معده چیست؟ | وظایف، کار، جایگاه و ساختمان | به زبان ساده
در این مطلب از مجله فرادرس قصد داریم به این پرسشها پاسخ دهیم که معده چیست، وظایف معده در بدن انسان چه هستند، معده کجاست، آناتومی معده چگونه است و موارد دیگری از این دست. در ادامه این مطلب با مجله فرادرس همراه باشید تا پاسخ تمامی این موارد را شرح دهیم.


معده چیست؟
یکی از مهمترین بخشهای دستگاه گوارش انسان، معده (Stoamch) است. معده، ساختاری ماهیچهای و توخالی دارد که اصلیترین واکنشهای شیمیایی هضم مواد غذایی در آن اتفاق میافتد. معده، در وسط دستگاه گوارش قرار دارد و از سمت بالا با مری در ارتباط است و از سمت پایین به ابتدای روده کوچک یعنی دوازدهه راه دارد.
کار و وظایف معده
معده، غذای خورده شده را از مری دریافت میکند. غذاهای خورد شده در معده برای مدتی باقی میمانند تا معده بتواند تمام اعمال مورد نیاز برای هضم آنها را انجام دهد. معده، در مدتی که غذا در آن قرار دارد با استفاده از آنزیمهای گوارشی یا اسید معده، به همراه حرکات فیزیکی، توده مواد غذایی را به شکل ذرات بسیار ریز و محلول در میآورد. وظایف اصلی معده، زمانی شروع میشود که هضم و گوارش کربوهیدارتها و پروتئینها را انجام میدهد و توده غذایی را به مادهای به نام «کیموس معده» (Chyme) یا شیره معده، تبدیل میکند. کیموس معده، در واقع غذای نسبتا گوارش یافتهای است که اسید معده و آنزیمهای مختلف را در خود دارد و این مواد موجب غلیط و سیال بودن آن میشوند. معده، کیموس را در فواصل زمانی معین به روده کوچک وارد میکند. شرایط فیزیکی و شیمیایی کیموس به گونهای است که برای ادامه گوارش غذا بسیار مناسب است.
معده کجاست؟
معده، در نیمه بالایی بخش شکمی بدن و درست در زیر دیافراگم قرار دارد. در جلوی معده، کبد، ادامه دیافراگم و دیواره قدامی شکمی وجود دارد. در حالی که لوزالمعده یا پانکراس، کلیه چپ و غده فوق کلیوی چپ، طحال و روده در پشت ماهیچه معده قرار گرفتهاند. معده در دو سمت خود ساختار متفاوتی دارد، بهطوریکه یک سمت آن محدب و بخش دیگر آن به صورت مقعر است.
به بخش مقعر معده، «خمیدگی کوچک معده» و به بخش محدب آن «خمیدگی بزرگ معده» میگویند. هنگامی که معده، خالی است، پوشش مخاطی آن در چینهای طولی متعدد، معروف به راگا ریخته میشود. این عمل، زمانی که معده، منبسط است از بین میرود.

ساختمان معده
مری توسط دریچهای به نام «کاردیا» (Cardia) به معده، راه دارد. این دریچه به طور طبیعی اجازه عبور مواد را از سمت مری به معده، میدهد اما پس از ورود غذا به معده مانع بازگشت ترشحات معده به مری میشود. به بخش بالایی معده، که در محل اتصال به مری قرار دارد، «فوندوس» (Fundus) یا طاق معده میگویند. فوندوس با ایجاد انبساط در بخشهای مختلف ماهیچههای دیواره خود میتواند با حجمهای متفاوت غذای خورده شده ورودی، سازگاری پیدا کند. فوندوس اغلب بعد از ورود غذا حاوی حبابهای گاز میشود. «آنتروم» (Antrum) بخش انتهایی معده است که ساختمانی باریک و قیفی شکل دارد و دارای ماهیچههای ضخیم و قوی است. معده از بخش آنتروم به «کانال پیلوری» (Pyloric Canal) و ابتدای روده کوچک یا دوازدهه متصل میشود. قسمت پیلوری معده، (آنتروم به همراه کانال پیلوری) به سمت راست و کمی به سمت بالا و عقب خم میشوند و بدین ترتیب ظاهر J شکلی به معده میدهد. قسمت پیلوری معده، باریکترین قسمت آن است و محل خروج کیموس از معده و ورود آن به دوازدهه است. این قسمت از ساختمان معده، تقریباً 2 سانتیمتر (تقریبا 1 اینچ) قطر دارد و توسط حلقههای ضخیم ماهیچهای صاف احاطه شده است.

ماهیچههای دیواره معده
ماهیچههایی در سه لایه کنار هم، دیواره معده را شکل میدهند. خارجیترین لایه دیواره معده را لایه ماهیچههای طولی میسازند. این لایه تا دیواره خارجی مری ادامه پیدا میکند. فیبرهای ماهیچه طولی، در قسمت کاردیا به دو نوار تقسیم میشوند. یکی از آنها که قویتر است و در سمت راست قرار دارد، برای پوشاندن خمیدگی کوچک و دیوارههای خلفی و قدامی مجاور معده گسترش مییابد. نوار طولی دیگر، در سمت چپ از مری تا فوندوس ادامه مییابد، تا خمیدگی بزرگ را بپوشاند و به سمت قسمت پیلوری ادامه دارد. لایه ماهیچههای طولی به داخل دوازدهه امتداد یافته و ماهیچههای طولی روده کوچک را تشکیل میدهند.
لایه میانی از ماهیچههای حلقوی ایجاد شده است. این ماهیچه، قویترین ماهیچه در دیواره معده است که به طور کامل معده را میپوشاند. فیبرهای حلقوی این لایه، پوشش بسیار مناسبی در قسمت تحتانی معده، به ویژه در قسمت آنتروم و پیلور ایجاد میکنند. در انتهای بخش پیلوری معده، لایه ماهیچههای حلقوی به اندازهای ضخیم میشوند که اسفنکتر یا دریچه پیلوری را تشکیل میدهند.
درونیترین لایه دیواره معده، ماهیچههای مورب هستند. این لایه در بخش فوندوس، قویترین ساختار خود را دارد و هر چه به سمت پیلور میرود، ماهیچههای این ناحیه ضعیفتر میشود.

معده قادر به رقیق کردن بیش از یک لیتر از مواد غذایی یا مایعات است، بدون این که متحمل فشار زیادی شود. در حالت استراحت، اگر بخشی از غذا به سمت قسمت فوقانی معده برگردد، اغلب ناشی از رفلاکس عصبی است که به علت برخورد اسیدهیدروکلریدریک با قسمت آنتروم معده، به وجود آمده است. این اتفاق، معمولا به دلیل ترشح هورمونی به نام «پپتید وازکواکتیو رودهای» (Vasoactive Intestinal Peptide) رخ میدهد. این هورمون پپتیدی دارای ۲۸ اسید آمینه است و از سلولهای عصبی دستگاه گوارش به بخشهای مختلف بدن آزاد میشود. این هورمون عملکردهای مختلفی دارد به طور مثال، باعث گشاد شدن رگهای خونی و شل شدن دریچه مری میشود که همین عمل یکی از دلایل ایجاد رفلاکس در معده است.
خونرسانی و اعصاب
بسیاری از رگهای منشعب از «سرخرگ شکم» (Celiac Trunk) به معده خونرسانی میکنند. سرخرگ شکمی کوتاه و گسترده است که از قسمت شکمی «رگ آئورت» (Aorta) منشعب شده و به عنوان رگ اصلی انتقال خون از قلب به گردش سیستمی محسوب میشود. خون از معده، از طریق «سیاهرگ دروازهای» (Portal Vein) که خون را به کبد منتقل میکند، به سیستم وریدی یا سیاهرگی برگردانده میشود.
اعصاب معده توسط هر دو بخش پاراسمپاتیک و سمپاتیک سیستم عصبی خود مختار تأمین میشود. اعصاب پاراسمپاتیک در بخش اعصاب «واگ» (Vague) یا در دهمین عصب جمجمهای قرار دارند. همانطور که عصب واگ از دیافراگم و مری عبور میکند، در قسمت معده، شاخه راست عصب واگ روی قسمت خلفی آن پخش میشود؛ در حالی شاخه سمت چپ واگ بخشی قدامی یا جلوی معده را در بر میگیرد. سیستم سمپاتیک از یک شبکه عصبی به نام سلیاک یا خورشیدی به همراه رگهای درهم پیچیده، وارد دیواره معده میشوند.
انقباضات معده
در معده سه نوع فعالیت حرکتی وجود دارد. حالت اول موج انقباضی کوچکی از دیواره معده است که از قسمت فوقانی معده سرچشمه میگیرد و به آرامی از آن به سمت بخش پیلوری حرکت میکند. این نوع انقباض باعث ایجاد تورم جزئی دیواره معده میشود. امواج برگشتی، اغلب از اسفنکتر پیلوری به آنتروم و تا ابتدا معده، وجود دارند که منجر به حرکت رفت و برگشتی محتویات معده میشوند و در نتیجه آنها را کاملا خرد و مخلوط میکند.
نوع دوم فعالیت حرکتی نیز یک موج انقباضی است که از نوع حرکات دودی به شمار میآید. این انقباض از قسمت فوقانی معده، شروع میشود و به آرامی در طول معده، به سمت اسفنکتر پیلوری به پیش میرود. این نوع انقباض معده، باعث ایجاد تو رفتگی عمیق در دیواره معده میشود. همانطور که امواج دودی به سمت آنتروم جلو میروند، تو رفتگی سراسر حفره معده را میگیرد و در نتیجه محتویات معده، جابجا میشوند. با عبور این موج انقباضی از آنتروم محتویات معده، به اسفنکتر پیلوری رسیده و وارد دوازدهه میشوند. این نوع انقباض به عنوان مکانیسم پمپاژ، برای تخلیه محتویات آنتروم معده، از طریق اسفنکتر پیلوری عمل میکند.

مخلوط شدن و حرکات انقباضی معده در فاصله زمانی مشخصی انجام میشود. حرکات انقباضی به طور ضرباندار (۳ انقباض در دقیقه) اتفاق میافتد. هر موج انقباضی برای عبور از بخش ابتدایی معده تا روده و حرکت در طول آن، به دو ساعت زمان نیاز دارد. این حرکات انقباضی لوله گوارش، با خوردن غذا متوقف میشود و دوباره با حضور هورمون پپتیدی «موتیلین» (Molitin) آغاز میشود.
نوع سوم فعالیت حرکتی معده، به عنوان یک انقباض قوی یا پایدار در تمام عضلات معده به وجود میآید. این انقباض، اندازه حفره معده را کاهش میدهد، زیرا تمام بخشها و ماهیچههای معده همزمان منقبض میشوند. این فعالیت توانایی سازگاری معده را در حجمهای مختلف محتوای معده مشخص میکند. انقباض سوم، مستقل از دو انقباض دیگر انجام میشود. انقباضی که جهت مخلوط کردن محتویات انجام میگیرد، معمولا با انقباضات گوارش همزمان است. با شکسته شدن مواد غذایی بزرگ به مواد غذایی کوچکتر، این ذرات میتوانند از طریق دریچه پیلوری به دوازدهه راه یابند، زیرا این دریچه با انقباضاتی از سوی آنتروم به صورت لحظهای باز میشود و در واقع روده کوچک میتواند از محتویات معده، نمونهگیری کند.
مخاطهای گوارشی
سطح داخلی معده توسط یک غشای مخاطی که به مخاط معده معروف است، پوشیده شده است. همیشه لایه ضخیمی از موکوس که از سلولهای اپیتلیال ستونی (طولی) بلند ترشح میشوند، روی این مخاط را میپوشاند.
مخاط معده یک گلیکوپروتئین است که دو وظیفه مهم را بر عهده دارد:
- ایجاد لایه مخاطی بر روی توده غذا جهت تسهیل حرکت آن در طول لولههای گوارشی
- ایجاد آستری بر روی سلولهای اپیتلیال حفره معده برای محافظت از آنها
لایه محافظی که مخاط روی سلولهای خود قرار میدهد در واقع، سلولهای سطحی را از هضم و از بین رفتن به واسطه آنزیمهای گوارشی معده، محفوظ نگهمیدارد. این حفاظت با ترشح بیکربنات به لایه سطحی مخاط تسهیل میشود. به همین دلیل است که میزان اسیدیته (pH) یا غلظت یونهای هیدروژن در بخش مخاطی برابر با ۷ است، در حالی که در ناحیه لومن یافضای درونی معده این pH به ۲ میرسد. زمانی که مخاط معده، از سطح سلولهای اپیتلیال برداشته شود، حفرههای کوچکی به نام «حفرههای گوارشی» (Foveolae Gastricae) قابل مشاهده (با چشم مسلح) است. تقریباً 90 تا 100 حفره معده در هر میلیمتر مربع سطح معده وجود دارد. سه تا هفت غده گوارشی، ترشحات خود را به این حفرهها میریزند. در زیر لایه مخاطی، لایه نازکی از ماهیچههای صاف، به نام ماهیچههای مخاطی وجود دارد که زیر آنها به ترتیب بافت همبند (یا پیوندی) و زیرمخاطی قرار دارند که لایه مخاطی معده را به دیواره معده، متصل میکنند.
سلولهای معده
مخاط معده شامل شش نوع سلول مختلف است. علاوه بر سلولهای اپیتلیال ستونی بلند که در بالا ذکر شد، پنج نوع سلول مشترک در غدد مختلف معده وجود دارد:
- سلولهای موکوئیدی (Mucoid): این سلولها مخاط معده را ترشح میکنند و بین تمام غدههای گوارشی نیز به صورت مشترک وجود دارند. سلولهای موکوئیدی، اصلیترین سلولهای غدد گوارشی در بخش دریچه کاردیا و دریچه پیلوری معده به شمار میآیند.
- سلولهای زیموژنیک (Zymogenic) یا اصلی: این سلولها در بدنه ساختمان معده و در بخشهای اساسی آن قرار دارند و پپسینوژن را ترشح میکنند. از طریق «پپسینوژن» (Pepsinogen)، آنزیم تجزیه پروتئینها به نام «پپسین» (Pepsin) ایجاد میشود. دو نوع از پپسینوژنها در این سلولها وجود دارند که به پپسینوژن Ι و پپسینوژن ΙΙ معروف هستند. این دو نوع پپسینوژن در سلولهای مخاطی و زیموژنیک، درون غدد گوارشی معده، تولید میشوند. محرکهایی که باعث ترشح اسید معده (بخصوص تحریک عصب واگ) هستند، ترشح پپسینوژنها را نیز تقویت میکنند.
- سلولهای گاسترین (Gastrin): به این سلولها، سلولهای G نیز میگویند و در طول آنتروم قرار گرفتهاند. این سلولهای درونریز، هورمون تحریککننده اسید معده را در پاسخ به کاهش اسیدیته محتوای معده، (با ورود غذا به آن) ترشح میکنند. گاسترین بعد از ترشح، وارد خون شده و به سلولهای مخاطی معده میرسد که در آن جا به گیرندههای خارجی سلولهای کناری متصل میشود. زمانی که کمپلکس گیرنده و گاسترین تشکیل شد یک واکنش انرژیزا در حضور آنزیم ATPase رخ میدهد. این واکنش باعث تولید و ترشح یونهای هیدروژن، در سلولهای کناری ( در ادامه آمده است) میشود.
- سلولهای کناری (پاریتال): این سلولها در غدد و بخشهای اصلی معده وجود دارند و یونهای هیدروژن را ترشح میکنند که با یونهای کلرید ترکیب میشوند و به این ترتیب اسید هیدروکلریک (HCl) را میسازند. اسیدی که تشکیل شده در فضای داخلی غدهها تخلیه میشود و سپس به معده، انتقال مییابد. این فرایند زمانی اتفاق میافتد که یک یا چند گیرنده غشای خارجی سلولهای کناری، به «هیستامین» (Histamine)، «گاسترین» (Gastrine) و «استیل کولین» (Acetylcholine) متصل شوند. «پروستاگلاندینها» (Prostaglandins)، مواد هورمونی هستند که تقریباً در تمام بافتها و مایعات بدن وجود دارند و ترشح اسید هیدروکلریک را مهار میکنند. داروهایی مانند امپرازول و لانسپرازول، ترشح اسید را از سلولهای کناری مهار میکنند. این داروها به عنوان درمانی برای «زخم معده» (Peptic Ulcer) مورد استفاده قرار میگیرند. بیشترین آبی که در مواد گوارشی معده وجود دارد، توسط سلولهای کناری تولید میشود. این سلولها، گلیکوپروتئینی به نام «فاکتور داخلی» (Intrinsic Factor) را تولید میکنند که در بلوغ گلبولهای قرمز و جذب ویتامین B12 و سلامت برخی سلولهای اعصاب محیطی نقش دارد.
- سلولهای درونریز : این سلولها از نظر رنگ مشابه یا «انتروکرومافینها» (Enterochromaffin) هستند و در سراسر سلولهای معده پراکنده شدهاند. سلولهای درونریز، برخی از هورمونها نظیر «سروتونین» (Serotonin) را ترشح میکنند.

شکل ۵: ساختمان سلول معده
درست زیر سلولهای اپیتلیال، بافتی به نام «لامینا پروپریا» (Lamina Propria) قرار گرفته است. این بافت، از جنس بافت همبند باریک است و تمام وظایف بافت همبند را نیز انجام میدهد. لامینا و سلولهای اپیتلیال در کنار هم بخش مخاطی معده را تشکیل میدهند. این بافت از نظر فیزیکی، از سلولهای اپیتلیال محافظت میکند. به دلیل داشتن رگهای خونی لامینا قادر به خونرسانی و تغذیه سلولهای اپیتلیال است.
ترشحات
در روز حدود ۱٫۲ تا ۱٫۵ لیتر شیره معده توسط مخاط معده ترشح میشود. شیره معده با خرد کردن و محلول کردن غذا، هضم آن را (بیشتر از پروتئینها) آغاز میکند و توده نیمه جامدی از غذا به نام کیموس را میسازد. کیموس، توده غذایی است که برای ورود به روده کوچک آماده میشود. شیره معده شامل آب، اسید هیدروکلریک، الکترولیتها (سدیم، پتاسیم، کلسیم، فسفات، سولفات و بیکربنات) و مواد آلی و ارگانیک نظیر پپسین، مخاط و پروتئین است. این ماده به دلیل وجود HCl اسیدیته بالایی دارد و آنزیمهای زیادی را در خود جای داده است. همانطور که در بالا اشاره شد، سلولهای دیواره معده توسط غشای مخاطی سلولهای اپیتلیال از هضم به وسیله شیره معده، محافظت میشوند، این غشا سرشار از لیپوپروتئین است و در برابر حمله اسید، مقاومت بالایی دارد.
شیره معده در برخی از پستانداران دارای آنزیمی به نام «رنین» (Rennin) است که پروتئینهای شیر را به شکل توده در کنار هم قرار میدهد و از حالت محلول خارج کرده و برای انجام فعالیتهای آنزیمی، نظیر آنزیمهای تجزیه کننده پروتئین آماده میکند. فرایند ترشحات معده، میتواند به سه فاز یا مرحله تقسیم شود: این مراحل شامل فاز سفالیک، فاز معده و فاز روده است. مراحل ترشحات معده با هم همپوشانی دارند و بین مسیرهای عصبی و هورمونی ارتباط متقابل و در برخی موارد وابستگی وجود دارد.
- سفالیک: این فاز زمانی ترشحات معده را تولید میکند که توسط حواس چشایی، بویایی و حتی دیدن و شنیدن هر محرک غذایی، تحریک شود. این ترشحات معده کاملا یک واکنش انعکاسی هستند و توسط عصب واگ ایجاد میشوند. ترشحات معده، در پاسخ به تحریکات عصب واگ یا به طور مسقیم توسط تکانههای الکتریکی و به طور غیر مستقیم به وسیله تحریکات حواس بدن تولید میشوند. ایوان پترویچ، دانشمند روسی اولین کسی بود که این روش برای ترشحات معده را در بدن سگ اثبات کرد.
- فازه معده: این فاز با همکاری عصب واگ و با ترشح گاسترین انجام میگیرد. اسیدیته محتویات معده، توسط پروتئینهای آن که خاصیت بافری ایجاد میکنند؛ بعد از صرف غذا به مدت ۹۰ دقیقه در pH حدود ۳ باقی میماند. ترشح اسید در طول فاز معده، برای تجزیه پروتئینها به اسیدهای آمینه در فرایند هضم، ادامه مییابد. فعالیت شیمیایی اسیدهای آمینه آزاد و پپتیدها باعث تحریک تولید گاسترین از آنتروم میشود. به این ترتیب عوامل شیمیایی، مکانیکی و هورمونی در تحریک ترشحات معده، در پاسخ به خوردن غذا شرکت میکنند. این فاز تا زمانی ادامه مییابد که غذا در معده، وجود دارد.
- فاز روده: این فاز به دلیل فرایندهای پیچیده هورمونی و شیمیایی دخیل در آن، هنوز به خوبی شناخته نشده است. اسیدهای آمینه و پپتیدهای کوچک، ترشح اسید معده را افزایش میدهند؛ در حالی که ترشح اسید معده، در حضور کیموس مهار میشود. ترشح اسید معده، مهارکننده موثری برای تولید گاسترین است. برخی از محصولات هضم (بخصوص هضم چربیها) مانند گلوکاگون، ترشح اسید معده را مهار میکنند.
جذب و تخلیه مواد
تعداد کمی از مواد غذایی هضم شده، در معده جذب میشوند. این مواد شامل گلوکوز و قندهای ساده، برخی از اسیدهای آمینه و چربیهای محلول هستند. اسیدیته محتوای معده، تعیین میکند چه موادی در معده، جذب شوند. به عنوان مثال، زمانی که اسیدیته محتویات معده پایین است؛ آسپرین به سادگی مولکولهای آب، از طریق معده جذب میشود. در حالی که در شرایط بازی و اسیدیته بالای معده، جذب آسپرین با سرعت بسیاری کمی صورت میگیرد.
آب به سادگی از طریق سلولهای مخاطی و دیواره معده به جریان خون میرود. جذب خالص آب از معده کم است، چرا که آب به آسانی دوباره از طریق خون وارد سلولهای مخاطی معده، میشود. اگر معده مملو از غذا به خصوص چربیها، باشد، جذب آب و الکل کاهش مییابد، زیرا چربیها زمان بیشتری در معده میمانند و دیرتر وارد روده شده و آب بیشتری از طریق روده جذب میشود.

مدت زمان لازم برای تخلیه معده با توجه به خصوصیات فیزیکی و شیمیایی غذا متفاوت است. مایعات زودتر از مواد جامد، کربوهیدراتها سریعتر از پروتئینها و پروتئینها با سرعت بیشتری از چربیها، معده را ترک میکنند. هنگامی که ذرات مواد غذایی به اندازه کافی کوچک شوند یا تقریباً محلول باشند و زمانی که گیرندههای برجستگیهای دوازدهه (ناحیه اتصال بین روده کوچک و معده) دارای سیالیت و غلظتهای مشخصی از یون هیدروژن شوند، برجستگیهای دوازدهه و قسمت دوم ساختار دوازدهه، به حالت استراحت در آمده و تخلیه معده انجام میگیرد.
دریچه پیلور با غیر فعال شدن از رفلاکس داخل معده جلوگیری میکند. عصب واگ نقش مهمی در کنترل تخلیه دارد، اما برخی از نشانهها حاکی از نقش سیستم سمپاتیک در این فرایند است. چندین مورد از هورمونهای پپتیدی دستگاه گوارش نیز بر حرکات معده تأثیر میگذارند، اما نقش آنها در شرایط فیزیولوژیکی مشخص نیست.
حجم معده انسان چقدر است؟
معده انسان در حالت کلی دارای حجمی برابر با ۱ تا ۱٫۵ لیتر است که در برخی مواقع در افراد مختلف ممکن است این حجم به ۴ لیتر نیز افزایش یابد.
اگر مطالعه مطلب بالا برای شما مفید بود، آموزشهای زیر از سایت و مجله فرادرس به شما پیشنهاد میشود:
- مجموعه آموزشهای زیستشناسی
- آموزش فیزیولوژی جانوری
- مجموعه آموزشهای علوم پزشکی
- لیپید چیست؟ -- به زبان ساده
- گرسنگی و سیری چگونه رخ میدهند؟
- آنزیم چیست؟-- به زبان ساده
^^
آزمون سنجش یادگیری
۱. کدام بخش از معده وظیفه جلوگیری از بازگشت مواد غذایی به مری را بر عهده دارد؟
فوندوس معده گاز و حجم اضافی غذا را نگه میدارد.
پیلور خروج مواد به روده را کنترل میکند.
آنتروم نقش انتقال محتوا به پیلور را دارد.
کاردیا (Cardia) بین مری و معده مانع بازگشت میشود.
«کاردیا (Cardia)» بین مری و معده قرار دارد و وظیفه اصلی آن جلوگیری از برگشت مواد معده به مری است. «فوندوس» بیشتر برای نگهداری گاز و حجم اضافی غذا عمل میکند و نقشی در ممانعت از بازگشت ندارد. «آنتروم» وظیفه انتقال مواد غذایی به سمت بخش پایینی معده برای آمادهسازی خروج را دارد. «پیلور» مسئول کنترل و تنظیم عبور کیموس از معده به روده کوچک است و مانع برگشت به مری نمیشود.
۲. کدام سلول معده مسئول ترشح اسید هیدروکلریک (Hydrochloric Acid) است و نقش اصلی آن چیست؟
سلول موکوئیدی با تولید موکوس از مخاط معده محافظت میکند.
سلول گاسترین با تنظیم ترشح اسید معده وظیفه کنترلی دارد.
سلول کناری با تولید اسید هیدروکلریک به هضم غذا کمک میکند.
سلول زیموژنیک با ترشح پپسینوژن در آغاز هضم پروتئین نقش دارد.
سلول کناری معده تولیدکننده اسید هیدروکلریک است که باعث اسیدی شدن محیط معده و آغاز تجزیه مواد غذایی میشود. این اسید همچنین فعالسازی آنزیمها و نابودی باکتریها را تسهیل میکند. «سلول موکوئیدی» فقط موکوس ترشح میکند و نقشی در تولید اسید ندارد. «سلول زیموژنیک» پپسینوژن میسازد، نه اسید. نقش «سلول گاسترین» نیز تنظیم ترشح اسید است و خود اسید تولید نمیکند.
۳. کدام جمله درباره تفاوت ساختاری خمیدگی بزرگ و خمیدگی کوچک معده درست است؟
خمیدگی بزرگ، قسمت محدب معده است و بیشتر به سمت بیرون انحنا دارد.
خمیدگی بزرگ، قسمت مقعر معده است و فضای داخلی کمتری دارد.
خمیدگی کوچک، در سمت خارجی معده قرار دارد و به دیافراگم نزدیکتر است.
خمیدگی کوچک، همان قسمتی است که حجم معده را افزایش میدهد.
خمیدگی بزرگ به سمت بیرون معده محدب است و ظاهر خمیدهتر دارد، در حالی که خمیدگی کوچک مقعر بوده و کمتر انحنا دارد. عبارات «خمیدگی بزرگ، قسمت محدب معده است و بیشتر به سمت بیرون انحنا دارد» دقیقا ویژگی صحیح خمیدگی بزرگ را بیان میکند. دیگر توصیفات یا جای خمیدگیها را اشتباه مطرح کردهاند یا ساختاری متفاوت را بیان میکنند.
۴. کدام گزاره به نقش لایههای عضلانی متفاوت معده در هضم و انتقال غذا اشاره دارد؟
لایه مورب معده جذب مواد را افزایش میدهد.
لایههای حلقوی و طولی فقط باعث انبساط معده میشوند.
سه لایه عضلانی با حرکات هماهنگ محتویات معده را مخلوط و جابهجا میکنند.
لایه طولی موجب تولید آنزیمهای هضمی میشود.
عبارت «سه لایه عضلانی با حرکات هماهنگ محتویات معده را مخلوط و جابهجا میکنند» صحیح است زیرا طبق متن، حلقوی، طولی و مورب، حرکات متفاوتی ایجاد میکنند که باعث خرد شدن، مخلوط شدن و انتقال غذا در معده میشود. ادعای انحصار انبساط برای لایه حلقوی و طولی نادرست است چون همه لایهها نقش حرکتی دارند. لایه مورب نقشی در جذب مواد ندارد و جذب در معده محدود است، نه وابسته به این لایه. همچنین لایه طولی تولیدکننده آنزیم نیست و تولید آنزیم توسط سلولهای تخصصی انجام میشود، نه لایههای عضلانی.
۵. چرا pH سطح مخاط معده با pH درون معده تفاوت دارد و این اختلاف چه نقشی دارد؟
زیرا اسفنکتر پیلوری مانع ورود اسید به سطح مخاط میشود و آن را قلیایی میکند.
چون موکوس معده بیکربنات آزاد میکند و محیط سطح مخاط را نزدیک خنثی نگه میدارد.
چون لایه عضلانی حلقوی معده اسید را به سرعت از سطح مخاط دور میکند و pH بالا میماند.
به علت حضور هورمون گاسترین و تحریک آنزیم پپسین سطح مخاط اسیدیتر میشود.
اختلاف pH بین سطح مخاط و لومن معده به دلیل ترشح لایه موکوس توسط سلولهای معده است که بیکربنات آزاد کرده و pH سطح مخاط را تقریبا خنثی نگه میدارد. این ویژگی باعث میشود سلولهای لایه داخلی معده از آسیب اسید و آنزیمها مصون بمانند. عبارت «به علت حضور هورمون گاسترین و تحریک آنزیم پپسین سطح مخاط اسیدیتر میشود» صحیح نیست، چرا که گاسترین و پپسین نقشی در قلیایی کردن سطح مخاط ندارند. «اسفنکتر پیلوری مانع ورود اسید به سطح مخاط میشود و آن را قلیایی میکند» نیز نادرست است، زیرا نقش پیلور محدود به انتهای معده است و مخاط سراسر معده از موکوس محافظت میشود. مورد «لایه عضلانی حلقوی معده اسید را به سرعت از سطح مخاط دور میکند و pH بالا میماند» صحیح نیست، زیرا لایههای عضلانی نقشی در تنظیم شیمیایی محیط مخاط ندارند.
۶. در صورت مصرف داروی امپرازول، روی کدام عملکرد معده بیشترین تاثیر ایجاد میشود و علت آن چیست؟
افزایش ترشح گاسترین از سلولهای G
کاهش تولید اسید هیدروکلریک توسط سلولهای کناری (Parietal)
مهار ترشح مخاط توسط سلولهای موکوئیدی
افزایش حرکات عضلانی به دلیل تحریک سلولهای زیموژنیک
مصرف امپرازول عملکرد سلولهای کناری (Parietal) را مختل میکند و تولید اسید هیدروکلریک در معده کاهش مییابد. این دارو با مهار پمپ پروتون سطح این سلولها عمل میکند و مستقیما باعث کاهش اسیدیته معده میشود. «افزایش حرکات عضلانی»، «مهار ترشح مخاط» و «افزایش ترشح گاسترین» ارتباط مستقیمی با مکانیزم امپرازول ندارند و هدف اصلی این دارو، کاهش اسید معده است که توسط سلولهای کناری انجام میشود.
۷. در صورتی که باز شدن دریچه پیلور (Pyloric Sphincter) به تاخیر بیفتد، چه تغییری در روند تخلیه معده رخ میدهد و دلیل این تغییر چیست؟
تولید شیره معده متوقف میشود زیرا عصب واگ تحریک نمیگردد.
غذا از مری به صورت برگشتی وارد معده میشود زیرا فشار عضلات دیواره زیاد میشود.
حرکت محتویات معده به روده کوچک بسیار سریع میشود زیرا تجمع اسید معده افزایش مییابد.
تخلیه محتویات معده کندتر میشود زیرا ذرات غذا باید بیشتر خرد و محلول شوند.
وقتی باز شدن دریچه پیلور تاخیر دارد، محتویات معده دیرتر وارد دوازدهه میشوند و تخلیه معده کند میشود. علت این مسئله این است که فقط ذرات بسیار ریز و محلول اجازه عبور دارند و معده باید مدت بیشتری آنها را خرد کرده و مخلوط نماید. برخلاف «حرکت سریع» یا «تولید شیره معده متوقف میشود»، روند تخلیه کندتر میشود تا اندازه مناسب محتویات برای عبور از پیلور فراهم گردد. همچنین «غذا از مری برگشتی» رخ نمیدهد زیرا این موضوع مربوط به اسفنکتر دیگری است و نه دریچه پیلور.
۸. در صورت بروز اختلال در عملکرد اعصاب واگ (Vagus) و سمپاتیک، چه تغییری در فعالیت حرکتی و ترشح معده قابل انتظار است؟
کاهش هماهنگی حرکات و کاهش ترشح شیره معده
افزایش تحرک عضلانی و افزایش ترشح اسید
کاهش تولید مخاط و افزایش حجم داخلی معده
افزایش جذب مواد و کاهش اسیدیته محتوا
اعصاب واگ و سمپاتیک تنظیمکننده کلیدی حرکات و ترشح شیره معده هستند. اختلال در عملکرد این اعصاب باعث میشود حرکات عضلانی معده به خوبی هماهنگ نباشد و همچنین ترشح شیره معده کاهش یابد. «کاهش هماهنگی حرکات و کاهش ترشح شیره معده» درست است چون این اعصاب در فعالسازی و کنترل هردو فرایند نقش دارند. «افزایش تحرک عضلانی و افزایش ترشح اسید» نادرست است زیرا کاهش فعالیت عصبی معمولا منجر به کاهش این کارکردها میشود. «افزایش جذب مواد و کاهش اسیدیته محتوا» از وظایف مستقیم این اعصاب نیست. «کاهش تولید مخاط و افزایش حجم داخلی معده» نیز ربط مستقیمی با کنترل این اعصاب بر سازوکار حرکتی و ترشح شیره معده ندارد.













خیلی ممنون و واقعا عالی بود و خیلی کمکم کرد.تشکر
خیلی ممنون از لطفتون
عالی و مفید بود فقط خیلی سخت بود ?
در بخش ساختمان معده، جمله کاردیا همیشه باز است اشتباه میباشد. زیرا که به طور معمول کاردیا همیشه بسته است و فقط هنگام بلع غذا، ریفلاکس، باد گلو و استفراغ باز میشود.
سلام همراه گرامی؛
در متن ذکر شده بود که دریچه از سمت مری به معده باز است، یعنی دریچه به طور طبیعی اجازه ورود مواد غذایی به معده میدهد اما مانع از بازگشت غذا از معده به مری میشود. با توجه به کژتابی، متن اصلاح شد.
ممنون از دقت نظر و همراهی شما دوست عزیز
باسلام
بسیار عالی و مفید بود
مرسی عالی بودn