آرایه ها و معنی درس سیمرغ فارسی دوازدهم
درس سی مرغ و سیمرغ، از اشعار داستانی «عطار» و از مهمترین اشعار عرفانی ادبیات فارسی است که بخشی از آن در درس چهاردهم فارسی دوازدهم آورده شده است. در این مطلب از مجله فرادرس، آرایه ها و معنی درس سیمرغ فارسی دوازدهم را به صورت صفحه به صفحه و بیت به بیت بررسی میکنیم. در انتهای مطلب نیز سؤالات کارگاه متن پژوهی این درس را به صورت پرسشهایی چهارگزینهای آوردهایم تا هم یادگیری خود را بیازمایید هم پاسخ این سؤالات را به صورت تشریحی داشته باشید.
- معنی همه جملهها و بیتهای این درس را یاد میگیرید.
- آرایههای بیتها و جملههای این درس را یاد خواهید گرفت.
- در قالب جدولهای مجزا، تمامی معنی بیتها و آرایهها را یاد میگیرید.
- با پاسخ سؤالات کارگاه متنپژوهی این درس آشنا میشوید.


آرایه ها و معنی درس سیمرغ فارسی دوازدهم
در این مطلب، بیت ها و پاراگراف های درس سیمرغ فارسی دوازدهم را به صورت جداگانه و به ترتیب بررسی میکنیم و معنا و آرایه های ادبی هرکدام را معرفی میکنیم.
پیش از آن پیشنهاد میکنیم برای یادگیری این درس و دیگر درسهای فارسی دوازدهم، فیلم آموزش ادبیات فارسی دوازدهم در فرادرس را تماشا کنید که لینک آن را در کادر زیر آوردهایم.
آرایه ها و معنی صفحه اول درس سیمرغ فارسی دوازدهم
در این بخش آرایه ها و معنی بیت ها و پاراگراف های صفحه اول این درس را مشخص کردهایم.
بیت اول
آرایه ها و معنی این بیت را در کادر و جدول زیر آوردهایم.
مجمعی کردند مرغان جهان
آنچه بودند آشکارا و نهان
معنی: همه پرندههای دنیا چه آنها که حاضر بودند و چه آنها که غائب بودند، در یک مکان جمع شدند.
| تکرار صامت «ج» و صامت «ن» | واجآرایی |
| مصراع اول | تشخیص یا جانبخشی به اشیاء و استعاره |
| آشکارا و نهان | تضاد و مجاز از همه پرندهها |
| جهان و نهان | جناس ناقص اختلافی |
| مرغان | مجاز از پرندهها و نماد انسانهای عادی |
بیت دوم
در کادر و جدول زیر، آرایههای این بیت و معنای آن را آوردهایم.
جمله گفتند این زمان در روزگار
نیست خالی هیچ شهر از شهریار
معنی: همه آنها با یکدیگر همعقیده بودند که در این زمان هیچ سرزمینی بدون حاکم نیست.
| تکرار صامت «ر» و مصوت بلند «ای» | واجآرایی |
| شهر | مجاز از کشور |
| شهر و شهریار | اشتقاق |
بیت سوم
معنی این بیت و آرایه های آن را در کادر و جدول زیر آوردهایم.
چون بود کاقلیم ما را شاه نیست
بیش از این بیشاه بودن، راه نیست
معنی: چگونه است که سرزمین ما شاهی ندارد؟ اینکه بیشتر از این، بدون شاه بمانیم درست نیست.
| تکرار صامت «ن» | واجآرایی |
| شاه و راه | جناس ناقص اختلافی |
| راه نیست | کنایه از درست نبودن |
| نیست | تکرار یا واژهآرایی |
| را و راه | جناس ناقص افزایشی |
| شاه | تکرار |

پاراگراف اول
در اینجا ابتدا پاراگراف اول این صفحه را آوردهایم و سپس معنی و آرایه های آن را مشخص کردهایم.
هدهد که پرنده دانایی بودو افسری بر سر داشت، گفت: «ای یاران! من بیشتر از همه شما جهان را گشتهام و از اطراف و اکناف گیتی آگاهم. ما پرندگان را نیز پیشوا و شهریاری است. من او را میشناسم. نامش سیمرغ است و در پس کوه قاف، بلندترین کوه روی زمین، بر درختی بلند آشیان دارد. در خرد و بینش او را همتایی نیست؛ از هرچه گمان توان کرد، زیباتر است. با خردمندی و زیبایی، شکوه و جلالی بیمانند دارد و با خرد و دانش خود آنچه خواهد، تواند. سنجش نیروی او در توان ما نیست. چه کسی تواند ذرهای از خرد و شکوه و زیبایی او دریابد؟ سالها پیش نیمشبی از کشور چین گذشت و پری از پرهایش بر آن سرزمین افتاد. آن پر چنان زیبا بود که هرکه آن را دید نقشی از آن به خاطر سپرد. این همه نقش و نگار که در جهان هست، هر یک پرتوی از آن پر است. شما که خواستار شهریاری هستید، باید او را بحویید و به درگاه او راه یابید و بدو مهرورزی کنید. لیکن باید بدانید که رفتن به کوه قاف کار آسانی نیست.»
معنی جملات دشوار پاراگراف اول
در این بخش معنای جملات دشوار موجود در پاراگراف اول این صفحه را آوردهایم.
- از اطراف و اکناف گیتی آگاهم: نسبت به همه جای جهان آگاهی و شناخت دارم.
- ما پرندگان را نیز پیشوا و شهریاری است: ما پرندهها هم رهبر و پادشاهی داریم.
- در پس کوه قاف، بلندترین کوه روی زمین، بر درختی بلند آشیان دارد: خانه او روی درختی بلند در پشت کوه قاف است که بلندترین کوه روی زمین است.
- از هرچه گمان توان کرد، زیباتر است: از هرچیزی که بتوانیم فکرش را بکنیم، زیباتر است.
- با خرد و دانش خود آنچه خواهد، تواند: با علم و عقل خود، میتواند هرچه میخواهد را انجام دهد.
- چه کسی تواند ذرهای از خرد و شکوه و زیبایی او را دریابد: هیچکس نمیتواند اندکی از عقل و بزرگی و زیبایی او را درک کند.
- آن پر چنان زیبا بود که هر که آن را دید، نقشی از آن به خاطر سپرد. این همه نقش و نگار که در جهان هست، هر یک پرتوی از آن پر است: آن پر آنقدر زیبا بود که هرکسی که آن را دید، شکلی از آن را در خاطرش نگه داشت و هرچه زیبایی در جهان است، هرکدام تنها یک پرتو از آن پر هستند.
- شما که خواستار شهریاری هستید، باید او را بجویید و به درگاه او راه یابید و بدو مهروزی کنید: شما که به دنبال پادشاه هستید، باید او را پیدا کنید و به درگاه او راه پیدا کنید و به او محبت کنید.
آرایه های پاراگراف اول
در جدول زیر نیز آرایههای این پاراگراف را مشخص کردهایم.
| هدهد | نماد انسان کامل و راهنمای مسیر عرفان |
| سیمرغ | نماد ذات حق، خداوند |
| قاف | نماد عالم معنا |
| پر | نماد تجلی ذات خداوند |
| چین | نماد زیبایی |
بیت چهارم
در کادر و جدول زیر، آرایهها و معنی این بیت را آوردهایم.
شیرمردی باید این راه شگرف
زان که ره دور است و دریا ژرف ژرف
معنی: برای سپری کردن این راه عجیب، باید قوی و شجاع بود زیرا راه، بسیار دور است و در آن، مشکلات بسیار زیاد و جدی وجود دارد.
| شیرمردی | تشبیه (مشبه: مرد / مشبهبه: شیر) و کنایه از شجاعت |
| راه و ره | جناس ناقص اختلافی |
| تکرار صامت «ر» و صامت «ف» | واجآرایی |
| دریا | استعاره از مشکلات (تشبیه مشکلات به دریا) |
پاراگراف آخر
معنی این پاراگراف را در کادر و جدول زیر مشخص کردهایم.
پرندگان چو سخنان هدهد را شنیدند جملگی مشتاق دیدار سیمرغ شدند و همه فریاد برآوردند که ما آمادهایم؛ ما از خطرات نمیهراسیم؛ ما خواستار سیمرغیم!
معنی: وقتی پرندهها حرفهای هدهد را شنیدند، همگی مشتاق شدند که سیمرغ را ببینند و فریاد زدند که آمادهاند، از خطرهای مسیر نمیترسند و سیمرغ را میخواهند.
| پرندگان | نماد انسانهای عادی |
| هدهد | نماد انسان راهنما |
آرایه ها و معنی صفحه دوم درس سیمرغ فارسی دوازدهم
در این بخش، معنی و آرایه های صفحه دوم درس سیمرغ فارسی دوازدهم را به مرور بررسی میکنیم. پیش از آن با تماشای فیلم آموزش رایگان آرایههای ادبی فارسی در فرادرس، روش تشخیص هر آرایه را یاد بگیرید. لینک این آموزش را در کادر زیر آوردهایم.
پارگراف اول
در کادر زیر، پاراگراف اول این صفحه و معنای آن را آوردهایم.
هدهد گفت: «آری آنکه او را شناسد، دوری او را تحمل نتواند کرد و آنکه بدو رو آرد، بدو نتواند رسید.»
معنی: هدهد گفت: «بله، هرکسی او (سیمرغ) را بشناسد، نمیتواند دوری او را تحمل کند و هرکسی که بخواهد به او دست پیدا کند، نمیتواند.»
| رو آورد | کنایه از تمایل به کسی |
پاراگراف دوم
در کادر زیر پاراگراف دوم این صفحه و معنای آن را آوردهایم.
اما چون از خطرات راه اندکی بیشتر سخن به میان آورد، برخی از مرغان از همراهی باز ایستادند و زبان به پوزش گشودند. بلبل گفت: «من گرفتار عشق گلم. با این عشق، چگونه میتوانم در جستوجوی سیمرغ این سفر پرخطر را بر خود هموار کنم؟»
معنی: اما وقتی که بیشتر درباره سفرهای راه صحبت کرد، بعضی از پرندهها از همراهی خودداری کردند و عذرخواهی کردند. بلبل گفت: «من عاشق بلبل هستم و در عشق او اسیرم. با وجود چنین عشقی چگونه میتوانم در چنین سفر پر از خطری به جستوجوی سیمرغ بیایم؟»
| باز ایستادند | کنایه از توقف و منصرف شدن |
| زبان به چیزی گشودن | سخن گفتن درباره چیزی |
| بلبل | نماد انسانهای ظاهرپرست |
| گل | نماد زیباییها و تجملات زودگذر |
| هموار کردن | کنایه از آسان کردن چیزی بر خود یا دیگری |
| گل و بلبل | تناسب |
| سخن گفتن بلبل و هدهد با یکدیگر | استعاره و تشخیص |
| زبان | مجاز از دهان |
پاراگراف سوم
معنی این پاراگراف را در کادر زیر مشخص کردهایم.
هدهد به بلبل پاسخ گفت: «مهرورزی تو بر گل کار راستان و پاکان است اما زیبایی محبوب تو، چند روزی بیش نیست.»
معنی: هدهد به بلبل جواب داد: «عشق تو بر گل کار درستی است اما زیبایی معشوق تو (گل) فقط چند روز است.»
| هدهد و بلبل | تناسب |
| راستان و پاکان | تناسب |
| چند روز | مجاز از مدت کوتاه |
بیت اول
در کادر و جدول زیر، معنا و آرایه های بیت اول این صفحه را آوردهایم.
گل اگرچه هست بس صاحب جمال
حسن او در هفتهای گیرد زوال
معنی: اگرچه گل بسیار زیبا است اما زیبای او در یک هفته پایان مییابد. (عمر زیبایی او یک هفته است.)
| تکرار صامت «گ» و صامت «س» | واجآرایی |
| گل | نماد زیبای ظاهری |
| صاحب جمال | کنایه از زیبا بودن |
| هفتهای | مجاز از مدت کوتاه |
| زوال گرفتن | کنایه از نابود شدن |

پاراگراف چهارم
معنی این پاراگراف را در کادر زیر آوردهایم.
طاووس نیز چنین آورد که من مرغی بهشتیام. روزگاری در بهشت به سر بردهام. مار با من آشنا شد؛ آشنایی او سبب گردید که مرا از بهشت بیرون کنند. اکنون آرزویی بیش ندارم و آن این است که بدان گلشن خرم باز گردم و در آن گلزار باصفا بیاسایم. مرا از این سفر معذور دارید که مرا با سیمرغ کاری نیست.
معنی: طاووس هم چنین گفت که من پرنده بهشتی هستم و روزگاری در بهشت زندگی کردهام. مار با من آشنا شد و این آشنایی باعث اخراج من از بهشت شد. الان تنها آرزویم این است که به آن باغ سرسبز (بهشت) بازگردم و در آنجا آرام باشم. من را از انجام این سفر مرخص کنید که من با سیمرغ کاری ندارم.
| طاووس | نماد زاهدان طالب بهشت |
| گلشن و گلزار | استعاره از بهشت و تلمیح به آیات قرآن |
| مار | نماد اهریمن |
| ذره | مجاز و نماد اندک بودن |
| مرا با سیمرغ کاری نیست | کنایه از عدم تمایل به سیمرغ |
پاراگراف پنجم
در کادر زیر نیز معنی پاراگراف پنجم این صفحه را مشخص کردهایم.
هدهد پاسخ گفت: «بهشت جایگاهی خرم و زیباست اما بهشت نیز پرتوی از جمال سیمرغ است. بهشت در برابر سیمرغ چون ذره برابر خورشید است.»
معنی: هدهد جواب داد: «بهشت مکانی آباد و زیبا است اما حتی زیبایی بهشت هم تنها یک پرتو از زیبایی سیمرغ است. بهشت در مقابل سیمرغ، مانند ذرهای در برابر خورشید میماند.»
| بهشت و خرم و زیبا | مراعات نظیر |
| بهشت نیز پرتوی از جمال سیمرغ است. | تشبیه (مشبه: بهشت / مشبهبه: پرتوی از زیبایی سیمرغ) |
| بهشت در مقابل سیمرغ... | تشبیه بهشت به ذره |
| تشبیه سیمرغ به خورشید | |
| اغراق |
بیت دوم
در کادر و جدول زیر، معنی و آرایههای بیت دوم این صفحه را آوردهایم.
هرکه داند گفت با خورشید راز
کی تواند ماند با یک ذره باز؟
معنی: کسی که بتواند با خورشید همصحبت و همدم باشد، نمیتواند به همراهی با یک ذره، راضی باشد.
| تکرار صامت «د» و صامت «ز» | واجآرایی |
| راز و باز | جناس ناقص اختلافی |
| داند و ماند | جناس ناقص اختلافی |
| تکرار حرف «با» | واژهآرایی یا تکرار |
| خورشید | استعاره از خداوند |
| با و باز | جناس ناقص اختلافی |
| ذره و خورشید | تضاد |
| ذره | نماد حقارت و عشق ظاهری |
| خورشید | نماد عظمت و عشق حقیقی |
پاراگراف آخر
در کادر زیر، معنای پاراگراف آخر صفحه دوم را مشخص کردهایم.
آنگاه باز شکاری که شاهان او را روی شست مینشاندند و با خویشتن به شکار میبردند، چنین گفت: «من بسیار کوشیدهام تا روی دست شاهان جا گرفتهام. پیوسته با آنان بودهام و برای آنان شکار کردهام. چه جای آن است که من دست شاهان را بگذارم و در بیابانهای بیآبوعلف در جستوجوی سیمرغ سرگردان شوم؟ آن به که مرا نیز معذور دارید.»
معنی: آن زمان پرنده باز شکارچی که پادشاهان او را روی دست خود نگه میداشتند و او را با خود به شکار میبردند، اینطور گفت: «من بسیار تلاش کردهام تا مقامی نزدیک پادشاهان به دست بیاورم. همیشه همراه آنها بودهام و برای آنها شکار کردهام. دلیلی ندارد که من این مقام نزدیک به پادشاهان را رها کنم و برای پیدا کردن سیمرغ آواره شوم. بهتر است که عذرخواهی من را نیز برای نیامدن به سفر بپذیرید.»
| باز | نماد افراد وابسته به قدرت |
| شست | مجاز از دست |
| دست شاهان | مجاز از مقام و منصب |
| بیابان بیآب و علف | استعاره از مشکلات سلوک عارفانه |
آرایه ها و معنی بیت آخر صفحه دوم درس سیمرغ
در کادر و جدول زیر، معنا و آرایههای ادبی بیت آخر صفحه دوم این درس را آوردهایم.
بعد از آن مرغان دیگر سر به سر
عذرها گفتند مشتی بیخبر
| سر به سر | تکرار و کنایه از همگی |
| تکرار صامت «ر» و صامت «ب» | واجآرایی |
| عذر گفتن مرغان | استعاره و تشخیص |
یادگیری آرایه ها و معنی درس های فارسی با فرادرس
تا اینجا آرایه ها و معنی درس سیمرغ فارسی دوازدهم را تا پایان صفحه دوم به طور کامل معرفی کردیم. با یادگیری آرایه ها و معنی هر درس ادبیات، هم در آزمونهای مربوط به همان درس موفق میشوید و هم با دانش خود میتوانید برای تشخیص معنی و آرایه های سایر دروس نیز استفاده کنید.
به همین دلیل در این بخش، برخی از فیلمهای آموزشی فرادرس را آوردهایم که با استفاده از آنها میتوانید دورس ادبیات فارسی در دوره متوسطه را به طور کامل و با زبان ساده یاد بگیرید.
- فیلم آموزش ادبیات فارسی پایه دوازدهم در فرادرس
- فیلم آموزش ادبیات فارسی پایه یازدهم در فرادرس
- فیلم آموزش ادبیات فارسی پایه دهم در فرادرس
- فیلم آموزش رایگان آرایه های ادبی فارسی در فرادرس

همچنین برای دسترسی به آموزشهای جامعتر درباره درس ادبیات و آرایههای ادبی، میتوانید از مجموعه آموزشهای زیر استفاده کنید.
- مجموعه فیلمهای آموزش ادبیات فارسی و نگارش دوره متوسطه فرادرس
- مجموعه فیلمهای آموزش آرایه های ادبی ادبیات فارسی به زبان ساده در فرادرس
آرایه ها و معنی صفحه سوم درس سیمرغ فارسی دوازدهم
در این بخش، معنی و آرایه های صفحه سوم درس سیمرغ فارسی دوازدهم را به ترتیب معرفی میکنیم. برای یادگیری این درس و دیگر درس های ادبیات فارسی پایه دوازدهم، فیلم آموزش ادبیات فارسی پایه دوازدهم در فرادرس را تماشا کنید که لینک آن را در کادر زیر آوردهایم.
چهار خط اول
در کادر زیر چهار خط ابتدایی پاراگراف اول این صفحه را معنا کردهایم.
اما هدهد دانا یکیک آنان را پاسخ گفت و عذرشان را رد کرد و چنان از شکوه و خرد و زیبایی سیمرغ سخن راند که مرغان جملگی شیدا و دلباخته گشتند؛ بهانهها یک سو نهادند و خود را آماده ساختند تا در طلب سیمرغ به راه خود ادامه دهند و به کوه قاف سفر کنند. اندیشیدند که در پیمودن راه و در هنگام گذشتن از دریاها و بیابانها راهبر و پیشوایی باید داشته باشند.
معنی: اما هدهد دانا یکی یکی به پرندهها جواب داد و عذر آنها برای عدم همراهی در آن سفر را نپذیرفت و طوری درباره بزرگی و دانایی و زیبایی سیمرغ صحبت کرد که همه پرندهها، شیدا و دوستدار سیمرغ شدند. بهانههایشان را رها کردند و خودشان را برای ادامه دادن مسیر برای یافتن سیمرغ آماده کردند. فکر کردند که برای این سفر و گذشتن از دریاها و بیابانها باید رهبری داشته باشند.
| سخن راند | کنایه از خوب سخن گفتن |
| شیدا و دل باخته | تناسب |
| دلباخته | کنایه از بسیار عاشق و شیفته شدن |
| یک سو نهادند | رها کردند |
| دریاها و بیابانها | تناسب |
خط پنجم تا هشتم
در کادر زیر معنای این بخش از درس سیمرغ را آوردهایم.
آنگاه برای انتخاب راهبر و پیشوا که در راه، آنان را راهنمون شود، قرعه زدند. قضا را قرعه به نام هدهد افتاد. پس بیش از صد هزار مرغ به دنبال هدهد به پرواز درآمدند. راه بس دور و دراز و هراسناک بود، هرچه میرفتند، پایان راه پیدا نبود. هدهد به مهربانی به همه جرئت میداد اما دشواریهای راه را پنهان نمیساخت.
معنی: آنگاه برای انتخاب رهبری که در راه سفر، راهنمای آنها باشد، قرعهکشی کردند. تقدیر چنین بود که قرعه رهبری به هدهد افتاد. بنابراین بیشتر از صدهزار پرنده به دنبال هدهد به پرواز درآمدند. راه، بسیار دور و طولانی و ترسناک بود. هرچهقدر میرفتند به پایان راه نمیرسیدند و پایان آن راه، دستیافتنی به نظر نمیآمد. هدهد با مهربانی به همه جرئت میداد تا به راه ادامه دهند اما سختیهای سفر را هم از آنها پنهان نمیکرد.
| راهبر و پیشوا و رهنمون | مراعات نظیر |
| قرعه زدند | کنایه از قرعهکشی کردن |
| قضا را قرعه به نام هدهد افتاد. | تقدیر چنین بود که نام هدهد در قرعهکشی انتخاب شد. |
| صد هزار مرغ | اغراق و مجاز از تعداد زیاد |
| پایان راه پیدا نبود | اغراق و کنایه از بسیار طولانی بودن مسیر |
| دور و دراز | تناسب |
بیت اول
در کادر و جدول زیر، آرایه ها و معنی بیت اول این صفحه را مشخص کردهایم.
گفت ما را هفت وادی در ره است
چون گذشتی هفت وادی درگه است
معنی: هدهد گفت: «در راه ما هفت بیابان وجود دارد که وقتی از آن هفت بیابان بگذریم به درگاه سیمرغ میرسیم.»
| هفت وادی / است | تکرار |
| در ره و درگه | جناس ناقص اختلافی |
| تکرار صامت «گ» | واجآرایی |
| ما و را | جناس ناقص اختلافی |
بیت دوم
معنا و آرایه های بیت دوم این صفحه را در کادر و جدول زیر آوردهایم.
وانیامد در جهان زین راه، کس
نیست از فرسنگ آن آگاه کس
معنی: هیچکس در جهان از این راه برنگشته است همچنین هیچکس از مسافت این راه، آگاهی ندارد.
| تکرار صامت «س» و صامت «ن» | واجآرایی |
| تکرار واژه «کس» | تکرار |
| فرسنگ | مجاز از مسافت |
| راه و فرسنگ | تناسب |
| راه | استعاره از عشق سیمرغ |

وادی اول
در این بخش، معنا و آرایههای ادبی دو بیت مربوط به وادی اول را بررسی میکنیم.
چون فروآیی به وادیّ طلب
پیشت آید هر زمانی صد تعب
مال اینجا بایدت انداختن
ملک اینجا بایدت درباختن
معنی: وقتی به وادی طلب برسی، سختیها و رنجهای بسیاری برایت پیش میآیند. در این وادی حتی اگر پادشاه باشی باید سلطنت خود را رها کنی و باید هرچه از مال دنیا داری نیز رها کنی.
| فروآیی | کنایه از رسیدن به جایی |
| طلب و تعب | جناس ناقص اختلافی |
| مصراع دوم | اغراق |
| مُلک و مِلک | جناس ناقص حرکتی |
| اینجا بایدت | تکرار |
| انداختن | کنایه از رها کردن |
| درباختن | کنایه از «از دست دادن» |
| وادی طلب | اضافه تشبیهی (مشبه: طلب / مشبهبه: وادی) |
| صد | اغراق و مجاز از مقدار زیاد |
| مال و ملک | تناسب |
| ملک | مجاز از ثروت |
وادی دوم
آرایه ها و معنی دو بیت وادی دوم را در کادر و جدول زیر آوردهایم.
بعد از این وادی عشق آید پدید
غرق آتش شد کسی کانجا رسید
عاشق آن باشد که چون آتش بود
گرمرو، سوزنده و سرکش بود
معنی: بعد از مرحله طلب به مرحله و وادی عشق میرسیم که هرکسی که به این وادی برسد، همه وجودش پر از سوز و گداز میشود. عاشق آن کسی است که مانند آتش، گرم، سوزنده و سرکش است.
| تکرار صامت «د»، صامت «ش» و مصوت بلند «ای» در بیت اول | واجآرایی |
| وادی عشق | اضافه تشبیهی (مشبه: عشق / مشبهبه: وادی) |
| غرق آتش شد | اغراق و کنایه از به سوز و گداز افتادن / تناقض |
| آتش | استعاره از اثرات عشق و شوق و اشتیاق |
| تکرار واژه «بود» | تکرار |
| تکرار صامت «ش» و صامت «د» در بیت دوم | واجآرایی |
| عاشق آن باشد که چون آتش بود | تشبیه (مشبه: عاشق / مشبهبه: آتش) |
| آتش و گرمرو و سوزنده و سرکش | مراعات نظیر |
| گرم رفتن | کنایه از سریع رفتن |
| سرکش | ایهام تناسب (معنی درست: نافرمان / معنی متناسب با «آتش»: فروزان) |
| گرمرو | حسآمیزی |
در مطلب زیر از مجله فرادرس، معنی و آرایههای درس گذر سیاوش از آتش در فارسی دوازدهم را بررسی کردهایم.
برای نصب اپلیکیشن رایگان مجله فرادرس، کلیک کنید.
آرایه ها و معنی صفحه چهارم درس سیمرغ فارسی دوازدهم
در این بخش، معنی و آرایه های بیت های وادی سوم تا وادی ششم موجود در این صفحه از درس سیمرغ فارسی دوازدهم را مشخص کردهایم. برای یادگیری همه آرایههای ادبی میتوانید از مجموعه فیلمهای آموزش آرایههای ادبی فارسی در فرادرس استفاده کنید که لینک آن را در کادر زیر آوردهایم.
وادی سوم
معنی و آرایه های وادی سوم را در کادر و جدول زیر آوردهایم.
بعد از آن بنمایدت پیش نظر
معرفت را وادیای بیپا و سر
چون بتابد آفتاب معرفت
از سپهر این ره عالیصفت
هریکی بینا شود بر قدر خویش
بازیابد در حقیقت صدر خویش
معنی: بعد از وادی عشق، به وادی بیحد و مرز معرفت میرسیم. وقتی آفتاب معرفت از آسمان این راه بلندمرتبه بتابد، هرکس به میزان شایستگی خود، آگاه میشود و در واقع از مقام و مرتبه خود اطلاع پیدا میکند.
| بیپاوسر | کنایه از بدون حد و مرز بودن و بیانتها بودن |
| پا و سر | تناسب |
| معرفت را وادی (وادی معرفت) | اضافه تشبیهی (مشبه: معرفت / مشبهبه: وادی) |
| آفتاب معرفت | اضافه تشبیهی (مشبه: معرفت / مشبهبه: آفتاب) |
| بتابد، آفتاب و سپهر | مراعات نظیر |
| ره | استعاره از سیر و سلوک عارفانه |
| قدر و صدر | جناس ناقص اختلافی |
| بینا شود | کنایه از آگاه شدن |
| صدر | مجاز از ارزش و اعتبار |
| قدر | ایهام (۱: اندازه / ۲: ارزش) |
وادی چهارم
در کادر و جدول زیر، معنی و آرایههای ادبی وادی چهارم را بررسی کردهایم.
بعد از این وادی استغنا بود
نه درو دعوی و نه معنا بود
هشت جنت نیز اینجا مردهای است
هفت دوزخ همچو یخ افسردهای است
معنی: بعد از وادی معرفت، به وادی استغنا و بینیازی میرسیم که در آن هیچ ادعا و مقصودی وجود ندارد. در وادی استغنا هشت درجه بهشت نیز بیارزش هستند و هفت درجه جهنم هم مانند یخ، منجمد هستند و کارایی ندارند.
| وادی استغنا | اضافه تشبیهی (مشبه: استغنا / مشبهبه: وادی) |
| تکرار صامت «د» و صامت «ن» در بیت اول | واجآرایی |
| دعوی و معنا | تضاد |
| جنت و دوزخ | تضاد و تناسب |
| هشت و هفت | تناسب و جناس ناقص اختلافی |
| مصراع سوم | تشبیه (مشبه: هشت جنت / مشبهبه: مرده) |
| مصراع چهارم | تشبیه (مشبه: هفت دوزخ / مشبهبه: یخ) |
| هفت دوزخ همچو یخ | تناقض |
| مردهای است | کنایه از بیارزش بودن |
| تکرار واژههای «بود» و «است» | تکرار |
وادی پنجم
آرایه ها و معنی بیتهای وادی پنجم در این صفحه را در کادر و جدول زیر معنا کردهایم.
بعد از این وادی توحید آیدت
منزل تفرید و تجرید آیدت
رویها چون زین بیابان در کنند
جمله سر از یک گریبان بر کنند
معنی: بعد از استغنا به وادی توحید میرسیم که در آن، باید از هرچه غیر از حق است، خالی شوی و با آن یکی شوی. اگر سالکان بتوانند از این وادی بگذرند، همگی به یگانگی و وحدت میرسند.
| وادی توحید | اضافه تشبیهی (مشبه: توحید / مشبهبه: وادی) |
| منزل تفرید | اضافه تشبیهی (مشبه: تفرید / مشبهبه: منزل) |
| منزل تجرید | اضافه تشبیهی (مشبه: تجرید / مشبهبه: منزل) |
| تفرید و تجرید | جناس ناقص اختلافی |
| تکرار صامت «ت» در بیت اول | واجآرایی |
| منزل | مجاز از مرحله |
| رویها | مجاز از کل وجودشان |
| روی از جایی در کردن | کنایه از عبور کردن |
| سر بر کردن از یک گریبان | کنایه از متحد شدن و یکی شدن |
| در و بر و سر | جناس ناقص اختلافی |
| بیابان | استعاره از وادی توحید |
| روی و سر و گریبان | مراعات نظیر |
| تکرار صامت «ن» در بیت دوم | واجآرایی |

وادی ششم
در کادر و جدول زیر، معنا و آرایه های ادبی بیت های وادی ششم را آوردهایم.
بعد از این وادی حیرت آیدت
کار دائم درد و حسرت آیدت
مرد حیران چون رسد این جایگاه
در تحیر مانده و گم کرده راه
معنی: بعد از وادی توحید به وادی حیرت و سرگردانی میرسیم که در آن دائماً باید سختیها و حسرتها را تحمل کنیم. انسان سالک وقتی به مقام حیرت میرسد، دچار سرگردانی میشود و راه خود را گم میکند.
| وادی حیرت | اضافه تشبیهی (مشبه: حیرت / مشبهبه: وادی) |
| حیرت و حسرت | جناس ناقص اختلافی |
| تکرار صامت «د» در بیت اول | واجآرایی |
| مرد | مجاز از انسان سالک |
| راه گم کرد | کنایه از اوج سرگردانی |
| حیران و تحیر | اشتقاق |
| تکرار صامت «ر» در بیت دوم | واجآرایی |
آرایه ها و معنی صفحه پنجم درس سیمرغ فارسی دوازدهم
در این بخش، معنا و آرایه های صفحه آخر این درس را با هم بررسی میکنیم. پیش از آن میتوانید با تماشای فیلم آموزش ادبیات فارسی پایه دوازدهم در فرادرس، معنی این درس و دیگر درسهای فارسی این پایه را یاد بگیرید. لینک این آموزش را در کادر زیر قرار دادهایم.
وادی هفتم
در کادر و جدول زیر، معنی و آرایههای ادبی دو بیت ابتدایی این صفحه را بررسی میکنیم.
بعد از این وادی فقر است و فنا
کی بود اینجا سخن گفتن روا
صد هزاران سایه جاوید، تو
گم شده بینی ز یک خورشید تو
معنی: بعد از وادی حیرت به وادی فقر و فنا میرسیم که سخن گفتن در این مرحله، شایسته نیست. در این وادی، بسیاری موجودات پایدار که در خورشید وجود خداوند، نابود شدهاند را میبینی.
| وادی فقر | اضافه تشبیهی (مشبه: فقر / مشبهبه: وادی) |
| وادی فنا | اضافه تشبیهی (مشبه: فنا / مشبهبه: وادی) |
| سخن و گفتن | تناسب |
| صد هزار | اغراق |
| سایه جاوید | استعاره از خواستههای مادی |
| گم شده | کنایه از فنا شده |
| صد هزاران و یک | تناسب |
| خورشید و سایه | تناسب |
| خورشید | استعاره از خداوند |
پاراگراف اول
در کادر زیر، معنای پاراگراف اول این صفحه را قرار دادهایم.
مرغان از این همه سختی وحشت کردند. برخی در همان نخستین منزل از پا درآمدند و بسیاری در دومین منزل به زاری زار جان سپردند اما آنان که همت یارشان بود، پیشتر میرفتند. روزگار سفر، سخت دراز شد.
معنی: پرندهها از این همه سختی در وادیها ترسیدند. بعضی از آنها در همان وادی اول خسته شدند و بسیاری از آنها در وادی دوم به سختی مردند اما آنهایی که همت و پشتکار زیادی داشتند، وادیهای بعدی را نیز رد میکردند. زمان این سفر بسیار طولانی شد.
| از پا در آمدن | کنایه از خسته شدن یا مردن |
| جان سپردند | کنایه از مردن |
| همت یارشان بود | استعاره و کنایه از داشتن همت و پشتکار |
| روزگار سفر، سخت دراز شد. | استعاره |
پاراگراف دوم
در کادر و جدول زیر، معنی و آرایه های ادبی پاراگراف دوم این صفحه را مشخص کردهایم.
این عده قلیل چون بر بالای کوه آمدند، روشنایی خیرهکنندهای دیدند اما از سیمرغ خبری نبود. مرغان از خستگی و ناامیدی بیحال و ناتوان بر زمین افتادند و همگی را خواب دربود. در خواب سروش غیبی به آنها گفت: «در خویشتن بنگرید؛ سیمرغ حقیقی همان شما هستید. ناگهان از خواب پریدند. سختیها و رنجها را فراموش کردند و به شادمانی در یکدیگر نگریستند.»
معنی: این عده کم وقتی به بالای کوه رسیدند، روشنایی زیادی را دیدند اما سیمرغ آنجا نبود. پرندهها از خستگی و بیامیدی بیحال و خسته بر زمین افتادند و همگی به خواب رفتند. فرشته پیامآور در خواب به آنها گفت: «به خودتان نگاه کنید. سیمرغ واقعی خود شما هستید. ناکهان از خواب پریدند سختیها و رنجهای مسیر را فراموش کردند و با خوشحالی به هم نگاه کردند.»
| از کسی خبری نبودن | کنایه از نبودن آن فرد در آنجا |
| همگی را خواب در ربود | استعاره و تشخیص و کنایه از خوابیدن |
| در خویشتن بنگرید | کنایه از توجه به خود |
| سختیها و رنجها | تناسب |
| سختیها و رنجها / شادمانی | تضاد |
بیت سوم
در کادر زیر و جدول پس از آن، آرایه ها و معنی این بیت را مشخص کردهایم.
چون نگه کردند آن سی مرغ زود
بیشک این سیمرغ آن سیمرغ بود
معنی: وقتی آن سی مرغ باقیمانده به خودشان توجه کردند، متوجه شدند که بدون هیچ شکی، سیمرغ خود آنها هستند یعنی سیمرغ در وجود هر کدام از آنها است.
| سیمرغ و سیمرغ | جناس تام (اولی: سی عدد مرغ / دومی: پرنده سیمرغ) |
| سیمرغ | نماد عارف حقیقی |
| زود و بود | جناس ناقص اختلافی |
| سیمرغ | تکرار |
| آن | تکرار |
| کل بیت | تلمیح به آیه «من عرف نفسه، فقد عرف ربّه.» |

بیت چهارم
معنی و آرایه های ادبی این بیت را در کادر و جدول پس از آن آوردهایم.
خویش را دیدند سیمرغ تمام
بود خود سیمرغ، سی مرغ تمام
معنی: آن سی پرنده متوجه شدند که خودشان دقیقا سیمرغ هستند و سیمرغی که به دنبالش بودند دقیقا در وجود خودشان است.
| تکرار مصوت بلند «ای» | واجآرایی |
| سیمرغ | تکرار |
| تمام | جناس تام (اولی: کاملاً / دومی: همه) |
| سیمرغ و سی مرغ | جناس تام |
آرایه ها و معنی بیت آخر صفحه پنجم درس سیمرغ
در کادر و جدول زیر، معنا و آرایه های ادبی بیت آخر این درس را آوردهایم.
محو او گشتند آخر بر دوام
سایه در خورشید گم شد والسلام
معنی: آنها در خود محو و نابود شدند تا به مقام سیمرغ و وحدانیت رسیدند و مانند سایهای در برابر خورشید (ذات حق) ناپدید شدند.
| محو او گشتند | کنایه از شیفته و جذب کسی شدن |
| سایه و خورشید | تضاد و تناسب |
| گم شدن سایه در خورشید | کنایه از یکی شدن |
| سایه | استعاره از سی پرنده |
| خورشید | استعاره از خداوند |
| والسّلام | مجاز از به انتها رسیدن سخن |
پاسخ سؤالات کارگاه متن پژوهی درس سیمرغ فارسی دوازدهم
حال که آرایه ها و معنی همه پاراگراف ها و بیت های درس سیمرغ فارسی دوازدهم را به طور کامل بررسی کردیم، در این بخش، سؤالات سه بخش قلمرو زبانی، ادبی و فکری کارگاه متن پژوهی این درس را به شکل پرسشهایی چهارگزینهای آوردهایم.
در هر سؤال، ابتدا پاسخ درست مورد نظر خود را انتخاب کنید سپس با کلیک بر گزینه «مشاهده گزینه صحیح» پاسخ درست آن سؤال را مشاهده کنید. بعد از انجام این مراحل، پاسخ تشریحی هر پرسش را نیز مشاهده خواهید کرد.
تمرین و آزمون
۱. در کدام گزینه، معنای واژههای «قبا»، «تعب» و «تجرید» موجود در بیتهای زیر را به ترتیب درست آوردهایم؟
سرو مهت نخوانم خوانم چرا نخوانم؟
هم ماه با کلاهی هم سرو با قبایی
(فرخی سیستانی)
در این مقام طرب بیتعب نخواهد دید
که جای نیک و بد است این سرای پاک و پلید
(سنایی)
اولا تجرید شو از هرچه هست
وانگهی از خود بشو یکبار دست
(اسیری لاهیجی)
قبا: جامه بلند / تعب: رنج / تجرید: تنهایی گزیدن
قبا: لباسی که روی لباس های دیگر میپوشند. / تعب: غصه و اندوه / تجرید: بدون همسر
قبا: عبا / تعب: سختی / تجرید: خداوند
قبا: لباس زنانه بلند / تعب: مصیبت و بلا / تجرید: تنهایی
۲. در کدامیک از گزینههای زیر، اجزای بیت زیر را مطابق زبان معیار مرتب کردهایم و نقش دستوری آنها را نیز درست مشخص کردهایم؟
بعد از این وادی حیرت آیدت
کار دائم درد و حیرت آیدت
(عطار)
بعد از این وادی، به حیرت آیدت و کار دائمی تو درد و حسرت آید.
بعد از این (متمم) + وادی (مضافالیه) + به حیرت (متمم) + آیدت (فعل)
کار دائمی تو (نهاد و صفت و مضافالیه)+ درد و حسرت (مسند) + آید (فعل)
بعد از این وادی حیرت آید تو و تو کار دائم، درد و حسرت آید.
بعد از این (قید) + وادی حیرت (مسند) + آید (فعل) + تو (نهاد)
تو (نهاد) + کار دائم (نهاد دوم) + درد و حسرت (مفعول) + آید (فعل)
بعد از این وادی حیرت برای تو آید و کار تو، همیشه درد و حسرت آید.
بعد از این (قید زمان) + وادی حیرت (نهاد) + برای تو (متمم) + آید (فعل)
کار تو (نهاد) + دائم (نهاد) + درد و حسرت (مسند) + آید (فعل)
بعد از این وادی، حیرت آید و کار، دائماً با درد و حسرت آید.
بعد از این وادی (نهاد) + حیرت (مفعول) + آید (فعل)
کار (نهاد) + دائماً (قید) + با درد و حسرت (قید) + آید (فعل)
۳. در کدام گزینه، نقشهای تبعی عبارت زیر را به درستی و به طور کامل مشخص کردهایم؟
ما پرندگان را نیز پیشوا و شهریاری است. نامش سیمرغ است و در پس کوه قاف، بلندترین کوه روی زمین، بر درختی بلند آشیان دارد.
پرندگان (بدل برای «ما») / شهریار (معطوف برای «پیشوا») / بلندترین کوه روی زمین (بدل برای «کوه قاف»)
نیز (حرف اضافه برای «پرندگان») / سیمرغ (بدل برای «نامش») / درختی بلند (بدل برای «پس کوه قاف»)
ما (بدل برای «پرندگان») / پیشوا (معطوف برای «شهریار»)
بلندترین کوه روی زمین (بدل برای «پس کوع قاف»)
۴. با توجه به درس سی مرغ و سیمرغ، بلبل و باز به ترتیب نماد چه کسانی هستند؟
بلبل: نماد عاشق ظاهری / باز: نماد عاشق باطنی و حقیقی
بلبل: نماد افراد وابسته به مادیات / باز: نماد افراد وابسته به معنویات
بلبل: نماد افراد گرفتار در عشق / باز: نماد افراد گرفتار در زهد ظاهری
بلبل: نماد عاشق ظاهر و مادیات / باز: نماد افراد دلبسته به مقام و موقعیت
۵. وجه شبه تشبیه موجود در بیت زیر چیست و شاعر برای بیان این وجه شبه از چه آرایههای دیگری استفاده کرده است؟
عاشق آن باشد که چون آتش بود
گرمرو، سوزنده و سرکش بود
(عطار)
وجه شبه: سوزنده
آرایهها: واجآرایی
وجه شبه: سوزنده و سرکش
آرایهها: سوزنده (کنایه از سوزان بودن) / سرکش (کنایه از غیرقابل کنترل بودن)
وجه شبه: گرمرو، سوزنده و سرکش
آرایهها: گرمرو (کنایه از پرحرارت بودن) / سرکش (کنایه از نافرمان بودن / ایهام تناسب: معنی اول و متناسب با «آتش»: فروزان / معنی درست: نافرمان و یاغی)
وجه شبه: گرمرو
آرایهها: استعاره (تشبیه گرما به موجود دارای توانایی رفتن)
۶. در کدام گزینه درباره تلمیح موجود در بیت زیر توضیح دادهایم؟
طاووس باغ قدسم، نی بوم این خرابه
آنجاست جلوهگاهم، اینجا چه کار دارم
(سلمان ساوجی)
تلمیح به اینکه طاووس پرندهای بهشتی است و جایگاه آن در بهشت بوده است.
باغ قدس، تلمیح به بهشت است.
طاووس به ماجرای پرندگان از جمله طاووس در ماجرای سی مرغ و سیمرغ عطار اشاره دارد.
بوم نماد بدیمنی است و این بیت به همین موضوع تلمیح دارد.
۷. در کدام گزینه، معنی و مفهوم بیت زیر را به نثر روان نوشتهایم؟
گل اگرچه هست بس صاحب جمال
حسن او در هفتهای گیرد زوال
(عطار)
گل بسیار زیبا است اما زیبایی او فقط ظاهری است. / برتری عشق الهی به عشق زمینی
اگرچه گل، بسیار زیبا است اما عمر زیبایی او کوتاه است و جمال او بالاخره روزی از بین میرود. / زودگذر بودن زیباییهای ظاهری
با وجود آنکه گل بسیار زیبا است اما عمر گل کوتاه است. / کم عمر بودن گل
گل بسیار زیبا است اما بسیار زود هم زشت میشود. / قرار داشتن زیباییها و زشتیها در کنار هم
۸. کدام یک از بیتهای زیر از متن درس سی مرغ و سیمرغ که در گزینههای زیر آوردهایم با این بیت، تناسب معنایی دارد؟
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق
(مولانا)
شیرمردی باید این راه شگرف
زاه که ره دور است و دریا ژرف ژرف
گل اگرچه هست بس صاحب جمال
حسن او در هفتهای گیرد زوال
هر که داند گفت با خورشید راز
کی تواند ماند با یک ذره باز
وانیامد در جهان زین راه کس
نیست از فرسنگ آن آگاه کس
۹. هرکدام از بیتهای زیر، یادآور یکی از هفت وادی است. کدامیک از آنها را درست انتخاب نکردهایم؟
وصلت آن کس یافت کز خود شد فنا
هر که فانی شد ز خود، مردانهای است
(عطار)
وادی دوم (عشق)
دل چه بندی در این سرای مجاز
همت پست کی رسد به فراز
(سنایی)
وادی چهارم (استغنا)
چشم بگشا به گلستان و ببین
جلوه آب صاف و در گل و خار
(هاتف اصفهانی)
وادی پنجم (توحید)
هشت جنت نیز اینجا مردهای است
هفت دوزخ همچو یخ افسردهای است
(عطار)
وادی ششم (حیرت)
۱۰. با توجه به آیه و بیت زیر، در کدام گزینه تحلیلی درست از داستان سی مرغ و سیمرغ ارائه دادهایم؟
«و فی الارض آیات للموقنین و فی أنفسکم أفلا تبصرون: و در روی زمین برای اهل یقین، نشانههایی است و در وجود شما نیز نشانههایی است. پس چرا نمیبینید؟»
(الذّریات، آیات ۲۰ و ۲۱)
ای نسخه نامه الهی که تویی
وی آینه جمال شاهی که تویی
بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست
در خود بطلب هرآنچه خواهی که تویی
(نجم رازی)
خداوند انسان را برترین موجود قرار داده و ویژگیهای خود را در او قرار داده است انسان با توجه به خود و تزکیه نفس میتواند خود و خدا را بشناسد.
هرچه در هر جای دنیا وجود دارد، در وجود انسان نیز است.
تنها راه رسیدن انسان به خداوند و فنا شدن در او، گذشتن از خود است.
وجود خداوند تنها در بعضی از انسانها متجلی شده است و آنها با تفکر در خود میتوانند در مسیر خداشناسی موفق باشند و دیگران را نیز در این مسیر یاری کنند.
جمع بندی آرایه ها و معنی درس سیمرغ فارسی دوازدهم
در این مطلب از مجله فرادرس، آرایه ها و معنی درس سیمرغ فارسی دوازدهم را به طور کامل و به صورت صفحه به صفحه معرفی کردیم. در پایان نیز سؤالات کارگاه متن پژوهی این درس را در سه قلمرو ادبی، فکری و زبانی به صورت سؤالاتی چهارگزینهای همراه با پاسخ تشریحی کامل قرار دادهایم تا یادگیری خود را افزایش دهید.












