آرایه ها و معنی شعر گذر سیاوش از آتش – فارسی دوازدهم
داستان گذر سیاوش از آتش از مهمترین داستانهای اساطیری ایران است که فردوسی نیز در شاهنامه خود آن را روایت کرده است. در این مطلب از مجله فرادرس به بررسی آرایه ها و معنی شعر گذر سیاوش از آتش فارسی دوازدهم به صورت بیت به بیت پرداختیم. یعنی از بیت اول تا آخر این شعر را به صورت جداگانه معنی کردیم و همه آرایههای ادبی آن را مشخص کردیم. در پایان نیز سؤالات کارگاه متن پژوهی این درس را به طور کامل پاسخ میگوییم.
- آرایههای همه بیت های درس گذر سیاوش از آتش را یاد میگیرید.
- معنی ابیات درس گذر سیاوش از آتش را خواهید دانست.
- پاسخ سؤالات کارگاه متن پژوهی این درس را خواهید دانست.


آرایه ها و معنی شعر گذر سیاوش از آتش فارسی دوازدهم
سیاوش پسر یکی از پادشاهان کیانی به نام کیکاووس است. رستم در سنین خردسالی سیاوش، او را با خود به زابل برد تا رسوم پهلوانی را به او بیاموزد.بعد از گذشت سالها زمانی که سیاوش جوان و زیبا به دربار پدر خود بازگشت، سودابه، همسر کیکاووس، به او دل باخت اما سیاوش به خواسته او تن نداد. به همین دلیل سودابه او را به ناپاکی متهم کرد. در ادامه به بررسی روایت فردوسی از این ماجرا میپردازیم و هر بیت از این درس را به صورت جداگانه معنا کردهایم و آرایههای ادبی آن را نیز مشخص کردهایم.
پیشنهاد میکنیم برای یادگیری معنی و آرایه همه درس های فارسی دوازدهم، فیلم آموزش ادبیات فارسی پایه دوازدهم در فرادرس را تماشا کنید لینک این آموزش را در کادر زیر آوردهایم.
آرایه ها و معنی صفحه اول شعر گذر سیاوش از آتش
در این بخش بیتهای اول تا پنجم این درس را معنا میکنیم و آرایههای ادبی آنها را نیز بیان میکنیم.
بیت اول
در بخش زیر، معنا و آرایههای این بیت را مشخص کردهایم.
چنین گفت موبد به شاه جهان
که درد سپهبد نماند نهان
معنی: موبد (روحانی زرتشتی) به شاه جهان (کیکاووس) گفت که این درد و مشکل (ماجرای سیاوش و سودابه) پنهان نمیماند.
| جهان و نهان | جناس (از نوع ناقص اختلافی) |
| شاه و سپهبد | مراعات نظیر |
| تکرار صامت «د» و تکرار مصوت بلند «ا» | واجآرایی |
بیت دوم
به معنی و آرایه های این بیت توجه کنید.
چو خواهی که پیدا کنی گفتوگوی
بباید زدن سنگ را بر سبوی
معنی: اگر میخواهی حقیقت ماجرا را بدانی، باید سودابه و سیاوش را امتحان کنی.
| تکرار مصوت بلند «ا» و مصوت بلند «او» | نغمه حروف (واجآرایی) |
| زدن سنگ بر سبو | کنایه از آزمایش کردن |
| سنگ و سبو | تضاد |
بیت سوم
آرایه ها و معنی این بیت را در این بخش مشخص کردهایم.
که هرچند فرزند هست ارجمند
دل شاه از اندیشه یابد گزند
معنی: که با وجود آنکه فرزند (سیاوش) ارجمند و گرانمایه است اما شکاک بودن نسبت به او باعث آزرده خاطر شدن پادشاه میشود.
| تکرار صامت «د» و صامت «ز» | واجآرایی |
| هرچند، فرزند، ارجمند و گزند | سجع (هماهنگی واژه در وزن یا حروف آخر یا هر دو) |
| دل شاه | مجاز از کل شاه |
بیت چهارم
آرایه ها و معنی این بیت را در این بخش مشاهده کنید.
وزین دختر شاه هاماوران
پراندیشه گشتی به دیگر کران
معنی: از طرفی دیگر هم نسبت به دختر شاه هاماوران (سودابه) بدگمان هستید.
| پراندیشه گشتن | صنعت کنایه (کنایه از نگران شدن) |
| تکرار صامت «ش» و مصوت بلند «ای» | واجآرایی |
بیت پنجم
در این بخش همه آرایههای ادبی این بیت را مشخص کنید.
ز هر در سخن چون بدینگونه گشت
بر آتش یکی را بباید گذشت
معنی: اکنون که افراد زیادی، سخنهای زیادی درباره این ماجرا گفتهاند، باید یکی از آنها (سیاوش و سودابه) از آتش بگذرد.
| سخن گشتن از هر دری | کنایه از پخش شدن شایعه |
| هر و در و بر | جناس ناقص اختلافی |
| گشت و گذشت | جناس ناقص افزایشی |
بیت ششم
برای یادگیری همه نکات این بیت، به این بخش توجه کنید.
چنین است سوگند چرخ بلند
که بر بیگناهان نیاید گزند
معنی: رسم و قانون این دنیا اینگونه است که بیگناهان آسب و آزارای نمیبینند. (حتی در صورت گذشتن از آتش)
| چرخ بلند | صنعت استعاره (از روزگار و دنیا) |
| سوگند خوردن چرخ بلند | استعاره و جانبخشی به اشیاء |
| تکرار صامت «ن» | واجآرایی |
بیت هفتم
در این بخش همه نکات این بیت را مشخص کردهایم.
جهاندار سودابه را پیش خواند
همی با سیاوش به گفتن نشاند
معنی: پادشاه (کیکاووس) سودابه را فراخواند تا نزد او برود و او را با سیاوش روبهرو کرد.
| پیش خواند | کنایه از دستور به کسی برای رفتن نزد خود |
| تکرار مصوت بلند «ا»، صامت «ش»، صامت «ن» | واجآرایی |

تا اینجا آرایه ها و معنی شعر گذر سیاوش از آتش را تا انتهای صفحه اول بررسی کردیم و در ادامه به مابقی صفحهها و بیتهای این درس میپردازیم.
برای مطالعه بیشتر چنین مطالبی و دسترسی همیشگی به آنها در موبایل خود، پیشنهاد میکنیم اپلیکیشن رایگان مجله فرادرس را نصب کنید تا همیشه و به سادگی به همه مطالب مجله فرادرس، دسترسی داشته باشید.
برای نصب اپلیکیشن رایگان مجله فرادرس، کلیک کنید.
آرایه ها و معنی صفحه دوم شعر گذر سیاوش از آتش
در این بخش به بررسی معنا و آرایههای ادبی بیت های صفحه دوم این درس یعنی بیتهای هفتم تا هجدهم آن میپردازیم.
بیت هشتم
همه آرایههای این بیت و معنای آن را در همین بخش قرار دادهایم.
سرانجام گفت ایمن از هر دوان
نه گردد مرا دل، نه روشن روان
معنی: در نهایت، کیکاووس گفت: «من به هیچکدام از شما دو نفر اعتماد کامل ندارم و بیگناهی هیچکدام شما برای من ثابت نشده است.»
| ایمن نگردیدن دل | کنایه از اطمینان و اعتماد نداشتن |
| روشن نگشتن روان | کنایه از آرام نبودن |
| روشنروان | حسآمیزی |
| دل و روان | مراعات نظیر |
بیت نهم
در این بخش همه آرایههای این بیت و معنی آن را مشخص کردهایم.
مگر کآتش تیز پیدا کند
گنهکرده را زود رسوا کند
معنی: امید که آتش سوزنده، گناهکار را پیدا و مشخص کند و به سرعت، او را بیآبرو کند.
| تکرار صامت «ر» و مصوت بلند «ا» | واجآرایی |
| کل بیت (اینکه آتش چیزی را مشخص کند.) | استعاره و تشخیص |
بیت دهم
آرایه های ادبی و معنی این بیت را در همین بخش آوردهایم.
چنین پاسخ آورد سودابه پیش
که من راست گویم به گفتار خویش
معنی: سودابه اینگونه پاسخ داد که من راست میگویم و سخنانم حقیقت دارند.
| پیش و خویش | جناس ناقص اختلافی |
| راست گویم | ایهام (دو معنای درست): راستگو هستم / حقیقت را میگویم |
| گویم و گفتار | اشتقاق |
بیت یازدهم
همه نکات آرایهها و معنی این بیت را در همین بخش آوردهایم.
به پور جوان گفت شاه زمین
که رایت چه بیند کنون اندرین
معنی: پادشاه (کیکاووس) به پسر جوان خود (سیاوش) گفت: «نظر تو در این مورد چیست؟»
| تکرار مصوت بلند «ای» و صامت «ن» | واجآرایی |
| رایت چه بیند | استعاره و تشخیص |
بیت دوازدهم
معنی و آرایههای موجود در این بیت را در کادر و جدول زیر آوردهایم.
سیاوش چنین گفت کای شهریار
که دوزخ مرا زین سخن گشت خوار
معنی: سیاوش اینگونه پاسخ داد که ای پادشاه! شنیدن چنین اتهامی نسبت به من باعث شد که جهنم برایم ناچیز شود.
| تکرار صامت «ش» و مصوت بلند «ا» | واجآرایی |
| مصراع دوم | اغراق (اینکه چیزی بدتر از جهنم باشد، اغراق است.) |
| گفت و سخن | صنعت مراعاتنظیر |
| دوزخ | صنعت مجاز (از آتش دوزخ) |
بیت سیزدهم
در این بخش همه آرایه های ادبی این بیت و معنی آن را آوردهایم.
اگر کوه آتش بود بسپرم
از این تنگ خوار است اگر بگذرم
معنی: اگر قرار باشد بیگناهی خود را ثابت کنم از میان کوهی از آتش نیز میگذرم و انجام این کار برای من بسیار آسان است.
| تکرار صامت «گ» و مصوت کوتاه «-َ» | واجآرایی |
| کوه آتش | اغراق و اضافهای تشبیهی (مشبه: آتش، مشبهبه: کوه) |
بیت چهاردهم
آرایهها و معنی بیت چهاردهم را در کادر و جدول زیر آوردهایم.
پراندیشه شد جان کاووس کی
ز فرزند و سودابه نیکپی
معنی: کیکاووس برای فرزند خود (سیاوش) و همسر خود، سودابه خوشقدم، نگران شد.
| تکرار صامت «ک» و صامت «د» | واجآرایی |
| پراندیشه شدن | کنایه از ناراحت و نگران شدن |
| جان کاووس | مجاز از کل وجود کاووس |
بیت پانزدهم
کزین دو یکی گر شود نابهکار
از آن پس که خواند مرا شهریار؟
معنی: کیکاووس با خود میاندیشید که اگر یکی از آن دو (سیاوش و سودابه) در آزمون گذر از آتش، گناهکار شناخته شود، از آن به بعد کسی کیکاووس را به عنوان پادشاه قبول ندارد و عزت خود را از دست میدهد.
| تکرار صامت «ک» و مصوت بلند «ا» | واجآرایی |
| دو و یکی | مراعات نظیر |
بیت شانزدهم
در این بخش آرایههای ادبی و معنی بیت شانزدهم را بررسی کردهایم.
همان به کزین زشت کردار دل
بشویم کنم چاره دل گسل
معنی: بهتر است که فکر کردن به این کار زشت را تمام کنم و برای آن راه حلی پیدا کنم.
| تکرار صامت «ک» و صامت «ل» | واجآرایی |
| دل بشویم | کنایه از رها کردن |
| چاره کنم | کنایه از یافتن راهحل |
بیت هفدهم
آرایهها و معنی این بیت را در کادر و جدول زیر معرفی کردهایم.
به دستور فرمود تا ساروان
هیون آرد از دشت صد کاروان
معنی: کاووس به وزیر خود دستور داد تا شتربان، صد کاروان هیزم از دشن بیاورد.
| دستور | ایهام (فرمان / وزیر) |
| صد کاروان هیزم | اغراق (بزرگنمایی) |
| ساروان و کاروان | جناس ناقص اختلافی |
| ساروان و دشت و کاروان | مراعات نظیر |
| دشت و هیون | مراعات نظیر |
بیت هجدهم
در این بخش همه آرایههای این بیت و معنای آن را بیان کردهایم.
نهادند بر دشت هیزم دو کوه
جهانی نظاره شده همگروه
معنی: هیزمها را مانند دو کوه روی دشت قرار دادند و مردم بسیار زیادی برای تماشا آمده بودند.
| هیزم دو کوه | اغراق (زیاد بودن هیزمها به اندازه دو کوه) |
| تشبیه (مشبه: هیزم / مشبهبه: کوه) | |
| دشت و کوه | مراعات نظیر |
| مصراع دوم | اغراق (کل جهان به تماشا آمده باشند.) |
| جهانی | مجاز از مردم جهان |

تا اینجا آرایه ها و معنی شعر گذر سیاوش از آتش را تا انتهای صفحه دوم آن در کتاب درسی معرفی کردیم و در ادامه به بررسی بیتهای بعدی میپردازیم.
یادگیری آرایه ها و معنی درس ای فارسی با فرادرس
تا اینجا آرایه ها و معنی شعر گذر سیاوش از آتش را تا نیمه بررسی کردیم و در ادامه مطلب به بررسی صفحات و بیت های بعدی میپردازیم. برای آنکه در معنی و مشخص کردن آرایههای درسهای فارسی پایه دوازدهم و پایههای دیگر موفق باشید و در امتحانات خود، نتایج خوبی بگیرید، باید از آموزشهایی جامع اما ساده و کاربردی استفاده کنید. به همین دلیل در این بخش، برخی از فیلمهای آموزشی فرادرس را آوردهایم که برای یادگیری معنی و آرایه درسهای مختلف و پایههای گوناگون، مفید هستند.
- فیلم آموزش ادبیات فارسی پایه دوازدهم در فرادرس
- فیلم آموزش رایگان آرایههای ادبی در فرادرس
- فیلم آموزش ادبیات فارسی پایه یازدهم در فرادرس
- فیلم آموزش ادبیات فارسی پایه دهم در فرادرس

همچنین برای دسترسی به آموزشهای جامعتر میتوانید از مجموعه فیلمهای آموزشی زیر استفاده کنید.
- مجموعه فیلمهای آموزش ادبیات فارسی و نگارش دوره متوسطه فرادرس
- مجموعه فیلمهای آموزش آرایههای ادبی فارسی در فرادرس
آرایه ها و معنی صفحه سوم شعر گذر سیاوش از آتش
در این بخش آرایهها و معنی بیتهای نوزدهم تا سی و دوم این شعر را با هم یاد میگیریم. پیش از آن پیشنهاد میکنیم برای یادگیری همه آرایهها، فیلم آموزش رایگان آرایههای ادبی فارسی به زبان ساده در فرادرس را تماشا کنید. لینک این آموزش را در کادر زیر آوردهایم.
بیت نوزدهم
معنی و آرایههای بیت نوزدهم را در این بخش مشخص کردهایم.
بدانگاه سوگند پرمایه شاه
چنین بود آیین و این بود راه
معنی: در آن دوره و زمانه، روش و آیین شاهان در تشخیص گناهکار و بیگناه، اینگونه بود.
| شاه و راه و گاه | جناس ناقص اختلافی |
| تکرار مصوت بلند «ای» و صامت «ن» | واجآرایی |
| سوگند و آیین و راه | مراعات نظیر |
بیت بیستم
در این بخش آرایههای ادبی و معنای این بیت را مشخص کردهایم.
وز آن پس به موبد بفرمود شاه
که بر چوب ریزند نفت سیاه
معنی: پس از آن، کاووس به موبد (روحانی زرتشتی مخصوص) دستور داد که بر هیزمها نفت سیاه بریزند.
| تکرار صامت «ب» | واجآرایی |
بیت بیست و یکم
آرایهها و معنای این بیت را در همین بخش مشخص کردهایم.
بیامد دو صد مرد آتشفروز
دمیدند گفتی شب آمد به روز
معنی: دویست مرد آمدند و آتش را روشن کردند. از شدت آتش ایجاد شده و دود آن، گویی در روز، شب شد.
| دو صد مرد | اغراق |
| تکرار صامت «د» و صامت «ب» | واجآرایی |
| فروز و روز | جناس ناقص افزایشی |
| شب و روز | تضاد (تقابل معنایی) |
| گفتی شب آمد به روز | اغراق (شدت دود آتش همه آسمان را سیاه کرد.) |
بیت بیست و دوم
در همین بخش، معنی و همه آرایههای این بیت را مشخص کردهایم.
نخستین دمیدن سیه شد ز دود
زبانه برآمد پس از دود، زود
معنی: با اولین بار دمیدن در هیزمها، همهجا از دود سیاه شد و بعد از دود نیز به سرعت زبانههای آتش شکل گرفتند و آتش شعله کشید.
| تکرار صامت «د» و صامت «س» | واجآرایی |
| دود و زود | جناس ناقص اختلافی |
| تکرار واژه دود | آرایه تکرار |
| دمیدن و دود و زبانه | مراعات نظیر |
| سیه و دود | مراعات نظیر |
بیت بیست و سوم
آرایههای ادبی و معنای این بیت را همین بخش مشخص کردهایم.
سراسر همه دشت بریان شدند
بر آن چهر خندانش گریان شدند
معنی: همه مردمی که در دشت در حال تماشا بودند، ناراحت شدند و از دیدن چهره خندان سیاوش به گریه افتادند.
| تکرار صامت «ش»، «ر» و «ن» و مصوت بلند «ا» | واجآرایی |
| دشت | مجاز از مردمی که در دشت بودند. |
| بریان شدند | کنایه از ناراحت شدن |
| خندان و گریان | تضاد |
| بریان و گریان | جناس ناقص اختلافی |
بیت بیست و چهارم
معنی این بیت و آرایههای آن را در کادر جدول زیر مشخص کردهایم.
سیاوش بیامد به پیش پدر
یکی خودِ زرین نهاده به سر
معنی: سیاوش درحالیکه کلاهخودی از جنس طلا بر سر داشت، نزد پدر خود (کاووس) آمد.
| تکرار واژه «به» | آرایه تکرار |
| خود و سر | مراعات نظیر |
بیت بیست و پنجم
آرایههای این بیت و معنی آن را در این بخش مشاهده کنید.
هشیوار و با جامههای سپید
لبی پر ز خنده، دلی پر امید
معنی: سیاوش کاملاً هشیار و آرام و با لباسهای سفید، لبش خندان بود و بسیار امیدوار بود.
| تکرار صامت «پ» و مصوت بلند «ای» | واجآرایی |
| لب و خنده | مراعات نظیر |
| لب و دل | مراعات نظیر |
| لبی پر ز خنده | کنایه از بسیار شاد بودن |
| دلی پر امید | کنایه از بسیار امیدوار بودن |
بیت بیست و ششم
در کادر و جدول زیر، معنی و آرایههای این بیت را مشاهده کنید.
یکی تازیای برنشسته سیاه
همی خاک نعلش برآمد به ماه
معنی: سیاوش سوار بر اسب سیاه عربیای بود و آنچنان با آن اسب میتاخت که گرد و غبار نعل اسب (ناشی از حرکت اسب) به ماه رسید.
| تکرار صامت «ه»، صامت «ب» | واجآرایی |
| تکرار مصوت بلند «ای» و مصوت بلند «ا» | واجآرایی |
| مصراع دوم | اغراق (به ماه رسیدن گرد و خاک حرکت اسب) |
| ماه | مجاز از آسمان |
بیت بیست و هفتم
آرایههای این بیت و معنای آن را در همین بخش مشاهده میکنید.
پراگنده کافور بر خویشتن
چنان چون بود رسم و ساز کفن
معنی: سیاوش به رسم و آیینی که مردگان را کفن میکنند، لباس سفید پوشیده بود و به خود کافور زده بود.
| تکرار صامت «ر» و صامت «ن» | واجآرایی |
| کافور و کفن | مراعات نظیر |
| مصراع اول | کنایه از نترسیدن از مرگ و آماده شدن برای آن |
بیت بیست و هشتم
در این بخش به بررسی آرایهها و معنی این بیت میپردازیم.
بدانگه که شد پیش کاووس باز
فرود آمد از باره، بردش نماز
معنی: زمانیکه سیاوش نزد کاووس بازگشت، از اسب پایین آمد و به او (کاووس) تعظیم کرد.
| تکرار صامت «ب» و مصوت بلند «ا» | واجآرایی |
| نماز بردن | کنایه از تعظیم کردن به کسی |
بیت بیست و نهم
آرایهها و معنی این بیت را در همین بخش بررسی کردهایم.
رخ شاه کاووس، پرشرم دید
سخن گفتنش با پسر، نرم دید
معنی: سیاوش، کاووس را خجالتزده و شرمسار دید و حس کرد که پدرش (کاووس) با او به نرمی و محبت سخن میگوید.
| تکرار صامت «ش» و صامت «ر» | واجآرایی |
| سخن نرم | حسآمیزی |
| دیدن سخن گفتن | حسآمیزی |
| نرم سخن گفتن | کنایه از با مهربانی و عطوفت حرف زدن با کسی |
| شرم و نرم | جناس ناقص اختلافی |
| رخ و شاه | مراعات نظیر |
| رخ | «ایهام تناسب» (چهره (معنای درست) / مهره رخ در شطرنج (معنای نادرست که با واژه «شاه» تناسب دارد.)) |
بیت سیم
در کادر و فهرست زیر، معنا و آرایههای این بیت را معرفی کردهایم.
سیاوش بدو گفت انده مدار
کزین سان بود گردش روزگار
معنی: سیاوش به کاووس گفت: «ناراحت نباش زیرا کار روزگار و تقدیر همیشه همینطور بوده است.»
| انده مدار | کنایه از غمگین نبودن |
| گردش روزگار | استعاره (تشبیه روزگار به چرخ قابل گردش) |
بیت سی و یکم
همه آرایهها و معنای این بیت را در این بخش مشخص کردهایم.
سر پر ز شرم و بهایی مراست
اگر بیگناهم، رهایی مراست
معنی: همه وجود من پر از شرم (پاکی) و ارزشمند است. اگر بیگناه باشم از آتش رهایی پیدا میکنم.
| تکرار صامت «م»، صامت «ر»، صامت «ه» و مصوت بلند «ا» | واجآرایی |
| بهایی و رهایی | جناس ناقص اختلافی |
| سر | مجاز از کل وجود |
| سر پر ز شرمی مراست (سر پر از شرمی دارم.) | کنایه از پاک بودن |
بیت سی و دوم
آرایهها و معنی بیت سی و دوم را در کادر و جدول زیر بررسی کردهایم.
ور ایدون که زینکار هستم گناه
جهانآفرینم ندارد گناه
معنی: و اگر در این موضوع، گناهکار باشم، خداوند آفرینند جهان مرا زنده نگه نخواهد داشت.
| تکرار صامت «ن»، صامت «ر» و مصوت بلند «ا» | واجآرایی |
| گناه و نگاه | سجع (وزن و حروف آخر یکسان) |
| جهانآفرین | استعاره و کنایه از خداوند |

حال که آرایه ها و معنی شعر گذر سیاوش از آتش را تا انتهای صفحه سوم آن در کتاب درسی، بررسی کردیم، در ادامه به بررسی مابقی بیتهای این شعر میپردازیم.
آرایه ها و معنی صفحه چهارم شعر گذر سیاوش از آتش
در این بخش به معرفی آرایهها و معنی بیتهای سی و دوم تا چهل و پنجم این شعر میپردازیم. برای یادگیری معنی و آرایه همه درس های فارسی در تمام پایهها، پیشنهاد میکنیم از مجموعه فیلمهای آموزش ادبیات فارسی و نگارش دوره متوسطه فرادرس استفاده کنید که لینک آن را در کادر زیر آوردهایم.
بیت سی و سوم
آرایهها و معنی این بیت را در این بخش مشخص کردهایم.
به نیروی یزدان نیکیدهش
کزین کوه آتش نیابم تپش
معنی: به یاری خداوند نیکیدهنده، از این کوه آتش هیچ ترسی نخواهم داشت و به من آسیبی نخواهد زد.
| نیرو و یزدان و نیکی | مراعات نظیر |
| کوه آتش | اغراق / اضافه تشبیهی (مشبه: آتش / مشبهبه: کوه) |
| تکرار صامت «ن» و صامت «ش» | واجآرایی |
| نیابم تپش | کنایه از نترسیدن |
در مطلب زیر از مجله فرادرس، همه آرایههای ادبی فارسی را با مثال و انواع آنها توضیح دادهایم.
بیت سی و چهارم
معنی و آرایههای این بیت را در کادر و جدول زیر مشاهده میکنید.
سیاوش سیه را به تندی بتاخت
نشد تنگدل، جنگ آتش بساخت
معنی: سیاوش اسب خود را به سرعت تاخت و ناراحت نشد و به جنگ آتش رفت.
| تکرار صامت «س»، صامت «ت» و مصوت بلند «ا» | واجآرایی |
| تنگدل نشد | کنایه از ناراحت نشدن |
| جنگ آتش بساخت | کنایه از جنگیدن با آتش |
| استعاره و تشخیص | |
| بتاخت و بساخت | جناس ناقص اختلافی |
| سیه | مجاز از اسب |
بیت سی و پنجم
آرایهها و معنای این بیت را در این بخش مشخص کردهایم.
ز هر سو زبانه همی برکشید
کسی خود و اسب سیاوش ندید
معنی: آتش از همه سو زبانه میکشید و دیگر کسی نمیتوانست کلاهخود و اسب سیاوش را در میان آتش ببیند.
| زبانه و برکشید | مراعات نظیر |
| تکرار صامت «س» | واجآرایی |
| خود اسب سیاوش | مجاز از خود سیاوش |
بیت سی و ششم
در این بخش همه آرایههای این بیت و معنای آن را توضیح دادهایم.
یکی دشت با دیدگان پر ز خون
که تا او کی آید ز آتش برون
معنی: همه مردمی که در دشت بودند، در حال گریه منتظر بودند که سیاوش چه زمانی از آتش بیرون میآید.
| تکرار صامت «د» | واجآرایی |
| دشت | مجاز از مردمی که در دشت بودند. |
| دیدگان پر ز خون | اغراق و کنایه از بسیار غمگین بودن |
بیت سی و هفتم
معنی و آرایههای ادبی این بیت را در این بخش مشخص کردهایم.
چو او را بدیدند برخاست غو
که آمد ز آتش برون، شاه نو
معنی: وقتی مردم دیدند که شاه جدید (سیاوش) از میان آتش بیرون آمد، فریاد زدند و غوغا و شور به پا شد.
| تکرار صامت «ب» و مصوت بلند «ا» | واجآرایی |
| غو و نو | جناس ناقص اختلافی |
| شاه نو | مجاز از سیاوش |
| برخاست غو | کنایه از بلند شدن فریاد شادی |
بیت سی و هشتم
در این بخش به توضیح آرایهها و معنای این بیت پرداختهایم.
چنان آمد اسپ و قبای سوار
که گفتی سمن داشت اندر کنار
معنی: سیاوش طوری با اسب و لباس سالم از میان آتش بیرون آمد که انگار به جای آتش، در میان گلستان بوده است.
| تکرار صامت «ر»، صامت «س» و مصوت بلند «ا» | واجآرایی |
| مصراع دوم | تلمیح به ماجرای گلستان شدن آتش نمرود بر ابراهیم |
| اسب و سوار | مراعات نظیر |
| مصراع دوم | کنایه از ایمن و سلامت بودن |
بیت سی و نهم
آرایههای ادبی و معنی این بیت را در همین بخش مشخص کردهایم.
چو بخشایش پاکیزدان بود
دم آتش و آب، یکسان بود
معنی: وقتی خداوند لطف و عنایت داشته باشد، آتش و آب با هم تفاوتی ندارند (آتش مانند آب خواهد بود).
| تکرار صامت «ش» و مصوت بلند «ا» | واجآرایی |
| مصراع دوم | پارادوکس یا متناقض نما (یکسان بودن آب و آتش با هم) |
بیت چهلم
معنی و آرایههای ادبی این بیت را در همین بخش مشخص میکنیم.
چو از کوه آتش به هامون گذشت
خروشیدن آمد ز کوه و ز دشت
معنی: زمانیکه سیاوش از آتش گذشت و به دشت رسید، مردمی که در شهر و دشت بودند، شادمان شدند و فریادهای شادی سر دادند.
| کوه آتش | اضافه تشبیهی و اغراق |
| کوه و هامون | تضاد و مراعات نظیر |
| شهر و دشت | مراعات نظیر |
| تکرار صامت «ش» | واجآرایی |
| تکرار واژه «کوه» | آرایه تکرار |
بیت چهل و یکم
در کادر و جدول زیر، معنی و آرایههای ادبی این بیت را توضیح دادهایم.
همی داد مژده یکی را دگر
که بخشود بر بیگنه دادگر
معنی: مردم یک به یک به دیگران میگفتند که خداوند دادگر، بیگناه (سیاوش) را مورد لطف خود قرار داد.
| تکرار صامت «د»، صامت «ب» و مصوت بلند «ا» | واجآرایی |
بیت چهل و دوم
آرایههای این بیت و معنای آن را در کادر و جدول زیر آوردهایم.
همی کند سودابه از خشم، موی
همی ریخت آب و همی خست روی
معنی: سودابه از شدت عصبانیت، موهای خود را میکند و گریه میکرد و صورت خود را چنگ میزد.
| تکرار صامت «ه»، صامت «م» و صامت «خ» | واج آرایی |
| تکرار واژه «همی» | آرایه تکرار |
| موی و روی | جناس ناقص اختلافی |
| مراعات نظیر |
بیت چهل و سوم
در این بخش همه آرایههای ادبی این بیت و معنای آن را توضیح دادهایم.
چو پیش پدر شد سیاووش پاک
نه دود و نه آتش نه گرد و نه خاک
معنی: هنگامی که سیاوش پاک و بیگناه در حالیکه هیچ نشانی از دود و آتش و گرد و خاک بر او نبود به سوی پدر خود رفت. (ادامه معنا در بیت بعدی)
| تکرار صامت «ش»، صامت «پ»، صامت «ن» و مصوت بلند «او» | واجآرایی |
| دود و آتش | مراعات نظیر |
| گرد و خاک | مراعات نظیر |
| پاک و خاک | جناس ناقص اختلافی |
بیت چهل و چهارم
آرایههای ادبی و معنی بیت چهل و چهارم این درس را در همین بخش آوردهایم.
فرود آمد از اسپ، کاووسشاه
پیاده سپهبد، پیاده سپاه
معنی: کاووسشاه و کل لشکریان به احترام سیاوش از اسبهای خود پایین آمدند.
| تکرار صامت «پ»، صامت «س»، صامت «د» و مصوت بلند «ا» | واجآرایی |
| تکرار واژه «پیاده» | آرایه تکرار یا واژهآرایی |
| اسب و پیاده | تضاد و تناسب |
| اسب و سپاه | مراعات نظیر |
| سپاه | مجاز از سپاهیان |
| سپهبد و سپاه | مجاز از همه مردم |
| اسپ، شاه و پیاده | ایهام تناسب (معنای درست: خود اسب و شاه و پیاده / معنی نادرست: مهرههای بازی شطرنج که هر سه با هم تناسب دارند.) |
بیت چهل و پنجم
معنی این بیت و آرایههای ادبی آن را در کادر و جدول زیر مشخص کردهایم.
سیاووش را تنگ در بر گرفت
ز کردار بد، پوزش اندر گرفت
معنی: کاووس، سیاوش را خیلی محکم بغل کرد و به آغوش کشید و به خاطر رفتار نادرست خود از او عذرخواهی کرد.
| تکرار صامت «د»، صامت «ر»، صامت «گ» و صامت «ت» | واجآرایی |
| تنگ در بر گرفت | کنایه از بغل کردن |
| در و بر | جناس ناقص اختلافی |
| بر و بد | جناس ناقص اختلافی |

تا اینجا آرایه ها و معنی شعر گذر سیاوش از آتش را به طور کامل بررسی کردیم و در بخش بعدی، به سؤالات بخش کارگا متن پژوهی این درس پاسخ میدهیم.
حل سؤالات شعر گذر سیاوش از آتش
حال که آرایه ها و معنی شعر گذر سیاوش از آتش را به طور کامل بررسی کردیم در این بخش به بررسی سؤالات این درس در بخش «کارگاه متن پژوهی» میپردازیم. سؤالات این درس را به صورت چهارگزینهای در این بخش قرار دادهایم تا ابتدا با دانش خود به آنها پاسخ دهید اما با انتخاب گزینه مورد نظر و کلیک بر روی «مشاهده گزینه صحیح»، پاسخ درست هر سؤال را مشاهده میکنید و میتوانید به پاسخهای تشریحی نیز دسترسی پیدا کنید.
تمرین و آزمون
۱. در کدام گزینه معنای واژه «اندیشه» را درست مشخص کردهایم؟
چو شب تیره گردد شبیخون کنیم
ز دل ترس و اندیشه بیرون کنیم
(فردوسی)
اندیشه: تفکر
غلام عشق شو، کاندیشه این است
همه صاحبدلان را پیشه این است
(نظامی)
اندیشه: ترس و خیال
چو بشنید خسرو از آن شاد گشت
روانش ز اندیشه آزاد گشت
(فردوسی)
اندیشه: فکر
من در اندیشه یک لبخندم
و سکوتی شیرین
که پر از خاطره و پرواز است
(مبینا محمدی)
اندیشه: فکر و خیال
معنای درست واژه «اندیشه» در گزینههای اول تا سوم را در فهرست زیر مشخص کردهایم.
- گزینه اول: ترس (با استفاده از توجه به روابط معنایی واژگان به این معنی رسیدیم زیرا «اندیشه» با واژه «ترس» در این بیت تناسب دارد.)
- گزینه دوم: فکر درست (با استفاده از قرار دادن این واژه در جمله، به این معنی رسیدیم: غلام عشق شو چون فکر درست همین است.)
- گزینه سوم: نگرانی (با کمک قرار دادن این واژه در جمله، به این معنی رسیدیم: روان او از نگرانی و استرس رها شد.)
۲. در کدام گزینه بیت زیر را به درستی از شیوه بلاغی به شیوه عادی برگرداندهایم؟
سرانجام گفت ایمن از هر دوان
نه گردد مرا دل نه روشن روان
سرانجام ایمن گفت از هر دو سو دل من روشنروان نخواهد شد.
سرانجام گفت: «دل من و روان روشن من از هر دو آنها ایمن نمیگردد.»
سرانجام گفت: «از هر دو آنها ایمن هستم ولی دل و روان من از آنها روشن نشده است.»
سرانجام گفت: «ایمن از هر دو آنها هستم و نمیتوانند دل و روان من را ناروشن بگردانند.»
۳. در کدام گزینه فعل جمله معنای «ستاندن چیزی از کسی به طور فیزیکی» را منتقل میکند؟
در آن روز سرد زمستانی دلش بسیار گرفته بود.
گوینده اخبار اعلام کرد که امشب ماه میگیرد.
تا تو حاضر شوی، من برایت لقمه میگیرم.
قمقمه را از دست او گرفت و به مادرش داد.
معنای فعلهایی از مصدر «گرفتن» در گزینههای اول تا سوم این سؤال را در فهرست زیر مشخص کردهایم.
- گزینه اول: در این گزینه، فعل «گرفته بود» معنایی کنایی ناراحت و فشرده بودن دارد.
- گزینه دوم: فعل «میگیرد» در این گزینه معنای پوشانده شدن و مخفی بودن میدهد.
- گزینه سوم: فعل «میگیرم» در این جمله، معنای درست کردن میدهد.
۴. معنایی کنایی کنایه موجود در کدامیک از بیتهای زیر را نادرست نوشتهایم؟
چو خواهی که پیدا کنی گفتوگوی
بباید زدن سنگ را بر سبوی
(فردوسی)
زدن سنگ بر سبو: کنایه از ویران کردن
سیاوش سیه را به تندی بتاخت
نشد تنگدل، جنگ آتش بساخت
(فردوسی)
تنگدل شدن: کنایه از غمگین شدن
وزین دختر شاه هاماوران
پراندیشه گشتی به دیگر کران
(فردوسی)
پراندیشه گشتن: کنایه از نگران بودن
پراندیشه شد جان کاووس کی
ز فرزند و سودابه نیکپی
(فردوسی)
پراندیشه شدن جان: کنایه از نگران بودن
زدن سنگ بر سبو، کنایه از آزمودن و امتحان کردن است.
۵. در کدام گزینه، آرایه مجاز وجود ندارد؟
چو از کوه آتش به هامون گذشت
خروشیدن آمد ز شهر و ز دشت
(فردوسی)
رخ شاه کاووس پرشرم دید
سخن گفتنش با پسر نرم دید
(فردوسی)
به پور جوان گفت شاه زمین
که رایت چه بیند کنون اندرین؟
(فردوسی)
به دستور فرمود تا ساروان
هیون آرد از دشت صد کاروان
(فردوسی)
۶. در کدامیک از گزینههای زیر، زمینه قهرمانی حماسه وجود دارد؟
چنان آمد اسپ و قبای سوار
که گفتی سمن داشن اندر کنار
(فردوسی)
اگر کوه آتش بود بسپرم
از این تنگ، خوار است اگر بگذرم
(فردوسی)
فرود آمد از اسپ، کاووسشاه
پیاده سپهبد، پیاده سپاه
(فردوسی)
چو او را بدیدند برخاست غو
که آمد ز آتش برون، شاه نو
(فردوسی)
۷. در کدام گزینه، معنی و مفهوم بیت زیر را به نثر روان نوشتهایم؟
چو او را بدیدند برخاست غو
که آمد ز آتش برون شاه نو
(فردوسی)
وقتی مردم او را دیدند که فریاد میزد، شاه جدید از آتش بیرون آمد.
وقتی مردم دیدند که صدای شادی و فریاد بلند شد، تعجب کردند که چه کسی از میان آتش بیرون آمده است و فهمیدند که او، شاه جدید است.
مردم وقتی او را دیدند، فریاد زند و پرسیدند که آیا شاه جدید از آتش بیرون آمده است یا خیر.
وقتی مردم سیاوش را دیدند که زنده از آتش بیرون آمده است، فریاد زدند و شادی کردند.
۸. کدام گزینه حاوی مقایسهای میان درس «گذر سیاوش از آتش» با بیت زیر است؟
آتش ابراهیم را نبود زیان
هر که نمرودی است گو میترس از آن
(مولانا)
هرکه مانند سیاوش، ابراهیم و نمرود بیگناه باشد، از آتش هراس و ترسی ندارد زیرا خداوند به او کمک خواهد کرد تا به سلامت ار آتش بگذرد.
همانطور که آتش یه ابراهیم آسیبی نرساند و ابرهیم نیز به دلیل درستکاری خود از آتش هراسی نداشت، سیاوش نیز چون از بیگناهی خود مطمئن بود، ترسی برای رد شدن از دل آتش نداشت.
آتش بر ابراهیم و سیاوش گلستان شد اما بر نمرود و سودابه و افراد شبیه به آنها گلستان نخواهد شد و آنها را از بین خواهد برد.
سیاوش به راحتی از آتش گذشت و نسبت به بیگناهی خود مطمئن بود و میدانست آتش به او آسیبی نخواهد زد اما ابراهیم برای رفتن به دل آتش هراس و نگرانی داشت.
۹. بیتهای زیر به ترتیب با کدامیک از بیتهای موجود در گزینههای زیر، مفهوم مشترک دارند؟
ضربت گردون دون آزادگان را خسته کرد
کو دل آزادهای کز تیغ او مجروح نیست
(سنایی)
گریز از کفش در دهان نهنگ
که مردن به از زندگانی به ننگ
(سعدی)
همی داد مژده یکی را دگر
که بخشود بر بیگنه دادگر
(فردوسی)
یکی دشت با دیدگان پر زخون
که تا او کی آید ز آتش برون
(فردوسی)
سیاوش بدو گفت انده مدار
کزین سان بود گردش روزگار
(فردوسی)
سیاوش چنین گفت کای شهریار
که دوزخ مرا زین سخن گشت خوار
(فردوسی)
بدانگاه سوگند پرمایه شاه
چنین بود آیین و این بود راه
(فردوسی)
بدان گه که شد پیش کاووس باز
فرود آمد از باره، بردش نماز
(فردوسی)
یکی تازیای برنشسته سیاه
همی خاک نعلش برآمد به ماه
(فردوسی)
ور ایدون که زین کار هستم گناه
جهانآفرینم ندارد نگاه
(فردوسی)
جمع بندی آرایه ها و معنی شعر گذر سیاوش از آتش
در این مطلب از مجله فرادرس آرایهها و معنی شعر گذر سیاوش از آتش را به طور کامل با هم بررسی کردیم و در انتها نیز، پرسشهای بخش کارگاه متنپژوهی این درس را به صورت پرسشهای چهارگزینهای آوردیم و همه آنها را با پاسخ تشریحی حل کردیم.












