۶ داستان کوتاه انگلیسی در مورد غذا + ترجمه و فایل صوتی
مطالعه داستان کوتاه یکی از بهترین روشها برای یادگیری زبان است. گسترش دامنه لغات، یادگیری نکات گرامری و افزایش مهارت خواندن از جمله مزیتهای مطالعه پیوسته داستانهای کوتاه است. یکی از مسائل روزمره که دانستن اصطلاحات آن به افزایش سطح زبان ما کمک میکند خوراکی و غذاست و مطالعه داستان کوتاه انگلیسی در مورد غذا کمک میکند بیشتر به این موضوع مسلط شویم. در این مقاله شش داستان کوتاه انگلیسی در مورد غذا را به همراه معنای آنها با هم مرور میکنیم. همچنین، فایل صوتی هر یک از داستانها در کنار متن انگلیسی ارائه میشود تا مخاطب در کنار آشنایی با معنای کلمات پرکاربرد، با اصول تلفظ کلمات آشنا شود. به این ترتیب، مسیر زبانآموزان برای یادگیری لغات و ساختار درست جملهها هموارتر میشود.
- یاد میگیریم چرا مطالعه داستان کوتاه برای بهبود دانش زبان ما مفید است.
- یاد میگیریم چرا تمرکز بر یک موضوع خاص، هنگام مطالعه داستان کوتاه برای ما مفیدتر است.
- چند داستان کوتاه درباره غذا را به همراه ترجمه میخوانیم و به فایل صوتی هر یک از آنها گوش میدهیم.
- به کمک مثال یا برخی از اصطلاحات رایج در مورد غذا آشنا میشویم.
- به کمک آزمون انتهای مطلب، عملکرد خود را از این مطلب ارزیابی خواهیم کرد.
- هر یک از داستانهای کوتاه را به کمک ترجمه مرور میکنیم.


داستان کوتاه انگلیسی در مورد غذا
اگر بپرسند بهترین راه یادگیری لغات انگلیسی چیست، شاید یکی از دمدستترین پاسخها مطالعه داستان کوتاه انگلیسی یا مطالعه موضوعی مانند داستان کوتاه انگلیسی در مورد غذا باشد. چرا که در کنار افزایش دامنه لغات، مهارت درک مطلب ما را بهبود میدهند و سبب میشوند ساختارهای گرامری را، که یادگیری آنها برای خیلیها کسلکننده است، با هیجان و انگیزه بیشتری بیاموزیم. برخی از فواید خواندن داستانهای کوتاه را میتوانیم به این صورت خلاصهوار ذکر کنیم:
- یادگیری طبیعی و ناخودآگاه
- تقویت مهارت درک مطلب
- گسترش دایره لغت و اصطلاحات
- آشنایی با فرهنگ و بافت اجتماعی
- یادگیری ساختارهای گرامری
- افزایش انگیزه و لذت بردن از فرآیند یادگیری
- الگوبرداری برای نوشتن و صحبت کردن
در این میان، مطالعه موضوعی داستان کوتاه یکی از راهبردهای هوشمندانه برای یادگیری است. مطالعه موضوعی یادگیری را متمرکزتر، تخصصیتر و لذتبخشتر میکند. در این روش، یادگیری لغات و اصطلاحات از حالت جستهوگریخته خارج و فرایند یادگیری روی دستهای خاص از واژهها و ساختارها متمرکز میشود.
یکی از موضوعات رایج و پرکاربرد «غذا و خوراکی» است. با توجه به کاربرد روزمره این موضوع، مطالعه داستان کوتاه انگلیسی در مورد غذا میتواند علاوه بر جذابیتش، در یادگیری موضوعی واژهها و اصطلاحات کمک بسزایی به ما کند. برای این منظور در ادامه ۶ داستان کوتاه انگلیسی در مورد غذا را با ترجمه و فایل صوتی مطالعه میکنیم.

داستان کوتاه اول - The Dinner That Changed Everything
این داستان درباره خانمی است که حین یک مهمانی شام، تصمیم میگیرد یک کسبوکار خانگی راه بیندازد.
The Dinner That Changed Everything
Emma loved cooking more than anything. For her, making dinner was a piece of cake, especially when she was in a good mood. One evening, she invited her friends over to try a new recipe. She wanted to impress them.
Emma served the stew, and her friends' delighted reactions confirmed her talent. Encouraged by their support, she decided to launch a small home business, selling her home-made meals through social media. This would help her bring home the bacon by turning her hobby into a small business.
Within weeks, orders flooded her tiny kitchen, and what began as a single simmering pot on the stove grew into a bustling micro-enterprise, proving that for Emma, every delicious challenge ahead would be just another piece of cake.
ترجمه فارسی
شامی که همهچیز را تغییر داد
اما بیش از هر چیزی عاشق آشپزی بود. برای او درست کردن شام مثل آب خوردن بود؛ مخصوصاً وقتی حالش خوب بود. یک غروب، دوستانش را برای امتحان یک دستور پخت جدید به خانه دعوت کرد. میخواست آنها را تحت تأثیر قرار دهد.
اما خورش را سرو کرد. واکنشهای خوشحالکننده دوستانش استعداد او را تأیید کرد. با دلگرمی از حمایت آنها، تصمیم گرفت یک کسبوکار کوچک خانگی راهاندازی کند و غذاهای خانگیاش را از طریق شبکههای اجتماعی بفروشد. این کار به او کمک میکرد با تبدیل کردن سرگرمیاش به یک کسبوکار کوچک، نانآور خانه باشد.
ظرف چند هفته، آنقدر سفارش به آشپزخانه کوچکش سرازیر شد که چیزی که با یک قابلمه کوچک روی اجاق شروع شده بود، به یک کسبوکار پررونق کوچک تبدیل شد؛ ثابت شد که برای اما، هر چالش خوشمزهای که پیش بیاید، مثل آب خوردن خواهد بود.
در جدول زیر میتوانید معنی کلمهها، عبارتها و اصطلاحات جدید را در داستان کوتاه انگلیسی در مورد غذا که هماکنون خواندید مشاهده کنید.
| معنی کلمهها، عبارتها و اصطلاحات جدید | |
| شام | Dinner |
| آشپزی/پختوپز | Cooking |
| آسان | a piece of cake |
| حال خوبی داشتن | in a good mood |
| فردی را به جایی دعوت کردن | to invite over |
| دستور پخت | Recipe |
| تحت تأثیر قرار دادن | to impress |
| خورش | stew |
| خوشحال | Delighted |
| واکنش | Reaction |
| تأیید کردن | to confirm |
| استعداد | Talent |
| تشویق کردن | to encourage |
| حمایت کردن | to support |
| تصمیم گرفتن | to decide |
| راه اندازی کردن | to launch |
| کسب و کار خانوادگی | Home business |
| فروختن | Sell |
| غذای خانگی | Home-made meal |
| شبکه های اجتماعی | Social media |
| نان آور خانواده بودن | Bring home the bacon |
| سفارش دادن | to order |
| سرازیر شدن | to flood |
| آشپزخانه | Kitchen |
| قابلمه | Pot |
| اجاق گاز | Stove |
| شلوغ | Bustling |
| کسب و کار کوچک/کسب و کار خرد | Micro-enterprise |
| ثابت کردن | to prove |
| خوشمزه | Delicious |
| چالش | Challenge |
They invited us over for dinner.
آنها برای صرف شام ما را به منزلشان دعوت کردند.
یادگیری گرامر انگلیسی با فرادرس
آیا به یادگیری گرامر انگلیسی علاقه دارید، اما برنامه شلوغتان اجازه شرکت در کلاسهای حضوری را نمیدهد؟ با منابع خودآموز، میتوانید هر زمان و هر مکان که دوست دارید، بدون نیاز به حضور فیزیکی در کلاس، گرامر انگلیسی را بیاموزید. در این مسیر، فرادرس مسیر یادگیری را برایتان هموار کرده است. فیلمهای آموزشی فرادرس که تمام موضوعات گرامری را از سطح مبتدی تا پیشرفته پوشش میدهند، یادگیری زبان انگلیسی برای شما آسان و لذتبخش خواهد کرد. برای دسترسی به این فیلمهای کاربردی، روی لینک زیر کلیک کنید و اولین قدم را برای تسلط بر گرامر انگلیسی بردارید.

داستان کوتاه دوم - Leftovers
این داستان درباره خانوادهای است که یک کافهرستوران را اداره میکنند. روزی تصمیم میگیرند از باقیمانده غذاها که قرار است دور ریخته شوند، غذاهای جدید درست کنند تا جلوی هدر رفتن آنها را بگیرند.
Leftovers
Running a small café wasn't easy, especially for a family just starting out. Every evening, Mark stood in the kitchen staring at bowls of unused mashed potatoes, half a tray of roasted chicken from lunch, and vegetables that would soon go bad. "This is money going in the trash," he sighed. One night, Emma, his teenage daughter who helped with social media, had an idea. "Dad, instead of throwing this away, why don't we make something new for ourselves? Family dinner from leftovers."
The next evening, they tried. Laura, Mark's wife, took the cold mashed potatoes, added an egg and some flour, and fried them into golden cakes. Mark shredded the leftover chicken, mixed it with mayonnaise and pickles, and made sandwiches. Even young Tom got involved, sprinkling cheese on stale bread slices before Laura toasted them in the oven. They sat down together, eating a meal made entirely from what would have been wasted. To their surprise, it was delicious.
Six months passed. Now, no food goes to waste in their café. Every evening, the family gathers and gets creative with leftovers, making new dishes. Emma films their creations for the café's Instagram page, and people enjoy watching how seemingly useless ingredients turn into delicious meals. What started as a way to reduce waste has now become their café's identity and family tradition, proving that sometimes, the best meals aren't planned, they're just what's left.

ترجمه فارسی
باقیماندههای غذا
اداره کردن یک کافه کوچک کار آسانی نبود، مخصوصاً برای خانوادهای که تازه کارشان را شروع کرده بودند. هر غروب، مارک در آشپزخانه میایستاد و به کاسههای پوره سیبزمینی استفادهنشده، نیمی از یک سینی مرغ کبابی از ناهار و سبزیجاتی که بهزودی خراب میشدند، خیره میشد. آهی کشید و گفت: «این یعنی پولی که به سطل زباله میرود». یک شب، اما، دختر نوجوانش ایدهای داد. «بابا، بهجای دور ریختن اینها، چرا برای خودمان یک چیز جدید درست نمیکنیم؟ شام خانوادگی از باقیماندهها.»
شب بعد، آنها این ایده را امتحان کردند. لورا، همسر مارک، پورهسیبزمینی سرد را برداشت، یک تخممرغ و کمی آرد به آن اضافه کرد و آنها را به شکل کیکهای طلایی سرخ کرد. مارک مرغ باقیمانده را ریشریش کرد، با سس مایونز و خیارشور مخلوط کرد و ساندویچ درست کرد. حتی تام کوچولو هم دست به کار شد، قبل از اینکه لورا آنها را در فر برشته کند، روی نانهای بیات پنیر پاشید. آنها دور هم نشستند و غذایی را خوردند که کاملاً از چیزی درست شده بود که قرار بود دور ریخته شود. در کمال شگفتی، خوشمزه بود.
شش ماه گذشت. حالا، هیچ غذایی در کافهشان دور ریخته نمیشود. هر غروب، خانواده دور هم جمع میشوند و با باقیمانده غذاها خلاقانه غذاهای جدید درست میکنند. اما فیلمهای خلاقیتهایشان را برای صفحه اینستاگرام کافه میگیرد، و مردم از تماشای اینکه چگونه مواد بهظاهر بیاستفاده به غذاهای خوشمزه تبدیل میشوند لذت میبرند. چیزی که به عنوان راهی برای کاهش دورریز شروع شد، حالا به هویت کافه و سنت خانوادگیشان تبدیل شده است، و این را ثابت میکند که گاهی اوقات، بهترین وعدههای غذایی برنامهریزیشده نیستند، آنها فقط همان چیزی هستند که باقی مانده است.
اگر تا به اینجا، مطلب یادگیری انگلیسی با داستان کوتاه برای شما مفید بوده است، ادامه مطلب را با ما همراه باشید تا داستانهای بیشتری را با هم بخوانیم. برای مطالعه بیشتر و دسترسی همیشگی به تمامی مطالب زبان انگلیسی از طریق موبایل، پیشنهاد میکنیم اپلیکیشن مجله فرادرس را دانلود کنید.
برای نصب اپلیکیشن رایگان مجله فرادرس، کلیک کنید.
در جدول زیر میتوانید معنی کلمهها، عبارتها و اصطلاحات جدید را در داستان کوتاه انگلیسی در مورد غذا که هماکنون خواندید مشاهده کنید.
| معنی کلمهها، عبارتها و اصطلاحات جدید | |
| باقیمانده مواد غذایی | Leftover |
| کافه | café |
| شروع کردن | to start out |
| سیب زمینی پوره | Mashed potato |
| سینی | Tray |
| مرغ بریان | Roasted chicken |
| ناهار | Lunch |
| سبزیجات | Vegetables |
| سطل آشغال | Trash |
| آه کشیدن | to sigh |
| نوجوان | Teenager |
| ایده | Idea |
| تخممرغ | Egg |
| آرد | Flour |
| سرخ کردن | to fry |
| کیک | Cake |
| ریشریش کردن | to shred |
| سس مایونز | Mayonnaise |
| ترشی | Pickle |
| ساندوچ | Sandwich |
| در فعالیتی وارد شدن | to get involved |
| پاشیدن | to sprinkle |
| نان بیات | stale bread |
| تست کردن | to toast |
| فر | oven |
| به کل | Entirely |
| شگفت آنکه | To their surprise |
| هویت | Identity |
| سنت خانوادگی | Family tradition |
She started out as a salesperson.
اولین حرفهاش فروشندگی بود.

They sat down together, eating a meal made entirely from what would have been wasted.
آنها دور هم نشستند و غذایی را خوردند که کاملاً از چیزی درست شده بود که قرار بود دور ریخته شود.
در رابطه با نکته دوم باید به این اشاره کنیم که آینده در گذشته کامل زمانی به کار میرود که میخواهیم بگوییم چیزی قرار بوده در زمان آینده اتفاق بیفتد. چون این گرامر در زبان فارسی وجود ندارد، ممکن است استفاده از آن برای افراد ناآشنا کمی سخت باشد. در جمله بالا اتفاقی که دربارهاش صحبت میکنیم مربوط به زمان گذشته است، بنابراین، از فعل گذشته ساده استفاده شده است. در اینجا میخواهیم بگوییم درست کردن غذا از دورریزها سبب شده است که از هدر رفتن مواد غذایی در آینده جلوگیری شود. در نتیجه، قرار بوده در زمان آینده حجم زیادی از غذا دور ریخته شود.
با این حال، استفاده از مواد باقیمانده برای درست کردن غذاهای جدید مانع شده است که این اتفاق بیفتد. در واقع، در اینجا آینده را از نگاه افرادی که در زمان گذشته چیزی را تجربه کردهاند بررسی میکنیم.

داستان کوتاه سوم - Eating Not Alone
این داستان درباره مردی است که در یک شب سرد سال، غذایی «بیرونبر» (Take-away) میخرد اما به دلایل خیرخواهانه غذایش را تقسیم میکند.
در ادامه میتوانید متن داستان کوتاه انگلیسی را همراه با تلفظ انگلیسی آن ببینید. سپس ترجمه فارسی آن در اختیار شما قرار میگیرد.
Eating Not Alone
Mr. Thompson buttoned his coat against the February wind and hurried toward the corner food cart. "The usual, Sam," he said, hands in his pockets. Sam sliced tender doner meat from the vertical spit, tucked it into warm pita with fresh lettuce, tomatoes, and a drizzle of garlic sauce. Mr. Thompson's only hot meal of the day.
Walking home, he noticed a small gray cat huddled near the bus stop, shivering. No collar, no owner in sight. The cat looked at him, then at the wrapped doner in his hand. Mr. Thompson hesitated. His stomach growled. But the cat trembled again.
He knelt down, unwrapped the doner, and placed half on a napkin. The cat ate hungrily. Mr. Thompson watched, colder now but warmer inside. He kept the other half for himself. Some meals taste better when you're not the only one eating.
ترجمه فارسی
تنها غذا نخوردن
آقای تامپسون دکمههای کتش را بست و با وجود باد سردی که در آن شب ماه فوریه میوزید، سریع به سمت گاری غذا در گوشه خیابان راه افتاد. دستهایش را توی جیبهایش فرو کرد و گفت: «همون همیشگی، سام». سام از سیخ گردان، گوشت دونر کباب نازکی را برید، لای نان پیتای گرم گذاشت و کاهو، گوجه و کمی سس سیر هم اضافه کرد. تنها وعده غذای گرم آقای تامپسون در تمام روز.
در راه برگشت به خانه، یک گربه خاکستری کوچولو را دید که نزدیک ایستگاه اتوبوس جمع شده بود و از سرما میلرزید. نه قلاده داشت و نه صاحبش پیدا بود. گربه نگاهش کرد، بعد به دونر کباب لای نان توی دستش. آقای تامپسون مکث کرد. شکمش غرغر کرد. اما گربه باز هم لرزید.
خم شد پایین، دونر را باز کرد و نصفش را گذاشت روی یک دستمال کاغذی. گربه با حرص خورد. آقای تامپسون تماشا کرد، الان سردتر شده بود اما ته دلش گرم بود. نصف دیگه را برای خودش نگه داشت. بعضی غذاها را وقتی بهتنهایی نخوری، مزه بهتری دارند.
در جدول زیر میتوانید معنی کلمهها، عبارتها و اصطلاحات جدید را در داستان کوتاه انگلیسی در مورد غذا که هماکنون خواندید مشاهده کنید.
| معنی کلمهها، عبارتها و اصطلاحات جدید | |
| غذا خوردن بیرون از خانه | Eating Out |
| بستن دکمه | to button |
| به سرعت سمت جایی حرکت کردن | to hurry toward |
| گاری غذا | Food cart |
| جیب | |
| قطعه قطعه کردن | to slice |
| سیخ گردان | Vertical spit |
| قرار دادن | to tuck |
| نان پیتا | Pita |
| تازه | Fresh |
| کاهو | Lettuce |
| گوجهفرنگی | Tomato |
| قطعات ریز | Drizzle |
| سیر | Garlic |
| وعده غذایی | Meal |
| خاکستری | Gray |
| از شدت سرما یا ترس جمع شدن | to huddle |
| لرزیدن | to shiver |
| پیچاندهشده | Wrapped |
| درنگ کردن | Hesitate |
| شکم | Stomach |
| غرغر کردن | to growl |
| لرزیدن | to tremble |
| زانو زدن | to kneel down |
| باز کردن کاغذ دور غذا یا یک بسته بندی | to unwrap |
| دستمال | Napkin |
| با ولع | Hungrily |
| مزه دادن | to taste |
نکته اول: ترکیب «buttoned his coat against the February wind» به این معناست که شخص مورد نظر برای محافظت از سرما، دکمههای کتش را بسته است. در واقع «against» برای این منظور استفاده شده که نقش محافظتکنندگی «coat» در برابر سرمای زمستان در ذهن مخاطب پررنگتر شود.

داستان کوتاه چهارم - The Forgotten Shelf
این داستان درباره موادی است که مدتزمان طولانی در یخچال باقی ماندهاند و به دلیل خراب شدن باید دور ریخته شوند.
The Forgotten Shelf
Behind a jar of pickles, a container of leftover pasta sat for weeks. First it grew fuzzy spots, then a sour smell. Next to it, wilting lettuce wept watery tears. All ignored, all expired.
Sunday morning, a woman cleaned the fridge. She found the moldy pasta, the slimy lettuce, the hard cheese with green patches. "What a waste," she sighed, filling three bags with spoiled food.
She closed the door, promising to shop less and use more. But deep in the back, a forgotten yogurt waited; its turn would come.
ترجمه فارسی
قفسه فراموششده
پشت یک شیشه خیارشور، یک ظرف ماکارونی هفتهها بیمصرف مانده بود. اول کپک زد، بعد بوی ترشیدگی گرفت. کنارش، کاهوی پژمرده داشت آب میانداخت. همه نادیده گرفته شده بودند، همه تاریخگذشته بودند.
یکشنبه صبح، زنی یخچال را تمیز کرد. ماکارونی کپکزده، کاهوی لزج و پنیر خشک شده با لکههای سبز را پیدا کرد. «چه اسرافی!» آهی کشید و سه کیسه را پر از غذای فاسد کرد.
در یخچال را بست و قول داد کمتر بخرد و بیشتر مصرف کند. اما ته یخچال، یک ماست فراموششده منتظر بود. نوبت خودش هم میرسید.
در جدول زیر میتوانید معنی کلمهها، عبارتها و اصطلاحات جدید را در داستان کوتاه انگلیسی در مورد غذا که هماکنون خواندید مشاهده کنید.
| معنی کلمهها، عبارتها و اصطلاحات جدید | |
| ظرف | Container |
| لکههای کرکی | Fuzzy spots |
| بوی ترشیدگی | Sour smell |
| در حال پلاسیدگی | Wilting |
| فرارسیدن تاریخ انقضا | to be expired |
| یخچال | Fridge |
| کپکزده | Moldy |
| لزج | Slimy |
| لکههای سبزرنگ | Green patches |
| غذای فاسدشده | Spoiled food |
Mold is a kind of very small fungus. It makes food go bad and can be found on fruit, bread and cheese. The adjective we use for mold is “moldy.”
کپک نوعی قارچ بسیار کوچک است. کپک سبب میشود غذا خراب شود و میتوان آن را روی میوهجات، نان و پنیر یافت. صفتی که برای کپک به کار میبریم «کپکزده» است.
همچنین، میتوانیم بگوییم «something is spoiled» تا نشان دهیم ماده غذایی فاسد شده است.
How can I tell the milk is spoiled?
چگونه تشخیص دهم شیر فاسد شده است؟

داستان کوتاه پنجم - Family Recipe
این داستان درباره یک دستور پخت سری در خانواده است.
Family Recipe
Grandma Maria's kitchen always smelled of garlic and onions. Every Sunday, she made her famous tomato sauce, simmering it for hours with basil, oregano, and a secret spice. "The recipe stays in the family," she would say, winking.
After she passed away, no one could make it taste the same. They tried fresh tomatoes, different pans, longer cooking times. Nothing worked. The sauce was always good, but never perfect.
One day, her granddaughter found an old notebook. Inside, between the yellow pages, was the recipe. At the bottom, in shaky handwriting: "Add love to taste. Lots of it."
ترجمه فارسی
دستور پخت خانوادگی
آشپزخانه مادربزرگ ماریا همیشه بوی سیر و پیاز میداد. هر یکشنبه، او سس گوجه معروفش را درست میکرد و ساعتها با ریحان، پونهکوهی و یک ادویه مخفی، آرام میپخت. «دستور پخت توی خانواده میمونه» با چشمک زدن میگفت.
بعد از اینکه از دنیا رفت، هیچکس نتوانست همان طعم را درست کند. گوجه تازه امتحان کردند، قابلمههای مختلف، زمان پخت طولانیتر. هیچکس جواب نداد. سس همیشه خوب بود، اما هرگز عالی نبود.
یک روز، نوهاش یک دفترچه قدیمی پیدا کرد. داخلش، لای صفحات زرد شده، دستور پخت را پیدا کرد. تهش، با دستخط لرزان نوشته بود: «به مقدار کافی عشق اضافه کنید.»
در جدول زیر میتوانید معنی کلمهها، عبارتها و اصطلاحات جدید را در داستان کوتاه انگلیسی در مورد غذا که هماکنون خواندید مشاهده کنید.
| معنی کلمهها، عبارتها و اصطلاحات جدید | |
| سیر | Garlic |
| پیاز | Onion |
| آرامپز کردن/با حرارت ملایم پختن | to simmer |
| ریحان | Basil |
| مرزنگوش | Oregano |
| ادویه | Spice |
| از دنیا رفتن | to pass away |
Once the mixture is smooth, turn the heat down and let it simmer.
به محض نرم شدن مخلوط، حرارت را کاهش دهید و اجازه دهید بپزد.
آموزش زبان انگلیسی با فرادرس
اگرچه یادگیری زبان انگلیسی یکی از دلمشغولیهای افراد مختلف است، گاهی کارهای روزمره، مشغلههای زندگی، مسافتهای طولانی و عدم دسترسی به آموزشگاههای زبان، مانع از یادگیری زبان میشود. در این بین، فیلمهای آموزشی، پادکستها و سایر منابع نوشتاری و گفتاری امکان یادگیری خودخوان زبان انگلیسی را فراهم کردهاند. در این راستا، فرادرس منابعی را در اختیار علاقهمندان گذشته است که مسیر یادگیری زبان انگلیسی بهصورت خودخوان توسط آنها هموار میشود. این منابع تمام سطوح را از مبتدی تا پیشرفته پشتیبانی میکنند و تمام نکتهها و مباحث زبان را از مبتدی تا پیشرفته پوشش میدهند. برای مشاهده فیلمهای آموزش زبان انگلیسی در فرادرس روی لینک زیر کلیک کنید.

داستان کوتاه ششم - The Last Slice
این داستان لزوم مصرف تمام اقلام غذایی ذخیرهشده در یخچال را به ما یادآوری میکند تا از هدرفت و اسراف آنها جلوگیری شود.
در ادامه میتوانید داستان کوتاه انگلیسی درباره غذا را بخوانید. در ادامه ترجمه آن را هم مشاهده میکنید.
The Last Slice
Maya opened the refrigerator. A small container with two leftover slices of pizza sat on the shelf. They had been there for two days. She looked at them, then at the full trash can. With a sigh, she picked up the container.
She remembered her grandmother’s words: “Food is a blessing, not garbage.” As a child, Maya would leave food on her plate. Her grandmother would always finish it, saying, “Wasting food is wasting the love and work that went into it.”
Maya took out one slice. It was cold, but the cheese still smelled good. She took a bite. It wasn't as good as fresh pizza, but it was fine. She ate the second slice too.
When she finished, she felt satisfied. Not just full, but happy. She had saved the food. She had honored her grandmother’s words.
That night, she made a new rule for herself. Before throwing food away, she would ask: “Can I eat this today?” It was a small change. But small changes, she thought, could make a big difference for the planet and for her heart.
ترجمه فارسی
آخرین تکه
مایا در یخچال را باز کرد. یک ظرف کوچک حاوی دو تکه پیتزای مانده روی قفسه بود. دو روز از نگهداریشان در یخچال میگذشت. نگاهی به آنها انداخت و سپس به سطل زبالهای که پر شده بود نگاه کرد. با آهی ظرف را برداشت.
سخن مادربزرگش را به خاطر آورد: «غذا نعمت است نه زباله.» در کودکی، مایا همیشه مقداری غذا در بشقابش باقی میگذاشت و مادربزرگ ته بشقابش را پاک میکرد و میگفت: «دور ریختن غذا، دور ریختن عشق و زحمتی است که برای آن صرف شده.»
مایا یک تکه را بیرون آورد. سرد بود، اما بوی پنیرش هنوز مطبوع بود. لقمهای برداشت. به خوبی پیتزای تازه نبود، اما قابل قبول بود. تکه دوم را هم خورد.
پس از صرف غذا، احساس رضایت کرد. نه صرفاً سیری، بلکه خوشحالی. غذا را نجات داده بود و سخن مادربزرگ را پاس داشته بود.
آن شب، قانون جدیدی برای خود وضع کرد: پیش از دور ریختن هر غذایی، از خود بپرسد «آیا میتوانم این را امروز بخورم؟» تغییری کوچک بود، اما به باور او، تغییرات کوچک میتوانند تفاوتی بزرگ برای زمین و برای قلب آدمی ایجاد کنند.

در جدول زیر میتوانید معنی کلمهها، عبارتها و اصطلاحات جدید را در داستان کوتاه انگلیسی در مورد غذا که هماکنون خواندید مشاهده کنید.
| معنی کلمهها، عبارتها و اصطلاحات جدید | |
| تکه | Slice |
| یخچال | Refrigerator |
| زباله | Garbage |
| ظرف | Plate |
| گاز زدن | to take a bite |
| خشنود | Satisfied |
| سیر | Full |
| نجات دادن | to save |
| گرامی داشتن | Honor |
| تغییر کوچک | Small change |
| سیاره (در متن منظور کره زمین است) | Planet |
نکته اول: برای یخچال میتوانیم از دو معادل refrigerator و fridge استفاده کنیم.
A refrigerator (or fridge) is an appliance keeps food items fresh.
یخچال مواد غذایی را تازه نگه میدارد.
She took a sip of water after running.
او پس از دویدن جرعهای آب نوشید.
آزمون سنجش داستان کوتاه انگلیسی در مورد غذا
برای ارزیابی میزان یادگیری مطالبی که تا اینجا مرور کردهاید، در ادامه 6 سوال برای شما آماده کردهایم. پس از پاسخدهی، میتوانید روی گزینه «جواب» کلیک کنید تا گزینه درست را مشاهده کنید.
تمرین و آزمون
1. He invited his friends _______ for dinner.
in
over
2. Food remaining uneaten at the end of a meal is called _______.
leftover
leftout
3. A fridge keeps food items _______.
frozen
fresh
4. _______ is not edible.
Spoiled food
Green food
5. Once the mixture is smooth, turn the heat down and let it _______.
fry
simmer
6. _______ food is wasting the love and work that went into it.
Wasting
Offering
جمعبندی
در این پست شش داستان کوتاه انگلیسی در مورد غذا را به همراه ترجمه فارسی آنها خواندیم. در کنار هر داستان کلمات و اصطلاحات مهم آن نیز با ذکر نکات مهم مرور شد. افزون بر این، به اهمیت مطالعه داستان کوتاه برای ارتقای دانش انگلیسی پرداختیم. همچنین، یاد گرفتیم که مطالعه موضوعی داستان کوتاه چه تأثیری بر بهبود مهارتهای ما دارد.
مطلبی که در بالا مطالعه کردید بخشی از مجموعه مطالب «مباحث متفرقه زبان انگلیسی» است. در ادامه، میتوانید فهرست این مطالب را ببینید:
- آموزش خواندن ساعت به انگلیسی – رایگان و به زبان ساده
- جواب دادن تلفن به انگلیسی + عبارت های مهم و کاربردی
- طرز صحیح نوشتن اعداد انگلیسی — با مثال و ساده
- آموزش اعداد به انگلیسی – با مثال و تمرین
- داستان کوتاه انگلیسی با افعال گذشته استمراری + ترجمه و نکات گرامری
- قواعد جمله سازی در انگلیسی – به زبان ساده + مثال، تمرین و تلفظ صوتی
- سیلاب در زبان انگلیسی چیست ؟ – توضیح به زبان ساده + مثال و تمرین
- اعضای خانواده به انگلیسی — به زبان ساده + مثال
- سلام و احوالپرسی به انگلیسی – به زبان ساده + مثال، تمرین و تلفظ
- متن انگلیسی درباره تعطیلات تابستان + نمونه متن، ترجمه و بررسی اصطلاحات
- اصطلاحات رایج انگلیسی در رستوران – با معنی و مکالمه
- برای یادگیری زبان انگلیسی از کجا شروع کنیم ؟ — بهترین راهنمای رایگان
- ۳۰ روش تقویت مکالمه انگلیسی – راهنمای کامل و ساده
- نمونه ایمیل رسمی انگلیسی – قالب های متنوع، با ترجمه
- طریقه نوشتن ایمیل رسمی به انگلیسی – از صفر تا صد
- آموزش کمک خواستن به انگلیسی + نمونه مکالمه، مثال و تلفظ صوتی
- اصطلاحات رایج انگلیسی در بازرگانی – ۱۰۰ عبارت مهم با معنی
- کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی + 600 کلمه کاربردی و ضروری
- اعداد ترتیبی در انگلیسی — مثال و تمرین
- کاربرد ویرگول در زبان انگلیسی — کامل و با مثال
- کاربرد علامت سوال در زبان انگلیسی — به زبان ساده + مثال، تمرین و تلفظ
- بهترین کتاب گرامر زبان انگلیسی – معرفی 43 عنوان ضروری
- توصیف ظاهر افراد به انگلیسی – صفات ظاهری پرکاربرد + مثال و تمرین
- کشورها و ملیت ها به انگلیسی – توضیح گرامر ملیت + تمرین و تلفظ
- اعضای صورت به انگلیسی + مثال، مکالمه، تمرین، تلفظ و ترجمه فارسی
- مسافرت به انگلیسی — 7 روش استفاده در مکالمه + تلفظ و ترجمه فارسی
- آدرس دادن به انگلیسی — آموزش اصطلاحات رایج + مثال و تلفظ
- اجزای کلام در انگلیسی یا Parts of Speech چیست؟ — به زبان ساده + مثال
- اصول نامه نگاری انگلیسی – هر آنچه باید بدانید + مثال
- 150 ضرب المثل انگلیسی رایج و کاربردی که باید بدانید + ترجمه و تلفظ












