)2 برابر با −k2 است. در این حالت اگر تابع موج علاوه بر مکان یعنی x به زمان یعنی t بستگی داشته باشد جواب تابع موج به صورت زیر در میآید:
Ψ=Aeikxe(−iℏEt)+Be−ikxe(−iℏEt)
با توجه به رابطه E و k شکل نهایی تابع موج به صورت زیر به دست میآید:
Ψ(x,t)=Aeik(x−2mℏkt)+Be−ik(x+2mℏkt)
حل معادله شرودینگر در یک جعبه با پتانسیل صفر
در این حالت یک جعبه به طول L را در نظر بگیرید که داخل جعبه پتانسیل صفر است و ذره در جعبه به عقب و جلو میرود. همچنین فرض کنید جابهجایی ذره در یک بُعد و تنها در راستای x اتفاق میافتد. هیچ نیروی دیگری بر روی ذره داخل جعبه اعمال نمیشود و پتانسیل در خارج جعبه بی نهایت است.
چون وابستگی به زمان وجود ندارد پس تابع موج و جواب تابع موج به صورت زیر است:
dx2d2ψ+h28π2mEψ=0
ψ(x)=Acosh28π2mEx+Bsinh28π2mEx
حال باید شرایط مرزی را بر جواب اعمال کنیم. با توجه به شرایط داده شده در مسئله در x<0 و x>L نمیتوانیم جوابی را برای تابع موج پیدا کنیم زیرا در این بازهها انرژی پتانسیل بینهایت است و ذره در صورت وجود در این نواحی باید انرژی بینهایت داشته باشد. همچنین به دلیل پیوستگی تابع موج، این تابع در x=0 نیز صفر است و داریم:
0=Acos0+Bsin0=A
و بدن ترتیب تابع موج به صورت زیر به دست میآید:
ψ=Bsinh28π2mEx
همچنین در x=L نیز تابع موج برابر با صفر است و داریم:
0=Bsinh28π2mEL
در این حالت اگر B نیز صفر باشد، بدین معنی است که کل تابع موج صفر است و ذره در جعبه وجود ندارد. در حالی که ما میدانیم ذره در جایی در جعبه وجود دارد پس ضریب تابع سینوس را برابر با صفر در نظر میگیریم و داریم:
0=sin(h28π2mEL)
و با توجه به ویژگیهای توابع مثلثاتی داریم:
h28π2mEL=0,π,2π,3π,…
به بیان دیگر باید گفت:
h28π2mEL=nπ
که n اعداد صحیح مثبت است و با ساده سازی داریم:
En=8mL2n2h2
در رابطه بالا n=0,1,2,3… است و اعداد کوانتیده سطوح انرژی هستند. برای به دست آوردن مقدار B در این تابع موج باید چگالی احتمال یافتن ذره در جعبه در زمان t را بنویسیم و داریم:
∫0L∣Ψ(x)∣2dx=∫0L∣ψ(x)∣2dx
با توجه به اینکه مطمئن هستیم ذره در جایی داخل جعبه هست، پس چگالی احتمال تابع موج ذره برابر با ۱ است و داریم:
∫0LB2sin2h28π2mExdx=1
با توجه به اینکه میدانیم ∫sin2(ax)dx=−2a1sin(ax)cos(ax)+2x در نتیجه داریم:
B=L2
تونل زنی کوانتومی
مثال آخر از مباحث مربوط به معادله شرودینگر، مربوط به تونل زنی کوانتومی است. بر این اساس و بر اساس فیزیک کلاسیک یک ذره برای عبور از یک کوه پتانسیل با مقدار V نیاز دارد مقدار انرژی برابر یا بیشتر از ارتفاع این کوه داشته باشد تا از آن عبور کند. در مکانیک کوانتوم گاهی یک ذره با داشتن انرژی کمتر از پتانسیل در طرف دیگر قله پتانسیل دیده میشود که به این پدیده تونل زنی کوانتومی میگویند.
ولی این پدیده چگونه رخ میدهد. شکل زیر را در نظر بگیرید که مقدار پتانسیل در هر سه ناحیه داده شده است و داریم:
U(x)=⎩⎨⎧0,U0,0, when x<0 when 0≤x≤L when x>L
هنگامی که ارتفاع و عرض سد پتانسیل یعنی L و U0 متناهی باشند، قسمتی از بسته موج برخورد کرده با سد به داخل سد پتانسیل نفوذ کرده و بعد از مدتی در طرف دیگر این سد دیده میشود. اینکه چه مقدار از موج برخورد کرده با سد تونل زنی کنند و در سمت دیگر سد دیده شوند به ارتفاع سد یا U0، انرژی موج و عرض سد پتانسیل یا L بستگی دارد. بدین ترتیب برای سه ناحیه میتوانیم معادله شرودینگر را بنویسیم. همچنین فرض میکنیم که انرژی موج ورودی یعنی E کوچکتر از ارتفاع سد یعنی U0 است و از این طریق میتوانیم پدیده جذاب تونل زنی کوانتومی را بررسی کنیم. برای ناحیه I که بین −∞ است، معادله شرودینگر با توجه به این که پتانسیل در این منطقه صفر است شکل زیر را دارد:
−2mℏ2dx2d2ψI(x)=EψI(x)
در ناحیه II که بین 0 پتانسیل وجود دارد و برابر با U0 است و بدین ترتیب برای معادله شرودینگر داریم:
−2mℏ2dx2d2ψII(x)+U0ψII(x)=EψII(x)
در ناحیه III که بین L است و پتانسیل صفر است، معادله شرودینگر مجدداً به صورت زیر است:
−2mℏ2dx2d2ψIII(x)=EψIII(x)
با توجه به شرط پیوستگی تابع موج بین نقطه صفر و L باید دو شرط زیر برقرار باشد و داریم:
ψI(0)=ψII(0)
ψII(L)=ψIII(L)
همچنین مشتق تابع موج نیز در مرزها باید در دو ناحیه با یکدیگر برابر باشد و در نتیجه داریم:
dxdψI(x)x=0=dxdψII(x)x=0
dxdψII(x)x=L=dxdψIII(x)x=L
با توجه به صفر بودن پتانسیل در منطقه I و III میتوانیم تابع موج را در این دو ناحیه به صورت زیر بنویسیم و داریم:
ψI(x)=Ae+ikx+Be−ikxψIII(x)=Fe+ikx+Ge−ikx
در ناحیه I دو موج وجود دارد، یکی موجی که برخورد میکند و دیگری موجی که منعکس میشود. پس هر دو ضریب A و B غیرصفر هستند. در ناحیه III فقط یک موج منتقل شده وجود دارد و در نتیجه ثابت G که شامل بخش موهومی موج است برابر با صفر است.
بنابراین دامنه موج برخوردی به سد پتانسیل برابر با A2، دامنه موج منعکس شده برابر با B2 و دامنه موج منتقل شده برابر با F2 است. برای محاسبه احتمال پدیده تونل زنی کوانتومی باید نسبت بین موج منتقل شده به موج برخوردی به سد پتانسیل را به دست آوریم و داریم:
T(L,E)=ψin(x)2ψtra(x)2=∣A∣2∣F∣2=AF2
که L عرض سد پتانسیل است و E انرژی کل ذره است. همچنین این احتمال به ارتفاع سد یعنی U0 نیز بستگی دارد. برای ناحیه II میتوان تابع موج را به صورت زیر نوشت:
dx2d2ψII(x)=β2ψII(x)
که β2 مثبت است زیرا U0>E و β یک عدد حقیقی است و داریم:
β2=ℏ22m(U0−E)
حل مربوط به ناحیه II برخلاف نواحی دیگر نوسانی نیست و یک تضعیف تدریجی را نشان میدهد و بدین ترتیب داریم:
ψII(x)=Ce−βx+De+βx
با استفاده از شرایط مرزی و برای x=0 داریم:
A+B=C+D
و با استفاده از شرایط مرزی برای x=L داریم:
Ce−βL+De+βL=Fe+ikL
همچنین با استفاده از پیوستگی مشتق تابع در x=0 و x=L داریم:
−ik(A−B)=β(D−C) β(De+βL−Ce−βL)=+ikFe+ikL
بدین ترتیب چهار معادله و پنج مجهول داریم. با این حال اگر هر چهار معادله را بر A تقسیم کنیم تا بتوانیم نسبت AF را پیدا کنیم، تعداد مجهولهای معادله چهار تا میشود. با کمی محاسبات میتوانیم نسبت AF را به صورت زیر به دست آوریم:
AF=cosh(βL)+i(γ/2)sinh(βL)e−ikL
که در این معادله γ≡β/k−k/β است. با قرار دادن این مقدار در رابطه T(L,E) و محاسبه احتمال تونل زنی داریم:
«اشکان ابوالحسنی» دانشجو مقطع دکتری واحد علوم و تحقیقات تهران در رشته مهندسی برق مخابرات، گرایش میدان و امواج است. علاقه خاص او به فرکانسهای ناحیه اپتیکی و مکانیک کوانتومی باعث شده که در حال حاضر در دو زمینه مخابرات نوری و محاسبات کوانتومی تحقیق و پژوهش کند. او در حال حاضر، آموزشهایی را در دو زمینه فیزیک و مهندسی برق (مخابرات) در مجله فرادرس مینویسد.
سلام ضمن تشکر از زحمات شما اینجانب از زمان دانشجویی علاقه زیادی به فیزیک کوانتومی داشته و لذا در این مورد مطالعه داشتم اگر چند مورد از کاربردهای معادلات شرودینگر هم بگید.
فهیمه سکاکی
با سلام خدمت شما؛
کاربردهای معادله شرودینگر در علوم و بخشهای مختلفی طبقهبندی میشود. برای مثال، در مدلسازی اتمها و مولکولها از جمله توضیح ساختار الکترونی اتمها (ارائه مدل دقیقتری از مدل بور برای اتم هیدروژن)، محاسبه انرژیهای مجاز الکترونها در مدارها و پیشبینی طیف نشری و جذبی اتمها یا در حوزه شیمی کوانتومی و پیوندهای شیمیایی که به تحلیل چگونگی تشکیل پیوندهای شیمیایی بین اتمها، تعیین ساختار هندسی مولکولها و محاسبه انرژی پیوند و واکنشهای شیمیایی با بررسی این معادله میتوان پرداخت. همچنین در زمینه فیزیک ماده چگال نیز میتوان بررسی رفتار الکترونها در جامدات، مدلسازی نیمههادیها، ابررساناها و مواد مغناطیسی و تحلیل نوارهای انرژی در بلورها را به کمک این معادله انجام داد. کاربردهای معادله شرودینگر در الکترونیک و فناوری نانو شامل طراحی ترانزیستورهای اثر میدان در مقیاس نانو، بررسی تونلزنی کوانتومی در دیود تونلی و طراحی کیوبیتها در رایانههای کوانتومی است. این معادله در فیزیک هستهای و در مدلسازی ساختار و واکنشهای هستهای، توصیف رفتار نوترونها و پروتونها در هسته و تحلیل فرآیندهایی مانند شکافت و همجوشی هستهای نیز بکار میرود یا در اپتیک کوانتومی و لیزرها، تحلیل رفتار فوتونها در کاواکها، توضیح مکانیزم تقویت نور در لیزر و بررسی تداخل و پراش در سطح کوانتومی.
از همراهی شما با مجله فرادرس سپاسگزاریم.
محمد حسین
سلام در رابطهی ۲۰ فکر می کنم یک منفی کم هست
مهدیه یوسفی
با سلام،
فرمول بازبینی و ویرایش شد،
با تشکر از همراهی شما با مجله فرادرس
Mobin.k
سلام ببخشید در شکل ۱۱ فرمول را اشتباه نوشتید e به توان ikx در e به توان iwt نوشتید اما باید e به توان iwt_ می شد.
مرتضی
سلام
اونجا که ψ=U(x)T(t) نوشتید و بعد در معادله جایگذاری کردید و متغیر ها رو جدا کردید چرا بجای T∂ از dT استفاده نکردید مگه T تنها تابع زمان نیست؟
مهدیه یوسفی
با سلام؛
فرمول بازبینی و اصلاح شد،
با تشکر از همراهی شما با مجله فرادرس
آرین
سلام و وقت شما بخیر.
میشه فقط با دونستم ریاضی دبیرستان بتونیم این معادله رو درک و حل کنیم؟
مهدیه یوسفی
با سلام،
برای درک این معادله باید با معادلات دیفرانسیل آشنا باشید.
با تشکر از همراهی شما با مجله فرادرس
مژده
به نظر میرسد در رابطه h=2pi/h اشتباهی رخ داده.
M.k
سلام، در معادله فوق A0e چیست؟
مهدیه یوسفی
با سلام؛
در این رابطه A0 دامنه با مقداری ثابت و e تابع نمایی است،
با تشکر از همراهی شما با مجله فرادرس
سید سراج حمیدی
سلام.
آنچه نوشته شده، صحیح است. اگر به معادله دقت کنید، بهصورت h=2πh است (به تفاوت h و h دقت کنید).
موفق باشید.
parsa
سلام
در علم کوانتوم، نرمال کردن تابع به چه فرایندی گفته می شود و این فرایند چگونه انجام می شود؟
سارا داستان
سلام و روز شما به خیر؛
رابطه نرمالیزه کردن یک تابع موج به صورت ∣ψ(x,t)∣2dx نوشته میشود و به معنای احتمال یافتن ذره بین x و x+dx در زمان t است.
از همراهی شما با فرادرس خرسندیم.
آرین ملکشاهی
سلام خیلی این مطلب خوب بود.
خیلی سپاسگزاریم
PmkpQ
سلام
در معادله (k²A0- ضربدر عدد اویلر به توان ikx ضربدر عدد اویلر به توان iwt-) چیست؟؟ مفهوم آن چیست؟
عرفان
ای کاش یه محاسبه عددی هم ازش میزاشتین هر جا میریم فقط فرمولشو اورده یه مثال ازش حل نکرده
سارا داستان
سلام و روز شما به خیر؛
با توجه به کامنت شما مطلب بازنگری شد و چند نمونه مثال برای معادله شرودینگر به مطلب اضافه گردید. این مثالها را میتوانید تحت عنوان «حل مسائل با معادله شرودینگر» در نوشتار ملاحظه کنید.
از اینکه با مجله فرادرس همراه هستید خرسندیم.
محمد رضا
سلام عالی بود?
میشه بگید منبعتون از کجا بود؟
رضا مقدری
سلام، وقت شما بخیر؛
منابع هر یک از مطالب مجله فرادرس در انتهای نوشته و پس از مطالب پیشنهادی، قابل مشاهده هستند.
از اینکه با مجله فرادرس همراه هستید از شما بسیار سپاسگزاریم.
آرمان
ممنون از پاسخ سریع شما , اما گویا هنوز اصلاح نشده.
رضا مقدری
سلام، وقت شما بخیر؛
مطلب اصلاح شده است و احتمالاً شما نسخه کش شده آن را مشاهده میکنید و به همین علت تغییرات را نمیتوانید ببینید. لطفاً، یکبار روی صفحه و پس از بارگذاری آن، دکمههای Ctrl+Shift+R را بزنید تا آخرین نسخه به روز شده برای شما بارگذاری شود.
از اینکه با مجله فرادرس همراه هستید، از شما بسیار سپاسگزاریم.
آرمان
در جایی در اوایل متن پس از بیان رابطه
E = hf
گفته اید “این رابطه بیانگر این است که در فرکانسهای بینهایت مقدار انرژی به صفر میرسد” . از کجای این رابطه چنین نتیجه ای استنباط میشود؟
سید سراج حمیدی
سلام.
در جمله مذکور اشتباهی وجود داشت که اصلاح شد.
از همراهی و بازخورد شما سپاسگزاریم.
شما در حال مطالعه نسخه آفلاین یکی از مطالب «مجله فرادرس» هستید. لطفاً توجه داشته باشید، ممکن است برخی از قابلیتهای تعاملی مطالب، مانند امکان پاسخ به پرسشهای چهار گزینهای و مشاهده جواب صحیح آنها، نمایش نتیجه آزمونها، پاسخ تشریحی سوالات، پخش فایلهای صوتی و تصویری و غیره، در این نسخه در دسترس نباشند. برای دسترسی به نسخه آنلاین مطلب، استفاده از کلیه امکانات آن و داشتن تجربه کاربری بهتر اینجا کلیک کنید.
عالی،عالی،عالی تا ارتفاع چاه پتانسیل بینهایت
سلام ضمن تشکر از زحمات شما اینجانب از زمان دانشجویی علاقه زیادی به فیزیک کوانتومی داشته و لذا در این مورد مطالعه داشتم اگر چند مورد از کاربردهای معادلات شرودینگر هم بگید.
با سلام خدمت شما؛
کاربردهای معادله شرودینگر در علوم و بخشهای مختلفی طبقهبندی میشود. برای مثال، در مدلسازی اتمها و مولکولها از جمله توضیح ساختار الکترونی اتمها (ارائه مدل دقیقتری از مدل بور برای اتم هیدروژن)، محاسبه انرژیهای مجاز الکترونها در مدارها و پیشبینی طیف نشری و جذبی اتمها یا در حوزه شیمی کوانتومی و پیوندهای شیمیایی که به تحلیل چگونگی تشکیل پیوندهای شیمیایی بین اتمها، تعیین ساختار هندسی مولکولها و محاسبه انرژی پیوند و واکنشهای شیمیایی با بررسی این معادله میتوان پرداخت. همچنین در زمینه فیزیک ماده چگال نیز میتوان بررسی رفتار الکترونها در جامدات، مدلسازی نیمههادیها، ابررساناها و مواد مغناطیسی و تحلیل نوارهای انرژی در بلورها را به کمک این معادله انجام داد. کاربردهای معادله شرودینگر در الکترونیک و فناوری نانو شامل طراحی ترانزیستورهای اثر میدان در مقیاس نانو، بررسی تونلزنی کوانتومی در دیود تونلی و طراحی کیوبیتها در رایانههای کوانتومی است. این معادله در فیزیک هستهای و در مدلسازی ساختار و واکنشهای هستهای، توصیف رفتار نوترونها و پروتونها در هسته و تحلیل فرآیندهایی مانند شکافت و همجوشی هستهای نیز بکار میرود یا در اپتیک کوانتومی و لیزرها، تحلیل رفتار فوتونها در کاواکها، توضیح مکانیزم تقویت نور در لیزر و بررسی تداخل و پراش در سطح کوانتومی.
از همراهی شما با مجله فرادرس سپاسگزاریم.
سلام در رابطهی ۲۰ فکر می کنم یک منفی کم هست
با سلام،
فرمول بازبینی و ویرایش شد،
با تشکر از همراهی شما با مجله فرادرس
سلام ببخشید در شکل ۱۱ فرمول را اشتباه نوشتید e به توان ikx در e به توان iwt نوشتید اما باید e به توان iwt_ می شد.
سلام
اونجا که ψ=U(x)T(t) نوشتید و بعد در معادله جایگذاری کردید و متغیر ها رو جدا کردید چرا بجای T∂ از dT استفاده نکردید مگه T تنها تابع زمان نیست؟
با سلام؛
فرمول بازبینی و اصلاح شد،
با تشکر از همراهی شما با مجله فرادرس
سلام و وقت شما بخیر.
میشه فقط با دونستم ریاضی دبیرستان بتونیم این معادله رو درک و حل کنیم؟
با سلام،
برای درک این معادله باید با معادلات دیفرانسیل آشنا باشید.
با تشکر از همراهی شما با مجله فرادرس
به نظر میرسد در رابطه h=2pi/h اشتباهی رخ داده.
سلام، در معادله فوق A0e چیست؟
با سلام؛
در این رابطه A0 دامنه با مقداری ثابت و e تابع نمایی است،
با تشکر از همراهی شما با مجله فرادرس
سلام.
آنچه نوشته شده، صحیح است. اگر به معادله دقت کنید، بهصورت h=2πh است (به تفاوت h و h دقت کنید).
موفق باشید.
سلام
در علم کوانتوم، نرمال کردن تابع به چه فرایندی گفته می شود و این فرایند چگونه انجام می شود؟
سلام و روز شما به خیر؛
رابطه نرمالیزه کردن یک تابع موج به صورت ∣ψ(x,t)∣2dx نوشته میشود و به معنای احتمال یافتن ذره بین x و x+dx در زمان t است.
از همراهی شما با فرادرس خرسندیم.
سلام خیلی این مطلب خوب بود.
خیلی سپاسگزاریم
سلام
در معادله (k²A0- ضربدر عدد اویلر به توان ikx ضربدر عدد اویلر به توان iwt-) چیست؟؟ مفهوم آن چیست؟
ای کاش یه محاسبه عددی هم ازش میزاشتین هر جا میریم فقط فرمولشو اورده یه مثال ازش حل نکرده
سلام و روز شما به خیر؛
با توجه به کامنت شما مطلب بازنگری شد و چند نمونه مثال برای معادله شرودینگر به مطلب اضافه گردید. این مثالها را میتوانید تحت عنوان «حل مسائل با معادله شرودینگر» در نوشتار ملاحظه کنید.
از اینکه با مجله فرادرس همراه هستید خرسندیم.
سلام عالی بود?
میشه بگید منبعتون از کجا بود؟
سلام، وقت شما بخیر؛
منابع هر یک از مطالب مجله فرادرس در انتهای نوشته و پس از مطالب پیشنهادی، قابل مشاهده هستند.
از اینکه با مجله فرادرس همراه هستید از شما بسیار سپاسگزاریم.
ممنون از پاسخ سریع شما , اما گویا هنوز اصلاح نشده.
سلام، وقت شما بخیر؛
مطلب اصلاح شده است و احتمالاً شما نسخه کش شده آن را مشاهده میکنید و به همین علت تغییرات را نمیتوانید ببینید. لطفاً، یکبار روی صفحه و پس از بارگذاری آن، دکمههای Ctrl+Shift+R را بزنید تا آخرین نسخه به روز شده برای شما بارگذاری شود.
از اینکه با مجله فرادرس همراه هستید، از شما بسیار سپاسگزاریم.
در جایی در اوایل متن پس از بیان رابطه
E = hf
گفته اید “این رابطه بیانگر این است که در فرکانسهای بینهایت مقدار انرژی به صفر میرسد” . از کجای این رابطه چنین نتیجه ای استنباط میشود؟
سلام.
در جمله مذکور اشتباهی وجود داشت که اصلاح شد.
از همراهی و بازخورد شما سپاسگزاریم.