اصطلاحات بانکی به انگلیسی – کاربردی ترین موارد + مثال و تلفظ


برای افرادی که به کشورهای دیگر مهاجرت کردهاند، آشنایی با زبان انگلیسی امری بسیار مهم به شمار میرود، چراکه زبان انگلیسی به عنوان زبان بینالمللی در بیشتر کشورها مورد استفاده قرار میگیرد و روشی برای برقراری ارتباط با دیگران است. اما یاد گرفتن برخی از اصطلاحات کاربردی میتواند راهگشای بسیاری از مشکلات باشد، مانند آموختن لغات و اصطلاحات بانکی. در این آموزش قصد داریم با اصطلاحات بانکی به انگلیسی آشنا شویم و به کمک مثالهای مختلف و مکالمههای گوناگون، کاربرد آنها را یاد بگیریم.
تعریف اصطلاحات بانکی به انگلیسی
اصطلاحات بانکی در انگلیسی به عبارتهایی گفته میشود که برای انجام امور بانکی از آنها استفاده میکنیم. این عبارتها معمولاً بین مراجعهکننده و کارمند بانک ردوبدل میشود. برای یاد گرفتن لغات و اصطلاحات بانکی در انگلیسی لازم است قبل از هر چیز معنی آنها را بدانیم. سپس میتوانیم با توجه به کاربرد آنها در جمله و در موقعیتهای مختلف، از آنها در گفتوگوهای خود برای انجام امور بانکی کمک بگیریم.
در این آموزش قصد داریم ابتدا به معرفی ۳۰ کلمه پرکاربرد بپردازیم که در بانک از آنها استفاده میشود. در ادامه، به چند مثال و ترجمه آنها اشاره خواهیم کرد که در موقعیتهای مختلف مورد استفاده قرار میگیرد. علاوه بر این، در ادامه مطلب، به فهرستی از لغات و اصطلاحات بانکی در انگلیسی همراه با معنی، در جدولی اشاره خواهیم کرد و مثالهایی در این رابطه ارائه میکنیم.
در انتها نیز برای یادگیری بهتر، چند مکالمه در رابطه با کارهای بانکی را همراه با ترجمه و تلفظ آوردهایم و نمونه تمرینی همراه با پاسخ تهیه کردهایم که با دیدن نتیجه آن میتوانید میزان یادگیری خود را محک بزنید.
۱. Account
«Account» به معنای «حساب بانکی» است. دو نوع حساب بانکی داریم به نامهای «حساب جاری» (Checking Account) و «حساب پسانداز» (Savings Account). حساب جاری ـ که در انگلیسی بریتانیایی به آن «Current Account» نیز گفته میشود ـ به شما این امکان را میدهد که هر زمان که بخواهید، از آن پول برداشت کنید. حساب پسانداز به شما امکان پسانداز کردن نیز میدهد و به آن سود تعلق میگیرد. به مثال زیر توجه کنید تا با کاربرد اصطلاحات بانکی فوق بیشتر آشنا شوید.
He needed to transfer some money from his savings account to his checking account so that he could pay for the new car he wanted to buy.
او باید مقداری پول از حساب پسانداز خود به حساب جاریاش واریز میکرد تا بتواند هزینه ماشین جدیدی را بپردازد که قصد خریدش را داشت.
۲. Credit
«Credit» به معنای «اعتبار» است و در اصطلاحات بانکی در انگلیسی کاربرد فراوانی دارد. «Credit» پولی است که در حساب بانکی خود دریافت میکنید یا پولی که بانک به عنوان وام به شما میدهد. همچنین میتواند شامل اعتباری باشد که به عنوان مشتری خوشحساب برای شما در نظر گرفته شده است یا پیشینه مالی شماست که هنگام وام گرفتن از بانک برای آنها مهم است. اصطلاحات دیگری به نام «Credit Card» نیز تعریف شده است که به فارسی «کارت اعتباری» به آن میگویند. «Credit Card» به کارتی گفته میشود که به شما اجازه میدهد بیشتر از پولی که دارید، خرج کنید اما باید سود آن را نیز بپردازید. به مثال زیر توجه کنید.
His credit was good, so he didn’t expect the bank to reject his loan application.
اعتبار خوبی داشت، به همین خاطر، انتظار نداشت که بانک درخواست وامش را رد کند.
۳. Debit
«Debit» به معنی «بدهی» است و به پولی گفته میشود که از حساب بانکی شما خارج میشود یا به عبارتی بدهکار هستید. اصطلاح «Debit Card» به معنی «کارت اعتباری» است و به کمک آن میتوانید از حساب خود در فروشگاهها یا به صورت آنلاین خرید کنید. «To debit money» نیز یکی از اصلاحات بانکی در انگلیسی و به معنی برداشت پول از حس بانکی است. مثال زیر و نحوه استفاده از این اصطلاحات بانکی توجه کنید.
I prefer using a debit card, because I’m not tempted to spend more money than I have in my account.
ترجیح میدهم از کارت اعتباری استفاده کنم، زیرا وسوسه نمیشوم بیشتر از آنچه در حسابم دارم پول خرج کنم.
The bank debited the money from his account.
بانک پول را از حسابش برداشت کرد.
۴. Balance
«Balance» به معنای موجودی حساب جاری در بانک یا همان مانده حساب است. به مثال زیر توجه کنید.
I need to check my balance before completing the transaction.
باید قبل از تکمیل تراکنش، موجودی حسابم را چک کنم.
۵. Loan
«loan» به معنی «وام» است و به پولی گفته میشود که از بانک یا مؤسسه مالی قرض میگیرند. بانک پول را به شما قرض میدهد و شما آن را به عنوان وام دریافت میکنید. معادل انگلیسی وام دادن «lend» و معادل وام گرفتن «borrow» است. به شخصی که وام میدهد، «lender» و به شخص وامگیرنده «borrower» گفته میشود. برای آشنایی با کاربرد این اصطلاحات، به مثال زیر توجه کنید.
They needed a loan to buy the car of their dreams, but they couldn’t find a lender.
آنها برای خرید ماشین رؤیاهای خود به وام نیاز داشتند، اما نتوانستند وامدهندهای پیدا کنند.
۶. Student Loan
«Student Loan» یا همان «وام دانشجویی»، به پولی گفته میشود که برای پرداخت شهریه دانشگاه به دانشجویان داده میشود. معمولاً پس از اتمام دوره دانشجویی و بعد از شروع به کار، موظف به بازپرداخت آن هستند. برخی از دانشگاهها نیز با سود بسیار کمی به دانشجویان وام میدهند. به مثال زیر توجه کنید تا کاربرد «Student Loan» را در جمله یاد بگیرید.
You need to get a good job right after you graduate, or you’ll be paying for your student loan for a long time.
باید بلافاصله پس از فارغالتحصیلی شغل خوبی پیدا کنید، وگرنه تا مدت زیادی مشغول پرداخت وام دانشجویی خواهید بود.
۷. Debt
«Debt» مجموع پولی است که شخص بدهکار است. یکی از کالوکیشنهای آن «in debt» است و برای شخص بدهکار به کار میرود. به دو مثال زیر توجه کنید تا با کاربرد این دو اصطلاح بیشتر آشنا شوید.
He was already deeply in debt through gambling losses.
او به خاطر باخت در قمار، مقروض بود.
He couldn’t pay his debt, so he had to sell his car.
او نتوانست بدهی خود را بپردازد، بنابراین مجبور شد ماشین خود را بفروشد.
۸. Interest Rate
«Interest Rate» در زبان فارسی معادل «نرخ بهره» است. اگر از بانک وام بگیرید، باید آن را به مرور پرداخت کنید. علاوه بر کل پول، مبلغی نیز به عنوان سود از شما گرفته میشود. نرخ بهره با توجه به مدت زمان بازپرداخت وام تعیین میشود. «Interest» به معنی سود یا بهره است و فعل «pay» به عنوان کالوکیشن برای آن استفاده میشود. برای آشنایی بیشتر با کاربرد آن، به مثالهای زیر توجه کنید.
Does your current account pay interest?
آیا به حساب جاری شما سود تعلق میگیرد؟
He was researching the banks that offered the lowest interest rate for loans.
او در مورد بانکهایی تحقیق میکرد که کمترین نرخ بهره را برای وام ارائه میدادند.

۹. To Withdraw
«To Withdraw» فعل و به معنای پول برداشت کردن از حساب بانکی است. به مثال زیر توجه کنید تا با کاربرد آن در جمله آشنا شوید.
He wanted to withdraw some money from his checking account, but he forgot his card at home.
میخواست از حساب جاریاش مقداری پول برداشت کند، اما کارتش را در خانه جا گذاشته بود.
۱۰. To Overdraw
اگر بیشتر از پولی که در حساب خود دارید برداشت کنید، به آن «Overdraw» میگویند. به مثال زیر توجه کنید.
He was careful not to overdraw money from his account, because the penalties were quite high with his bank.
مراقب بود که از حساب خود پول اضافه برداشت نکند، زیرا جریمههای بانک او بسیار زیاد بود.
۱۱. Overdraft
اگر بیش از اعتبار حساب خود پول برداشت کنید یا حواله کنید، به این عمل «Overdraft» میگویند. به مثال زیر توجه کنید.
She received an overdraft notice when she spent more than she had in her checking account.
وقتی بیش از آنچه در حساب جاری خود خرج کرد، اخطار اضافه برداشت دریافت کرد.
۱۲. ATM
«ATM» مخفف «Automated Teller Machine» است و به آن در زبان فارسی «دستگاه خودپرداز» گفته میشود. در زبان انگلیسی، به آن «Cash point» یا «Cash machine» نیز گفته میشود. به مثال زیر دقت کنید تا با نحوه استفاده از آن در جمله آشنا شوید.
I need to stop at the ATM to take out some cash.
باید دم دستگاه خودپرداز توقف کنم تا مقداری پول نقد برداشت کنم.
۱۳. Direct Debit
«Direct Debit» یا «برداشت مستقیم» به این مفهوم است که طبق توافق انجام شده، میتوانیم پرداختهای منظم با مبالغ متفاوتی داشته باشیم، مانند پرداخت قبض آب و برق. به کمک «Direct Debit» دیگر نیازی به تراکنشهای ماهیانه نیست. در مثال زیر، نحوه به کار بردن این اصطلاح بانکی را مشاهده میکنید.
He used a direct debit for his mobile phone bill.
او برای قبض موبایلش از برداشت مستقیم استفاده کرد.
۱۴. Standing Order
در اصطلاحات بانکی در انگلیسی «Standing Order» به معنی «برداشت خودکار» است و با «Direct Debit» تفاوت دارد. مبالغ پرداختی در «Standing Order» متغیر نیست، حال آنکه در «Direct Debit» میتواند متفاوت باشد. «Standing Order» پرداختهای منظمی است که به صورت خودکار از حساب شخص برداشت میشود. به مثال زیر و نحوه استفاده از آن توجه کنید.
He kept forgetting to pay his loan installments so he decided to go for a standing order.
او مدام فراموش میکرد که اقساط وام خود را بپردازد، بنابراین تصمیم گرفت برداشت خودکار داشته باشد.
۱۵. Deferred Payment
«Deferred Payment» به پرداختهای معوقهای گفته میشود که با انجام ندادن تراکنشهای معمول، به زمان دیگری موکول میشود. به مثال زیر توجه کنید.
He was going abroad for a month, so he decided to use deferred payment for his electricity bill.
او قصد داشت به مدت یک ماه به خارج از کشور برود، بنابراین تصمیم گرفت از پرداخت معوقه برای قبض برقش استفاده کند.
۱۶. Statement
به «Statement» صورتحساب موجودی یا گواهی تمکن مالی گفته میشود که نشاندهنده تمام بدهیها، اعتبارها و برداشتها و واریزی به یک حساب است. به مثال زیر دقت کنید.
He wasn’t sure why his balance was so low, so he asked for a bank statement.
او نمیدانست چرا اینقدر موجودی حسابش کم است، به همین دلیل درخواست صورتحساب موجودیاش را کرد.
۱۷. Personal Identification Number (PIN)
«Personal Identification Number» همان شماره شناسایی شخصی است که فقط دارندگان حساب برای حسابهای خود به آن دسترسی دارند. در مثال زیر از این اصطلاح استفاده شده است.
After three failed attempts to remember his Personal Identification Number, he had to contact the bank.
وقتی پس از سه بار تلاش نتوانست شماره شناسایی شخصی خود را به یاد بیاورد، مجبور شد با بانک تماس بگیرد.
18. Safety Deposit Box
به صندوق امانات بانک «Safety Deposit Box» گفته میشود که به مشتریان این امکان را میدهد که اقلام باارزش خود را در آن نگهداری کنند. به مثال زیر توجه کنید.
After having his house broken into twice, he decided to keep his important documents in a safety deposit box.
بعد از اینکه خانهاش دو بار به سرقت رفت، تصمیم گرفت اسناد مهمش را در صندوق امانات بانک نگهداری کند.
۱۹. Credit Limit
«Credit Limit» به معنی «سقف اعتبار» است و به حداکثر پولی گفته میشود که بانک اجازه میدهد با توجه به موقعیت مالیتان از حساب خود برداشت کنید. به مثال زیر دقت کنید.
After she reached her credit limit, she decided to spend less and save more.
بعد از اینکه به سقف اعتبار خود رسید، تصمیم گرفت کمتر خرج کند و بیشتر پسانداز کند.

۲۰. Mortgage
«Mortgage» وام مسکن است و بر اساس توافقی که بین مشتری و بانک میشود، میتواند به صورت وام در اختیار مشتری قرار داده شود. در این صورت، تا زمانی که تمام قسطها پرداخت نشده، خانه به نام بانک است. مثال زیر را در نظر بگیرید تا با نحوه استفاده از «Mortgage» در جمله آشنا شوید.
They need to take out a mortgage to buy a house.
آنها باید وام مسکن میگرفتند تا خانه بخرند.
۲۱. Collateral
«Collateral» در زبان فارسی معادل کلمه «وثیقه» است که بر اساس آن فرد صلاحیت وام گرفتن را از بانک دریافت میکند.
She didn’t have any collaterals, so she decided to take out a mortgage.
او وثیقهای نداشت، به همین دلیل تصمیم گرفت وام مسکن بگیرد.
۲۲. Appraisal
«Appraisal» شامل بررسی ارزش مالی ملک است که معمولاً توسط نماینده بانک و قبل از اعطای وام انجام میشود. به مثال زیر دقت کنید.
They wanted to use their house as collateral for the loan, but first the bank needed to appraise its value.
آنها میخواستند از خانه خود به عنوان وثیقه برای وام استفاده کنند، اما ابتدا بانک باید ارزش آن را ارزیابی میکرد.
۲۳. Guarantor
به «ضامن» در زبان انگلیسی «Guarantor» گفته میشود که در صورت پرداخت نکردن قسطهای وام، آن شخص موظف است آنها را پرداخت کند.
His parents offered to act as guarantors for his student loan.
والدینش به او پیشنهاد دادند که ضامن وام دانشجوییاش شوند.
۲۴. Payoff
«Payoff» یا «تسویهحساب» شامل پرداخت کامل وام است. به مثال زیر دقت کنید.
She was feeling relieved that she had completed the payoff of her debt last month.
او از اینکه بدهی ماه قبلش را تسویه کرده بود، احساس آرامش میکرد.
۲۵. Clause
«Clause» یا «بند»، به بخشی از قرارداد گفته میشود که جزئیاتی را درباره موقعیت خاصی مطرح میکند که تحت پوشش قرارداد است. به مثال زیر دقت کنید.
All the bank contracts have a clause that specifies the bank charges and the interest rate for a specific account.
در بانک قراردادها شامل بندی میشوند که هزینههای بانک و نرخ بهره را برای حساب خاصی مشخص میکند.
۲۶. Prepayment
«Prepayment» به معنی «پیشپرداخت» است و شامل پرداخت قسط قبل از موعد آن است.
She forgot to check the prepayment clause and was quite surprised to see she had penalties to pay to the bank.
او فراموش کرده بود بند پیشپرداخت را بررسی کند و از دیدن جریمههایی که باید به بانک بدهد، متعجب شده بود.
۲۷. Bank Charges
«Bank Charges» به معنی «هزینههای بانکی» است و شامل کارمزدهایی میشود که بانک در ازای خدماتی که ارائه میدهد، از شما میخواهد که پرداخت کنید. به مثال زیر دقت کنید.
He chose his bank carefully, by looking not only at the interest rates, but also at all the bank charges.
او نهتنها با بررسی نرخ بهره، بلکه با بررسی همه هزینههای بانکی، بانک خود را انتخاب کرد.
۲۸. Business Days
«Business Days» همان روزهای کاری است که بانکها باز هستند. «Business Hours» نیز به معنای «ساعات کاری» است و یکی از اصطلاحات بانکی در انگلیسی به شمار میرود. به مثال زیر توجه کنید تا با کاربرد این اصطلاح در انگلیسی آشنا شوید.
You can only complete transactions in the bank on business days, but you can use Internet banking whenever you want.
فقط در روزهای کاری میتوانید تراکنشها را در بانک انجام دهید، اما هر زمان که بخواهید میتوانید از بانکداری اینترنتی استفاده کنید.
۲۹. Branch
معادل فارسی این کلمه، «Branch» است. هر بانکی با توجه به موقتی مکانی خود به عنوان شعبه خاصی در آن منطقه در نظر گرفته میشود و افراد بومی میتوانند برای گرفتن خدمات به آن مراجعه کنند. به مثال زیر توجه کنید.
This bank only has three branches in the city, but there are plenty of ATMs.
این بانک فقط سه شعبه در شهر دارد، اما تعداد زیادی دستگاه خودپرداز وجود دارد.
۳۰. Electronic Banking
این اصطلاح به معنای بانکداری الکترونیکی است و به مشتریان این امکان را میدهد که کارهای بانکی خود را از طریق اینترنت تکمیل کنند. در زبان انگلیسی، «online banking» و «Internet banking» یا «e-banking» نیز بهجای این اصطلاح به کار میرود. به مثال زیر توجه کنید.
Customers find electronic banking very convenient because they no longer need to go to the bank to make transactions.
مشتریان بانکداری الکترونیک را بسیار راحت میدانند، زیرا دیگر نیازی به مراجعه به بانک برای انجام تراکنشها ندارند.
فهرست لغات و اصطلاحات بانکی
در جدول زیر میتوانید فهرستی از لغات و اصطلاحات بانکی را همراه با معنی مشاهده کنید.
جدول لغات و اصطلاحات بانکی |
balance (n.) |
the difference between credits and debits in an account |
موجودی حساب |
If you put money in your bank account, does the balance go up or down? |
اگر پول را در حساب بانکیات بگذاری، آیا موجودی حساب افزایش پیدا میکند یا کاهش؟ |
bank charges (n.) |
money paid to a bank for the bank's services etc |
هزینههای بانکی |
If I withdraw money from an ATM machine, I have to pay $2.50 in bank charges. |
من از دستگاه خودپرداز پول برداشت کردم، باید ۲،۵ دلار هزینههای بانکی را پرداخت کنم. |
branch (n.) |
local office or bureau of a bank that customers can visit |
شعبه |
Is there a branch of the National Bank near here? |
آیا این اطراف بانک ملی شعبه دارد؟ |
checkbook (n.) |
book containing detachable checks; chequebook |
دستهچک |
If I had my checkbook, I'd pay by writing you a check. |
اگر دستهچک داشتم، برایتان چک مینوشتم و پرداخت میکردم. |
check (n.) |
written order to a bank to pay the stated sum from one's account; cheque |
چک |
They promised to send me a check, but I didn't get it. |
به من قول دادند برایم چک بفرستند، اما آن را دریافت نکردم. |
(v.) / credit (n.) |
money in a bank a/c; sum added to a bank a/c; money lent by a bank |
اعتبار؛ اعتبار داشتن |
The bank gives her just enough credit to pay her bills. |
بانک برای پرداخت صورتحسابش به او اعتبار کافی داد. |
credit card (n.) |
(plastic) card from a bank authorizing the purchasing of goods on credit |
کارت اعتباری |
When Kim realized she'd left her credit card in the ATM machine, she ran back to get it. |
وقتی «کیم» متوجه شد که کارت اعتباریاش را در دستگاه خودپرداز جا گذاشته، با سرعت به سمت آن برگشت تا کارت را بردارد. |
current account (n.) |
bank a/c from which money may be drawn at any time; checking account |
حساب جاری |
Current accounts are good for day-to-day purchases, but you don't get much interest. |
حساب جاری برای خریدهای روزانه خوب هستند، اما سود زیادی نمیدهند. |
(v.) / debit (n.) |
a sum deducted from a bank account, as for a cheque |
بدهی، بدهی داشتن |
What was this debit in last month's expense account for? |
این بدهی در حساب هزینه ماه گذشته برای چه بوده است؟ |
deposit account (n.) |
bank a/c on which interest is paid; savings account |
حساب سپرده |
What interest rate are you getting for your deposit account? |
چه نرخ بهرهای برای حساب سپرده خود میگیرید؟ |
fill out (v.) |
to add written information to a document to make it complete; to fill out |
فرم پر کردن |
Please fill out this application form before seeing the loans officer. |
لطفاً قبل از دیدن مسئول وام، این فرم را پر کنید. |
interest (n.) |
money paid for the use of money lent |
سود، بهره |
Why aren't banks paying as much interest as they used to? |
چرا بانکها مثل سابق سود نمیدهند؟ |
(v.) / loan (n.) |
money lent by a bank etc and that must be repaid with interest |
وام؛ وام گرفتن |
You'll have to get a housing loan before buying a property. |
قبل از خریدن ملک، باید وام مسکن بگیری. |
online banking (n.) |
the management of a bank account over the internet |
بانکداری آنلاین |
Grandma does her own online banking, from paying bills to checking her balance. |
مادربزرگ کارهای بانکی خود را آنلاین انجام میدهد، از پرداخت قبوض گرفته تا چک کردن موجودیاش. |
overdraft (n.) |
deficit in a bank account caused by withdrawing more money than is paid in |
اضافه برداشت |
If there isn't enough in my account for a purchase, I get an automatic overdraft. |
اگر پول کافی در حسابم برای خرید کردن نباشد، از اضافه برداشت خودکار استفاده میکنم. |
pay in (v.) |
to deposit or put money in to a bank account |
واریز کردن |
My salary gets paid in every month, and then I withdraw it as needed. |
حقوقم هر ماه واریز میشود، و سپس در صورت نیاز آن را برداشت میکنم. |
payee (n.) |
person to whom money is paid |
گیرنده وجه |
When writing a check, make sure you spell the name of the payee correctly. |
وقتی چک مینویسید، مطمئن شوید که املای نام گیرنده درست باشد. |
paying-in slip (n.) |
small document recording money that you pay in to a bank account |
فیش واریز |
Do you keep all your paying-in slips? |
آیا همه فیشهای واریزی خود را نگه میدارید؟ |
standing order (n.) |
an instruction to a bank to make regular payments |
برداشت خودکار |
Ask your bank if they'll pay the rent by standing order for you. |
از بانک بپرسید که [پول] اجاره را به صورت خودکار از حسابتان برداشت میکنند یا خیر. |
statement (n.) |
a record of transactions in a bank account |
صورتحساب موجودی |
I do all my banking online now, so I don't get statements in the mail. |
من در حال حاضر، همه کارهای بانکیام را به صورت آنلاین انجام میدهم، بنابراین برایم صورتحساب موجودی پست نمیشود. |
withdraw (v.) |
to take money out of a bank account |
برداشت کردن از حساب |
Before ATM machines, we took our passbooks to a bank to withdraw money. |
قبل از دستگاههای خودپرداز، از دستهچک برای برداشت پول از بانک استفاده میکردیم. |
Payoff (n.) |
تسویهحساب |
the repayment of all the debt |
She was feeling relieved that she had completed the payoff of her debt last month. |
او از اینکه بدهی ماه قبلش را تسویه کرده بود، احساس آرامش میکرد. |
Dishonored cheque |
cheques that a bank on which is drawn declines to pay |
چک برگشتی |
The Act prescribes a strict procedure upon receipt of a dishonored cheque. |
این قانون، رویکرد سختگیرانهای را پس از دریافت چک برگشتی اعمال میکند. |
Deposit a cheque |
put money into a bank account, especially one that pays interest |
چک به حساب خواباندن |
Do you know how to deposit a cheque online? |
میدانی چک به حساب خواباندن به صورت آنلاین چگونه است؟ |
Cash a check |
pay a written order for money transfer into one's bank account |
چک نقد کردن |
I'd like to cash this cheque, please. |
اگر ممکن است، میخواهم این چک را نقد کنم. |
Open an account |
start an account at a bank or other financial organization by putting money into it |
حساب باز کردن |
I'd like to open a bank account. |
میخواهم حساب باز کنم. |
Withdraw cash |
take money out of an account |
پول نقد برداشت کردن |
When you need to withdraw cash, we're here for you 24/7. |
هر موقع نیاز دارید پول نقد برداشت کنید، ما شبانهروز در خدمت شما هستیم. |
Make a deposit |
put some money in a bank account |
پول به حساب واریز کردن |
can I make a deposit at any time of the day? |
میتوانم هر زمان از روز که بخواهم پول واریز کنم؟ |
Exchange money |
interchange or conversion of the money of two countries or of current and uncurrent money with allowance for difference in value. |
تبدیل پول یا ارز |
When Is the Best Time to Exchange Money? |
بهترین زمان برای تبدیل پول یا ارز کی است؟ |
Take out a loan |
to obtain, to get money on a temporary basis, for example from a bank. |
وام گرفتن |
How can I take out a loan from your bank? |
چطور میتوانم از بانک شما وام بگیرم؟ |
مثال اصطلاحات بانکی در انگلیسی
به چند جمله که با اصطلاحات بانکی در انگلیسی ساخته شده توجه کنید. این جملهها برای موقعیتهای مختلفی در نظر گرفته شده است.
اصطلاحات مربوط به تراکنشهای بانکی
در ادامه چند مثال شامل «Phrases for Making Bank Transactions» را مشاهده میکنید.
I want to make a withdrawal.
من میخواهم برداشت انجام دهم.
How would you like the money?
پول خود را چگونه میخواهید (نقد یا چک)؟
I’d like to pay this in, please.
اگر ممکن است میخواهم این را واریز کنم.
I’d like to pay in a cheque.
میخواهم به صورت چک واریز کنم.
Have you got ID?
شناسنامه دارید؟
I’d like to transfer some money to this account.
میخواهم مبلغی پول به این حساب منتقل کنم.
اصطلاحات مربوط به حسابهای بانکی
در ادامه چند اصطلاح شامل «Expressions for Operating with Bank Accounts» را مشاهده میکنید.
I’d like to open a personal account.
میخواهم حساب شخصی باز کنم.
I’d like to open a business account.
میخواهم حساب تجاری باز کنم.
I’d like to open a savings account.
میخواهم حساب پسانداز باز کنم.
I would like to close my bank account.
میخواهم حساب بانکی خود را ببندم.
What do I need to open an bank account?
برای افتتاح حساب بانکی به چه چیزهایی نیاز دارم؟
What’s the interest rate on this account?
نرخ بهره این حساب چقدر است؟
What interest rates do you offer on saving accounts?
چه نرخ بهرهای برای حسابهای پسانداز پیشنهاد میکنید؟
What is my account balance?
موجودی حساب من چقدر است؟
We’ve got a joint account.
ما حساب مشترکی داریم.
I would like to withdraw £500 from my bank account.
میخواهم 500 پوند از حساب بانکی خود برداشت کنم.
Could you transfer £500 from my current account to my deposit account?
آیا میتوانید 500 پوند از حساب جاری من به حساب سپرده من منتقل کنید؟
Which investment account offers the best rate?
کدام حساب سرمایهگذاری بهترین نرخ [بهره] را ارائه میدهد؟
اصطلاحات مربوط به پول و ارز تبدیل کردن
در ادامه چند مثال شامل «Bank Phrases for Money Exchange» را مشاهده میکنید.
I would like to exchange money.
میخواهم پول تبدیل (چنج) کنم.
Could I change this money please?
میتوانم این پول را تبدیل (چنج) کنم؟
Could I change £100 into Euros please.
میتوانم 100 پوند را به یورو تبدیل کنم؟
I’d like to order some foreign currency.
میخواهم مبلغی ارز خارجی سفارش دهم.
What is the exchange rate?
نرخ تبدیل ارز چقدر است؟
We can change that into Euros for you.
میتوانیم آن را برای شما به یورو چنج کنیم.
What commission do you charge to exchange currency?
برای تبدیل پول رایج کشور، چه کمیسیونی دریافت میکنید؟
سایر اصطلاحات بانکی به انگلیسی
چند مثال با سایر اصطلاحات بانکی به انگلیسی در ادامه آورده شده است.
I would like to take out a loan.
میخواهم وام بگیرم.
May I speak to someone about a business loan?
ممکن است با کسی در مورد وام کسبوکار صحبت کنم؟
Who would I talk to (… about a car loan)?
با چه کسی (... در مورد وام خودرو) صحبت کنم؟
I would like to make a deposit.
میخواهم سپردهگذاری کنم.
Can I have multiple bank accounts?
ممکن است چند حساب بانکی داشته باشم؟
Can I pay all my bills online with this account?
آیا میتوانم همه قبضهای خود را به صورت آنلاین با این حساب پرداخت کنم؟
I would like to rent a safe deposit box.
میخواهم صندوق امانات اجاره کنم.
My credit card has been stolen.
کارت اعتباری من دزدیده شده است.
I’ve lost my credit card.
کارت اعتباریام را گم کردهام.
I’d like to cash this cheque.
میخواهم این چک را نقد کنم.
I’d like to pay in a cheque.
میخواهم چک را واریز کنم.
I’d like to cancel a cheque.
میخواهم چک را باطل کنم.
How do I access my bank account online?
چطور میتوانم به حساب بانکی خود به صورت آنلاین دسترسی داشته باشم؟
Can I pay all my bills online with this account?
میتوانم با این حساب تمام قبضهای خود را به صورت آنلاین پرداخت کنم؟
I’d like to speak to someone about a mortgage.
میخواهم با کسی در مورد وام مسکن صحبت کنم.
What are the hours at this branch?
ساعات کاری این شعبه به چه صورت است؟
How many branches do you have?
چند شعبه دارید؟

مکالمه اصطلاحات بانکی در انگلیسی
آشنایی با اصطلاحات بانکی در انگلیسی به کمک یاد گرفتن و تمرین آنها در قالب جمله و متن میسر میشود. به همین دلیل در ادامه تعدادی مکالمه انگلیسی با این اصطلاحات ارائه کردهایم که تلفظ و ترجمه آنها نیز آورده شده است.
مکالمه اول: Setting up a Bank Account
به مکالمهای میان کارمند بانک و مشتری درباره افتتاح حساب بانکی توجه کنید. ترجمه مکالمه نیز در ادامه آمده است.
A: How are you doing today?
B: Great. Thanks.
A: What can I help you with?
B: I would like to open a bank account.
A: What kind would you like to open?
B: I need a checking account.
A: Would you also like to open a savings account?
B: That's fine.
A: In order to open these accounts, you need to deposit a minimum of $50.
B: I want to deposit $300.
A: I'll set up your accounts for you right now.
B: Make sure to put $150 in each account.
A: امروز حالتان چطور است؟
B: خوبم. ممنون.
A: چطور میتوانم به شما کمک کنم؟
B: میخواهم یک حساب بانکی باز کنم.
A: میخواهید چه نوع حسابی باز کنید؟
B: من به حساب جاری نیاز دارم.
A: آیا میخواهید حساب پسانداز نیز باز کنید؟
B: مشکلی نیست.
A: برای افتتاح این حسابها، باید حداقل 50 دلار واریز کنید.
B: میخواهم 300 دلار واریز کنم.
A: من همین الآن برای شما حساب باز میکنم..
B: حتماً در هر حساب 150 دلار قرار دهید.
مکالمه دوم: Making a Deposit
به مکالمهای میان کارمند بانک و مشتری با موضوع واریز کردن پول توجه کنید. ترجمه مکالمه نیز در ادامه آمده است.
A: How are you doing?
B: Great. Thanks for asking.
A: What can I do for you today?
B: I would like to deposit some money.
A: Are you depositing cash or a check?
B: I want to deposit cash.
A: How much are you depositing?
B: I would like to deposit $300.
A: What account do you want your money in?
B: I want to deposit it into my checking account.
A: Do you need anything else?
B: No. That's all. Thank you.
A: حالتان چطور است؟
B: خوبم ممنون.
A: امروز چه کاری میتوانم برایتان انجام دهم؟
B: میخواهم مبلغی پول واریز کنم.
A: پول نقد یا چک واریز میکنید؟
B: میخواهم پول نقد واریز کنم.
A: چقدر واریز میکنید؟
B: میخواهم 300 دلار واریز کنم.
A: پولتان را به چه حسابی واریز میکنید؟
B: میخواهم آن را به حساب جاری خودم واریز کنم.
A: کار دیگری هم دارید؟
B: نه. همین. متشکرم.
مکالمه سوم: Making a Withdrawal
به مکالمهای میان کارمند بانک و مشتری با برداشت کردن پول از حساب بانکی توجه کنید. ترجمه مکالمه نیز در ادامه آمده است.
A: How are you doing today?
B: Great. Thank you.
A: What can I do for you?
B: I need to withdraw some money.
A: How much would you like to take out?
B: I need to withdraw $300.
A: Which account would you like to take the money from?
B: I want to take it from my checking account.
A: Here you go.
B: Thank you very much.
A: Can I do anything else for you?
B: No. That'll be all.
A: امروز حالتان چطور است؟
B: عالی. متشکرم.
A: چه کاری میتوانم برایتان انجام دهم؟
B: باید مبلغی پول برداشت کنم.
A: چقدر دوست دارید برداشت کنید؟
B: باید 300 دلار برداشت کنم.
A: دوست دارید از کدام حساب پول بگیرید؟
B: میخواهم آن را از حساب جاری خودم برداشت کنم.
A: بفرمایید.
B: خیلی ممنون.
A: آیا باید کار دیگری برای شما انجام دهم؟
B: نه. همین.

مکالمه چهارم: Cashing a Check
به مکالمهای میان کارمند بانک و مشتری با موضوع نقد کردن چک توجه کنید. ترجمه مکالمه نیز در ادامه آمده است.
A: What can I help you with today?
B: I would like to make a deposit.
A: Will that be cash or check?
B: I'm depositing a check.
A: Could you sign the back of the check, please?
B: All right. Here you go.
A: Would you like any cash back?
B: That would be great.
A: How much would you like?
B: I would like $150.
A: Here is your $150.
B: Thanks for everything.
A: امروز چطور میتوانم به شما کمک کنم؟
B: میخواهم پول به حساب بریزم.
A: پولتان نقد است یا چک؟
B: چک واریز میکنم.
A: ممکن است پشت چک را امضا کنید؟
B: بسیار خوب. بفرمایید.
A: پول نقد میخواهید؟
B: بله عالی است.
A: چقدر میخواهید؟
B: من 150 دلار میخواهم.
A: بفرمایید این 150 دلار .
B: ممنون بابت همهچیز.
ب: برای همه چیز متشکرم.
مکالمه پنجم: Opening Another Account
به مکالمهای میان کارمند بانک و مشتری با موضوع افتتاح حساب بانکی جدید توجه کنید. ترجمه مکالمه نیز در ادامه آمده است.
A: How may I help you today?
B: I need to open a second account.
A: What kind of account would you like to open?
B: I need another savings account.
A: Do you have another account with us?
B: I sure do.
A: Would you like to transfer money from that account into your new one?
B: That's fine.
A: How much would you like to transfer?
B: Transfer $100.
A: Give me a moment while I complete your transaction.
B: That's fine. Thank you.
A: امروز چطور میتوانم به شما کمک کنم؟
B: میخواهم حساب دوم باز کنم.
A: چه حسابی میخواهید باز کنید؟
B: به حساب پسانداز دیگری نیاز دارم.
A: حساب دیگری نزد ما دارید؟
B: بله دارم.
A: آیا میخواهید از آن حساب، به حساب جدید خود پول منتقل کنید؟
B: بله همینطور است.
A: چقدر میخواهید انتقال دهید؟
B: صد دلار.
A: یک لحظه به من فرصت دهید تا کار شما را انجام دهم.
B: خوب است. متشکرم.
سوالات رایج درباره اصطلاحات بانکی به انگلیسی
برای درک بهتر اصطلاحات بانکی به انگلیسی در ادامه این مطلب به چند اصطلاح رایج اشاره کردهایم.
اصطلاحات رایج در بانک چیست ؟
مهمترین اصطلاحات بانکی به انگلیسی شامل «باز کردن حساب» (Open an account)، «واریز کردن پول» (Deposit money into an account)، «پول از حساب برداشت کردن» (Withdraw money from an account)، «نقد کردن چک» (Cash a cheque)، «شماره حساب» (Account number) و «تبدیل پول یا ارز» (Change money) است.
انواع روشهای پرداخت به انگلیسی چیست ؟
انواع روشهای پرداخت شامل پرداخت نقدی (Cash)، پرداخت از طریق کارت بانکی (Pay by bank cards)، پرداخت از سامانه (EFTPOS payment)، پرداخت آنلاین (Online payments)، چک کشیدن (Draw a Cheque)، حواله بانکی (Money order payments) و پرداخت قسطی (Installment payment) است.
انواع حساب به انگلیسی کدام است؟
دو نوع حساب در زبان انگلیسی به نام «Savings Account» و «Checking Account» وجود دارد. «Savings Account» به حساب پسانداز و «Checking Account» به حساب جاری گفته میشود. با افتتاح حساب جاری، میتوانید هر زمانی از آن پول برداشت کنید. حساب پسانداز اینگونه نیست، اما به آن سود تعلق میگیرد.

تمرین اصطلاحات بانکی به انگلیسی
برای ارزیابی عملکرد خود در رابطه با «مطلب اصطلاحات بانکی به انگلیسی»، میتوانید از آزمونی که در ادامه در اختیار شما قرار گرفته است استفاده کنید. این آزمون شامل ۱۲ سؤال است و پس از پاسخ دادن به تمامی پرسشها و ظاهر شدن دکمه «دریافت نتیجه آزمون»، میتوانید نمره عملکردتان را مشاهده کنید و جوابهای درست و نادرست را نیز ببینید.
1. She decided to open a ___ account at the bank that offered the best interest rate available on the local market.
saving
savings
saved
2. If you’re not sure your ___ is correct, you should ask for a bank statement.
balance
total amount
money
3. She preferred using a ___ card rather than a credit card because she sometimes had a tendency to spend too much.
debited
debit
debitable
4. Avoid ___ money from your account by keeping track of your transactions online.
withdrawing
overdrawing
removing
5. He realized that paying all his utility bills was taking way too long, so he decided to give ___ debit a try.
direct
standing
straight
6. He forgot to make arrangements for ___ payment while he was abroad, so he was worried he would have his electricity cut off.
delayed
postponed
deferred
7. Having a credit ___ is a good way to limit the effects of credit card fraud.
limitation
limit
measure
8. If she had known about the penalties, she wouldn’t have considered ___ such a good option.
advance payment
prepayment
early payment
9. As he didn’t have any collaterals, he needed a ___ to take out a loan.
guarantor
guarantee
warranty
10. You may find yourself in the unpleasant situation of having to pay a lot of bank ___ if you don’t research banks carefully before taking out a loan.
taxes
tariffs
charges
11. As they didn’t want to live in a rented apartment, their only option was to ___ a mortgage.
take away
take up
take out
12. The interest ___ wasn’t the best on the market, but she chose that bank because it had been recommended to her by her parents.
rate
rating
level
جمعبندی
در این آموزش با اصطلاحات بانکی در انگلیسی آشنا شدیم و معنی هر یک را در موقعیتهای مختلف یاد گرفتیم. همچنین با فهرستی از لغات پرکاربرد آشنا شدیم که برای انجام دادن کارهای بانکی باید بدانیم. در ادامه مثالهای متعددی ارائه کردیم که برای تبادلات، افتتاح یا بستن حساب بانکی و مواردی از این قبیل کاربرد دارد.
علاوه بر این، نمونه مکالمههایی را نیز در رابطه با لغات و اصطلاحات بانکی آموزش دادیم. در مجموع، برای یاد گرفتن اصطلاحات بانکی، صرفاً حفظ کردن کلمهها و اصطلاحات نمیتواند کمک زیادی به شما بکند. بلکه باید بتوانید در قالب جمله یا مکالمه آنها را تمرین کنید تا برای مدتی طولانی در ذهنتان بماند و در موقعیتهای مختلف بتوانید به درستی از آنها استفاده کنید.
مطلبی که در بالا مطالعه کردید بخشی از مجموعه مطالب «مباحث متفرقه زبان انگلیسی» است. در ادامه، میتوانید فهرست این مطالب را ببینید:
- آموزش خواندن ساعت به انگلیسی – رایگان و به زبان ساده
- جواب دادن تلفن به انگلیسی + عبارت های مهم و کاربردی
- طرز صحیح نوشتن اعداد انگلیسی — با مثال و ساده
- آموزش اعداد به انگلیسی – با مثال و تمرین
- داستان کوتاه انگلیسی با افعال گذشته استمراری + ترجمه و نکات گرامری
- قواعد جمله سازی در انگلیسی – به زبان ساده + مثال، تمرین و تلفظ صوتی
- سیلاب در زبان انگلیسی چیست ؟ – توضیح به زبان ساده + مثال و تمرین
- اعضای خانواده به انگلیسی — به زبان ساده + مثال
- سلام و احوالپرسی به انگلیسی – به زبان ساده + مثال، تمرین و تلفظ
- متن انگلیسی درباره تعطیلات تابستان + نمونه متن، ترجمه و بررسی اصطلاحات
- اصطلاحات رایج انگلیسی در رستوران – با معنی و مکالمه
- برای یادگیری زبان انگلیسی از کجا شروع کنیم ؟ — بهترین راهنمای رایگان
- ۳۰ روش تقویت مکالمه انگلیسی – راهنمای کامل و ساده
- نمونه ایمیل رسمی انگلیسی – قالب های متنوع، با ترجمه
- طریقه نوشتن ایمیل رسمی به انگلیسی – از صفر تا صد
- آموزش کمک خواستن به انگلیسی + نمونه مکالمه، مثال و تلفظ صوتی
- اصطلاحات رایج انگلیسی در بازرگانی – ۱۰۰ عبارت مهم با معنی
- کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی + 600 کلمه کاربردی و ضروری
- اعداد ترتیبی در انگلیسی — مثال و تمرین
- کاربرد ویرگول در زبان انگلیسی — کامل و با مثال
- کاربرد علامت سوال در زبان انگلیسی — به زبان ساده + مثال، تمرین و تلفظ
- بهترین کتاب گرامر زبان انگلیسی – معرفی 43 عنوان ضروری
- توصیف ظاهر افراد به انگلیسی – صفات ظاهری پرکاربرد + مثال و تمرین
- کشورها و ملیت ها به انگلیسی – توضیح گرامر ملیت + تمرین و تلفظ
- اعضای صورت به انگلیسی + مثال، مکالمه، تمرین، تلفظ و ترجمه فارسی
- مسافرت به انگلیسی — 7 روش استفاده در مکالمه + تلفظ و ترجمه فارسی
- آدرس دادن به انگلیسی — آموزش اصطلاحات رایج + مثال و تلفظ
- اجزای کلام در انگلیسی یا Parts of Speech چیست؟ — به زبان ساده + مثال
- اصول نامه نگاری انگلیسی – هر آنچه باید بدانید + مثال
- 150 ضرب المثل انگلیسی رایج و کاربردی که باید بدانید + ترجمه و تلفظ
عالی بود. ممنون.