زبان انگلیسی ۱۰۳۴۰ بازدید

صفت کلمه‌ای است که اسم را توصیف می‌کند. بعضی وقت‌ها، اسم به‌تنهایی نمی‌تواند منظور ما را برساند، بنابراین برای این‌که بتوانیم توضیحات بیشتری درباره اسم بدهیم، از صفت استفاده می‌کنیم. صفت معمولاً قبل از اسم قرار می‌گیرد، اما در شرایطی که بیش از یک صفت در جمله داشته باشیم، ترتیب قرار گرفتن آن‌ها از الگوی خاصی پیروی می‌کند. در این آموزش از مجموعه مطالب زبان انگلیسی مجله فرادرس، قصد داریم ترتیب صفت ها در انگلیسی را توضیح دهیم و مثال‌های کاربردی در این رابطه ارائه دهیم.

صفت در انگلیسی چیست ؟

«صفت» (Adjective) کلمه‌ای است که «اسم» (Noun) را توصیف می‌کند. در واقع، صفت به اسم وابسته است و ویژگی‌های آن را برمی‌شمرد. کلماتی مانند «زیبا»، «تمیز»، «قدیمی»، «متعهد»، و... صفت هستند و وقتی در جمله به‌ کار می‌روند، اطلاعات بیشتری درباره‌ اسم به ما می‌دهند. برای مثال، در جمله‌ «سارا دوست مهربانی است»، کلمه‌ «مهربان» صفت است و  «سارا» را توصیف می‌کند.

کاربرد صفت در انگلیسی

در جمله‌های زیر از صفت برای توصیف اسم استفاده شده است.

They live in a beautiful house.

آن‌ها در خانه قشنگی زندگی می‌کنند.

A yellow butterfly is sitting on the red rose.

پروانه زردرنگ روی گل رز قرمز نشسته است.

Ted is a funny man.

«تد» مرد شوخ‌طبعی است.

در این مثال‌ها، زمان‌های مختلفی نظیر حال ساده و حال استمراری به کار رفته و اطلاعاتی درباره زمان انجام کار به ما می‌دهند. همان‌طور که مشاهده می‌کنید، در هر مثال فقط یک صفت قبل از اسم قرار گرفته است. اما اگر بخواهیم بیش از یک صفت در جمله بیاوریم، باید با ترتیب قرار گرفتن آن‌ها آشنا شویم. در یادگیری زبان انگلیسی، نحوه قرار گرفتن صفات قبل از اسم، بسیار مهم است. به همین خاطر، در این آموزش، به بررسی ترتیب قرارگیری صفت در انگلیسی می‌پردازیم.

فیلم آموزشی مرتبط

جایگاه صفت در جمله

جایگاه صفت در انگلیسی به دو شکل زیر است:

  • قبل از اسم:

There was a beautiful beach there.

ساحل زیبایی در آنجا بود.

Dark clouds appeared in the west.

ابرهای سیاه در غرب ظاهر شدند.

He made a delicious dinner.

او شام خوشمزه‌ای درست کرد.

  • بعد از فعل «to be» یا «افعال ربطی» (Linking Verbs):

Their wedding was beautiful.

مرسم ازدواجشان زیبا بود.

(«was» شکل گذشته فعل «is» است.)

The sky got dark.

آسمان تیره شد.

(«got» شکل گذشته فعل «get» است.)

The soup smells delicious!

سوپ بوی خوبی می‌دهد!

آموزش گرامر adjective order

تعدادی از فعل‌های ربطی را در ادامه این مطلب مشاهده می‌کنید:

  • seem
  • appear
  • become
  • get
  • look
  • feel
  • sound
  • taste
  • smell

صفت‌هایی که بعد از فعل‌های ربطی می‌آیند

همان‌طور که اشاره شد، بعد از فعل‌های ربطی از صفت استفاده می‌کنیم. برخی از این صفت‌ها عبارت‌اند از:

Linking verb + adjective
ill afraid
ready alive
sorry alone
sure asleep
unable content
well glad

برخی از صفت‌هایی که «ed-» دارند و فقط بعد از فعل‌های ربطی قرار می‌گیرند، در ادامه آمده است.

  • annoyed
  • bored
  • finished
  • pleased
  • thrilled

به مثال‌های زیر و شکل نادرست این صفت‌ها قبل از اسم توجه کنید.

Our teacher was ill.

(We had an ill teacher.)

معلم ما بیمار بود.

My uncle was very glad when he heard the news.

(When he heard the news he was a very glad uncle.)

وقتی عموی من خبر را شنید، خیلی خوشحال شد.

The policeman seemed to be very annoyed.

(He seemed to be a very annoyed policeman.)

مأمور پلیس خیلی ناراحت به نظر می‌رسید.

فیلم آموزشی مرتبط

صفت‌هایی که فقط قبل از اسم می‌آیند

تعدادی از صفات در انگلیسی وجود دارند که فقط قبل از اسم قرار می‌گیرند. در جدول زیر به آن‌ها اشاره شده است.

Adjective + noun
indoor countless northern north
outdoor occasional southern south
lone eastern east
mere western west

به مثال‌های زیر و شکل نادرست این صفت‌ها بعد از افعال ربطی توجه کنید.

He lives in the eastern district.

(The district he lives in is eastern.)

او در منطقه شرق زندگی می‌کند.

There were countless problems with the new machinery.

(The problems with the new machinery were countless.)

مشکلات بی‌شماری در رابطه با ماشین‌آلات جدید وجود داشت.

توضیح جایگاه صفات در انگلیسی

ترتیب صفت ها در انگلیسی

در ادامه به بحث ترتیب صفت ها در انگلیسی می‌پردازیم.

قرار گرفتن دو صفت قبل از اسم

در زبان انگلیسی، اغلب دو صفت قبل از اسم می‌آید، مانند مثال‌های زیر:

a handsome young man

مرد جوانِ زیبا

a big black car

ماشین مشکی بزرگ

that horrible big dog

آن سگ بزرگِ وحشتناک

قرار گرفتن سه صفت یا بیشتر قبل از اسم

بعضی وقت‌ها سه صفت قبل از اسم قرار می‌گیرد. البته چنین چیزی در زبان انگلیسی اصلاً رایج نیست. مثال‌های زیر ترتیب سه صفت قبل از اسم را نشان می‌دهند.

a nice handsome young man

مرد جوان خوش‌قیافه و نجیب

a big black American car

ماشین آمریکایی مشکی و بزرگ

that horrible big fierce dog

آن سگ خشمگین بزرگ وحشتناک

جدول ترتیب صفت ها در انگلیسی

در زبان انگلیسی، بیش از دو صفت قبل از اسم نمی‌آید، اما به‌طور کلی، ترتیب صفت ها در انگلیسی به‌شکل زیر است:

10 9 8 7 6 5 4 3 2 1
Nouns used as adjectives Purpose Material Nationality Color Age Shape Size Specific opinion General opinion
اسم‌هایی که به‌عنوان صفت به کار می‌روند هدف جنس ملیت رنگ سن شکل اندازه صفات نظری  خاص صفات نظری عام

به چند مثال زیر در رابطه با ترتیب صفت ها در انگلیسی توجه کنید.

Opinion: pretty, horrible, lovely

Size: huge, tiny, big, little

Age: old, young, new

Shape: round, square, triangular

Color: black, red, yellow

Nationality: British, Chinese, French

Material: woolen, wooden, silk

Purpose: writing (paper), school (shoes)

با مثال‌های زیر، ترتیب صفت ها در انگلیسی را بهتر درک می‌کنید.

We bought her a shiny new blue bicycle.

(opinion + age + color)

ما برای او دوچرخه آبی براق و جدیدی خریدیم.

Please bring a recent photocopied college transcript.

(age + material + noun as adjective)

 لطفاً رونوشت اخیر فتوکپی‌شده دانشگاه را همراه خود داشته باشید.

A gorgeous white gluten-free wedding cake would be perfect.

(opinion + color + material + noun as adjective)

کیک عروسی سفید، جذاب و بدون گلوتن عالی خواهد بود.

ترتیب صفات در انگلیسی با مثال

صفات نظری (Opinion Adjectives)

دو دسته اول در جدول ترتیب صفت ها در انگلیسی به «صفات نظری» (Opinion Adjectives) اختصاص دارد. همان‌طور که از اسمشان پیداست، صفات نظری درباره اسم نظر می‌دهند. این صفات به دو دسته «صفات عام» (General Opinion Adjectives)  و «صفات خاص» (Specific Opinion Adjectives) تقسیم می‌شوند.

فیلم آموزشی مرتبط

صفات نظری عام

صفات نظری عام برای توصیف همه اسم‌ها به کار می‌روند. آن‌ها قبل از اسم قرار می‌گیرند و ویژگی‌های کلی اسم را بیان می‌کنند. در جدول زیر، به تعدادی از این صفت‌ها اشاره شده است.

صفات نظری عام (General Opinion Adjectives)
awful nice good
important beautiful bad
wonderful brilliant lovely
nasty excellent strange

صفات نظری خاص

صفات نظری خاص، ویژگی‌های خاص اسم را توصیف می‌کنند. از این صفت‌ها فقط برای توصیف انواع بخصوصی از اسم‌ها استفاده می‌شود که در جدول زیر آمده است.

انسان و حیوان

(People, Animals)

ساختمان و لوازم منزل

(Furniture, Buildings)

غذا

(Food)

clever comfortable delicious
intelligent uncomfortable tasty
friendly

نکته: قانون کلی ترتیب صفت ها در انگلیسی به این صورت است که صفت عام قبل از صفت خاص قرار می‌گیرد.

اندازه (Size)

سومین صفت در جدول ترتیب صفت ها در انگلیسی «اندازه» است. اندازه می‌تواند به صورت بزرگ، کوچک یا متوسط مشخص شود و برای توصیف آن، از صفت‌های مختلفی می‌توانیم استفاده کنیم، مانند دو مثال زیر:

I ordered two tasty large pizzas for the game.

من دو پیتزای بزرگِ خوشمزه برای بازی سفارش دادم.

I carried a very small black suitcase.

من چمدان مشکی بسیار کوچکی به همراه داشتم.

شکل (Shape)

در جدول ترتیب صفت ها در انگلیسی، چهارمین دسته «شکل» است. برای توصیف شکل می‌توانیم از صفت‌های زیر استفاده کنیم:

  • long به معنای «بلند»
  • short به معنای «کوتاه»
  • round به معنای «گرد»
  • square به معنای «مربع»

به مثال زیر و جایگاه صفت «round» توجه کنید.

We bought a new round kitchen table.

ما میز آشپزخانه گرد و جدیدی خریدیم.

سن (Age)

پنجمین دسته‌بندی در جدول ترتیب صفت ها در انگلیسی «سن» است. برای این‌که سن کسی یا چیزی را مشخص کنیم، می‌توانیم اعداد یا صفت‌های زیر را به کار ببریم:

  • old به معنای «مسن» یا «قدیمی»
  • young به معنای «جوان»
  • middle-aged به معنای «میان‌سال»

به مثال زیر و جایگاه صفت «old» در جمله توجه کنید.

The big old ugly pick-up truck moved along the road.

کامیون باربریِ بزرگ قدیمی و زشت در امتداد جاده حرکت کرد.

They have some old French paintings.

آن‌ها تعدادی نقاشی فرانسوی قدیمی دارند.

ترتیب نوشتن صفات در انگلیسی

رنگ (Color)

در جدول ترتیب صفت ها در انگلیسی دسته ششم «رنگ» است. رنگ‌ها در زبان انگلیسی صفت هستند و برای توصیف اسم به کار می‌روند. اگر در جمله‌ای بیش از دو صفت وجود داشته باشد، ترتیب قرار گرفتن رنگ در آن جمله به‌صورت زیر خواهد بود:

She was wearing a new red silk dress.

او پیراهن ابریشمیِ قرمزرنگ جدیدی پوشیده بود.

فیلم آموزشی مرتبط

ملیت (Nationality)

دسته هفتم شامل ملیت است. برای نشان دادن ملیت می‌توانیم از صفت‌های زیر استفاده کنیم:

  • Italian به معنای «ایتالیایی»
  • Persian به معنای «ایرانی»
  • Christian به معنای «مسیحی»
  • Scottish به معنای «اسکاتلندی»

در دو مثال زیر، به‌ترتیب کلمه‌های «Chinese» و «Persian» نشان دهنده ملیت هستند.

What an amazing little old Chinese cup!

چه فنجان چینیِ قدیمیِ کوچک و جالبی!

We found a beautiful old blue Persian rug.

ما یک قالیچه قدیمی ایرانی ‌آبی‌رنگ پیدا کردیم.

جنس (Material)

دسته هشتم به «جنس» اشاره دارد و برای نشان دادن آن می‌توانیم از صفت‌های زیر استفاده کنیم:

  • silk به معنای «ابریشم»
  • wooden به معنای «چوبی»
  • plastic به معنای «پلاستیکی»
  • woolen به معنای «پشمی»

به جایگاه این صفات در جمله‌های زیر توجه کنید.

It was made of a strange green metallic material.

آن از ماده فلزی سبزرنگ و عجیبی ساخته شده بود.

It's a long narrow plastic brush.

آن برس پلاستیکی باریک و نرمی است.

صفت در انگلیسی چیست

هدف (Purpose)

نهمین دسته‌بندی، به صفاتی اشاره دارد که هدف را بیان می‌کنند، مانند صفات زیر:

  • cleaning به معنای «تمیزکاری»
  • sleeping (bag) به معنای «کیسه خواب»
  • cooking به معنای «پخت‌وپز»

به مثال‌های زیر توجه کنید تا با کاربرد این صفت‌ها بیشتر آشنا شوید.

Panettone is a round Italian bread-like Christmas cake.

«پنه‌تونه» نوعی کیک کریسمس ایتالیاییِ گرد و شبیه نان است.

The small rooms all have modern cooking facilities.

اتاق‌های کوچک، همگی امکانات پخت‌وپز پیشرفته‌ای دارند.

اسم‌هایی که به‌عنوان صفت به کار می‌روند (Nouns as Adjectives)

بعضی وقت‌ها از اسم برای توصیف اسم دیگری استفاده می‌کنیم. در چنین حالتی، اسم اول نقش صفت را به خود می‌گیرد، مانند نمونه‌های زیر:

  • history teacher به معنای «معلم تاریخ»
  • ticket office به معنای «باجه بلیت‌فروشی»
  • war story به معنای «داستان جنگ»

به مثال‌های زیر توجه کنید تا کاربرد این صفت‌ها را به‌خوبی یاد بگیرید.

Those film fans were waiting at an old ticket office.

آن طرفداران فیلم، در یک باجه بلیت‌فروشی قدیمی منتظر بودند.

That was a great untold war story.

آن داستان ناگفته و بزرگِ جنگ بود.

صفت‌هایی که با «and» به هم مرتبط می‌شوند

اغلب، وقتی بیشتر از یک صفت بعد از فعل‌های «to be» و «linking verb» قرار می‌گیرد، صفت یکی مانده به آخر، با «and» به صفت آخر مرتبط‌ می‌شود، مانند مثال زیر:

Home was always a warm, welcoming place. Now it is sad, dark and cold.

خانه همیشه مکانی صمیمی و پذیرای مهمان بود. اکنون غمگین، تاریک و سرد شده است.

در این مثال، بین صفت‌های «dark» و «cold» از «and» استفاده شده است، اما بین «warm» و «welcoming» نمی‌توانیم «and» به کار ببریم، چون قبل از اسم آمده‌اند. اما اگر دو یا چند صفت از یک نوع وجود داشته باشد یا صفت‌ها به اجزاء مختلفی از یک چیز مشابه اشاره کنند، می‌توانیم «and» به کار ببریم، مانند مثال زیر:

It was a blue and green cotton shirt.

آن پیراهن کتان سبز و آبی بود.

فیلم آموزشی مرتبط

جمع‌بندی

در بخش پایانی این آموزش، جدولی ارائه کرده‌ایم که ترتیب صفت ها در انگلیسی را همراه با چند مثال نشان می‌دهد. همان‌طور که در این مطلب اشاره شد، کاربرد بیشتر از دو صفت قبل از اسم، در زبان انگلیسی اصلاً رایج نیست، ولی برای تمرین بیشتر می‌توانید از این مثال‌ها کمک بگیرید.

Noun Purpose Material Nationality Color Age Shape Size Opinion Determiner
man Brazilian young handsome a
bowl metal round huge a
bag sleeping yellow small a

مطلبی که در بالا مطالعه کردید بخشی از مجموعه مطالب «صفت در زبان انگلیسی» است. در ادامه، می‌توانید فهرست این مطالب را ببینید:

اگر این مطلب برای شما مفید بوده است، آموزش‌ها و مطالب زیر نیز به شما پیشنهاد می‌شوند:

بر اساس رای ۴ نفر
آیا این مطلب برای شما مفید بود؟
شما قبلا رای داده‌اید!
اگر بازخوردی درباره این مطلب دارید یا پرسشی دارید که بدون پاسخ مانده است، آن را از طریق بخش نظرات مطرح کنید.

«آزاده رمضانی»، فارغ‌التحصیل مقطع کارشناسی ارشد آموزش زبان انگلیسی است. فعالیت‌های او در زمینهٔ تدریس، ترجمه و ویراستاری بوده است و درحال‌حاضر، به‌عنوان دبیر تحریریهٔ زبان‌‌های خارجی با مجلۀ فرادرس همکاری می‌کند.