مسافرت به انگلیسی – ۷ روش استفاده در مکالمه + تلفظ و ترجمه فارسی


زبان انگلیسی یکی از رایجترین زبانهای سرتاسر جهان است. این زبان در اکثر کشورهای دنیا مطالعه میشود و به عنوان اصلیترین وسیله ارتباطی در زمینههای مختلف از جمله تجارت، آموزش یا حتی هوانوردی به شمار میآید. این بدان معنی است که شما به هر جایی از جهان سفر کنید، احتمالاً یک انگلیسیزبان را ملاقات خواهید کرد. علاوه بر این، بلد بودن زبان انگلیسی به شما این فرصت را میدهد که به مکانهای زیادی در سراسر جهان سفر کنید و با مردمان مختلف ارتباط برقرار کنید. در این مطلب از «مجله فرادرس» ۷ روش استفاده از جملههای مرتبط با مسافرت به انگلیسی در مکالمه را به طور کامل توضیح خواهیم داد.
مسافرت به انگلیسی
برقراری ارتباط بخش مهمی از سفر به خارج از کشور است، چرا که نه تنها برای تدارکات سفر، بلکه برای ایجاد ارتباط با افرادی که در سفر خود ملاقات میکنید نیز به کار میآید. سفر به جایجای جهان اغلب برای انگلیسیزبانان آسانتر از بقیه افراد است، زیرا بسیاری از مردم بر آن تسلط دارند یا حداقل آنقدری بلدند که گلیمشان را از آب بیرون بکشند و گفتوگویی ساده داشته باشند.
بنابراین قبل از اقدام برای هر گونه مسافرت به انگلیسی، یادگیری و تقویت مهارتهای واژگان و مکالمه انگلیسی ضروری است. به عبارت دیگر، دانستن برخی از عبارات ضروری مسافرت به انگلیسی سفر شما را ایمنتر، آسانتر و لذتبخشتر میکند. مواردی که دانستن آنها هنگام سفر میتواند سودمند و کاربردی باشد عبارتاند از:
- احوالپرسی
- در فرودگاه
- در گمرک
- پس از رسیدن به مقصد
- در هتل
- در اطراف شهر
- در رستوران
- سوالهای رایج
در ادامه هر کدام از این موارد را به طور کامل توضیح خواهیم داد تا هنگام مسافرت به انگلیسی آرامش خاطر بیشتری داشته باشید و از سفر خود نهایت لذت را ببرید.
احوالپرسی
احوالپرسی یا همان جملاتی که میتوانیم در ابتدای مکالمه مسافرت به انگلیسی بگوییم در ابتدا به نظر ساده میآید، اما انتخاب بجا و مناسب کلمات در موقعیت درست هنگام مکالمه و خصوصا هنگامی که به کشورهای انگلیسیزبان سفر میکنید بسیار ضروری است. به چند نمونه از احوالپرسی هنگام مسافرت به انگلیسی که در ادامه با توضیحات آورده شده توجه کنید.
Good morning: یکی از رایجترین اصطلاحات مسافرت به انگلیسی، به کار بردن عبارت «Good morning» به معنای «صبح بهخیر» در هنگام صبح برای خوشوبش است. اگرچه این عبارت کاملا رسمی نیست اما باید هنگام مکالمه با چه افرادی که میشناسیم و چه افرادی که نمیشناسیم یا مسئولین و افراد صاحب قدرت مثل معلمان، افسران پلیس و افراد مهم برای ادای احترام به کار برده شود. این عبارت تا قبل از ساعت 12 ظهر کاربرد دارد و اگر بعد از آن مورد استفاده قرار گیرد عجیب محسوب میشود.
Good morning. Nice to meet you and thanks for being with us this weekend.
صبح بهخیر. از آشنایی با شما خوشحالم و سپاسگزارم که این آخر هفته با ما همراه هستید.
I said good morning but she looked me straight through and walked on.
من به او صبح بهخیر گفتم ولی او حتی سرش را برنگرداند و به مسیرش ادامه داد.
Good morning, Sister Mary.
صبح بهخیر، خواهر «مری».
Good afternoon: بعد از ساعت 12 ظهر برای خوشوبش کردن میتوانید یکی دیگر از اصطلاحات مسافرت به انگلیسی یعنی عبارت «Good afternoon» به معنی «بعدازظهر بهخیر» را به کار ببرید. اگرچه مرز بین ظهر و عصر کمی باریک و مبهم است، این عبارت تا ساعت 5 بعدازظهر کاربرد دارد.
Good afternoon, ladies and gentlemen.
بعدازظهر بهخیر، خانمها و آقایان.
Have a good afternoon.
بعدازظهر خوبی داشته باشید.
Good afternoon to you, sir.
بعدازظهر بهخیر، جناب.
Good afternoon, sir. May I see your passport?
بعدازظهر بهخیر، جناب. ممکن است پاسپورت شما را ببینم؟
Good afternoon, madam. Can I help you?
بعدازظهر بهخیر، خانم. میتونم کمکتون کنم؟
Good evening: بعد از ساعت 5 تا حدود 10، عصر یا غروب محسوب میشود و میتوانیم از عبارت «Good evening» به معنای «عصر بهخیر» استفاده کنیم که یکی از رایجترین اصطلاحات مسافرت به انگلیسی است. این عبارت در کل کمی رسمی به حساب میآید و میتوان از آن در ابتدای سخنرانی نیز استفاده کرد. این عبارت همچنین در رستورانها و محیطهای آکادمیک و حرفهای نیز کاربرد بسیار زیادی دارد.
Good evening, do you have a reservation?
عصر بهخیر، میز رزرو کردهاید؟ (در رستوران)
Good evening, Tom. How are you?
عصر بهخیر، «تام». حالت چطور است؟ (به همکار)
Good evening, ladies and gentlemen.
عصر بهخیر، خانمها و آقایان. (در سخنرانی)
Good night: هنگامی که میخواهید با کسی خداحافظی کنید میتوانید عبارت «Good night» به معنای «شب بهخیر» را به عنوان خداحافظی به کار ببرید. ای اصطلاح فقط مختص مسافرت به انگلیسی نیست و اعضای خانواده هنگامی که میخواهند بخوابند نیز از این عبارت برای خداحافظی استفاده میکنند.
Good night, Janet. See you tomorrow.
شب بهخیر، «ژانت». فردا میبینمت.
Good night, mom. I’m going to bed.
شب بهخیر، مامان. من میخواهم بخوابم.
It was nice to meet you. Goodnight!
از دیدنت خوشحال شدم. شب بهخیر!

Hello/Hi/Hey: هنگامی که نمیخواهید نگران این باشید که ساعت چند است و برحسب آن باید از چه واژهای استفاده کنید، میتوانید دیگر واژگان مسافرت به انگلیسی مثل «Hello» ،«Hi» و «Hey» به معنای «سلام» را به کار ببرید. از میان این کلمات، «Hello» از همه رسمیتر است باید در موقعیتهای جدی و هنگامی که کسی را نمیشناسید مورد استفاده قرار بگیرد. میزان رسمی بودن «Hi» تا حدی کمتر است ولی نباید برای مسئولین و افراد مهم به کار برود. «Hey» نیز فقط در میان دوستان و جمع های دوستانه و خانوادگی کاربرد دارد.
Hi, July. please go easy on me!
سلام «جولی». لطفا به من سخت نگیر!
Hi, Joe. I'd like you to meet a friend of mine.
سلام «جو». میخواهم تو را با یکی از دوستانم آشنا کنم.
Hey, How did your English test go?
سلام، امتحان انگلیسیات چطور بود؟
Hey, Mac, watch where you're going!
سلام «مک». جلوی راهت را نگاه کن!
Hello, is Mrs. Brow there?
سلام، آیا خانم «براو» آنجاست؟
Hello. May I help you?
سلام. میتوانم کمکتان کنم؟
Hello, this is John Thompson.
سلام، من «جان تامسون» هستم.
?How are you?/How is it going: معمولا در زبان انگلیسی پس از سلام با گفتن «?How are you» یا «?How is it going» به معنای «حالت چطور است؟» احوالپرسی میکنیم و حال افراد را جویا میشویم. اگرچه گوینده با گفتن این جملات احوال ما را جویا میشود، معمولاً بهتر است به جزئیات نپردازید و به جوابهای سادهای مثل «good» یا «not so good» بسنده کنید.
How are you feeling today?
امروز حالت چطور است؟
Morning, Dave. How are you?
صبح بهخیر، «دیو». حالت چطور است؟
Hey, man, how are you doing?
سلام، رفیق. حالت چطور است؟
How are you, mate?
حالت چطور است، رفیق؟
Hi, Kelly. How is it going?
سلام «کلی». حالت چطور است؟
در فرودگاه
هنگام مسافرت به انگلیسی احتمالا اولین جایی که با زبان انگلیسی مواجه میشوید فرودگاه است. در ادامه جملات رایجی را که در فرودگاه کاربرد دارند با توضیحات ارائه شدهاند.
...I would like: این جملهای نسبتا ساده برای بیان این است که چیزی را میخواهید. به طور مثال اگر هنگام مسافرت به انگلیسی تشنه هستید، میتوانید به سادگی جمله زیر را بگویید:
I would like some water.
کمی آب میل دارم.
برای دیدن مثالهای بیشتر در مورد مسافرت به انگلیسی به جملات زیر توجه کنید.
I would like to answer that question.
من میخواهم به آن سوال پاسخ دهم.
I would like to compete in a cooking contest.
من میخواهم در مسابقه آشپزی شرکت کنم.
I would like to explain myself.
من میخواهم برایت توضیح بدهم.
I would like to invite you over.
من میخواهم تو را دعوت کنم.
I would like to practice.
من میخواهم تمرین کنم.
I would like to become a doctor.
من میخواهم دکتر شوم.
I would like to see you more often.
من میخواهم بیشتر تو را ببینم.
I would like to thank you.
من میخواهم از تو تشکر کنم.
I would like to learn more about animals.
من میخواهم در مورد حیوانات چیزهای بیشتری یاد بگیرم.
I would like some ketchup for my pizza.
من برای پیتزایم کمی سس کچاپ میخواهم.
به نکات زیر توجه کنید.
- ?What time is my flight: این جمله در فارسی یعنی «پرواز من چه ساعتی است؟». اگرچه پرسیدن ساعت پروازتان از دیگران در فرودگاه روش خوبی برای شروع مکالمه نیست، اما به شما کمک میکند که از پرواز خود جا نمانید و حتما به مقصد برسید.
- ?What airline am I flying: این جمله یعنی «بلیت من برای کدام شرکت هواپیمایی است؟». به عبارت دیگر منظور از «airline» همان شرکتی است که بلیت پرواز را از آن تهیه کردهاید.
- ?Where is my gate: واژه «گیت» در واقع به معنی «ورودی» است. بهطور کلی در مسافرت به انگلیسی و فرودگاهها، گیت به مسیری گفته میشود که مسافر چمدانهایش را تحویل بار میدهد، کارت پرواز خود را دریافت میکند و منتظر پرواز میماند.
- ?Where is the restroom: واژه «restroom» یا سرویس بهداشتی جایی است که برای شست دستوصورت و استفاده از توالت به آنجا میرویم. این واژه در کشورهای مختلف به نامهای متفاوتی مثل «bathroom» ،«washroom» یا «the toilets» شناخته میشود.
- ?How much does the magazine cost: البته که مسافرت به انگلیسی بدون سرگرمی کار بسیار دشواری خواهد بود. با پرسیدن سوال «?How much does the magazine cost» به معنی «قیمت مجله چقدر است؟» میتوانید حساب کنید باید چقدر پول بپردازید. اگر چیز دیگری احتیاج داشتید کافی است فقط کلمه «magazine» را در این جمله با کلمات دیگری مثل «water bottle» یا «snack» عوض کنید.
- ...I can’t find my: گم شدن وسایل در طول سفر اتفاق بعیدی نیست و میتواند برای هر کسی رخ دهد. در این صورت میتوانید با استفاده از جمله «I can't find my bag» به یکی از مسئولان فرودگاه بگویید که کیف خود را گم کردهاید تا بتواند به شما کمک کند.
علاوه بر این، واژگانی که در طول مسافرت به انگلیسی و هنگام پرواز باید بدانید در جدول زیر همراه با تعریف و ترجمه آورده شدهاند.
واژگان کاربردی پرواز |
airfare |
هزینه بلیت |
cost of a plane ticket |
aisle |
راهرو |
the long empty space that you walk down |
aisle seat |
صندلی کنار راهرو |
the seat that is next to the aisle |
assist |
کمک کردن |
help |
baggage |
چمدان/بار |
the bags and suitcases that travelers put their belongings in |
baggage/luggage claim |
محل تحویل بار |
place where you pick up your baggage after arrival |
blanket |
پتو |
warm covering |
boarding pass |
کارت پرواز |
part of the ticket that you give to the crew as you step onto the plane |
bumpy, rough |
پر از چالههای هوایی |
up and down movement of the aircraft |
cabin |
کابین/اتاقک |
interior of the aircraft |
call light |
دکمه فراخواندن |
a button passengers can press to get a crew member's attention |
captain |
کاپیتان |
the person who is in charge of the plane |
cockpit |
اتاقک خلبانی |
the part of the plane where the captain and his co-pilots sit |
complimentary |
رایگان |
free of charge |
co-pilot |
کمک خلبان |
person who helps the captain fly the plane |
domestic |
داخلی |
within the same country |
emergency exit |
خروج اضطراری |
section of the plane that opens in the case of an accident |
e-ticket |
بلیت الکترونیکی |
airfare purchased on the internet |
excess baggage |
بار اضافه |
heavier/more bags than you are allowed |
lavatory/restroom |
سرویس بهداشتی |
toilet |
gate |
گیت/دروازه |
a place where passengers go to wait to board a plane |
international |
بینالمللی |
worldwide |
jet lag |
پرواز زدگی/خستگی ناشی از پرواز و بهم ریختن ساعت بدنی |
tiredness due to traveling through different time zones |
land |
فرود آمدن |
returning to the ground after being in the air |
life vest, life jacket |
جلیقه کمک |
a blow-up device that you put on in an emergency over water |
motion sickness |
حالت تهوع ناشی از تلاطم |
a bad feeling in the stomach that passengers get during a rough ride |
overbooked |
رزرو بیشاز حد ظرفیت |
more passengers than available seats |
overhead bin/compartment |
قفسه یا محفظه بالای هواپیما برای گذاشتن بار |
place above the seats for storing luggage |
oxygen mask |
ماسک اکسیژن |
a device that goes over a person's face, provides air in case of cabin air pressure loss |
passport |
گذرنامه |
the document that proves a person's identification and nationality |
pilot |
خلبان |
the person who drives the plane |
refreshments |
نوشیدنی و خوراکی |
drinks and snacks |
row |
ردیف |
a number of seats beside each other |
runway |
باند فرود |
the strip of land that an airplane takes-off and lands on |
seatbelt |
صندلی ایمنی |
a device that holds passengers in their seats |
steward (male), stewardess (female), flight attendant, air host |
مهماندار |
man or woman who provides service for passengers during a flight |
stopover |
توقفگاه بین پرواز |
touching down at more than one airport during a flight |
take off |
پرواز کردن |
when the plane leaves the ground |
turbulence |
تلاطم، چاله هوایی |
rough flight |
window seat |
صندلی کنار پنجره |
seat next to the window where passengers can look out |
aisle seat |
صندلی کناره راهرو |
seat next to the central passage in the plane (the aisle). |
first-class |
درجه یک |
the most expensive and luxurious seating in the plane with better services |
economy |
اقتصادی |
an economy class ticket or seat is the cheapest available. |
business class |
تجاری |
Business class is more expensive and more comfortable than Economy. |
one-way (single) ticket |
بلیت یکطرفه |
a ticket entitling a passenger to travel only to his or her destination, without returning. |
round-trip (return) ticket |
بلیت دوطرفه |
a ticket that allows a person to travel to one place and then return back to the place he or she left. |
arrivals |
پرواز های ورودی فردوگاه |
the part of an airport that deals with passengers who are arriving. |
departures |
پرواز های خروجی فردوگاه |
The part that deals with passengers who are leaving. |
connection flight |
پرواز غیرمستقیم |
A connecting flight or transit flight is to reach the final destination through two or more flights, namely, traveling without any direct flights. |
visa |
ویزا |
A visa is a special document that gives you permission to enter a country. |
برای درک بهتر مسافرت به انگلیسی به مثالهای زیر توجه کنید.
The cost of your meal is covered in your airfare.
هزینه غذای شما با بلیت هواپیما پرداخت شده است.
Please keep your bags out of the aisle so that nobody trips.
لطفا چمدانهای خود در راهرو نگذارید تا کسی نیفتد.
Please wait until everyone is off the plane so that we can assist you.
لطفا صبر کنید تا همه از هواپیما خارج شوند تا بتوانیم به شما کمک کنیم.
I'm afraid your baggage got on the wrong airplane.
متاسفانه چمدان شما به هواپیمای دیگری برده شده است.
The announcement will direct you to the correct baggage claim.
محل تحویل بار از طریق بلندگو به شما اعلام خواهد شد.
Your must present your boarding pass at the gate.
شما باید کارت پرواز خود را در گیت [به مامور] نشان دهید.
It might be a bumpy ride because we are flying through a storm.
ممکن است به چالههای هوایی زیادی بربخوریم زیرا در حال عبور از طوفان هستیم.
There is no smoking allowed inside the cabin.
استعمال دخانیات در داخل کابین ممنوع است.
If you need anything, just press the call light.
اگر به چیزی احتیاج دارید، فقط دکمه تماس را فشار دهید.
Would the kids like to go and meet the captain?
آیا بچهها دوست دارند با خلبان دیدار کنند؟
We aren't doing any more tours of the cockpit because it's almost time to land.
دیگر نمیتوانیم از کابین خلبان بازدید کنیم زیرا تقریباً زمان فرود است.
We offer complimentary coffee or tea, but you have to pay for the meal.
ما قهوه یا چای رایگان ارائه میدهیم، اما باید هزینه غذا را بپردازید.

If the captain gets sick the co-pilot can take over.
اگر کاپیتان بیمار شود کمک خلبان میتواند هدایت را بر عهده بگیرد.
You should be at the airport two hours ahead of time for domestic flights.
برای پروازهای داخلی باید دو ساعت زودتر در فرودگاه حضور داشته باشید.
Are you comfortable sitting next to the emergency exit?
آیا با نشستن در کنار در خروج اضطراری راحت هستید؟
You will need to present your identification along with your e-ticket.
شما باید مدارک شناسایی خود را همراه با بلیط الکترونیکی خود ارائه دهید.
You can either pay for your excess baggage or leave one of your bags behind.
میتوانید هزینه بار اضافی را بپردازید یا یکی از چمدانهایتان را با خود نیاورید.
When you sit in first-class you get a better meal to eat.
وقتی در قسمت درجه یک هواپیما مینشینید، غذاهای بهتری به شما ارائه میشود.
Gate 3B is down this hall and to your right.
گیت 3B انتهای سالن دست راست است.
For international departures, go up one floor.
برای خروج های بینالمللی، به طبقه بالا بروید.
I'm used to travelling now. My body doesn't suffer from jet lag anymore.
الان دیگر به مسافرت عادت کردهام. بدنم دیگر پرواز زده نمیشود.
We will be landing in Tokyo in approximately ten minutes.
تقریبا تا ده دقیقه دیگر در توکیو فرود خواهیم آمد.
Please take a moment to locate the life vest under your seat.
لطفا چند لحظه وقت بگذارید و جلیقه نجات زیر صندلی خود را پیدا کنید.
There is a paper bag in front of you in case you experience motion sickness.
در صورت بد شدن حالتان، یک پاکت مقوایی جلوی شما قرار دارد.
The flight is overbooked. Four of our passengers will have to wait for the next flight.
صندلیهای این پرواز بیش از حد ظرفیت رزرو شدهاند. چهار نفر از مسافران ما باید منتظر پرواز بعدی باشند.
You'll have to put your bag under your seat because all of the overhead bins are full.
باید کیفتان را زیر صندلی خود بگذارید زیرا قفسههای بالای سر پر هستند.
Put your oxygen mask on first before putting one on your child.
قبل از آن که ماسک اکسیژن فرزندتان را بگذارید، مال خودتان را روی صورتتان قرار دهید.
Please have your passport out when you go through security.
لطفا هنگام رد شدن از نگهبانی، گذرنامه خود را در دست داشته باشید.
The pilot is circling over the airport until it is safe to land.
خلبان در حال چرخش بر فراز فرودگاه است تا زمانی که برای فرود خطری نداشته باشد.
It's a short flight, so we will be serving refreshments but not a meal.
پرواز کوتاهی است، بنابراین نوشیدنی سرو میکنیم، نه غذا.
You are in seat B of row nine.
شما باید در ردیف نهم صندلی B بنشینید.
The plane almost missed the runway because it was such a bad storm.
چیزی نمانده بود هواپیما باند فرودگاه را رد کند، زیرا طوفان بسیار شدید بود.
Please remain in your seats while the seatbelt light is on.
لطفا تا زمانی که چراغ کمربند ایمنی روشن است، روی صندلی خود بنشینید.
Ask one of the stewardesses for a pillow if you're tired.
اگر خسته هستید از یکی از مهمانداران بالش بخواهید.
We are ready to take off on this runway.
ما آمادهایم تا از این باند پرواز کنیم.
This turbulence should only last a few minutes.
این تلاطم فقط چند دقیقه طول میکشد.
If your child wants a window seat I can move you back a row.
اگر فرزند شما میخواهد روی صندلی کنار پنجره بنشیند، میتوانم صندلیهای یک ردیف عقبتر را به شما بدهم.

نمونهای از مکالمه در فرودگاه
دو نمونه از مکالمات رایج که ممکن است در فرودگاه به گوشتان بخورد در ادامه برای رسیدن به درک درستی از مسافرت به انگلیسی ارائه شده است.
مکالمه اول
Agent: Good day, Ma'am.
Passenger: Good day to you too.
Agent: Do you have your passport and boarding pass?
Passenger: Yes, here they are.
Agent: How many bags will you be checking in today?
Passenger: Just this one.
Agent: Okay great. Do you mind putting it on the scale here?
Passenger: Sure!
Agent: Oh, it looks like your bag is overweight by 1 kilogram. Would you like to take something out to put in your carry-on bag so that we do not have to charge the overweight bag fee?
Passenger: Yes, please. One minute. Let me take out my sweater. Okay, is that below weight?
Agent: Yes, the bag is fine now. Let me print off your bag tags.
Okay, here are your boarding passes and the luggage tracking numbers in case something happens to your luggage.
Your flight is departing from Terminal A Gate 37. The flight leaves in 2 hours and the gates can change so I recommend checking the gate number one hour before the boarding time just in case it changes.
That’s all for now. Have a good flight!
Passenger: I will, thanks. Have a nice day.
ترجمه مکالمه اول
خانم: روز شما هم بهخیر.
مامور: گذرنامه و کارت پرواز همراهتونه؟
خانم: بله، بفرمایید.
مامور: چند تا چمدان تحویل میدین؟
خانم: فقط همین یه دونه.
مامور: ممکنه بذاریدش روی ترازو؟
خانم: حتما!
مامور: اوه، به نظر میاد کیف شما 1 کیلوگرم اضافهبار داره. میخواهید چیزی رو بیرون بیاورید تا داخل کیفدستی خودتون بذارید تا لازم نباشه ازتون هزینه بار اضافی دریافت کنیم؟
خانم: بله لطفا. یه لحظه صبر کنید. اجازه بدین پولیورم رو از داخلش دربیارم. خیلی خب. حالا از حد مجاز کمتره؟
مامور: بله. الان دیگه مشکلی نداره. اجازه بدین برچسبهای چمدونتون رو چاپ کنم. بسیار خب، این کارت پرواز و شماره رهگیری چمدان شما محض اطمینان برای این که اتفاقی برای چمدونتون نیفته. پرواز شما از ترمینال A گیت 37 حرکت میکند. پرواز 2 ساعت دیگه است ولی ممکنه گیتها تغییر کنند. به خاطر همین توصیه میکنم یک ساعت قبل از ساعت پرواز شماره گیت رو بررسی کنید. مسئله دیگهای نیست. پرواز خوبی داشته باشید!
خانم: چشم. خیلی ممنونم. روز خوبی داشته باشید.
مکالمه دوم
Airport employee: Hello, Portland Airport, Lost and Found.
Lucas: Hello. I was a passenger on a SunCal Airlines flight yesterday and I think I left my keys on the plane.
Airport employee: I see. To claim the item, you have to fill out a claim form. What did you lose again? Some luggage? You’ll need your claim receipt to get your luggage.
Lucas: No, I lost some keys on the airplane. Keys. I think I left them on my seat. Is it possible to find out if anyone has turned them in to your office?
Airport employee: I don’t know. Can you describe them?
Lucas: Well, they’re on a key chain and there are eight keys on it, including a car key.
Airport employee: Was there anything distinctive about the key chain? You’ll need to prove ownership if you want to claim them.
Lucas: No, it’s a plain key ring. Maybe I should come down to the office to see if I can identify them. What happens to property that’s unclaimed?
Airport employee: We keep it for 30 days and then we dispose of it. Don’t worry. We don’t have a policy of finders, keepers. If you lost some luggage, it’ll turn up.
Lucas: No, I lost some keys! Keys! Never mind. I’m coming down right now.
Airport employee: That’s a good idea. It’s easier to pick up your lost luggage than to wait for us to send it.
Lucas: Uh!
ترجمه مکالمه دوم
لوکاس: سلام، من دیروز مسافر شرکت هوایی «سانکال» بودم و فکر کنم کلیدم رو توی هواپیما جا گذاشتم.
کارمند فرودگاه: متوجهم. برای تحویل گرفتن وسیلهتون باید فرم تحویل رو پر کنید. گفتید چی رو جا گذاشتید؟ بار؟ برای تحویل گرفتن بار باید برگه رسید تحویل بار رو داشته باشید.
لوکاس: نه کلیدم رو توی هواپیما جا گذاشتم. کلید. فکر کنم روی صندلیم جا گذاشتم. راهی هست بفهمید کسی به دفتر شما تحویلش داده یا نه؟
کارمند فرودگاه: نمیدونم. ممکنه دسته کلیدتون رو توصیف کنید؟
لوکاس: یه دسته کلیده که هشت تا کلید توشه و یکیشون سوئیچ ماشینه.
کارمند فرودگاه: دسته کلیدتون مشخصه خاصی هم داشت؟ برای تحویل گرفتنش باید ثابت کنید که صاحبش هستید.
لوکاس: نه، یه دسته کلید ساده بود. شاید باید حضوری بیام دفترتون تا ببینم میتونم پیداش کنم. اشیایی که تحویل گرفته نشن چی میشن؟
کارمند فرودگاه: 30 روز نگهشون میداریم و بعد دور انداخته میشن. نگران نباشید. سیاست کار ما نمیگه هر کی اول پیدا کرد مال خودشه. اگه بارتون رو گم کردین حتما پیدا میشه.
لوکاس: نه، کلید گم کردم! کلید! ولش کنید. خودم همین الان حضوری میام.
کارمند فرودگاه: فکر خوبیه. خودتون بار گمشدهتون رو ببرید خیلی آسونتره تا این که صبر کنید ما براتون ارسال کنیم.
لوکاس: وای!
در گمرک
اضطراببرانگیزترین مرحله مسافرت به انگلیسی برای مسافران بعد از تجربه فرودگاه و هواپیما، تجربه بودن در بخش گمرک است. در این مرحله باید برای ماموران گمرک توضیح دهید که چرا وارد آن کشور شدهاید و چه قصدی دارید. اما نیازی به نگرانی نیست، چرا که با دانستن جملاتی که در ادامه ارائه خواهیم کرد به هیچ مشکلی برنخواهید خورد.
I have a connecting flight: هنگامی که پرواز شما مستقیم نیست و قبل از رسیدن به مقصد باید در یک یا دو جای دیگر توقف داشته باشید، پرواز شما «connecting flight» یا «پرواز اتصالی» نامیده میشود. هنگامی که در گمرک از شما در مورد پروازتان سوال شد، میتوانید با استفاده از جمله «I have a connecting flight» در مورد پروازتان توضیحاتی ارائه کنید.
I am traveling for leisure: در صورتی که در گمرک علت سفرتان را جویا شدند، اگر به دلایل کاری نبود و قصد تفریح داشتید، میتوانید از جمله «I am traveling for leisure» استفاده کنید.
I am traveling for work: در صورتی که سفر شما کاری است و از طرف شرکت برنامهریزی شده است، میتوانید جمله «I am traveling for work» را به کار ببرید.
I will be here for ___ days: به طور مثال اگر سفر شما قرار است 4 روز طول بکشد، میتوانید جمله «I will be here for 4 days» به معنی «سفر من 4 روزه است» را برای ارائه توضیحات به کار ببرید.
I am visiting family: اگر اعضای خانوادهتان در مقصد زندگی میکنند، باید حتما اطلاعات آنها را به مامور گمرک بگویید. افسر گمرک میخواهد این را بداند. مطمئن شوید که در صورت درخواست، به یاد داشته باشید که در صورت نیاز، نام و آدرس خانواده خود را به آنها ارائه دهید.
_____ I am staying at: احتمال دارد مامور گمرک از شما بپرسد که شب کجا خواهید ماند. در صورتی که هتل رزرو کردهاید، نام هتل را به خاطر بسپرید. به طور مثال اگر اسم هتلی که در آن اقامت خواهید داشت «Plaza» است، میتوانید بگویید «I am staying at Plaza hotel».
چند نمونه از پرسش و پاسخهایی که ممکن است در طول مسافرت به انگلیسی و خصوصا گمرک کارآمد باشد در ادامه آورده شده است.
Is anybody else traveling with you today?
Yes, my wife is with me.
No, it’s just me.
آیا همراه کسی سفر میکنید؟
بله، همسرم همراه من است.
خیر، فقط خودم هستم.
What’s the purpose of your trip?
I’m visiting Kiev on business. I am a journalist.
I’m going on holiday for a few weeks.
علت سفرتان چیست؟
برای سفر کاری به «کیف» میروم. خبرنگار هستم.
به مدت چند هفته به تعطیلات میروم.
May I see your boarding pass and passport?
Sure, here you go.
ممکن است کارت پرواز و گذرنامهتان را ببینم؟
البته، بفرمایید.
How many pieces of luggage are you checking in today?
None, I only have hand luggage.
Two: my suitcase and these golf clubs.
چند تا چمدان تحویل میدهید؟
هیچی. فقط ساک دستی دارم.
دوتا. چمدانم و این چوبهای گلف.
Do you have a carry-on?
Yes, here it is.
چمدان دستی به همراه دارید؟
بله، این است.
Did you pack your suitcase yourself?
Yes.
خودتان چمدانتان را جمع کردید؟
بله.
Have you left your luggage unattended at the airport?
No.
آیا بارهایتان را بدون نظارت در جایی از فرودگاه رها کردید؟
خیر.
Do you have any flammable materials, firearms or perishable food items?
No.
Oh whoops! I did pack some bananas. I can take them out now if they are banned.
آیا مواد قابلاشتعال، سلاح گرم یا مواد غذایی فاسدشدنی به همراه دارید؟
خیر.
ای وای! با خودم چندتا موز آوردم. اگر ممنوع است میتوانم آنها را همین الان دور بیندازمش.
Could you take your laptop out of its case and put all electrical items in a tray, please?
Sure, of course.
ممکن است لطفا لپتاپ خود را از جعبه آن خارج کنید و تمام وسایل الکتریکی را در یک سبد قرار دهید؟
البته. حتما.
Can you take off your shoes and watch, please?
ممکن است لطفا کفش و ساعت خود را در بیاورید؟
Can I ask you to open your bag for me?
ممکن است از شما بخواهم کیف خود را باز کنید تا داخلش را ببینم؟
Can you walk through the scanner, please?
ممکن است لطفا از مقابل اسکنر رد شوید؟
Is Barcelona your final destination or are you transferring on to somewhere else?
It’s a connecting flight. I have to catch another flight from Barcelona to Lisbon.
Barcelona is my final destination.
آیا «بارسلونا» مقصد نهایی شماست یا به جای دیگری میروید؟
پرواز من اتصالی است. باید از «بارسلونا» سوار هواپیمای دیگری به مقصد «لیسبون» شوم.
«بارسلونا» مقصد نهایی من است.

نمونهای از مکالمه در گمرک
در ادامه دو مکالمه که در گمرک ممکن است بشنوید برای رسیدن به درک درستی از مسافرت به انگلیسی ارائه شده است.
مکالمه اول
Customs Officer: Next. Uh, your passport please.
Woman: Okay.
Customs Officer: Uh, what is the purpose of your visit?
Woman: I’m here to attend a teaching convention for the first part of my trip, and then I plan on touring the capital for a few days.
Customs Officer: And where will you be staying?
Woman: I’ll be staying in a room at a hotel downtown for the entire week. It's called "Rosewood Hotel".
Customs Officer: And uh, what do you have in your luggage?
Woman: Uh, well, just, just my personal belongings um, . . . clothes, a few books, and a MP3 player.
Customs Officer: Okay. Uh, please open your bag.
Woman: Sure.
Customs Officer: Okay . . . Everything’s fine. Uh, by the way, is this your first visit to the country?
Woman: Well, yes and no. Actually, I was born here when my parents were working in the capital many years ago, but this is my first trip back since then.
Customs Officer: Well, enjoy your trip.
Woman: Thanks.
ترجمه مکالمه اول
خانم: بفرمایید.
مامور گمرک: علت سفرتون چیه؟
خانم: بهخاطر شرکت در یک کنفرانس آموزشی اومدم و بعدش قصد دارم به مدت چند روز از پایتخت بازدید کنم.
مامور گمرک: کجا اقامت میکنید؟
خانم: قراره کل هفته رو در هتلی توی مرکز شهر اقامت داشته باشم. اسم هتل «رزوود» است.
مامور گمرک: توی چمدانتون چی دارید؟
خانم: فقط وسایل شخصیم. لباس، چند تا کتاب و یه دستگاه پخش موسیقی.
مامور گمرک: بسیارخب. لطفا کیفتون رو باز کنید.
خانم: حتما.
مامور گمرک: بسیارخب. همهچیز روبهراهه. راستی، این اولین سفرتون به این کشوره؟
خانم: خب، هم بله و هم نه. راستش سالها پیش زمانی که پدر و مادرم در پایتخت کار میکردند توی اینجا به دنیا اومدم، اما از اون موقع تا الان، این اولین سفرم به اینجاست.
مامور گمرک: پس از سفرتون لذت ببرید.
خانم: ممنونم.
مکالمه دوم
Customs officer: May I look at your passport and customs declaration form, sir?
Daniel Adams: Certainly. Here you are.
Customs officer: Do you have anything to declare?
Daniel Adams: No, nothing. Just the normal allowance.
Customs officer: What do you have in this suitcase?
Daniel Adams: Books, clothes, personal belongings and a bottle of water.
Customs officer: Okay, do you have anything else besides these?
Daniel Adams: No, I don´t.
Customs officer: How much money do you have on you?
Daniel Adams: I have four thousand US dollars and eight hundred Euro.
Customs officer: That´s fine, thank you. You can proceed. Have a nice stay in the United States.
Daniel Adams: Thank you. I´m sure I will.
ترجمه مکالمه دوم
دنیل آدامز: حتما. بفرمایید.
مامور گمرک: چیز [غیرقانونی] دارید که لازمه اعلام کنید؟
دنیل آدامز: نه، هیچی. فقط وسایل مجاز.
مامور گمرک: توی چمدونتون چیه؟
دنیل آدامز: کتاب، لباس، وسایل شخصی و یه بطری آب.
مامور گمرک: بسیارخب. جز اینها چیز دیگهای هم دارید؟
دنیل آدامز: نه، ندارم.
مامور گمرک: چقدر پول همراهتون دارید؟
دنیل آدامز: چهار هزار دلار آمریکا و هشتصد یورو.
مامور گمرک: مشکلی نیست، متشکرم. میتونید برید. براتون اقامت خوبی رو در آمریکا آرزو میکنم.
دنیل آدامز: ممنونم. مطمئنم همینطوره.
پس از رسیدن به مقصد
بعد از سفر هوایی، نوبت به جذابترین و سرگرمکنندهترین بخش مسافرت به انگلیسی میرسد؛ یعنی رسیدن به مقصد. عبارتهای متداولی که در ادامه ذکر شده، به شما کمک میکنند تا با آرامشخاطر از مقصد خود دیدن کنید.
- ?Do you have a map: استفاده از نقشه قطعا برای یافتن مکان هایی مانند رستوران، جاذبههای گردشگری یا حتی هتلتان مفید واقع شود. با پرسیدن سوال «?Do you have a map» میتوانید نقشه کاغذی مقصد خود را تهیه کنید. در صورت نیاز نیز میتوانید از نقشههای آنلاین موجود در موبایل خود استفاده کنید.
- ?Where is the currency exchange: صرافی یا «currency exchange» جایی است که شما پولی را که در کشور خود استفاده میکنید از شما میگیرد و در ازای آن را واحد پول رایج مقصدتان را در اختیار شما قرار میدهد.
- ?Where is the bus stop: اگر میخواهید راهی ارزان برای رفتوآمد بیابید، پیدا کردن ایستگاه اتوبوس بسیار کارآمد خواهد بود. با پرسیدن سوال «?Where is the bus stop» به معنی «ایستگاه اتوبوس کجاست؟» میتوانید مطمئن شوید که در مسیر درستی حرکت میکنید یا خیر.
- ?Where can I find a taxi: در صورتی که نمیخواهید سوار اتوبوس شوید، میتوانید با پرسیدن سوال «?Where can I find a taxi» حویا شوید که مسیر تاکسی از کدام سمت است. توجه داشته باشید که تاکسی در انگلیسی بریتانیایی «cab» نامیده میشود.
- _____I would like to go to: برای گفتن مقصدتان فقط کافی است نام جایی را که میخواهید به آن بروید در جای خالی قرار دهید. به طور مثال اگر میخواهید به مرکز شهر بروید، میتوانید بگویید:«I would like to go to downtown».
- ?Do you know where this hotel is: در صورتی که مسیر خود را گم کردید، سعی کنید در اسرع وقت هتل خود را بیابید. کافی است نام، ادرس یا اطلاعات هتل خود را به نزدیکترین فرد قابل اطمینان مثل پلیس نشان دهید و جمله «?Do you know where this hotel is» به معنی «آیا میدانید این هتل کجاست؟» را بگویید.
- I don’t understand: این عبارت به انگلیسیزبانان کمک میکند تا بدانند انگلیسی زبان اول شما نیست. همچنین میتوانید بگویید: «I don’t speak English very well» یعنی «من انگلیسی را به خوبی بلد نیستم.» و از آنها بخواهید که «please speak slowly» یعنی «لطفا آهستهتر صحبت کنید.
نمونهای از مکالمه پس از رسیدن به مقصد
در ادامه نمونهای از مکالمهای که پس از رسیدن به مقصد و هنگام گرفتن تاکسی ممکن است بشنوید برای رسیدن به درک درستی از مسافرت به انگلیسی ارائه شده است.
مکالمه
Taxi driver: Hey. What's your destination?
Passenger: Hi. I'm in a bit of a rush. Can you take me to this hotel? The address is on the card.
Taxi driver: No problem. Shall I put your bag in the trunk?
Passenger: No thanks. I'll keep it with me. How long will it take to the hotel?
Taxi driver: About 10 minutes. We can take the expressway. There's an extra charge, is that okay?
Passenger: That's okay, thanks.
Taxi driver: Fasten your seatbelt, please.
Passenger: Okay. Can you please turn the air-conditioning on?
Taxi driver: Sure. Have you been here before?
Passenger: Yes, I've been here on business last year, so I know the city a little bit.
Taxi driver: Are you here on business again?
Passenger: No, I am traveling for leisure. I hope to see all the sighting of the city this time if the weather remains sunny.
Taxi driver: I hope the weather gets better for you. Here's your hotel.
Passenger: Thanks! How much do I owe you?
Taxi driver: The total price is $15.
Passenger: Here's a twenty.
Taxi driver: Thanks, but I don't have any change.
Passenger: That's ok. You can keep the change. It's been nice chatting with you.
Taxi driver: You too. Thanks for the tip and don't forget your things. Enjoy your stay.
Passenger: Thanks.
ترجمه مکالمه
مسافر: سلام. من کمی عجله دارم. میتونید من رو تا این هتل برسونید؟ آدرسش روی کارت نوشته.
راننده تاکسی: مشکلی نیست. وسایلتون رو توی صندوق عقب بذارم؟
مسافر: نه، ممنون. همراه خودم نگه میدارم. تا هتل چند دقیقه طول میکشه؟
راننده تاکسی: حدود 10 دقیقه. میتونیم از بزرگراه بریم، ولی هزینهش بیشتر میشه. ایرادی نداره؟
مسافر: ایراد نداره، ممنون.
راننده تاکسی: لطفا کمربندتون رو ببندید.
مسافر: حتما. میشه لطفا کولر رو روشن کنید؟
راننده تاکسی: حتما. قبلا به اینجا سفر کردین؟
مسافر: بله، سال قبل برای سفر کاری به اینجا اومده بودم، به خاطر همین کمی شهر رو میشناسم.
راننده تاکسی: دوباره برای سفر کاری اومدین؟
مسافر: نه، برای تفریح اومدم. اگه هوا آفتابی بمونه، امیدوارم که این بار تمام جاذبههای گردشگری شهر رو ببینم.
راننده تاکسی: امیدوارم هوا بهتر بشه. اینم از هتلتون.
مسافر: ممنونم. چقدر باید بهتون بپردازم؟
راننده تاکسی: هزینه کلی 15 دلار میشه.
مسافر: این 20 دلار رو بگیرید.
راننده تاکسی: ممنون، ولی پول خرد همراهم ندارم.
مسافر: مشکلی نیست، بقیهش رو نگه دارید. از صحبت با شما خوشحال شدم.
راننده تاکسی: منم همینطور. ممنون بابت انعام و وسایلتون رو فراموش نکنید. اقامت خوبی داشته باشید.
مسافر: ممنونم.

در هتل
پس از رسیدن به مقصد، نکته مهم بعدی هنگام مسافرت به انگلیسی، محل اقامت شما است و اگر میخواهید بهجای ماندن پیش خانواده یا دوستان، در هتل اقامت کنید عبارتهای زیر قطعا به کارتان میآید.
- ?Does the room have a bathroom: همانطور که قبلا ذکر شد، «bathroom» و «restroom» مترادف و به معنی «دستشویی» هستند. هنگامی که در کشوری خارجی اقامت دارید، بهتر است بپرسید اتاق شما دستشویی شخصی دارد یا باید به همراه مسافران چندین اتاق دیگر از یک دستشویی به صورت مشترک استفاده کنید.
- ?How many beds are in the room: اگر همراه افراد دیگری مثل دوستان یا اعضای خانواده سفر میکنید، باید مطمئن شوید که اتاق برای همه به اندازه کافی جای خواب دارد. بنابراین پرسیدن این سوال یکی از ضروریترین کارهایی است که باید هنگام رزرو اتاق انجام دهید.
- ?I would like one king/queen bed, please: تخت «king» یا «queen» به تخت دو نفره بزرگ گفته میشود. توجه داشته باشید که اندازه تخت «king» تا حدی بزرگتر است.
- I would like two double beds, please: به تختهای دو نفره که از تخت «king» و «queen» کمیکوچکتر است «double beds» گفته میشود. این تختها مناسب دو نفر هستند، اما گاهیاوقات بعضی از افراد برای داشتن فضای بیشتر هنگام خواب تخت دو نفره یا «double beds» رزرو میکنند.
- ?What floor am I on: به طبقه در انگلیسی «floor» گفته میشود. برای پرسیدن طبقهای که اتاق شما در آن قرار دارد جمله «?What floor am I on» به معنی «اتاق من در طبقه چندم است؟» را به کار میبریم.
- ?Where are the elevators: در صورتی که اتاق شما در طبقات بالا قرار دارد، بهتر است برای رفتوآمد از آسانسور یا «elevator» استفاده کنید. توجه داشته باشید که در انگلیسی بریتانیایی به آسانسور «lift» نیز میگویند.
- ?How do I access the Internet: ممکن است برخی از هتلها اینترنت رایگان داشته باشند و اگر بخواهید از آن استفاده کنید، باید نحوه دسترسی به آن را بپرسید. به این منظور میتوانید جمله «?what is the password for the WiFi» به معنی «رمز WiFi چیست؟» را بپرسید.
- ?Are the rooms all-inclusive: برخی از هتلها امکانات بیشتری مثل سه وعده غذایی و... رائه میدهند و هزینه آن را از پیش میگیرند. با پرسیدن سوال «Are the rooms all-inclusive» میتوانید مطمئن شوید که اتاقی که رزرو کردهاید امکانات اضافی دارد یا خیر.
- My room needs towels/bed sheets/toilet paper: در اکثر مواقع خدمتکارهای هتل وسایل مورد نیاز را در اتاقتان قرار میدهند، اما در صورتی که چیزی کم داشتید به طور مثال میتوانید جمله «My room needs towels» به معنی «اتاق من حوله بیشتری احتیاج دارد» را به مسئول هتل بگویید.
- My room is messy, and I would like it cleaned: در صورتی که اتاق شما به حد کافی تمیز و مرتب نبود با گفتن جمله «My room is messy, and I would like it cleaned» به معنی «اتاق من نامرتب است و میخواهم تمیز شود» میتوانید درخواست کنید که دوباره نظافت شود.
- ?How do I call for room service: هنگامی که نمیخواهید از اتاق بیرون بروید اما نیاز به خدمات یا پذیرایی دارید، میتوانید از طریق خدمات اتاق که به آن «Room service» میگویند درخواست غذا و... کنید.
- ?How do I call down to the front desk: واژه «front desk» و «reception» مترادف و به معنای «پذیرش» هستند. پذیرش معمولا به صورت شبانهروزی پاسخگوی تمام نیازهای مهمانان هتل است.
نمونهای از مکالمه در هتل
در ادامه نمونهای از مکالمه هنگام رزرو، تحویل گرفتن و تحویل دادن اتاق هتل برای رسیدن به درک درستی از مسافرت به انگلیسی ارائه شده است.
مکالمه اول، رزرو اتاق
Receptionist: Good morning. This is Grand Woodward Hotel.
Client: Hi, good morning. I'd like to make a reservation for the third weekend in September. Do you have any vacancies?
Receptionist: Yes sir, we have several rooms available for that particular weekend. And what is the exact date of your arrival?
Client: The 24th.
Receptionist: How long will you be staying?
Client: I'll be staying for two nights.
Receptionist: How many people is the reservation for?
Client: There will be two of us.
Receptionist: And would you like a room with twin beds or a double bed?
Client: A double bed, please.
Receptionist: Great. And would you prefer to have a room with a view of the ocean?
Client: If that type of room is available, I would love to have an ocean view. What's the rate for the room?
Receptionist: Your room is five hundred and ninety dollars per night. Now what name will the reservation be listed under?
Client: Charles Hannighan.
Receptionist: Could you spell your last name for me, please?
Client: Sure. H-A-N-N-I-G-H-A-N.
Receptionist: And is there a phone number where you can be contacted?
Client: Yes, my cell phone number is 555-26386.
Receptionist: Great. Now I'll need your credit card information to reserve the room for you. What type of card is it?
Client: Visa. The number is 987654321.
Receptionist: And what is the name of the cardholder?
Client: Charles H. Hannighan.
Receptionist: Alright, Mr. Hannighan, your reservation has been made for the twenty-fourth of September for a room with a double bed and view of the ocean. Check-in is at 2 o'clock.
If you have any other questions, please do not hesitate to call us.
Client: Great, thank you so much.
Receptionist: My pleasure. We'll see you in September, Mr. Hannighan. Have a nice day.
ترجمه مکالمه اول
مشتری: سلام، صبح بهخیر. میخوام برای سومین آخرهفته ماه سپتامبر اتاق رزرو کنم. اتاق خالی دارید؟
پذیرش: بله، آقا. برای اون آخر هفته چندین اتاق موجود داریم. دقیقا چه تاریخی تشریف میارید؟
مشتری: 24م.
پذیرش: برای چند روز؟
مشتری: دو شب.
پذیرش: اتاقی با دو تا تختخواب یک نفره میخواید یا یه تخت خواب دو نفره؟
مشتری: یه تخت دو نفره لطفا.
پذیرش: بسیار عالی. و مایلید اتاقتون رو به منظره اقیانوس باشه؟
مشتری: اگر اتاق رو به اقیانوس موجود دارید، خیلی خوشحال میشم اتاقم منظره رو به اقیانوس داشته باشه. هزینه اتاق چقدره؟
پذیرش: اتاق شما شبی پانصد و نود دلار است. رزرو تحت چه اسمی ثبت بشه؟
مشتری: «چارلز هانیگان».
پذیرش: میشه لطفا نام خانوادگیتون رو هجی کنید؟
مشتری: ه-ا-ن-ی-گ-ا-ن.
پذیرش: شماره تلفنتون رو هم لطف میکنید؟
مشتری: بله، شماره تلفن من 26386-555 است.
پذیرش: بسیار عالی. حالا برای رزرو اتاقتون به اطلاعات کارت اعتباری شما نیاز دارم. کارت اعتباریتون برای کدوم شرکته؟
مشتری: برای شرکت «Visa». شماره کارتم هم 987654321 است.
پذیرش: اسم صاحب حساب چیه؟
مشتری: «چارلز اچ. هانیگان».
پذیرش: بسیارخب، آقای هانیگان. رزرو شما برای بیست و چهارم سپتامبر، یه اتاق با تخت دونفره و منظره اقیانوس انجام شد. ساعت تحویل اتاق ساعت 2 بعد از ظهر است. اگر سوال دیگهای داشتید حتما با ما تماس بگیرید.
مشتری: عالیه. خیلی متشکرم.
مکالمه دوم، تحویل گرفتن اتاق
Hotel: Good afternoon. Welcome to the Grand Woodward Hotel. How may I help you?
Guest: I have a reservation for today. It's under the name of Hannighan.
Hotel: Can you please spell that for me, sir?
Guest: Sure. H-A-N-N-I-G-H-A-N.
Hotel: Yes, Mr. Hannighan, we've reserved a double room for you with a view of the ocean for two nights. Is that correct?
Guest: Yes, it is.
Hotel: Excellent. We already have your credit card information on file. If you'll just sign the receipt along the bottom, please.
Guest: Whoa! Five hundred and ninety dollars a night!
Hotel: Yes, sir. We are a five star hotel after all.
Guest: Well, fine. I'm here on business anyway, so at least I'm staying on the company's dime. What's included in this cost anyway?
Hotel: A full continental buffet every morning, free airport shuttle service, and use of the hotel's safe are all included.
Guest: So what's not included in the price?
Hotel: Well, you will find a mini-fridge in your room. Use of it will be charged to your account. Also, the hotel provides room service, at an additional charge of course.
Guest: Hmm. Ok, so what room am I in?
Hotel: Room 487. Here is your key. To get to your room, take the elevator on the right up to the fourth floor. Turn left once you exit the elevator and your room will be on the left hand side.
A bellboy will bring your bags up shortly.
Guest: Great. Thanks.
Hotel: Should you have any questions or requests, please dial 'O' from your room. Also, there is internet available in the lobby 24 hours a day.
Guest: Ok, and what time is check-out?
Hotel: At midday, sir.
Guest: Ok, thanks.
Hotel: My pleasure, sir. Have a wonderful stay at the Grand Woodward Hotel.
ترجمه مکالمه دوم
مهمان: برای امروز اتاق رزرو کردم. تحت اسم «هانیگان».
متصدی هتل: ممکنه برام هجی کنید، آقا؟
مهمان: حتما. ه-ا-ن-ی-گ-ا-ن.
متصدی هتل: بله، آقای هانیگان. برای شما یه اتاق با تخت دو نفره با منظره اقیانوس به مدت دو شب رزرو کردیم. درسته؟
مهمان: بله، همینطوره.
متصدی هتل: بسیار عالی. ما قبلاً اطلاعات کارت اعتباری شما رو ثبت کردیم. ممنون میشم انتهای این رسید رو لطفا امضا کنید.
مهمان: وای! شبی پونصد و نود دلار!
متصدی هتل: بله، آقا. بالاخره اینجا یه هتل پنج ستاره است.
مهمان: بسیارخب. من به هر حال برای سفر کاری اینجا هستم، بنابراین حداقل تمام هزینهها با شرکته. حالا این هزینه شامل چه امکاناتی میشه؟
متصدی هتل: هر روز صبح بوفه صبحانه کامل، سرویس رایگان حملونقل تا فرودگاه و استفاده از گاوصندوق هتل همگی شامل این هزینه میشن.
مهمان: چه امکاناتی شامل این هزینه نمیشن؟
متصدی هتل: خب، یه یخچال کوچیک توی اتاقتون هست. استفاده از وسایل داخلش به حسابتون زده میشه. علاوه بر این، هتل با هزینه اضافی، خدمات پذیرایی در اتاق ارائه میده.
مهمان: هوم. بسیارخب. من توی اتاق شماره چند هستم؟
متصدی هتل: اتاق شماره 487. این هم از کلید شما. برای رفتن به اتاقتون سوار آسانسور سمت راست بشید و به طبقه چهارم برید. بعد از خروج از آسانسور به سمت چپ بپیچید، اتاقتون در سمت چپ شما قرار داره. یه خدمتکار به زودی وسایلتون رو برای شما به اتاقتون میاره.
مهمان: عالیه. ممنونم.
متصدی هتل: اگر سؤال یا درخواستی داشتید، لطفاً با تلفن اتاقتون دکمه «O» رو شمارهگیری کنید. علاوه بر این، اینترنت در لابی هتل 24 ساعته در دسترس است.
مهمان: حتما. چه ساعتی باید اتاق رو تحویل داد؟
متصدی هتل: ظهر، آقا.
مهمان: چشم، خیلی متشکرم.
متصدی هتل: خواهش میکنم، آقا. براتون اقامت فوقالعادهای رو در هتل «گراند ودوارد» آرزو میکنم.
مکالمه سوم، تحویل دادن اتاق
Hotel: Did you enjoy your stay with us?
Guest: Yes, very much so. However, I now need to get to the airport. I have a flight that leaves in about two hours, so what is the quickest way to get there?
Hotel: We do have a free airport shuttle service.
Guest: That sounds great, but will it get me to the airport on time?
Hotel: Yes, it should. The next shuttle leaves in 15 minutes, and it takes approximately 25 minutes to get to the airport.
Guest: Fantastic. I'll just wait in the lounge area. Will you please let me know when it will be leaving?
Hotel: Of course, sir. Oh, before you go would you be able to settle the mini-fridge bill?
Guest: Oh yes certainly. How much will that be?
Hotel: Let's see. The bill comes to $37.50. How would you like to pay for that?
Guest: I'll pay with my Visa thanks, but I'll need a receipt so I can charge it to my company.
Hotel: Absolutely. Here we are sir. If you like you can leave your bags with the porter and he can load them onto the shuttle for you when it arrives.
Guest: That would be great. thank you.
Hotel: Would you like to sign the hotel guestbook too while you wait?
Guest: Sure, I had a really good stay here and I'll tell other people to come to this hotel.
Hotel: That's good to hear. Thank you again for staying at The Grand Woodward Hotel.

ترجمه مکالمه سوم
مهمان: بله، خیلی زیاد. ولی باید خودم رو به فرودگاه برسونم. پروازم حدود دو ساعت دیگه است. سریعترین راه برای رسیدن به فرودگاه چیه؟
متصدی هتل: ما خدمات حملونقل رایگان تا فرودگاه ارائه میدیم.
مهمان: عالیه، ولی میتونه من رو به موقع به فرودگاه برسونه؟
متصدی هتل: بله، باید بتونه. خودروی بعدی 15 دقیقه دیگه حرکت میکند و حدودا 25 دقیقه طول میکشه تا به فرودگاه برسید.
مهمان: عالیه. من توی سالن منتظر میمونم. ممکن زمان راه افتادنش رو بهم اطلاع بدین؟
متصدی هتل: البته، آقا. اوه، قبل از رفتن ممکنه صورتحساب یخچال کوچک اتاقتون رو تسویه کنید؟
مهمان: بله، قطعا. هزینهش چقدر میشه؟
متصدی هتل: اجازه بدین ببینم. صورتحساب شما به مبلغ 37.50 دلاره. مایلید چطور پرداخت کنید؟
مهمان: ممنونم، با کارت «Visa»م پرداخت میکنم. ولی ممکنه بهم رسید بدین تا بتونم با شرکت حسابکتاب کنم؟
متصدی هتل: قطعا. بفرمایید، آقا. اگر مایلید میتونید چمدانهاتون رو پیش باربر بذارید تا وقتی خودرو رسید بارهاتون رو توی خودرو بذاره.
مهمان: عالی میشه. ممنونم.
متصدی هتل: مایلید وقتی منتظرید دفتر یادگاری هتل رو امضا کنید؟
مهمان: البته. اینجا بهم خیلی خوش گذشت و حتما به بقیه پیشنهاد میدم به این هتل بیان.
متصدی هتل: خیلی خوشحالیم که این رو میشنویم. بازم از اقامت شما در هتل «گراند ودوارد» سپاسگزاریم.
در اطراف شهر
یادگیری واژگان برای فرودگاه و هتل هنگام مسافرت به انگلیسی قطعا ضروری است، اما شما به قصد بازدید از یک مکان جدید سفر کرده اید! عبارتهایی که در ادامه ذکر شدهاند به شما کمک میکنند تا هنگام بازدید از شهر و رفتن به نقاط مختلف به مشکلی برنخورید.
- ?Where can I find a grocery store: واژه «grocery store» به معنای خواروبار فروشی یا همون سوپرمارکت است. هنگامی که در سفر به هر دلیلی نمیخواهید در رستوران غذا بخورید، میتوانید با پرسیدن جمله «?Where can I find a grocery store» به معنی «کجا میتوانم خواروبارفروشی را پیدا کنم؟» آدرس نزدیکترین خواروبارفروشی را بپرسید و مواد غذایی مورد نیاز خود را تهیه کنید.
- ?Where is the hospital: در صورتی که خدای نکرده شما یا کسی که همراهتان سفر میکند مریض شود یا صدمه ببیند، باید به بیمارستان مراجعه کنید. با پرسید جمله «?Where is the hospital» به معنی «بیمارستان کجاست؟» میتوانید آدرس بیمارستان را جویا شوید.
- ?Where can I find a restaurant: اگر از غذا پختن خسته شدهاید و میخواهید در سفر غذاهای جدید امتحان کنید میتوانید با پرسیدن «?Where can I find a restaurant» تجربه کاملتری از غذاهای کشورهای مختلف کسب کنید.
- ?Where is the bank/ATM: در صورتی که به پول نقد احتیاج داشتید میتوانید آدرس خودپرداز یا «ATM» را با جمله «?Where is the ATM machine» بپرسید، یا در صورتی که باید حتما به بانک سر بزنید میتوانید جمله «?Where is the bank» را به کار ببرید.
- ?____How do you get to: اگر میخواهید به جایی بروید یا آدرس جاذبه گردشگری مد نظرتان را بپرسید، میتوانید از جمله «?____How do you get to» استفاده کنید. به طور مثال، اگر میخواهید از موزه «متروپولیتن هنر» بازدید کنید، میتوانید بپرسید «?How do you get to the Metropolitan Museum of Art».
- ?____How far is it to: پرسیدن این سوال به شما کمک میکند تا بفهمید مقصد مورد نظرتان آنقدر نزدیک است که پیاده بروید یا باید تاکسی یا اتوبوس پیدا کنید.
آدرس دادن به انگلیسی
وقتی در مسافرت به انگلیسی از کسی آدرس میپرسید، آنها با گفتن عبارتهای زیر میتوانند مسیر را به شما نشان دهند. دانستن نحوه استفاده از این عبارتها و معنای آنها به شما کمک میکند تا بتوانید هنگام سفر مسیر خود را راحتتر پیدا کنید. در ادامه کاربردیترین جملات برای آدرس دادن به انگلیسی هنگام مسافرت به انگلیسی ارائه شده است.
- It’s to the right: این جمله یعنی جایی که دنبالش هستید در دست راست شما قرار دارد.
- It’s to the left: این جمله یعنی جایی که دنبالش هستید در دست چپ شما قرار دارد.
- It’s straight ahead: این جمله یعنی «مستقیم روبهروی شماست.» و به معنی آن است که راه را درست آمدهاید و باید مستقیم به مسیر خود ادامه دهید تا به مقصد مورد نظرتان برسید.
- It’s at the corner: واژه «corner» یا «نبش» به محلی گفته میشود که دو خیابان به هم میرسند. با گفتن جمله «It’s at the corner» در واقع میگوییم که مقصد مورد نظر در نبش خیابان قرار دارد.
- It’s two/three etc. blocks ahead: واژه «block» یا «بلوک» به مسافت بین یک چهار راه تا چهار راه بعدی گفته میشود. با گفتن این جمله میتوانیم مسافت حدودی مقصد مورد نظر را بیان کنیم.
نمونهای از مکالمه در اطراف شهر
در ادامه نمونهای از مکالمه در اطراف شهر و نحوه پرسیدن آدرس از افراد بومی انگلیسیزبان برای رسیدن به درک درستی از مسافرت به انگلیسی ارائه شده است..
مکالمه اول
Tourist: Excuse me, can you help me? I'm lost!
Person: Certainly, where would you like to go?
Tourist: I'd like to go to the museum, but I can't find it. Is it far?
Person: No, not really. It's about a five-minute walk.
Tourist: Maybe I should call a taxi.
Person: No, It's very easy. Really. I can give you directions.
Tourist: Thank you. That's very kind of you.
Person: Not at all. Now, go along this street to the traffic lights. Do you see them?
Tourist: Yes, I can see them.
Person: Right, at the traffic lights, turn left into Queen Mary Ave.
Tourist: Queen Mary Ave.
Person: Right. Go straight. Take the second left and enter the huge yard.
Tourist: OK. Queen Mary Ave., straight on and then the third left, the huge yard.
Person: No, it's the second left.
Tourist: Ah, right. The second street on my left.
Person: Right. Just go along the yard and the museum is at the end of the road.
Tourist: Great. Thanks again for your help.
Person: Not at all.
ترجمه مکالمه
شخص: حتما، میخواید کجا برید؟
گردشگر: میخوام به موزه برم ولی نمیتونم پیداش کنم. دوره؟
شخص: نه زیاد. پیاده پنج دقیقه راهه.
گردشگر: شاید باید تاکسی بگیرم.
شخص: نه، خیلی آسونه. جدی میگم. میتونم بهتون آدرس رو نشون بدم.
گردشگر: ممنونم، خیلی لطف دارید.
شخص: چه حرفیه. این خیابون رو مستقیم برو تا به چراغهای راهنمایی برسی. میبینیشون؟
گردشگر: بله، میتونم ببینمشون.
شخص: درسته. به چراغهای راهنمایی که رسیدی دست چپ توی خیابون «کوئین مری» بپیچ.
گردشگر: خیابون «کوئین مری».
شخص: درسته. مستقیم برو. وارد دومین خروجی شو تا به یه حیات بزرگ برسی.
گردشگر: خیلی خب، خیابون «کوئین مری»، مستقیم، بعد سومین خروجی و یه حیات بزرگ.
شخص: نه، دومین خروجی.
گردشگر: آهان، درسته. دومین خیابون از دست چپ.
شخص: درسته. حیات بزرگ رو مستقیم برو، موزه در انتهای مسیر قرار داره.
گردشگر: عالیه. بازم ممنون بابت کمکتون.
شخص: خواهش میکنم.

مکالمه دوم
John: Linda, do you know how to get to Samson's and Co. building? I've never been there before.
Linda: Are you driving or taking the subway?
John: The subway.
Linda: Take the blue line from 14th Ave. and change to the gray line at Andrew Square. Get off at 83rd street.
John: Just a moment, let me write this down.
Linda: Take the blue line from 14th Ave. and change to the gray line at Andrew Square. Get off at 83rd street. Got it?
John: Yes, thanks. Now, once I get to Andrew Square, how do I proceed?
Linda: Once you are on 83rd street, go straight, past the bank. Take the second left and continue going straight. It's across the street from Jack's Barber shop.
John: Can you repeat that?
Linda: Once you are on 83rd street, go straight, past the bank. Take the second left and continue going straight. It's across the street from Jack's Barber shop.
John: Thanks, Linda. How long does it take to get there?
Linda: It takes about a half-hour. When is your meeting?
John: It's at 10 a.m. I'll leave at 9:30.
Linda: That's a busy time. You should leave at 9.
John: OK. Thanks, Linda.
Linda: Not at all.
ترجمه مکالمه دوم
لیندا: با ماشین میری یا مترو؟
جان: با مترو.
لیندا: از خیابون 48م سوار مترو خط آبی شو، به میدان «اندرو» که رسیدی سوار خط خاکستری شو و سر خیابون 83 از مترو پیاده شو.
جان: یه لحظه صبر کن. بذار چیزهایی که گفتی رو یادداشت کنم.
لیندا: از خیابون 84م سوار خط آبی شو. به میدان «اندرو» که رسیدی خط عوض کن و سوار خط خاکستری شو. به خیابون 83م که رسیدی پیاده شو. متوجه شدی؟
جان: آره، ممنون. وقتی به میدان «اندرو» رسیدم چیکار کنم؟ وقتی به خیابون 83م رسیدی مستقیم برو تا از بانک بگذری. به دومین خیابون که رسیدی بپیچ دست چپ و مستقیم به راهت ادامه بده. ساختمون دقیقا روبهروی آرایشگاه «جک» قرار داره.
لیندا: میشه لطفا یه بار دیگه بگی؟
جان: وقتی به خیابون 83م رسیدی، مستقیم برو تا از بانک بگذری. به دومین خیابون که رسیدی بپیچ دست چپ و مستقیم به راهت ادامه بده. ساختمون روبهروی آرایشگاه «جک» قرار داره.
لیندا: ممنونم، «لیندا». چقدر طول میکشه تا به اونجا برسم؟
جان: حدودا نی ساعت طول میکشه. قرار ملاقاتت ساعت چنده؟
لیندا: ساعت 10 صبح. ساعت 9:30 راه میافتم.
جان: ساعت شلوغیه. باید ساعت 9 راه بیفتی.
لیندا: باشه. ممنونم، «لیندا».
جان: خواهش میکنم.
در رستوران
بعد از خستگی بازدید از مکانهای مختلف، چیزی که بیشتر از همه ضروری است و ما را خوشحال میکند غذاست! سفارش دادن غذا در رستوران یکی از مهمترین بخشهای مسافرت به انگلیسی است. در ادامه عبارتهای ضروری هنگام غذا خوردن در رستوران ارائه شده است.
- .A table for two/four etc: عدد انتهای این عبارت مشخص میکند که چند نفر قرار است همراه شما پشت میز بنشینند و غذا بخورند. به طور مثال اگر شما و یکی از دوستان خود میخواهید برای غذا خورد به رستوران بروید، میتوانید جمله «A table for two» به معنی «میز برای دو نفر» را بگویید.
- ____ I would like to drink: میتوانید در انتهای این عبارت نام نوشیدنی مورد نظرتان را بگویید تا آن را سفارش دهید. به طور مثال اگر نوشابه میخواهید، میتوانید جمله «I would like to drink a coke» را بگویید.
- ?May I see the menu: با کمک منو میتوانید تنوع غذاهای رستوران را ببینید و از میان آنها غذای مورد نظرتان را انتخاب کنید. شما میتوانید با گفتن جمله «?May I see the menu» از پیشخدمت درخواست کنید تا برایتان منو بیاورد.
- ____I would like to order: میتوانید نام غذایی را که انتخاب کردید در انتهای این جمله بگذارید تا آن را سفارش دهید. به طور مثال اگر میخواهید همبرگر را که یکی از پرطرفدارترین غذاهای اکثر رستورانها است سفارش دهید، میتوانید جمله «I would like to order a hamburger» به معنای «میخواهم همبرگر سفارش دهم» را به کار ببرید.
در ادامه مثالهایی از جملات دیگری را که میتوان هنگام سفارش غذا در رستوران به کار برد ارائه کردهایم.
Can I get a chicken sandwich, please?
ممکن است لطفا یه ساندویچ مرغ برای من بیاورید؟
May I have a chocolate donut, please?
ممکن است برای من دونات شکلاتی بیاورید؟
Can I have a hamburger with extra cheese, please?
میشود لطفا برای من همبرگر با پنیر اضافی بیاورید؟
May I get a coke, please?
ممکن است برای من نوشابه بیاورید؟
Could I have some chocolate ice cream, please?
ممکن است لطفا برای من کمی بستنی شکلاتی بیاورید؟
Could I get some chocolate pie with coffee, please?
ممکن است لطفا برای من پای شکلاتی و کمی قهوه بیاورید؟
Do you have shrimp creole?
خوراک میگو دارید؟
Can I order Spanish rice?
ممکن است برنج اسپانیایی سفارش دهم؟
May I order a key lime pie?
ممکن است «پای لیموی کی» سفارش دهم؟
I would like to have a Caesar salad.
میخواهم سالاد سزار سفارش دهم.
I would like to order chicken fried steak.
میخواهم استیک مرغ سرخشده سفارش دهم.
I’ll have a hotdog.
من هاتداگ میخواهم.
Are nachos available now?
در حال حاضر «ناچوز» دارید؟
How about Chicago-style pizza?
پیتزا «شیکاگو استایل» چطور؟
توجه داشته باشید در صورتی که در طول مسافرت به انگلیسی میخواهید غذا را به صورت برونبر سفارش دهید، میتوانید از واژگان «to go» و «Take out» استفاده کنید. به مثالهای زیر دقت کنید.
Can I have this Philly cheesesteak to go, please?
ممکن است لطفا استیک پنیری فیلادلفیا را برونبر سفارش دهم؟
Can I get this beef sizzling? Take out?
ممکن است این خوراک گوشت را سفارش دهم؟ برونبر.

در صورتی که مطمئن نیستید چه چیزی سفارش دهید، میتوانید از جملاتی نظیر مثالهای زیر استفاده کنید.
What’s the most popular food here?
پرطرفدارترین غذای اینجا چیست؟
Should I go for this one?
این غذا را سفارش دهم؟
What do you suggest?
پیشنهاد شما چیست؟
I would like to have vegan items. Which one do you suggest?
میخواهم غذای گیاهی بخورم. کدامیک را پیشنهاد میکنید؟
Does this pizza have both chicken & beef?
آیا این پیتزا هم مرغ دارد و هم گوشت؟
I’ll have an appetizer: پیشغذا یا «appetizer» غذای سبکی است که قبل از غذای اصلی برای باز شدن اشتها خورده میشود. در صورتی که پیشخدمت از شما در مورد پیشغذا چیزی نپرسید، با گفتن جمله «I’ll have an appetizer» میتوانید بگویید که یخواهید سفارش دهید و سپس با کمک مثالهایی که تا اینجا ذکر شد، پیشغذای مورد نظر خود را سفارش دهید.
I would like dessert: دسر یا «dessert» نوعی غذای شیرین است که پس از غذای اصلی خورده میشود.
?May I have the bill: به هزینه غذاهایی که میل کردید، صورتحساب یا «bill» گفته میشود. در برخی از رستورانها، پیشخدمت تا درخواست نکنید، صورتحساب را برای شما نمیآورد. بنابراین حتما حواس خود را جمع کنید تا در صورت لزوم با گفتن جمله «?May I have the bill» درخواست کنید تا صورتحساب برای شما آورده شود.
نمونهای از مکالمه در رستوران
در ادامه نمونهای از مکالمه برای رزرو میز، تحویل گرفتن میز و سفارش غذا در رستوران برای رسیدن به درک درستی از مسافرت به انگلیسی ارائه شده است.
مکالمه اول، رزرو میز
A: Shogun Restaurant.
B: Hi, I would like to make a dinner reservation.
A: Of course, what evening will you be joining us on?
B: We will need the reservation for Tuesday night.
A: What time would you like the reservation for?
B: We would prefer 7:00 or 7:30.
A: How many people will you need the reservation for?
B: There will be 4 of us.
A: Fine, I can seat you at 7:00 on Tuesday, if you would kindly give me your name.
B: Thank you. The last name is Foster.
A: See you at 7:00 this Tuesday, Mr. Foster.
B: Thank you so much. I appreciate your help.
ترجمه مکالمه اول
B: سلام، اگر ممکنه میخوام یه میز رزرو کنم.
A: البته. برای چه شبی تشریف میارید؟
B: یه میز برای سهشنبه شب میخوایم.
A: مییخواید میز رو برای چه ساعتی رزرو کنید؟
B: بین ساعت 7 الی 7:30 رو ترجیح میدیم.
A: میز برای چند نفر؟
B: ما 4 نفر هستیم.
A: بسیار عالی. میتونم براتون سهشنبه ساعت 7 میز رزرو کنم. ممنون میشم اسمتون رو بفرمایید.
B: ممنونم. اسم خانوادگیم «فاستر» هست.
A: سهشنبه همین هفته ساعت 7 شما رو خواهیم دید، آقای «فاستر».
B: خیلی متشکرم. ممنون از کمکتون.
مکالمه دوم، تحویل گرفتن میز
A: Thank you for joining us this evening at Shogun Restaurant.
B: I am Mr. Foster, and we have a 7:00 dinner reservation tonight for four people.
A: Welcome, Mr. Foster, if you would have a seat in the lounge area, our hostess will be ready to seat you in just a moment.
B: We are going to have a drink while we are waiting. Please let the hostess know that she can find us there.
A: She will come and let you know when your table is prepared.
B: Those patio tables are new, aren't they? Would it be possible to be seated out there?
A: An outside table is available right now if you would like to be seated immediately.
B: We would love to sit outside. Thanks for your help!
A: Here is your table, and now may I take your drink order while you are considering what to have for dinner?
B: Yes, could you please bring us a pitcher of lemonade and four glasses while we are figuring out our dinner order?
A: I'll put your drink order in and be right back to get your dinner order.
B: We'll be ready to order by the time you get back!
ترجمه مکالمه دوم
B: من آقای «فاستر» هستم و امشب شام ساعت 7:00 برای چهار نفر میز رزرو کرده بودم.
A: خوش اومدین،آقای «فاستر». ممنون میشم لطف کنید در سالن انتظار بشینید. میزبان ما به زودی خدمتتون میرسن تا میزتون رو بهتون نشون بدن.
B: توی این مدتی که منتظریم یه نوشیدنی میخوریم. لطفا به میزبان بگید که اینجا منتظرشونیم.
A: هر موقع میزتون آماده شد، ایشون میان و بهتون اطلاع میدن.
B: اون میزهای توی ایوان جدیدا اضافه شدن، اینطور نیست؟ امکانش هست اونجا بشینیم؟
A: اگر مایلید همین الان برید، بیرون میز خالی داریم.
B: خیلی خوشحال میشیم که بتونیم بیرون بشینیم. ممنون از کمکتون!
A: بفرمایید، این هم از میزتون. مایل هستید تا زمانی که دارید به سفارش شامتون فکر میکنید سفارش نوشیدنیتون رو بگیرم؟
B: بله، امکانش هست تا به سفارش شاممون فکر میکنیم برامون یه پارچ لیموناد و چهار تا لیوان بیارید؟
A: الان سفارش نوشیدنی شما رو ثبت میکنم و به زودی برای گرفتن سفارش شام شما خدمت میرسم.
B: وقتی برگردین آماده سفارش دادن هستیم!

مکالمه سوم، سفارش غذا
Waiter: Good evening. Can I take your order?
Customer: Could you give me a few more minutes?
Waiter: Certainly. Take your time.
(a few minutes later)
Waiter: Are you ready to order now?
Customer: Yes. I’d like an eight-ounce steak, please.
Waiter: Would you like potatoes or rice with your steak?
Customer: What kind of potatoes do you have?
Waiter: We have baked, mashed, or French fries.
Customer: I’ll have French fries, please.
Waiter: And how would you like your steak done?
Customer: Medium-rare, please.
Waiter: Would you like anything to start?
Customer: I’ll have a salad, please.
Waiter: We have Greek, Italian, and Caesar salad, as well as a house salad.
Customer: I’ll have the house salad with oil and vinegar dressing.
Waiter: Would you like a beverage?
Customer: I’ll have a large Diet Coke.
Waiter: And would you like anything for dessert?
Customer: What do you suggest?
Waiter: The apple pie is my favorite.
Customer: Okay. I’ll try that.
Waiter: I’ll put your order in and be right back with some hot rolls and butter.
Customer: Thank you.
ترجمه مکالمه سوم
مشتری: ممکنه بهم چند دقیقه دیگه زمان بدین؟
پیشخدمت: حتما. عجله نکنید.
(چند دقیقه بعد)
پیشخدمت: الان آماده سفارش دادن هستید؟
مشتری: بله، من یه استیک 8 اونسی میخوام لطفا.
پیشخدمت: با استیکتون سیبزمینی میل دارید یا برنج؟
مشتری: چه مدل سیبزمینیهایی دارید؟
پیشخدمت: آبپز، پوره و سرخشده.
مشتری: سیبزمینی سرخکرده لطفا.
پیشخدمت: و مایلید استیکتون چطور بپزه؟
مشتری: نیمپز، لطفا.
پیشخدمت: برای پیشغذا چیزی میل دارید؟
مشتری: سالاد لطفا.
پیشخدمت: سالاد یونانی، ایتالیایی، سزار و سالاد فصل داریم.
مشتری: سالاد فصل با روغن زیتون و سرکه لطفا.
پیشخدمت: نوشیدنی میل دارید؟
مشتری: یه نوشابه رژیمی بزرگ.
پیشخدمت: برای دسر چیزی میل دارید؟
مشتری: شما چه پیشنهادی دارید؟
پیشخدمت: پای سیب دسر مورد علاقه منه.
مشتری: بسیارخب. همون رو امتحان میکنم.
پیشخدمت: همین الان سفارش شما رو ثبت میکنم با چند تا رول داغ و کره برمیگردم خدمتتون.
مشتری: ممنونم.
نکات مهم مسافرت به انگلیسی
در ادامه مهمترین نکاتی که باید هنگام مسافرت به انگلیسی به آنها توجه داشته باشید به صورت موردی آورده شده است.
- همیشه از قبل برای سفر خود برنامهریزی کنید و نقشه مقصد خود را تهیه کنید.
- در تمام طول مسافرت به انگلیسی، اسناد و مدارک و پول خود را در جایی امن و مطمئن قرار دهید.
- روی گوشی موبایل خود برنامه ترجمه نصب کنید.
- اگر در مکانی یا اطراف افراد خاصی احساس خوبی نداشتید، به سادگی آنجا را ترک کنید و به هتل خود بازگردید.
- قبل از سفر در مورد مقصد خود تحقیقات کنید.
- در هر زمانی و تحت هر شرایطی به فردی اطلاع دهید که کجا میروید، چه کاری انجام میدهید و چه ساعتی برمیگردید.
- به افراد غریبه بیشاز حد در مورد مسائل خصوصی خود اطلاعات ندهید.

جملات ضروری و کاربردی مسافرت به انگلیسی
در صورتی که راه خود را گم کردید یا در طول مسافرت به مشکلی برخوردید، میتوانید از مثالهایی نظیر جملات زیر استفاده کنید.
Excuse me, I am looking for the police station.
ببخشید، من دنبال اداره پلیس میگردم.
Can you help me? I am lost.
ممکنه به من کمک کنید؟ من گم شدهام.
Where is the ____ embassy?
سفارت (اسم کشورتان) کجاست؟
Hello, can you show me where the bus stop is?
سلام، ممکن است آدرس ایستگاه اتوبوس را به من نشان دهید؟
I am …( your name/your nationality)
من (اسم/ملیت شما) هستم.
Help / Help me / I need help.
کمک. به من کمک کنید. من به کمک احتیاج دارم.
Call an ambulance.
با اورژانس تماس بگیرید.
Call the police.
با پلیس تماس بگیرید.
Fire!
آتش!
Where is the closest hospital?
نزدیکترین بیمارستان کجاست؟
I need a hospital / pharmacy.
من به بیمارستان/داروخانه احتیاج دارم.
I am hurt.
من صدمه دیدهام.
I need a doctor.
من به دکتر احتیاج دارم.
I am allergic to ____ .
من به ____ حساسیت دارم.
I have lost my passport.
من گذرنامهام را گم کردهام.
Someone stole my money!
یکی پولم را دزدیده است!
سوالات رایج درباره مسافرت به انگلیسی
در ادامه این مطلب، برای درک بهتر نحوه صحبت در مورد مسافرت به انگلیسی به تعدادی از پرسشهای رایج در این خصوص پاسخ دادهایم.
چگونه میتوان متن جذابی در مورد مسافرت به انگلیسی نوشت؟
متن را از زبان اولشخص و در زمان گذشته بنویسید. سعی کنید مطلب حاوی گفتوگو باشد و از مکالمات نیز استفاده کنید. حتما جزئیات مرتبط با حواس پنجگانه را نیز ذکر کنید. مثلا رنگ بوی فضا یا طبیعت. حتما در متن به نوبهای به خوانندگان خود منفعت برسانید تا دلیل یا هدفی برای خواندن متن داشته باشند و پس از خواندن آن چیزی یاد بگیرند. به طور مثال نکات مفیدی برای پیدا کردن مسیر ارائه کنید یا در مورد فرهنگ کشور مقصد به آنها آموزش دهید. سعی کنید از لغات جدید و متنوع استفاده کنید، اما متن خود را بیجهت قلنبه سلنبه نکنید.
یکی از مهمترین تکنیکها برای افزایش دایره لغات مسافرت به انگلیسی چیست؟
تمرین و تکرار یکی از بهترین و مهمترین تکنیکها برای افزایش دایره لغات به شمار میآید. کلمهای را که میخواهید یاد بگیرید در طول روز مدام با خود مرور کنید تا در حافظه شما تثبیت شود. علاوه بر این، میتوانید هر کلمه را چندین بار روی یک تکه کاغذ بنویسید یا از فلشکارتهای آماده استفاده کنید تا کلمات ملکه ذهنتان شود و حافظه خود را بهبود ببخشید. علاوهبراین، توصیه میشود که بعد از ۲۴ ساعت، یک هفته و یک ماه دوباره به کلماتی که یاد گرفتهاید نگاهی بیندازید و آنها را مرور کنید.
مطلبی که در بالا مطالعه کردید بخشی از مجموعه مطالب «مباحث متفرقه زبان انگلیسی» است. در ادامه، میتوانید فهرست این مطالب را ببینید:
- آموزش خواندن ساعت به انگلیسی – رایگان و به زبان ساده
- جواب دادن تلفن به انگلیسی + عبارت های مهم و کاربردی
- طرز صحیح نوشتن اعداد انگلیسی — با مثال و ساده
- آموزش اعداد به انگلیسی – با مثال و تمرین
- داستان کوتاه انگلیسی با افعال گذشته استمراری + ترجمه و نکات گرامری
- قواعد جمله سازی در انگلیسی – به زبان ساده + مثال، تمرین و تلفظ صوتی
- سیلاب در زبان انگلیسی چیست ؟ – توضیح به زبان ساده + مثال و تمرین
- اعضای خانواده به انگلیسی — به زبان ساده + مثال
- سلام و احوالپرسی به انگلیسی – به زبان ساده + مثال، تمرین و تلفظ
- متن انگلیسی درباره تعطیلات تابستان + نمونه متن، ترجمه و بررسی اصطلاحات
- اصطلاحات رایج انگلیسی در رستوران – با معنی و مکالمه
- برای یادگیری زبان انگلیسی از کجا شروع کنیم ؟ — بهترین راهنمای رایگان
- ۳۰ روش تقویت مکالمه انگلیسی – راهنمای کامل و ساده
- نمونه ایمیل رسمی انگلیسی – قالب های متنوع، با ترجمه
- طریقه نوشتن ایمیل رسمی به انگلیسی – از صفر تا صد
- آموزش کمک خواستن به انگلیسی + نمونه مکالمه، مثال و تلفظ صوتی
- اصطلاحات رایج انگلیسی در بازرگانی – ۱۰۰ عبارت مهم با معنی
- کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی + 600 کلمه کاربردی و ضروری
- اعداد ترتیبی در انگلیسی — مثال و تمرین
- کاربرد ویرگول در زبان انگلیسی — کامل و با مثال
- کاربرد علامت سوال در زبان انگلیسی — به زبان ساده + مثال، تمرین و تلفظ
- بهترین کتاب گرامر زبان انگلیسی – معرفی 43 عنوان ضروری
- توصیف ظاهر افراد به انگلیسی – صفات ظاهری پرکاربرد + مثال و تمرین
- کشورها و ملیت ها به انگلیسی – توضیح گرامر ملیت + تمرین و تلفظ
- اعضای صورت به انگلیسی + مثال، مکالمه، تمرین، تلفظ و ترجمه فارسی
- مسافرت به انگلیسی — 7 روش استفاده در مکالمه + تلفظ و ترجمه فارسی(همین مطلب)
- آدرس دادن به انگلیسی — آموزش اصطلاحات رایج + مثال و تلفظ
- اجزای کلام در انگلیسی یا Parts of Speech چیست؟ — به زبان ساده + مثال
- اصول نامه نگاری انگلیسی – هر آنچه باید بدانید + مثال
- 150 ضرب المثل انگلیسی رایج و کاربردی که باید بدانید + ترجمه و تلفظ