هویت ملی و جایگاه آن در طراحی گرافیک


برای بررسی هویت ملی و جایگاه آن در طراحی گرافیک ابتدا نیاز است به مطالعه و بررسی معنی هویت پرداخته شود. پس از آنکه معانی هویت از دیدگاههای گوناگون روشن و مؤلفههای آن مشخص شد، جهانی شدن، به سبب اهمیت بسزای آن در تغییر چهارچوبهای هویت مورد بررسی قرار میگیرد. سپس مختصری به تاریخ طراحی گرافیک در ایران پراخته میشود و در این مسیر ریشههای بحران هویت در آثار طراحی گرافیک با توجه به نظر صاحبنظران از جمله قباد شیوا، فرشید مثقالی، ایمان راد و سعید باباوند تا حدودی روشن خواهد شد.
هویت ملی و جایگاه آن در طراحی گرافیک
پیش از آنکه هویت ملی و جایگاه آن در طراحی گرافیک را مشخص کنیم باید توضیحی در رابطه با هویت ارائه دهیم. هویت مسئلهای است که در طول زمان تعاریف گوناگونی از آن ارائه شده است. امروزه اغلب صاحبنظران گرچه بر امر ساختگی بودن مقوله هویت اتفاق نظر دارند اما در این مورد که منابع هویت چیست و چه پدیدههایی را شامل می شود همچنان یک نظریه واحد مطرح نشده است. ارسطو در نوشته هایش هویت را به معنی همانندی و تشابه شئ با ذاتش میداند.
هویت
«ابن رشد» فیلسوف اسلامی هویت را از مشتقات کلمه «هو» میداند و در تعریف آن میگوید اسمی است که بر معنای یک موجود دلالت دارد. «من کیستم» سوال اصلی هویت است که پاسخ به آن در قالبهای مختلف جغرافیایی، مذهبی، قومی و انواع خرده هویتهای ایلی، فامیلی، جنسیتی و غیره میتواند متفاوت باشد. این قالبهای مختلف ذاتاً برخوردی با یکدیگر ندارند مگر در صورت بروز برخی تحولات.
در تعاریف جدیدتر نیز مینویسند هویت از واژه «Identitas» مشتق شده و دارای دو معنی همسانی و یکنواختی و تمایز و تداوم در طول زمان است. این دو معنا گرچه در ظاهر متفاوت به نظر میرسند اما در اصل دو جنبه مکمل هویت هستند. هویت را به معنای تمایز یک موجود از دیگران تعریف می کنند و بنابراین با نادیده گرفتن ویژگیهای متمایزکننده یک موجود در واقع خود آن را نفی کرده ایم.
هویت، احساس تعلق به مجموعهای مادی و معنوی است كه عناصر آن از قبل شكل گرفتهاند. «یاکوبسن» میگوید: هویت عبارت است از احساس تمایز شخصی، احساس تداوم شخصی و احساس استقلال شخصی. میتوان این طور نوشت که هویت در درجه نخست به معنای متمایز بودن، به جمع تعلق داشتن و ثابت و پایدار بودن است. افراد هنگامی احساس میکنند هویت دارند که تداوم و تمایز داشته و در عین متمایز بودن از سایرین به گروهی تعلق داشته باشند.
با توجه به این تعاریف نتیجه میگیریم که یکی از ویژگی های مهم هویت، تداوم در عین تغییر است. اگر این نتیجه را بازتر کنیم میتوان اینطور برداشت کرد که هویت که از دو وجه یکسانی و تفاوت تشکیل میشود به معنای یکسانی و مانند دیگران بودن در یک گروه اجتماعی است و در عین حال متفاوت بودن با افراد سایر گروهها در طول زمان. این هویت در یک گستره زمانی طولانی مدت شکل میگیرد و کیستی فرد و تعلقات و تمایزات او را و به این ترتیب مقولهای است اجتماعی و ارتباطی را تعیین میکند.
افرادی مثل «دکارت» که به انسان عاقل معتقد بود یا «لاک» که از انسان مقتدر سخن به میان میآورد هویت را امری ثابت و تفکیکناپذیر میدانستند؛ تعریفی که در دوران مدرن زیر سوال رفت. از این پس هویت تحت عنوان مقولهای ساختگی، تغییرپذیر و دارای ابعاد گوناگون تعریف شد. مارکسیستها هویت را از بعد فردی خارج و آن را صرفا منوط به حضور فرد در اجتماع تعریف کردند.
«فروید» هویت را در ناخودآگاه انسان میداند. تحت تاثیر همین تحولات و تحولات مشابهی چون نظریات «فوکو» و جنبش فمنیستها هویت از حالت ثابت و پایدار به مقولهای چندپاره، متضاد و باز تبدیل و همین امر سبب تعدد و تنوع منابع هویتیابی فرد شد.
گرچه اکثر روانشناسان بر سر دو معنای هویت یعنی دو وجه تشابه و تمایز اتفاق نظر دارند اما مسئله اصلی بر سر فردی و اجتماعی بودن هویت است. روانشناسان شخصیت هویت را در ابتدای امر یک مقوله فردی میدانند، اینان معتقدند هویت بیش از هر چیز به ویژگیهای شخصی و احساسی فرد معطوف است. در این دیدگاه هویت فردی و اجتماعی دو مقوله کاملا جدا هستند.
هویت اجتماعی
اما روانشناسان اجتماعی معتقدند اگرچه هویت در احساسات و رفتارهای شخصی افراد نمود پیدا میکند، اما بستر شکلگیری آن زندگی اجتماعی است. آنها هویت را شرط لازم زندگی اجتماعی میدانند که بدون آن انسانها نمیتوانند به صورت معنادار و پایدار با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. هویت دارای بعدی روانشناختی است و احساس نیاز به تعلق داشتن یک ویژگی ذاتی و بنیادی قلمداد میشود. برآورده شدن این نیاز در یک گروه اجتماعی و در قیاس با هویت گروهی دیگر، هویت قومی یا ملی آن گروه تعریف که موجب نزدیکی افراد آن گروه به یکدیگر میشود و به این شکل میتوان هویت ملی و جایگاه آن در طراحی گرافیک را بهتر شناخت.
هویت اجتماعی آن بخش از شناخت انسان از خود است که منوط به عضویت در گروههای اجتماعی است. در واقع هویت از دیدگاه اجتماعی بازشناسی خود از بیگانه بر اساس نقاط مشترک و همسنجیهای اجتماعی است و همین امر افراد درون یک گروه اجتماعی را از سایرین جدا میکند. هویت اجتماعی مشخصهای مشترک و مقید به تعامل است که به وسیله افراد متعامل و متعددی بوجود میآید که برای جهتگیریهای اعمالشان و حیطه فرصتها و محدودیتهای محیط عملکردشان اهمیت و حساسیت خاصی قائلند.
تا قبل از دوران مدرن، هویت انسان به واسطه سنتها تعریف میشد اما ورود به دنیای مدرن و تحولاتی مثل رنسانس و پیشرفتهای علمی، تعریف هویت از چهارچوب فرهنگ صرف خارج و شامل ابعاد جدیدی شد. هویت ملی با مفاهیمی چون مرزهای جغرافیایی، دین و مذهب، زبان و آداب و رسوم مشترک تعریف میشود.
در بررسی هویت ملی و جایگاه آن در طراحی گرافیک البته میتوان اشاره کرد که مفهوم ملی هم خود از ریشه ملت و مفهوم جدید برای جایگزین شدن با کلمه امت است که پیش از این کاربرد اجتماعی داشته است. «آنتونی دی اسمیت» هویت ملی را اینگونه تعریف میکند:
بازتولید و بازتفسیر دائمی الگوی ارزشها، نمادها، خاطرات، اسطورهها و سنتهایی که میراث متمایز ملتها را تشکیل میدهند و تشخیص هویت افراد با آن الگو و میراث و عناصر فرهنگیاش.
هویت ملی و جایگاه آن در طراحی گرافیک نیز مثل سایر هویتها امری ثابت نیست و در طول تاریخ تداوم و نیز تغییر مییابد و ناسیونالیسم مهمترین ابزار ظهور، تقویت و تداوم آن است. ناسیونالیسم در روند هویتیابی ملی نقش مهمی دارد. ناسیونالیسم ذهنیتی متضمن احساس وفاداری عالی افراد نسبت به وجود دولت و ملت و همچنین وابستگی به یک سری نمادها و باورها و تکیه بر اشتراک میان اعضای آن گروه است. همانطور که از توضیحات پیشین بر میآید، هویت در طول زمان و به صورت مجموعه تعاریف و قراردادهای ساختگی شکل می گیرد بنابراین امری تغییرپذیر است.
زمان و مکان هویت ملی و جایگاه آن در طراحی گرافیک
امروزه اغلب صاحبنظران گرچه بر این امر که هویت مقولهای ساختگی است اتفاق نظر دارند اما در این مورد که منابع هویت چیست و چه پدیدههایی را شامل میشود همچنان یک نظریه واحد مطرح نشده است. مکان، نخستین مؤلفهایست که در بحث هویت به آن اشاره شده است. مکان و فضا عناصر اصلی هویت را تامین میکنند.
جامعهشناسان همواره اشاره کردهاند که محل و سرزمین از این حیث که هویتساز است برای مردم اهمیت ویژهای دارد. مکان به دلیل خاصیت ذاتی خود یعنی مرزبندی و ثباتش امکان برآوردن سه نیاز مستتر در هویت را فراهم میآورد و احساس تعلق داشتن به جمع را ممکن میکند. با بررسی هویت ملی و جایگاه آن در طراحی گرافیک درمییابیم که مرزهای جغرافیایی مهمترین مشخصه در تعریف هویت ملی هستند.
به هنگام بررسی هویت ملی و جایگاه آن در طراحی گرافیک باید به عنصر زمان هم اشاره کنیم. زمان نیز یکی دیگر از عناصر مهم در بحث هویت است. همانطور که در تعریف هویت از حس تداوم صبحت کردیم این نیاز به تداوم ممکن نمیشود مگر در بستر زمان و یک گذشته معنادار که از لحاظ جمعی آن را تاریخ مینامیم. علاوه بر این دو عنصر که نقش مهمی در تعاریف هویت دارند، فرهنگ را نیز باید از عناصر اصلی در این حیطه قلمداد کرد. جوامع گوناگون با توسل به عناصر فرهنگ هویت مییابند. در واقع مکانمند بودن فرهنگ در جوامع سنتی پیوند میان فرد و جامعه مرزبندی شدهاش را تقویت میکرد.
فرهنگ و تاثیر آن بر هویت ملی و جایگاه آن در طراحی گرافیک
در اینجا این سوال مطرح می شود که خود فرهنگ چیست؟ در پاسخ به این سوال میتوان فرهنگ را مجموعه روشهایی تعریف کرد که انسانهای یک گروه خاص در بستر زمان و مکان زندگی خود را بر اساس آن سازماندهی میکنند. از دیگر عواملی که سبب هویتسازی میشود باید به نقش دولتها اشاره کرد.
در فرایند جهانی شدن اما از آنجا که با پیشرفت چشمگیر فناوریهای ارتباطی در نفوذناپذیری مرزها خلل وارد میشود، رشتههای پیوندزننده مکان و فرهنگ و هویت اجتماعی بیش از پیش سست میشوند و شکل این رابطه دچار دگرگونی خواهد شد و این امکان را فراهم میآورد که زندگی اجتماعی در فضایی بسیار گستردهتر شکل بگیرد چراکه این مرزها بودند که تولید تفاوت را بیشتر میکردند و امکان همبستگی گروهی را در یک مکان اجتماعی افزایش میدادند.
دور از ذهن نیست که در جوامع سنتی و پیش از مواجه شدن جوامع با بحران جهانی شدن، حفظ هویت ملی به واسطه همین مکان و مرزبندیهای مشخص کار چندان دشواری به نظر نمیرسید. در جوامع سنتی دولتها با حفظ مرزبندیها به آسانی سعی در حفظ هویت ملی داشتند اما فرایند جهانی شدن با گسترش فضاهای اجتماعی امکان شکلگیری هویت در یک یا چند گروه کوچک و منسجم آنطور که دولتها میطلبند را بسیار کاهش میدهد.
اما فرایند جهانی شدن همانگونه که تعاریف مکان و فضا را عوض میکند مفهوم زمان را نیز دستخوش تغییر میکند. تحت تاثیر این فرایند، زمان دیگر مکانمند نیست و چنان فشرده میشود که دیگر نمیتواند در خدمت یک هویت خاص قرار گیرد. علاوه بر زمان و مکان که اشاره کردیم از عوامل شکلدهنده هویت در جوامع سنتی بودند و در سیر جهانی شدن دستخوش تغییراتی شدند مفهوم فرهنگ نیز از این تحولات مصون نماند به این صورت که مطلق بودن فرهنگ جای خود را به نسب شدن داد و در نتیجه از کار ویژه هویتسازی خود ناتوان شد.
از دیگر پیامدهای جهانی شدن، در دسترس قرار گرفتن مرجعهای اجتماعی گوناگون برای هویتیابی است؛ مرجعهایی که نه تنها با یکدیگر متفاوت هستند بلکه گاهی در تضادند و این امر نسبی شدن فرهنگ را به دنبال دارد. به طور کلی پس از جهانی شدن، هویتیابی با استفاده از عناصر ذکر شده دچار تحول شد و نوعی بحران هویت و معنا پدیدار گشت.
البته باید به این نکته نیز توجه داشت که فرایند جهانی شدن صرفاً بحران آفرین نیست بلکه راهکارهایی را نیز برای رهایی از بحران هویت ارائه میکند برای مثال افزایش ابزارهای ساخت هویت، افزایش آزادی عمل فردی و عرضه انبوه منابع هویت را میتوان در نظر گرفت. همین امر باعث میشود انسان با ترکیبات گوناگون، دنیایی منحصر به فرد برای خود بسازد. از ویژگیهای هویتهایی که افراد در فرایند جهانی شدن برای خود میسازند میتوان به پرشمار و متکثر بودن و پیوندی و ترکیبی بودن اشاره کرد.
اگر به هویت ملی و جایگاه آن در طراحی گرافیک فکر میکنید میتوان گفت تنها راه حل بحران هویتی، بازسازی هویت است که این بازسازی خود انواع گوناگونی دارد. یکی از راههای بازسازی هویت، خاصگرایی فرهنگی است. این دیدگاه اثرات مخرب جهانی شدن را نفی میکند و با گردهم آوردن افراد دچار بحران هویت، سعی در بازسازی شرایط گذشته حتی در فضایی تازه و با نوعی ملی گرایی و رد دیگر فرهنگها دارد. میتوان اینطور نوشت که فرایند جهانی شدن مهمترین و اصلیترین عامل خاصگراییهای فرهنگی است.
هویت ملی در طراحی گرافیک ایران
حال که به تعاریف متعدد هویت اشاره کردیم و عناصر مؤثر در آنرا شناختیم به بررسی هویت ملی در طراحی گرافیک ایران میپردازیم. در یک اثر طراحی گرافیک به دلیل ویژگی سرعت و محدودیت زمانی و نیز نیاز آن به همهفهم بودن گاهی توجه به مسائل دیگر کم اهمیت تلقی شده و نادیده گرفته میشود. البته توجه به این نکته خالی از لطف نیست که اثر خلق شده دارای لایههای متعددی است که ویژگی پیامرسانی آن در لایههای اول قرار دارد و مصرفی، مدتدار و اغلب کوتاهمدت است اما پس از آن اگر در لایههای بعد - که هویت نیز در آن قرار دارد - موفق عمل کرده باشد مانا میشود.
هویت از دو جنبه وجه تشابه و وجه تمایز قابل بررسی است. وجه تشابه به این معنی که آنچه در آثار همه طراحان گرافیک ایران دیده میشود و وجه تمایز، به عنوان آنچه که یک طراح را از دیگری متمایز میکند. در مطالعات مربوط به هویت ذکر شد که هویت یک امر ذاتی و بنیادی به شمار میآید. بنابراین کاملا بدیهی است که به صورت نوعی بینش شخصی به کارها و طرحهای یک طراح راه یابد و با نگاه به آثار هنری در ابتدا ردپای یک هویت شخصی را مشاهده کنیم.
هویت طراح، بسته به موقعیت زمانی و مکانی که در آن قرار دارد خود به خود و به صورت عمقی در اثرش بروز پیدا میکند و به طور طبیعی هر اثری که خلق شود معرف هویت طراح خواهد بود. بنابراین، هویت یک امر وجودی است و وقتی به همین ترتیب مسیر سالم را طی کند به سمت جهانی شدن حرکت میکند. مشکل آنجاست که هویت الصاقی اصالت را از بین میبرد و تصنعی میشود. اما در مورد هویت ملی و جایگاه آن در طراحی گرافیک باید گفت با اینکه به لحاظ زمانی ترکیباتی چون گرافیک ملی مدتهاست که در جامعه ما کاربرد دارد اما به ریشه آن کمتر توجه شده است.
به هنگام بررسی هویت ملی و جایگاه آن در طراحی گرافیک با یک بررسی اجمالی در تاریخ طراحی گرافیک به این نکته پی میبریم که طراحی گرافیک نتیجه طبیعی دوران سرمایهداری است. زیرا تبلیغات ماحصل زندگی سرمایهداری است و طراحی گرافیک نیز به معنای امروز آن با تبلیغات پیوند دارد. به همین ترتیب سرمایهداری ملی را نیز میتوان باعث تبلیغات ملی دانست و نتیجه آن را طراحی گرافیک ملی مشاهده کرد. سه زمینهای که موجب ظهور گرافیک در غرب شد عبارتند از:
- نیاز به ارسال پیام تبلیغاتی
- ظهور نوشته در تصاویر
- امکان تکثیر همانند
در بررسی هویت ملی و جایگاه آن در طراحی گرافیک باید گفت تا پیش از عهد قاجار به دلیل نبود این سه زمینه نیازی هم به طراحی گرافیک احساس نمیشد اما در این دوران و هم زمان با همه گیر شدن چاپ سنگی، این زمینهها نه در بعد تجاری چنان که در غرب ایجاد شده بود بلکه در ابعاد مذهبی ایجاد شد. با این حال، هنوز هم چیزی تحت عنوان سرمایهداری ملی که زمینهساز طراحی گرافیک ملی باشد وجود نداشت.
در عصر پهلوی اول، همان اندک هویتی هم که در آثار موسیقی، نقاشی وجود داشت و چیزی که در دوران قاجار تحت عنوان گرافیک سنتی شکل گرفته بود، در پی فرایند غربی شدن به انزوا رفت و به دلیل جایگزینی واردات به جای تولید، درنتیجه، سرمایهداری وارداتی، تبلیغات وارداتی را منجر شد که حاصل آن یک گرافیک وارداتی است. شروع مطرح کردن طراحی گرافیک با هویت ایرانی را در آثار طراحی گرافیک دهه 40 و 50 میبینیم. گرچه این شروع به صورت استفاده از عناصر ایرانی مثل خط و رنگ است و نه ساختار و ترکیببندی، اما قدم بزرگی در این راستا محسوب میشود.
در این شرایط که هویت ملی در آثار وجود ندارد هر طراح به دنبال کسب هویت شخصی است و نتیجه این امر پدید آمدن ترکیببندیهای نامناسب، تصاویر بههمریخته و هر چیزِ نشاندهنده بیان شخصی خواهد شد بدون اینکه حتی به کارکرد ارتباطی اثر توجهی بشود. گرچه نمیتوان تلاش عدهای که شاید بتوان عنوان گرافیک مؤلف را به آنها داد، نادیده گرفت اما این کوششهای جسته و گریخته نمیتوانند عامل هویتیابی گرافیک یک جامعه در بررسی هویت ملی و جایگاه آن در طراحی گرافیک باشند.
زمانی که از هویت ملی و جایگاه آن در طراحی گرافیک برای مثال طراحی گرافیک ایرانی، صحبت به میان میآید باید با چیزی شبیه به یک جنبش هنری یا مکتب روبرو باشیم. بنابراین با بررسی آثار یک طراح نمیتوان ادعا کرد که این آثار هویت ملی دارند بلکه صرفاً میتوان این ادعا را داشت که آثار وی به هنر ملی گذشته ارجاع دارد. تنها در صورتی می توان آثاری را واجد هویت ملی دانست که شروع کننده یک جریان و تمایز از سایر جریانهای هنری، یعنی همان دوجنبه تشابه و تمایز مفهوم هویت باشند.
در شرایطی که سرمایهداری ملی وجود ندارد و سالهاست که ایدههای طراحان گرافیک ایرانی به نوعی تکرار ایدهها و سبکهای غربی است اغلب با سه رویکرد در طراحیها روبرو میشویم:
- بازتاب عینی اثر خارجی: این مورد اغلب در طرحهای تبلیغی برای محصولات وارداتی دیده میشود که تبلیغ مورد نظر تنها با تغییر زبان نوشتهها عیناً چاپ میشود. البته در تبلیغات فرهنگی نیز متأسفانه گاهی نظیر این قبیل طرحها دیده میشود.
- سرهمبندی: این مورد اغلب در گرافیک فرهنگی دیده می شود. بدین معنی که طرحی که وارد میشود را با کمی عناصر بومی تلفیق کنیم و اثری خلق کنیم که در ظاهر دارای هویت ملی است. در این شیوه ممکن است طراح حتی بدون اینکه آگاهی داشته باشد، ترکیببندی، رنگ، فرم و تایپ را هرکدام از سبکی جداگانه وام بگیرد و اثری خلق کند که در واقع هیچ هویتی ندارد.
- مثنیسازی: اتفاقی شبیه به شیوه دوم است با این تفاوت که اگر این شیوه درست انجام شود ترکیببندی و روابط فرم و محتوا سالم میمانند.
البته لازم به یادآوری است از آنجایی که گرافیک با زندگی مدرن پیوند دارد در نتیجه، در همآمیختگی که از ویژگیهای زندگی مدرن است نیز در گرافیک امری بدیهی به شمار میآید. بنابراین، طراحی گرافیک هیچگاه به دنبال یک هویت مستقل نیست بلکه هدف آن ارائه هویتی یکپارچه است.
ژاپن و گذر از بحران هویتی
در بررسیهای انجام شده اغلب از ژاپن به عنوان یک نمونه موفق کشور گذرنده از این بحران هویتی یاد میکنند. هنرمندان ژاپنی با توجه به پیشینه هنری و تاریخی خود در پی ایجاد قالبهای هنری تازهای بودند که در عین مدرن بودن، غربی هم نباشد و به این ترتیب به الگویی بیبدیل در حفط ارزشهای ملی در برابر غربزدگی تبدیل شدند.
در نیم قرن اخیر پژوهشگران، سبکشناسی گرافیک ژاپن را بسیار مورد توجه قرار دادهاند. تا پیش از جنگ جهانی، هنر گرافیک ژاپن نیز در بیشتر موارد تقلیدی از هنر غربی بود. در دهههای قرن بیستم و به ویژه سالهای پس از جنگ جهانی دوم در ژاپن مطالعاتی در زمینه تمدن و تکنولوژی مبتنی بر اصالت و هویت آغاز شد. در سالهای پس از جنگ جهانی دوم، هنرمندان پیشگام ژاپنی تلاش کردند که سبک های جدید تایپوگرافی غربی را با نمادها و خوشنویسی ژاپنی ترکیب کنند.
حاصل کار گرچه التقاطی بود، اثری را خلق میکرد که در آن هم وقار آرامش شرقی به چشم میخورد و هم انرژی و تنوع غربی. در سالهای دهه ۵۰ تأثیر اقتصادی و فرهنگی پیامهای گرافیکی مورد بررسی قرار گرفت و علاوه بر آن، مجلات طراحی گرافیک بینالمللی شکل گرفتند. منبع مهم الهام در جنبش نوگرای طراحان ژاپن، ساختگرایی اروپایی بود که سازمان روشمند و بنیان نظری قوی ساختگرایی با رویکرد سنتی ژاپنی، به حل شهودی مسئله و میراثی از فرم های تمثیلی ساده تغییر کرد.
با شکلگیری طراحی ژاپنی، حرکت ساختگرایی توسط متفکرین اصیلی توسعه یافت که به فرم هندسی، بیان و دید فردی دادند. در سال ۱۹۵۹ همایش بین المللی طراحی با حضور اساتید و طراحان مطرح سراسر دنیا در ژاپن برگزار شد و همچنین طرح های مشارکتی متعددی با غرب صورت گرفت که به مرور به تأثیر ژاپن بر طراحی گرافیک بین المللی کمک کرد.
در سال ۱۹۶۰ طراحان ژاپنی به سنت طراحی دستی ژاپنی، عناصر هندسی را نیز اضافه کردند. با آغاز المپیک ۱۹۶۴، ژاپن کانون توجه جهان شد. تا این مرحله و تا سال ۱۹۶۷ همچنان طراحان ژاپنی با خلق آثاری با ترکیببندیهای خلوت اگرچه در مواردی سعی در تداعی حس شاعرانگی فرهنگ و هنر ژاپنی داشتند اما در واقع هنوز در حرکت به سوی جامعهای مدرن آثاری ملهم از غرب طراحی میکردند. در سال های دهه ۷۰، طراحان نوظهور ژاپنی دست به کوششهایی در راستای خلق سبک جدید با هویت ملی برای جایگزین شدن با سبک وارداتی غربی زدند و البته کسانی چون «فوکودا» به شهرت جهانی نیز دست یافتند.
عموماً آثار طراحان این دوره و به طور خاص آثار فوکودا اغلب دارای تصاویر پیچیده و معماگونه و نزدیک به سنتهای ژاپنی هستند و از طنز و سرگرمی در آنها استفاده شده است. در دهه 1980 طراحان ژاپنی با بهرهگیری از تکنیکهای جدید کامپیوتری شیوههای نوین در بازنمایی را به خوبی به کار گرفتند. ابداعات ژاپنیها ابتدا تحت تأثیر سادگی هنری «سنت مون» بود اما بعدها با به کارگیری تکنیکهای تازه کامپیوتری وارد فضای جدیدی شد، این نوآوریها توسط شرکتهای متفاوت از جمله کانن، نیکون، هوندا و میتسوبیشی تبلیغ شد. این تنوع خود گویای آن است که در این زمان طراحی گرافیک ژاپن بر جهان تأثیرگذار بوده است.
هویتی که در آثار طراحان گرافیک ژاپن مشهود است حاصل تلاش صد ساله و مداوم است. امروزه طراحان ژاپنی مرحله یادگیری از طراحان غربی را پشت سرگذاشتهاند و در پی تلاش بیشتر برای حرکت در مسیر هویت فردی هستند. از عوامل ظهور سبک گرافیک ژاپن می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- بهرهگیری از فنون و شیوه های نوین غربی همراه با حفظ اصالت و هویت سنن شرقی
- بومی کردن آموزشهای مراکز و هنرمندان غربی
- انتشار نشریات معتبر و آثار طراحان گرافیک پیشرو ژاپن
- تأسیس مراکز و مجامع تبلیغاتی و گرافیکی و گسترش ارتباطات بینالمللی با مراکز و هنرمندان غربی
- میزبانی رقابتهای ورزشی جهانی و ارائه آثاری با شاخصههای جهانی و حضور در نمایشگاه ها و کنفرانسهای بینالمللی
در ادامه برای بررسی هویت ملی و جایگاه آن در طراحی گرافیک به راهحلهایی اشاره خواهیم کرد که صاحبنظران برای بازیابی هویت ملی ارائه کردهاند. همانطور که پیش از این گفته شد هویت در اصل، یک مسئله خودآگاه نیست، بدین معنی که هویت بر اساس رفتار انسانها تعریف نمیشود بلکه این انسانها هستند که بر اساس یک سری معیارهای هویتی تعریف میشوند. زمانی که به کارگیری هویت، صورت خودآگاه به خود بگیرد یعنی جامعه دچار بحران هویت است.
البته در این شرایط راهی هم جز ارجاع به گذشته و بازیابی هویت به همان شیوه خودآگاه نمیماند. به همین دلیل به جای اینکه از درون آثار هویت استخراج شود، گزارههایی یافته میشوند که هویت را تعیین میکنند و بر همین اساس کار میشود که البته وقتی به این ترتیب پیش میرویم، این دریافتهای هویت به یک مجموعه دریافتهای شخصی بدل خواهند شد که هر طراح بر اساس برداشت شخصی خود هویت را وارد اثرش میکند.
با توجه به مسیری که جهانی شدن از ابتدا تاکنون طی کرده نه تنها فرآیندی برگشتناپذیر است بلکه متوقف یا کند کردن آن هم امکان ندارد. از آنجایی که این روند یکدست کردن جهانی عموما با تأثیر از فرهنگ مصرفی غربی و به طور خاص فرهنگ آمریکایی شکل می گیرد در نتیجه از خاصگرایی های قومی و ملی نیز گریزی نیست.
در راستای بررسی هویت ملی و جایگاه آن در طراحی گرافیک راه حل سومی وجود دارد و آن ساختن فرهنگ، سنت و هویت محلی در قالب الگوی جهانی شده عام مانند بومی کردن موسیقی غربی است. افرادی که راه حل سوم را در پیش میگیرند نه تنها از ویژگیهای خاص هویت مثل مکان، زمان و فرهنگ بهره میگیرند بلکه از امور عام و شرایط جامعه جهانی نیز بهرهمندند و همین امر سبب هماهنگی آنها با جامعه جهانی به عنوان فردی دارای هویت ملی است. برای حرکت به سمت جهانی شدن هنر ایرانی باید ریشهها و ذاتها را شناخت و گرافیك ایران زمانی میتواند هویتی داشته باشد كه بتواند محتوای عصر خود را در همه ابعاد منعكس كند.
البته گاهی خودباختگی در برابر غرب با جهانیشدن و همینطور تجدد اشتباه گرفته میشود. اگر هنرمند تحت تاثیر خودش و فرهنگش باشد و به مسائل فرهنگی اجتماعی جامعهاش حساسیت نشان دهد. اثرش رنگ و هویت شخصی و ملی پیدا میکند. هویت یک مسئله عمقی است و نمی شود به شکل روبنایی و صرفاً ظاهری به آن نگاه کرد.
در بررسی هویت ملی و جایگاه آن در طراحی گرافیک اگر بخواهیم اثری هویت ملی داشته باشد باید با همان زبان سخن بگوییم. برای مثال وقتی با زبان گرافیک لهستان اثری را خلق میکنیم نباید توقع داشته باشیم که اثرمان هویت ایرانی داشته باشد. امروزه نوع اشتباه آن در ایران رواج یافته، به این صورت که برای ایرانی شدن اثر، یک موتیف ایرانی را در اثرشان کپی میکنند بدون اینکه ریشهها و ارزشها را شناسایی کرده باشند.
حفظ و احیای هویت ملی و جایگاه آن در طراحی گرافیک
همانطور که گفته شد هویت تحت تأثیر دو عامل زمان و مکان شکل میگیرد بنابراین بهترین راه برای حفط و احیای هویت ملی در آثار توجه به این امر است که آثار گذشته با توجه به شرایط زمانی و مکانی خود چگونه شکل گرفتهاند. باید با استفاده از شیوه و بیان آنها به شیوه بیان جدیدی متناسب با زمان و مکان حال دست یافت نه این که صرفاً آنها را در آثار جدید کپی کنیم. صرف استفاده از یک عنصر مثل گل و بلبل به اثر هویت ایرانی نمیبخشد بلکه هویت امری ریشهایتر است. استفاده از فرم اسلیمی، رنگ آبی لاجوردی و عناصری از این دست تکنیکهایی روبنایی هستند و عمق ندارند بلکه اینها باید در یک مجموعه بسیار پیچیده و ظریف به کار گرفته شوند.
در بازیابی هویت ملی پیش از هر چیز مسئله توجه به ساختار و ترکیببندی مطرح است به این معنی که در هنر ایرانی چه نگاهی به فضای مثبت و منفی شده یا برای مثال اینکه در ساختار هنرهای ایرانی ترکیببندی قرینه اهمیت خاصی داشته است. برای این منظور میتوان طراحی فرشهای ایرانی، سفالینهها، طلسمها و چیزهای دیگری از این دست را مورد مطالعه قرار داد.
مهمترین امر پیش از عناصر به کار رفته در اثر، ترکیببندی و ساختار پنهان آن است که به اثر هویت میبخشد. بنابراین میتوان عنصر ترکیببندی را یکی از عناصر قابل بررسی در هویت آثار طراحی گرافیک قلمداد کرد. یکی دیگر از عناصری که شاید بتوان آنرا جدیدترین عامل در ایرانی بودن یک اثر دانست زبان و به ویژه خط است.
به هنگام بررسی هویت ملی و جایگاه آن در طراحی گرافیک اگر بخواهیم بدانیم یک اثر واجد هویت ایرانی است میتوان جای نوشتار آن را با نوشتار لاتین تغییر داد، اگر با نوشتار لاتین بهتر بود ساختار اثر ملهم از غرب است و اگر نه کار به هویت ایرانی نزدیک است. بیتردید به وسیله كاوش و بررسی در مورد گذشته تاریخی و هنری ایران زمین میتوان كولهباری از عناصر و نقوشی را یافت كه با قدمت فراوان، نشانهای از هویت ایرانی این مرز و بوم بودهاند و به كمک ایده و تفكر خلاق تبدیل به طرحی متفاوت و امروزی با رنگ و بوی ایرانی خواهند شد تا نمایانگر هویت ایرانی در قالبی جدید و نو باشند.
در اینجا این سوال مطرح میشود که راه حلهای ارائه شده تا به اینجا صرفاً در آثاری با محتوای فرهنگ ایرانی قابل استفاده هستند. توجه به این درآثار طراحی دیگر برای مثال تبلیغ برای نمایشگاه یک هنرمند خارجی یا تبلیغات تجاری به خصوص تبلیغات کالاهای وارداتی تکلیف چیست؟
در پاسخ به این سوال میتوان گفت که اگر مسئله هویت به صورت عمقی درک و دریافت شود دیگر این محتوای اثری که طراحی میشود نیست که به اثر هویت میبخشد، البته این به این معنا نیست که فرم و محتوا رابطه معنادارشان را باهم از دست میدهند بلکه به این معناست که محتوا از فیلتر طراح عبور میکند و در قالب فرم هویت یافته درمیآید، در واقع اثر از طراح هویت میگیرد نه از محتوا حتی اگر به طور قطع رسالتش رساندن محتوا باشد.
اگر فرم، هویت خود را از محتوا نگیرد بنابراین امکان ایجاد هویت ملی فقط در آثار با محتوای ایرانی نیست، بلکه حتی در یک بروشور ساده با یک موضوع کاملاً غیرایرانی نیز میتوان شاهد آن بود. بحث در اینجا درباره شیوه، سبک، استایل، مکتب یا هر چیزی از این دست است که زبان تصویری را شکل میدهد و با این زبان میتوان هر موضوعی را توضیح داد. همانطور که به طور مثال به زبان فارسی میتوان مردم را به نمایشگاه یک هنرمند غربی یا به خرید یک کالای غربی دعوت کرد، به زبان تصویری فارسی هم میتوان این کار را انجام داد.
اگر هنرمندان طراح گرافیک ایران بتوانند با شناخت و تكیه بر فرهنگ و هنر غنی ایرانی به زبانی اصیل و ویژه دست پیدا کنند كه فقط مختص این مرز و بوم بوده و نمایانگر هویت ایرانی است و از آن به شكلی صحیح در آثار خویش استفاده کنند قطعاً میتوانند در ایجاد بستری از مفاهیم اجتماعی و ابلاغ و انتقال آنها به مخاطبان نقش داشته باشند و در نتیجه در ساختار عملی اجتماع نظری خود موفق شوند. ضمن اینکه در روند سریع نوآوریهای تکنیکی نیاز به داشتن هویت بیش از پیش احساس می شود زیرا در نبود هویت، جریان زندگی فرد را با خود میبرد.
جمع بندی هویت ملی و جایگاه آن در طراحی گرافیک
با توجه به تحقیقاتی که تاکنون در رابطه با هویت ملی و جایگاه آن در طراحی گرافیک انجام شده است و جمعبندی آنها در این نوشته ارائه شد، ضرورت بررسی عناصر تعریف شده هویت ایرانی در آثار طراحی گرافیک بیش از پیش احساس میشود تا روند بازسازی هویت مواجه شده با بحران را تسهیل کنیم. همانطور که اشاره شد راهحل رهایی از این بحران بازسازی هویتی است که با توجه به آن میتوان افقهای روشنتری را پیش روی طراحان نسلهای بعد گذاشت که بدون شک سودای جهانی شدن را نیز در ذهن میپرورانند. بسیار عالی خواهد بود اگر با حفظ ارزشها، هویت و فرهنگ ملی، به سبکی دست پیدا کنیم که در عرصههای بینالمللی نیز حرفی برای گفتن داشته و حتی تاْثیرگذار بر سبکهای طراحی گرافیک در سطح جهانی باشد.
منابع:
- کتاب جهانی شدن، فرهنگ، هویت نوشته احمد گل محمدی
- دانستنی های سیاست، هویت ملی و قومی نوشته افشین زرگر و کاظم آریانفر
- سخنی در چیستی و پیدایی خردورزی و گرافیک نوشته سعید باباوند
- هویت در گرافیک معاصر ایران نوشته مریم شریعت