چه عواملی در تصمیم گیری ما موثر است؟ – عوامل درونی و بیرونی به زبان ساده
در تصمیمگیری ما، مجموعهای از عوامل درونی مانند شخصیت، تجربه، دانش، سبک تفکر، احساسات و اعتمادبهنفس و عوامل بیرونی مانند فرهنگ، شرایط اقتصادی، انتظارات اجتماعی، اطلاعات و محدودیتهای محیطی تاثیرگذارند. ما انسانها روزانه در حال تصمیم گرفتن هستیم و آینده خود را با تصمیمات امروز میسازیم. در نتیجه اگر بدانیم چه عواملی در تصمیم گیری ما موثر است، میتوانیم مؤلفههای تاثیرگذار را به شکلی موثر و هوشمندانه مدیریت کنیم و با انتخاب بهترین گزینهها، آیندهای درخشان و سرشار از دستاوردهای بزرگ داشته باشیم. در این مطلب از مجله فرادرس با عوامل درونی و بیرونی تاثیرگذار بر تصمیمگیری آشنا میشویم.
- تمام عوامل موثر در تصمیمگیری را در یک جدول مشاهده میکنیم.
- با عوامل درونی موثر در تصمیمگیری آشنا میشویم.
- با عوامل بیرونی موثر در تصمیمگیری آشنا میشویم.
- با سبکهای تصمیمگیری آشنا میشویم.
- با عوامل تصمیمگیری در کتابهای درسی آموزش و پرورش آشنا میشویم.


چه عواملی در تصمیم گیری ما موثر است؟
عوامل موثر در تصمیمگیری شامل تمام مؤلفههای تاثیرگذار بر محتوای افکار و شیوه تحلیل اطلاعات است. این مؤلفهها به دو دسته کلی «عوامل درونی» و «عوامل بیرونی» تقسیم میشوند. در زیر میتوانیم این دو دسته را مشاهده کنیم.
- عوامل درونی تاثیرگذار: شامل تمام تجربیات احساسی، الگوهای فکری و خصوصیات جسمانی تاثیرگذار بر شیوه تصمیمگیری افراد میشود.
- عوامل بیرونی تاثیرگذار: هر گونه تعامل معنادار فرد با محیط که شامل آموزههای فرهنگی، سبک تربیتی، جایگاه اقتصادی و محدودیتها یا فشارهای محیطی میشود.
هر کدام از عوامل موثر در تصمیمگیری در یکی از این دو دسته قرار میگیرند و در تجرکنار سایر مؤلفهها، بر روی تصمیم نهایی افراد تاثیر میگذارند. پیش از توضیح دقیق هر کدام از عوامل، ابتدا با کمک جدول زیر در یک نگاه مشاهده کنیم که چه عواملی در تصمیم گیری ما موثر است.
| عوامل موثر بر تصمیمگیری | ||
| عوامل درونی | عوامل بیرونی | |
| ۱) ویژگیهای شخصیتی | ۹) نوع تصمیمات | ۱۷) هنجارهای جامعه |
| ۲) تجربه زیسته | ۱۰) میزان ریسکپذیری | ۱۸) انتظارات اجتماعی |
| ۳) دانش تخصصی | ۱۱) میزان ابهام | ۱۹) وضعیت اقتصادی |
| ۴) سبک تفکر | ۱۲) تجربه احساسات | ۲۰) منابع اطلاعاتی |
| ۵) ارزشهای اخلاقی | ۱۳) ترس از شکست | ۲۱) همنوایی با اطرافیان |
| ۶) فشار روانی | ۱۴) سوگیریهای ذهنی | ۲۲) محدودیتهای زمانی |
| ۷) هورمونها و انتقالدهندههای عصبی | ۱۵) منافع شخصی | ۲۳) گزینههای انتخابی متعدد |
| ۸) میزان اعتمادبهنفس | ۱۶) سطح انرژی | |
در ادامه، در مورد هریک به صورت جداگانه توضیح میدهیم.

پیش از شروع، پیشنهاد میکنیم با مشاهده فیلم آموزش تصمیمگیری چند هدفه از فرادرس، با روشهای آن آشنا شوید.
عوامل درونی موثر بر تصمیمگیری چیست؟
عوامل درونی شامل مجموعهای ویژگیهای احساسی و فکری یا ابعاد زیستشناختی میشود که در تصمیمگیریهای افراد نقش ایفا میکند. در زیر میتوانیم مهمترین مؤلفههای درونی تاثیرگذار بر تصمیمگیری را مشاهده کنیم.
- ویژگیهای شخصیتی
- تجربه زیسته
- دانش تخصصی
- تجربه احساسات
- ارزشهای اخلاقی
- فشار روانی
- هورمونها و انتقالدهندههای عصبی
- میزان اعتمادبهنفس
- نوع تصمیمات
- میزان ریسکپذیری
- میزان ابهام
- ترس از شکست
- سطح انرژی
- سوگیریهای ذهنی
- منافع شخصی
- سبک تفکر
هر کدام از این عوامل تحت تاثیر فرهنگ اجتماعی، تربیت خانوادگی و نقشه ژنتیکی شکل میگیرند و صرف نظر از شرایط بیرونی، تاثیر خود را میگذارند. حال که میدانیم مؤلفههای درونی در عوامل موثر در تصمیم گیری چیست، در ادامه هر کدام از آنها را توضیح میدهیم.

۱) ویژگیهای شخصیتی
انواع ویژگیهای شخصیتی بر سرعت، دقت و نحوه انتخاب افراد در زندگی تاثیر میگذارند. در زیر میتوانیم «پنج عامل بزرگ شخصیتی» (Big Five Personality Factor) در نظریه صفات را به عنوان یکی از معتبرترین مدلهای شخصیتشناسی مشاهده کنیم.
- «روانرنجوری» (Neuroticism): روانرنجوری بهمعنای میزان آسیبپذیری افراد نسبت به استرس یا احساسات ناخوشایند است. افراد با روانرنجوری بالا روند تصمیمگیری کُندتری دارند و برای کاهش استرس خود، از تصمیمات مهم زندگی فرار میکنند.
- «برونگرایی» (Extroversion): برونگرایی در نظریه صفات بهمعنای میزان تمایل افراد به تعامل اجتماعی با اطرافیان و انجام فعالیتهای هیجانانگیز است. برونگرایی بالا به افراد کمک میکند تا ریسکپذیری بالاتری داشته باشند و در هنگام تصمیمگیری، سریعتر و قاطعتر عمل کنند.
- «گشودگی به تجربه» (Openness to Experience): گشودگی به تجربه بهمعنای میزان اشتیاق افراد به تجربه فعالیتهای متنوع و استقبال از دیدگاههای جدید یا ایدههای نوآورانه است. افراد با گشودگی به تجربه بالا گزینههای خلاقانهتر و متنوعتری را در تصمیمگیریهای خود انتخاب میکنند.
- «دلپذیر بودن» (Agreeableness): دلپذیری بهمعنای میزان دوستداشتنی و مهربان بودن افراد در تعاملات روزمره است.شخصیتهای دلپذیری توجه ویژهای بر احساسات دیگران دارند و در فرایند تصمیمگیری خود، ناراحت نشدن اطرافیان را نیز لحاظ میکنند.
- «وجدان کاری» (Conscientiousness): ویژگی وجدان کاری بهمعنای اجرای درست اقدامات و رعایت دقیق استانداردهای کاری است. افراد دارای وجدان کاری در هنگام تصمیمگیری بسیار محتاط هستند و با ارزیابی جوانب مختلف، تلاش میکنند تا تصمیماتی کمریسک و با بیشترین بازدهی داشته باشند.
یادگیری ویژگیها یا تیپهای شخصیتی به ما کمک میکند تا تفاوتهای فردی در تصمیمگیریهای تکراری افراد در طول زندگی را متوجه شویم. این ویژگیها در طول زندگی تا حد زیادی پایدار هستند و بر شیوه گردآوری و تحلیل اطلاعات در فرایند تصمیمگیری تاثیر مستقیم میگذارند.
۲) تجربه زیسته
تجربیات مثبت و منفی افراد در زندگی بر روی دیدگاه آنها و شیوه ارزیابی اطلاعات تاثیر میگذارد. این تجربهها به مرور زمان، الگوهایی در ذهن ایجاد میکنند که هنگام تصمیمگیری فعال میشوند. برای مثال کسی که یکبار در سرمایهگذاری شکست خورده، ممکن است در تصمیمهای مالی بعدی محتاطتر عمل کند. در مقابل فردی که در شرایط مشابه تجربه موفقی داشته، ممکن است که اعتمادبهنفس بالاتری در تصمیمگیریهای بعدی خود داشته باشد.
۳) دانش تخصصی
دانش تخصصی به افراد کمک میکند تا ارزیابی دقیقتری از پدیدهها داشته باشند و با ارزیابی جوانب مختلف، فرصتها و موانع را به خوبی مورد سنجش قرار دهند. در نتیجه افراد متخصص با تکیه بر دانش خود، شناخت عمیقتری از شرایط پیدا میکنند و در موقعیتهای تصمیمگیری، بهترین گزینه را انتخاب میکنند. برای مثال، تصمیمگیری یک پزشک در موضوعات درمانی یا یک وکیل در مسائل حقوقی بسیار دقیقتر از سایر افراد است.
۱۲) تجربه احساسات
تجربه هر کدام از هیجانات با یادآوری افکار و خاطرات مشخصی همراه میشود و این تجربیات هیجانی تاثیر مستقیمی بر شیوه پردازش اطلاعات و تصمیمگیری دارد. برای مثال هنگام تجربه خشم، افکار و خاطراتی که باعث افزایش عصبانیت شوند به ذهن خطور میکنند و تصمیمگیری در آن لحظه با آن اطلاعات اتخاذ میشود. در زیر میتوانیم انواع احساسات بنیادین انسان را مشاهده کنیم.
- ترس
- خشم
- شادی
- غم
- تعجب
- انزجار
تصمیمگیری در موقعیتهای احساسی مانند «قبول نشدن در دانشگاه مورد علاقه» یا «گرفتن پاسخ منفی برای ازدواج» میتواند ناپخته و بسیار مخرب باشد. در نتیجه با جلوگیری از تصمیمگیری هیجانی و انجام تکنیکهای مدیریت بحران مانند تنفس عمیق، نوشیدن آب یا تمرینات آرمیدگی میتوانیم از این موقعیتهای بحرانی عبور کنیم.

۵) ارزشهای اخلاقی
تمام انسانها ارزشهای اخلاقی روشنی در زندگی دارند و مسیر زندگی شخصی و حرفهای خود را مبتنی بر آنها میچینند. این ارزشها از هر فردی به فرد دیگر متفاوت است و بهطور مستقیم بر روی تصمیمگیری انسانها تاثیر میگذارد. در زیر میتوانیم برخی از مهمترین ارزشهای بینفردی را مشاهده کنیم.
- کمک به دیگران
- صداقت و راستگویی
- اصالت و رفتار غیرنمایشی
- کسب آرامش در زندگی
- رشد و یادگیری مستمر
- مسئولیتپذیری و پاسخگو بودن
- عدالت و انصاف
- تعالی و شکوفایی
- تعلقخاطر و داشتن روابط عمیق
- استقلال و خودکفایی
- شجاعت
ارزشهای فردی بهعنوان معیاری برای ارزیابی هر کدام از گزینههای تصمیمگیری عمل میکند، به زندگی انسانها معنا و جهت میدهد و همچنین، اولویتبندیهای اخلاقی، خانوادگی، شغلی یا شخصی را تعیین میکند. در نتیجه اگر بدانیم در نگاه ارزشمحور چه عواملی در تصمیم گیری ما موثر است، چارچوبهای روشنتری برای تصمیمات آتی زندگی خواهیم داشت.
۶) فشار روانی
فشار روانی یا استرس میتواند قدرت تحلیل فرد را کاهش دهد و انسان را به سمت تصمیمگیریهای عجولانه یا انتخابهای دفاعی سوق دهد. استرس بهطور مستقیم تمرکز افراد را کاهش میدهد و دامنه توجه را محدودتر میکند و به همین دلیل، فرد مضطرب اطلاعات مورد نیاز برای تصمیمگیری را به خوبی گردآوری و پردازش نمیکند. در نتیجه احتمال خطا در تصمیمگیری افزایش پیدا میکند. همچنین افراد در هنگام تجربه استرس شدید، فقط به رهایی سریع از موقعیت فکر میکنند و با تصمیمگیری عجولانه، مرتکب اشتباهات آشکاری میشود.
برای آشنایی بیشتر با روشهای کنترل استرس، پیشنهاد میکنیم فیلم آموزش آرامش روانی و روشهای دور کردن استرس از فرادرس را تماشا کنید.
۷) هورمونها و انتقالدهندههای عصبی
تصمیمگیری فقط یک فرایند ذهنی نیست، بلکه وضعیت زیستی بدن نیز بر آن اثر میگذارد. انواع تغییرات هورمونی، اعمال هورمونها در بدن یا تغییرات عصبشناختی میتوانند باعث زودرنجی یا احساساتی شدن افراد شود و بر شیوه تحلیل اطلاعات اثرگذار باشد. در زیر میتوانیم مهمترین هورمونها و انتقالدهندههای عصبی اثرگذار بر تصمیمگیری را مشاهده کنیم.
- «دوپامین» (Dopamine): این انتقالدهنده عصبی با فعال کردن سیستم پاداش مغز، انگیزه افراد برای فعالیت را بالا میبرد و تمایل فرد به ریسکپذیری و انتخاب گزینههای دارای سود آنی را در فرآیند تصمیمگیری افزایش میدهد.
- «کورتیزول» (Cortisol): این هورمون مسئول تجربه استرس در بدن است و با فعال کردن سیستم جنگ و گریز، باعث میشود تا افراد تصمیماتی به شدت محتاطانه، واکنشی یا تکانشی اتخاذ کنند.
- «سروتونین» (Serotonin): سطح مطلوب این انتقالدهنده عصبی با ایجاد آرامش و ثبات در خلقوخو، باعث تقویت تفکر منطقی، صبر بیشتر و کاهش چشمگیر تصمیمگیریهای هیجانی و پرخطر میشود.
- «اکسیتوسین» (Oxytocin): این هورمون در تعاملات صمیمانه یا عاشقانه تولید میشود و با افزایش سطح اعتماد و پردازش احساسات، فرآیند تصمیمگیری را به سمت همکاری، همدلی و در نظر گرفتن منافع گروهی هدایت میکند.
- «تستوسترون» (Testosterone): افزایش سطح این هورمون با افزایش اعتمادبهنفس و ریسکپذیری همراه است و تمایل به اتخاذ تصمیمات جسورانه یا رقابتی را تقویت میکند. البته افزایش شدید تستسترون میتواند منجر به اتخاذ تصمیمات پرخاشگرانه و خصمانه شود.
- «آدرنالین» (Adrenaline): این انتقالدهنده عصبی نیز در شرایط بحرانی تولید میشود و به افراد کمک میکند تا پرازشهای کُندتر و تحلیلی مغز را دور بزنند و تصمیمگیریهای بسیار سریع، غریزی و واکنشی داشته باشند.
انواع تغییرات در هورمونها یا انتقالدهندههای عصبی میتوانند در دورههای مختلف زندگی یا در شرایط خاص، بر خلقوخو و نحوه ارزیابی موقعیتها تاثیر بگذارند.

۸) میزان اعتمادبهنفس
اعتمادبهنفس بر نحوه ارزیابی تواناییها و انتخاب گزینهها اثر مستقیم دارد. افراد دارای اعتمادبهنفس سالم، بهطور معمول با قاطعیت بیشتری تصمیم میگیرند و در برابر تردیدهای کوچک متزلزل نمیشوند. در مقابل، کمبود اعتمادبهنفس میتواند منجر به تعویق انداختن تصمیمگیری، وابستگی بیش از حد به نظر دیگران یا ترس از انتخاب اشتباه شود.
۹) نوع تصمیمات
ما در تمام طول شبانهروز در حال انجام تصمیمگیریهای کوچکی مانند انتخاب وعده ناهار، رفتن به کافه با دوست قدیمی یا انتخاب کانال تلویزیون هستیم. این تصمیمات کوچک بهطور معمول در چند ثانیه و بدون تحلیل عمیق اطلاعات انجام میشود. درحالیکه برای برخی تصمیمات مهم زندگی مانند رشته تحصیلی یا محل کار، انرژی و زمان زیادی را اختصاص میدهیم. بهطور کلی تصمیمات زندگی به چهار دسته زیر تقسیم میشوند.
- «تصمیمات روزمره» (Routine Decisions): انتخابهای تکراری که بهطور خودکار و با انرژی کمی اتخاذ میکنیم.
- «تصمیمات استراتژیک» (Strategic Decisions): تصمیمات موقعیتی مانند انتخاب «رشته شغلی» یا «شریک زندگی» که نیاز به صرف انرژی و مراجعه به منابع مختلف اطلاعاتی دارد و میتواند تغییرات عمدهای در مسیر زندگی شخصی یا کاری ایجاد کند.
- «تصمیمات بزرگ» (Major Decisions): تصمیماتی که تاثیر بزرگی بر زندگی دارند مانند انتخاب شرکت محل کار از میان سه شرکت مختلفی که درخواست همکاری دارند.
- «تصمیمات کوچک» (Minor Decisions): تصمیماتی مانند انتخاب قطار یا اتوبوس برای سفر به شهری دیگر که تاثیر زیادی بر روی زندگی ندارد
بر این اساس، یاد گرفتیم که مبتنی بر میزان اهمیت تصمیمات و نقش آنها در آینده زندگی، چه عواملی در تصمیم گیری ما موثر است و برای مثال، انتخاب دانشگاه نسبت به انتخاب مؤسسه آموزش زبان، با ارزیابیهای دقیقتری انجام میشود.
۱۰) میزان ریسکپذیری
افراد ریسکپذیر راحتتر به سمت گزینههای جدید یا ناشناخته حرکت میکنند و استرس کمتری را در شرایط پرخطر تجربه میکنند. درحالیکه افراد محافظهکار ترجیح میدهند گزینههای مطمئنتر و کمخطرتر را انتخاب کنند. میزان ریسکپذیری افراد با آموزشهای اجتماعی و سبک تربیتی آنها تعیین میشود و همچنین مبتنی بر تحقیقات متعدد، عوامل ژنتیکی نیز نقش قابل توجهی را در این ویژگی ایفا میکنند. این ویژگی در تصمیمهای مالی، شغلی، عاطفی و حتی اجتماعی نقش ایفا میکند و در هر موقعیتی، میزان مشخصی از ریسکپذیری میتواند کارآمد باشد.
برای نصب اپلیکیشن رایگان مجله فرادرس، کلیک کنید.
صفر تا صد یادگیری عوامل تصمیم گیری و تقویت آن با فرادرس
یادگیری مهارت تصمیمگیری یکی از کلیدیترین آموزشهای توسعه فردی برای ساختن آیندهای روشن است. در ادامه مسیری آموزشی با دورههای آموزشی فرادرس برای شناخت دقیق عوامل تصمیمگیری و یافتن مصداقهای عینی آن در زندگی را یاد میگیریم.
- فیلم آموزش مهارت حل مساله و تصمیم گیری با گواهینامه از فرادرس
- فیلم آموزش تصمیم گیری در شرایط عدم قطعیت و ریسک در سازمان از فرادرس
- فیلم آموزش آرامش روانی و دور کردن اضطراب و استرس از فرادرس
- فیلم آموزش تصمیم گیری چند هدفه از فرادرس
برای دسترسی به آموزشهای بیشتر، پیشنهاد میکنیم به صفحه زیر مراجعه کنید:

۱۱) میزان وجود ابهام
شرایط ابهام یا عدم قطعیت زمانی ایجاد میشود که اطلاعات کاملی از موضوع نداریم و پیامدهای هر انتخاب روشن نیستند. در این شرایط افراد نمیتوانند با قطعیت نتیجه تصمیمات خود را پیشبینی کنند و دچار تردید میشوند. شرایط ابهام میتواند استرسزا باشد و منجر به خطاهای فکری یا اجتناب از تصمیمگیری شود. در نتیجه، میزان شفافیت موقعیت تصمیمگیری بر کیفیت و سرعت تصمیمات ما تاثیرگذار است.
۱۲) ترس از شکست
ترس از شکست در افراد کمالگرا اتفاق میوفتد و یکی از بزرگترین موانع برای انتخاب گزینههای جدید یا جسورانه است. افرادی که بیش از اندازه از شکست در تصمیمگیری میترسند، بهطور معمول تصمیمات مهم زندگی خود را به تعویق میاندازند و تنها گزینههای مطمئن و کمریسک را انتخاب میکنند. این نگرانی از شکست خوردن میتواند منجر به از دست رفتن فرصتها و تصمیمگیریهای غیرهوشمندانه شود.
۱۳) سطح انرژی
تصمیمگیری منطقی و هوشمندانه نیاز به انرژی ذهنی دارد و تصمیمگیری در هنگام خستگی میتواند با خطای بیشتر در پردازش اطلاعات، در نظر نگرفتن شواهد مهم و بیتوجهی به پیامدهای تصمیمات منجر شود. در زیر مهمترین موقعیتهای با سطح پایین انرژی را مشاهده میکنیم.
- ساعات پایانی روزهای کاری
- داشتن خواب شبانه بیکیفیت یا کمخوابی
- تجربه گرسنگی
- فعالیت جسمانی شدید
- مواجهه مستمر با گرما یا سرمای شدید
اتخاد تصمیمات مهم هنگام پایین بودن سطح انرژی میتواند منجر به تصمیمگیری اشتباه، ایجاد پیامدهای ناگوار متعدد و در نهایت سرزنش خویشتن شود. درحالیکه تنها با توجه به اینکه بر اساس سطح انرژی، چه عواملی در تصمیم گیری ما موثر است، میتوانیم با تصمیمگیری درست از این اتفاقات جلوگیری کنیم.
۱۴) سوگیریهای ذهنی
ذهن انسان در مواجهه با دنیای بیرونی، اطلاعاتی را از محیط غربال میکند که همسو با باورهای بنیادین و دنیای ذهنی خود باشد. انواع سوگیریهای ذهنی باعث میشوند تا انسانها بهطور ناخودآگاه، دنیای بیرون را مطابق میل خود تفسیر کنند. در زیر میتوانیم مهمترین سوگیریهای ذهنی را مشاهده کنیم.
- «فاجعهسازی» (Catastrophizing): داشتن برآوردی بسیار منفی و خسارتآور از پیامدهای اتفاقات
- «فیلتر ذهنی» (Mental filtering): انتخاب شواهد منفی از موقعیت و در نظر نگرفتن شواهد مثبت موجود
- «پریدن به نتیجه» (Jumping to conclusions): نتیجهگیری زودهنگام از اتفاقات و بدون وجود شواهد کافی و منطقی
- «استدلال هیجانی» (Emotional reasoning): قضاوت در مورد موقعیت مبتنی بر احساسات تجربه شده در آن لحظه
- «تفکر قطبی یا سیاه و سفید» (Polarized thinking): منطق فازی و قضاوت در مورد صد در صد بد یا خوب بودن اتفاقات
- «تعمیم افراطی» (Overgeneralization): تعمیم پدیده یا رخدادی محدود به سایر جنبهها یا اتفاقات موجود در زندگی
- «برچسب زدن» (Labeling): گذاشتن القاب یا صفاتی مانند «باهوش» یا «به درد نخور» بر روی افراد یا موضوعات و قضاوت همیشگی مبتنی بر آن برچسبها
- «شخصیسازی» (Personalization): پذیرفتن صفر تا صد مسئولیت اشتباهات و حوادث ناگوار و در نظر نگرفتن عوامل محیطی یا نقش سایر افراد
- «بایدها و نبایدهای انعطافناپذیر» (Should and should not statements): تعیین افراطی قواعد سختگیرانه در زندگی و رعایت آن اصول در هر شرایطی
- «بزرگنمایی و کوچکنمایی» (Zoom in and out Thinking): قضاوت متفاوت در مورد پدیدهها به نسبت میزان تاثیرگذاری واقعی آن رخدادها
حال که میدانیم نقش سوگیریهای ذهنی یا تحریفهای شناختی در عوامل موثر در تصمیم گیری چیست، میتوانیم با ارزیابی دقیق شواهد بیرونی و دریافت مشورت از افراد با تجربه، از دام سوگیریهای ذهنی رها شویم و تصمیمگیری واقعبینانهای داشته باشیم.
۱۵) منافع شخصی
بسیاری از افراد در تصمیمگیریهای خود، همواره گزینهای را انتخاب میکنند که بیشترین سود، امنیت و رضایت شخصی را برای آنها فراهم کند. انسانها در طول تکامل بشر یاد گرفتهاند که هنگام تصمیمگیری، منافع شخصی خود را در اولویت اول قرار دهند.
این شیوه تصمیمگیری با هدف تضمین بقای فرد انجام میشد اما تصمیمگیری مبتنی بر منافع شخصی در دنیای پیشرفته عصر تکنولوژی در بسیاری از مواقع با حفظ بقا در ارتباط نیست اما میتواند سود جمعی را تحت خطر قرار دهد یا به تعداد زیادی از مردم جامعه آسیب بزند. در نتیجه رهبران اجتماعی و مدیران سازمانی باید یاد بگیرند تا سود جمعی را به منافع شخصی اولویت دهند تا حتی منافع آنها نیز در بلندمدت تأمین شود.
۱۶) فشار روانی
فشار روانی یا استرس میتواند قدرت تحلیل فرد را کاهش دهد و او را به سمت تصمیمهای عجولانه یا دفاعی سوق دهد. استرس بهطور مستقیم تمرکز افراد را کاهش میدهد و دامنه توجه را محدودتر میکند. در نتیجه، اطلاعات مورد نیاز برای تصمیمگیری به خوبی گردآوری و پردازش نمیشوند و در نهایت،احتمال خطا در تصمیمگیری افزایش پیدا میکند. همچنی در هنگام تجربه استرس شدید، فرد فقط به رهایی سریع از موقعیت فکر میکند و با تصمیمگیری عجولانه، مرتکب اشتباهات آشکاری میشود.
۱۷) سبک تفکر
هر کدام از انسانها برای اتخاذ تصمیمات خود نیاز به گردآوری اطلاعات دارند و سبک تفکر بهمعنای شیوه پردازش این دادهها در موضوعات مختلف است. در زیر میتوانیم مهمترین انواع تفکر را مشاهده کنیم.
- تفکر تحلیلی: این تفکر بهمعنای توانایی تجزیه مفاهیم کلی به دادههای کوچکتر و ارزیابی هر کدام از اجزاء تشکیلدهنده است. این افراد تلاش میکنند تا پیش از تصمیمگیری، تمام اطلاعات مورد نیاز را با بیشترین دقت ارزیابی کنند.
- تفکر سیستماتیک: این تفکر بهمعنای توانایی ارزیابی جهان به عنوان سیستمی بزرگ با جزئیات متمایز و تحلیل تاثیرگذاری هر کدام از اجزاء بر روی سایرین است. این افراد با شناسایی بافتار وقایع، تاثیرات سیستماتیک مؤلفهها را ارزیابی میکنند.
- تفکر عینی: توانایی ارزیابی جهان بیرونی بهصورت دقیق و با جزئیات مشخص است. این افراد تصمیمات خود را مبتنی بر شواهد عینی و قابل رؤیت در دنیای بیرون اتخاذ میکنند.
- تفکر انتزاعی: این تفکر بهمعنای توانایی ارزیابی دقیق مفاهیم کلینگرانه و ایدههای ذهنی است. این افراد تلاش میکنند تا اطلاعات مورد نیاز برای تصمیمگیری خود را از طریق ارزیابی مفاهیم انتزاعی بهدست بیاورند.
- تفکر خلاق: این تفکر بهمعنای توانایی ارزیابی پدیدهها از جنبههای جدید و ایجاد ارتباط میان پدیدههای بهظاهر نامرتبط است. این افراد پدیدههای را از دیدگاههای متفاوتی میبینند و مبتنی بر آن، تصمیمگیریهای منحصربهفردی دارند.
- تفکر خطی: این تفکر بهمعنای توانایی ارزیابی ساختارمند و دقیق اطلاعات و طراحی مراحل گامبهگام برای ادامه مسیر است. این افراد با ارزیابی رابطه علت و معلول میان پدیدهها، گام بعدی خود را به سرعت انتخاب میکنند.
- تفکر غیرخطی: این تفکر بهمعنای توانایی ارزیابی تمام جنبههای مختلف به عنوان یک کل غیرمنسجم و ارتباط هر کدام از اجزا با پدیده است. این افراد با ارزیابی دورترین اطلاعات و شناسایی کوچکترین فرصتها و موانع، توانایی خوبی در تصمیمگیری راهبردی دارند.
سبک تفکر تعیین میکند که چه اطلاعاتی را برای تصمیمگیری جمعآوری و ارزیابی کنیم. حال که میدانیم در دنیای سبکهای تفکر، چه عواملی در تصمیم گیری ما موثر است، شیوه فکر کردن خود را پیدا میکنیم تا تاثیر آن برای تصمیمگیریهای روزانه را شناسایی کنیم.
عوامل بیرونی موثر در تصمیم گیری چیست؟
عوامل بیرونی شامل تمام مؤلفههای محیطی است که بر روی تصمیمگیری افراد تاثیر میگذارد. در این بخش مهمترین عوامل بیرونی را نام میبریم.
- هنجارهای جامعه
- انتظارات اجتماعی
- وضعیت اقتصادی
- منابع اطلاعاتی
- همنوایی با اطرافیان
- محدودیتهای زمانی
- تعداد گزینههای انتخابی
حال که میدانیم مؤلفههای بیرونی در عوامل تصمیم گیری چیست، در ادامه هر کدام از آنها را معرفی میکنیم.

۱) هنجارهای جامعه
هنجارهای جامعه شامل مجموعهای از قواعد رفتاری هستند که از سوی جامعه پذیرفته شدهاند و به صورت ضمنی بر نحوه زندگی و انتخابهای ما تاثیر میگذارند. این هنجارها به ما میآموزند که چه چیزی مطلوب، مناسب یا قابلقبول است و چه چیزی نیست. هنجارها میتوانند تصمیمهای ما را در جنبههای مختلف زندگی تحت تاثیر قرار دهند. در زیر برخی از مهمترین تاثیرات هنجارهای جامعه را یاد میگیریم.
- نوع و سبک پوشش
- شیوه تعاملات اجتماعی
- نوع شغل
- زمان ازدواج
- میزان ارزشمندی تحصیلات
- شیوه احترام به سایرین
- حقوق شهروندی
- عادتهای رفتاری در جامعه
- مناسبتها و مناسک
رفتار مغایر با هنجار در تمام جوامع با قضاوت اجتماعی و استرس همراه است و در جوامع بستهتر، از همان ابتدا تمام گزینههای تصمیمگیری مغایر با هنجار برای اعضای آن جامعه حذف میشوند. برای مثال در جوامعی که تحصیلات دانشگاهی یک هنجار قوی تلقی میشود، افراد ممکن است حتی بدون علاقه قلبی، تصمیم به ادامه تحصیل بگیرند. همچنین در جامعهای دیگر، خانمی با وجود علاقه به ادامه تحصیل تصمیم به ازدواج و حضور در منزل میگیرد تا مورد قضاوت هنجارهای جامعه قرار نگیرد. حال که میدانیم نقش هنجارهای جامعه در عوامل موثر در تصمیم گیری چیست، متوجه شدهایم که وجود هنجارها منجر به تصمیمگیری بر اساس انتظارات جمعی، بهجای نیازهای فردی میشود.
۲) انتظارات اجتماعی
انتظارات اجتماعی شامل تمام انتظاراتی است که اجتماع اطراف افراد مانند خانواده، فامیل، جمع دوستان یا کادر معلمها از آنها دارند. انتظار اجتماعی جزئیتر و شفافتر از هنجارهای جامعه است برای هر فرد در جامعه میتواند نسبت به فرد دیگر متفاوت باشد. برای مثال مادری سختگیر در یک خانواده اصرار میکند تا فرزند او رشته تجربی را در مدرسه انتخاب کند تا در نهایت، پزشک شود، درحالیکه مادر دیگری با کمک مشاور تحصیلی تلاش میکند تا علایق اصلی فرزند خود را برای انتخاب رشته کشف کند. میزان پیروی از انتظارات جامعه به ویژگیهای شخصیتی و تربیت افراد بستگی دارد اما در هر حال، بر روی تصمیمگیری افراد تاثیرگذار است.
۳) وضعیت اقتصادی
وضعیت اقتصادی شامل پشتوانه مالی خانوادگی، درآمد و بدهیهای افراد و همچنین، وضعیت اقتصاد کلان جامعه است. محدودیتها یا امکانات اقتصادی، نقش بسیار چشمگیری در تعداد گزینههای انتخابی هنگام تصمیمگیری دارد. در ادامه تاثیر وضعیت اقتصادی در تصمیمگیری را بهصورت مصداقمحور توضیح میدهیم.
- آزادی در پیگیری علاقهها
- فرصت تفریح
- حضور در شبکههای ارتباطی پرنفوذ
- فرصتهای تحصیلی یا کاری بیشتر
- میزان احتیاط در تصمیمگیری مالی
- اعتمادبهنفس مالی
افراد دارای وضعیت اقتصادی مطلوب، امکان خطای بیشتری دارند و با تصمیمگیریهای اشتباه، آسیب کمتری میبینند و همچنین افراد ثروتمندتر، گزینههای بسیار وسیعتری برای انتخاب دارند. حال که میدانیم از نگاه اقتصادی چه عواملی در تصمیم گیری ما موثر است، انرژی بیشتری بر روی تقویت هوش مالی خود میگذاریم تا گزینههای تصمیمگیری خود را افزایش دهیم.
۴) منابع اطلاعاتی
تصمیمگیری هوشمندانه تنها با گردآوری و تحلیل اطلاعات مورد نیاز امکانپذیر میشود. منابع مختلفی برای گردآوری اطلاعات وجود دارد و میزان دسترسی به منابع اطلاعاتی نقش تعیینکنندهای در تصمیمگیری دارد. در زیر میتوانیم مهمترین منابع اطلاعاتی برای گردآوری اطلاعات را مشاهده کنیم.
- انواع کتابها
- انواع فیلمها
- انواع انیمیشنها
- انواع کلاسهای آموزشی
- انواع پادکستها
- انواع جمعهای گفتگومحور
- انواع موتورهای جستوجوگر اینترنتی
- انواع هوش مصنوعیهای استدلالی
- انواع خدمات مشاوره
- انواع ویدئوگیم
میزان ارزشمند بودن این منابع مبتنی بر حجم، شفافیت، مرتبط بودن و قابل اعتماد بودن اطلاعات تعیین میشود. البته توجه داشته باشیم که «بمباران اطلاعاتی» (Information Overload) خویش با منابع متعدد و متنوع نیز میتواند به خودی خود منجر به سردرگمی و تبدیل این فرصت به یک مانع مهم تصمیمگیری شود. حال که میدانیم از نظر حجم و کیفیت اطلاعات چه عواملی در تصمیم گیری ما موثر است، با اولویتبندی منابع اطلاعاتی از کارآمدترین آنها استفاده کنیم.
۵) همنوایی با اطرافیان
انسان بهطور ذاتی موجودی اجتماعی است و برای حفظ تعلق به گروه، تمایل شدیدی به همسویی و همنوایی با سایر افراد دارد. در بسیاری از موقعیتهای تصمیمگیری، افراد بدون توجه به درستی تصمیمات خود، شروع به تأیید نظر جمع و همنوایی با اطرافیان میکنند. این عامل بهویژه در محیطهای کاری، گروه دوستان و شبکههای اجتماعی بسیار قوی است و میتواند نقش بیشتری نسبت به سایر عوامل تصمیمگیری و حتی منافع شخصی ایفا کند. افراد برای جلوگیری از همنوایی کورکورانه، باید هویت و باورهای مستقل و یکپارچهای داشته باشند و تمام تصمیمات خود را در چارچوب ارزشها و باورهای بنیادین اتخاذ کنند. البته باورها بنیادین نامنعطف و ضبط شده به خودی خود میتوانند منجر به انتخاب گزینشی شواهد شوند. در نتیجه، وجود هویت مستقل اهمیت ویژهای دارد اما افراد باید بهصورت دورهای مفروضات بنیادین خود را ارزیابی کنند تا در دام «جزماندیشی» (Dogmatism) نیوفتند.
۶) محدودیتهای زمانی
انسان عصر صنعتی بهطور روزمره با حجم کاری بالا و ددلاینهای پیاپی مواجه میشوند و با وجود این محدودیتهای زمانی و نیاز به تصمیمگیری متعدد، افراد مجبور میشوند تا در بازه زمانی کوتاه، اطلاعات محدودی را برای تصمیمگیری ارزیابی کنند و تصمیم نهایی را بگیرند. این موقعیتهای اضطراری پرتکرار باعث میشود تا گذار از تفکر تحلیلی بهسوی تفکر سریع و شهودی بسیار استرسزا شود و احتمال خطا افزایش پیدا کند.
یکی از بهترین شیوههای برای افزایش انعطافپذیری و کاهش خطاهای تصمیمگیری، اولویتبندی گزینهها با «ماتریس آیزنهاور» (Eisenhower Matrix) است. در زیر میتوانیم ۴ دسته اصلی موجود در این ماتریس را مشاهده کنیم.
- مهم و فوری: گزینههایی که بیشترین زمان را به خود اختصاص میدهند.
- مهم و غیرفوری: گزینههایی که برای روزهای بعد برنامهریزی میشوند.
- غیر مهم و فوری: بر عهده دیگران واگذار میشوند تا سایر افراد تیم انجام دهند.
- غیر مهم و غیرضروری: بهطور کلی نادیده گرفته میشوند.
دیوید آیزنهاور یکی از فرماندهان آمریکایی در جنگ جهانی دوم مجبور بود تا در زمان بسیار محدود، تصمیمات بسیار مهم و حیاتی را اتخاذ کند. در نتیجه با طراحی این ماتریس، تصمیمگیریهای روزانه خود را با دقت و سرعت بسیار بیشتری اتخاذ میکرد و میزان خطا را تا حد زیادی کاهش داد.
با مطالعه مطلب زیر از مجله فرادرس میتوانید با ماتریس آیزنهاور و نحوه استفاده از آن به خوبی آشنا شوید.
۷) تعدد بیش از حد گزینهها
با وجود اینکه افزایش تعداد گزینههای انتخابی میتواند اختیار افراد برای تصمیمگیری بهتر را افزایش دهد، اما با افزایش تعداد گزینهها، فرآیند تحلیل سود و زیان هر کدام و مقایسه گزینههای انتخابی با یکدیگر بسیار دشوار میشود. این پدیده در اقتصاد رفتاری به «پارادوکس انتخاب» (The Paradox of Choice) معروف است. افراد در شرایط پارادوکس انتخاب از تعداد زیاد انتخابهای خود راضی هستند اما توانایی ارزیابی موقعیت را از دست میدهند و با گذر زمان، استرس بیشتری را تجربه میکنند و در شرایط فرسایشی قرار میگیرند. در زیر میتوانیم پیامدهای پارادوکس رفتاری را مشاهده کنیم.
- فلج تصمیمگیری
- افزایش زمان تصمیمگیری
- افزایش شدید استرس
- تجربه احساس پشیمانی
مبتنی بر پژوهشهای موجود در روانشناسی تبلیغات نیز مشتریانی که با بیش از ۲۵ نوع از تنوع محصولات در یک کالا مواجه شدند، نسبت به مشتریانی که با ۶ نوع مختلف از کالا مواجه بودند، تمایل کمتری به خرید داشتند.
روش های مختلف افراد در تصمیم گیری چگونه است؟
الگوها یا روشهای تصمیمگیری افراد شامل ۵ سبک تصمیمگیری عقلانی، شهودی، وابسته، اجتنابی و فوری است. در ادامه هر کدام را معرفی میکنیم.
- «سبک عقلانی» (Rational Style): تصمیمگیری مبتنی بر گردآوری و تحلیل دقیق اطلاعات از منابع موثق و سنجش پیامدهای هر کدام از گزینههای انتخابی پیش از اتخاذ تصمیم نهایی
- «سبک شهودی» (Intuitive Style): تصمیمگیری مبتنی بر تجربیات زیسته، احساسات آن لحظه و دانش ضمنی موجود در ناخودآگاه، بدون گردآوری و تحلیل اطلاعات و ارزیابی دقیق هر کدام از گزینهها
- «سبک وابسته» (Dependent Style): تصمیمگیری مبتنی بر نظرات دیگران و انداختن مسئولیت انتخاب خود بر عهده سایر افراد
- «سبک اجتنابی» (Avoidant Style): بهتعویق انداختن تصمیمگیری تا جای ممکن و استرس از پیامدهای تصمیمات
- «سبک فوری» (Spontaneous Style): تصمیمگیری نهایی بدون اتلاف وقت و مقدمهچینی نظری و مبتنی بر اطلاعات محدود موجود
هر کدام از سبکهای تصمیمگیری مزایا و معایب مشخصی دارند و در موقعیتهای خاصی کارآمد هستند. اما با این وجود، سبک تصمیمگیری اجتنابی بهطور معمول ناکارآمد و آسیبزا است و از آنسو، سبک تصمیمگیری عقلانی بیشترین رضایت و موفقیت را در بلندمدت ایجاد میکند.

تصمیم گیری درست چه تاثیری بر زندگی ما دارد؟
زندگی هر یک از ما برآیندی از تصمیمهای گذشته تا امروز است. تاثیرات تصمیمگیری درست در فرآیندی بلندمدت اثرگذاری ملموس دارند و همچنین، احتمال حرکت به سمت نتایج مطلوب و کاهش هزینههای شکست را افزایش میدهند. در زیر برخی از تاثیرات ملموس تصمیمگیری درست در زندگی را معرفی میکنیم.
- کاهش باز شناختی و استرس روانی
- مدیریت بهینه وقت و انرژی روزانه
- اثر مرکب بر دستیابی به موفقیتهای بزرگ آینده
- افزایش اعتمادبهنفس و تقویت احساس عاملیت و تاثیرگذاری بر محیط اطراف
- افزایش احساس عزتنفس و رضایت از خویشتن
- ارتقای کیفیت تعاملات اجتماعی
اگر بدانیم چه عواملی در تصمیم گیری ما موثر است و مدیریت درستی از مؤلفهها داشته باشیم، به دستآوردهای بسیار درخشانتری در آینده زندگی خود خواهیم رسید.
سؤالات متداول
حال که بهطور کامل میدانیم چه عواملی در تصمیم گیری ما موثر است، در ادامه رایجترین سؤالات این حوزه را پاسخ میدهیم.
۱) چه عواملی باعث دشواری در تصمیم گیری می شود؟
دشواری در تصمیمگیری اغلب ناشی از محدودیت ذهنی ما در ارزیابی تمام مؤلفههای موثر در تصمیمگیری و پیچیدگی واقعیتهای موجود است. در زیر میتوانیم مهمترین موانع تصمیمگیری را مشاهده کنیم.
- فلج تحلیلی: ناتوانی در کسب اطلاعات و تحلیل آنها
- پارادوکس انتخاب: افزایش تعداد گزینهها و دشواری مقایسه هر کدام از انتخابهای موجود
- خطای هزینه غرقشده: ترس از رها کردن مسیرهای اشتباه قبلی با توجه به وقت و انرژی صرف شده برای آنها
- کمالگرایی افراطی: وسواس در گردآوری تمام اطلاعات و تحلیل دقیق آنها که منجر به از دست رفتن زمان و هزینهها میشود.
- ترس از پیامدهای نامشخص: نگرانی از فاجعهبار شدن هر نتیجه هر کدام از انتخابها
- تضاد ارزشها: گیر افتادن میان گزینههای ارزشمندی که در تضاد با یکدیگر هستند و یکی از آنها در نهایت باید انتخاب شود.
به طور کلی فرایند پیشبینی پیامدهای هر کدام از تصمیمات برای بسیاری افراد ساده نیست و نیازمند گردآوری اطلاعات موثق و تحلیل دادهها است. در نتیجه بسیاری افراد زمان، انرژی و تخصص این فرایند ذهنی را ندارند و در میان گزینههای مختلف سردرگم میشوند.
۲) در کتاب تفکر و سبک زندگی هفتم چه عواملی در تصمیم گیری ما موثر است؟
در کتاب درسی پایه هفتم، تأکید اصلی بر تصمیمگیری آگاهانه و بر اساس شناخت مسئله است. در زیر میتوانیم عوامل مهم تصمیمگیری در کتاب هفتم را مشاهده کنیم.
- شناخت دقیق مسئله یا موقعیت
- توجه به هدف و خواسته اصلی
- جمعآوری اطلاعات کافی
- بررسی راهحلها و گزینههای مختلف
- پیشبینی پیامدهای هر انتخاب
- استفاده از تجربههای گذشته
- مشورت با افراد آگاه و قابل اعتماد
- توجه به ارزشها و معیارهای درست
- پذیرش مسئولیت نتیجه تصمیم
مبتنی بر این عوامل، تصمیمگیری فرایندی است که با شناخت، فکر کردن، بررسی پیامدها و انتخاب مسئولانه انجام میشود و یک انتخاب ساده نیست.
۳) در کتاب تفکر و سبک زندگی هشتم چه عواملی در تصمیم گیری ما موثر است؟
در کتاب درسی پایه هشتم موضوع تصمیمگیری با تأکید بیشتری بر تفکر منطق، خودشناسی و تاثیر محیط دنبال میشود. در ادامه مؤلفههای تصمیمگیری در این کتاب را نام میبریم.
- شناخت تواناییها، علایق و محدودیتهای فردی
- اعتمادبهنفس و باور به توانایی تصمیمگیری
- تفکر منطقی و پرهیز از تصمیمهای عجولانه
- کنترل هیجانها و احساسات
- توجه به فشار و تاثیر دوستان و گروه همسالان
- توجه به نظر خانواده و افراد باتجربه
- بررسی کوتاهمدت و بلندمدت پیامدها
- مقایسه مزایا و معایب گزینهها
- توجه به قوانین، اخلاق و حقوق دیگران
- توانایی نه گفتن به پیشنهادهای نادرست
- پذیرش مسئولیت انتخاب و پیامدهای آن
در این پایه دانشآموز یاد میگیرد که تصمیمات خود را مبتنی بر شناخت مستقل خویش، تفکر و توجه به پیامدها اتخاذ کند. همچنین به آسیبهای تصمیمگیری با هدف جلب رضایت دوستان یا پیروی از دیگران نیز اشاره شده است.
۴) در کتاب روانشناسی یازدهم چه عواملی در تصمیم گیری ما موثر است؟
موضوع تصمیمگیری در پایه یازدهم بیشتر از منظر رشد شخصیت، انتخابهای مهم زندگی و شکلگیری سبک زندگی بررسی میشود. در زیر میتوانیم مهمترین عوامل تصمیمگیری در کتاب روانشناسی یازدهم را مشاهده کنیم.
- هدفها و آرزوهای فردی
- ارزشها و باورهای شخصی
- هویت و شناخت فرد از خود
- بلوغ فکری و توانایی سنجش پیامدها
- دانش و اطلاعات
- تجربههای زندگی
- علاقهها و استعدادها
- شرایط خانوادگی و اجتماعی
- فرهنگ و هنجارهای جامعه
- وضعیت اقتصادی و امکانات موجود
- تاثیر دوستان، خانواده و گروه اجتماعی
- احساس مسئولیت نسبت به خود و دیگران
- توانایی مدیریت هیجانها و کنترل تمایلات آنی
- آیندهنگری
- مهارت حل مسئله
- توانایی ارزیابی خطر و ریسک
- اعتمادبهنفس و استقلال در تصمیمگیری
در این پایه تصمیمگیری با موضوعاتی مانند انتخاب رشته، شغل، ازدواج، سبک زندگی و مسئولیتپذیری اجتماعی ارتباط پیدا میکند و همچنین، فرد باید میان علاقه، توانایی، ارزشها، شرایط واقعی و پیامدهای آینده تعادل برقرار کند.












