اقتصادی، بازاریابی ۳۲۱ بازدید

بسیاری از شرکت‌ها از فروش در بازارهای جهانی ناامید هستند، چون بازارهای قدیمی اشباع شده‌اند و بازارهای جدید هم می‌بایست کشف شوند. این شرکت‌ها چگونه می‌توانند کالاهایشان را برای تقاضای بازارهای جدید متناسب بکنند؟ مصرف‌کنندگان چه کالاهایی را می‌خواهند؟ با خیل رقبای بین‌المللی که به‌طور متراکمی در بازار جهانی فعالیت می‌کنند چه می‌توان کرد؟ بسیاری از سازمان‌ها فکر می‌کنند که این عرصه، ارزش حضور ندارد.

ما در این مقاله تأکید می‌کنیم که شرکت‌های با مدیریت قوی، رویکرد خود را از تأکید روی سفارشی‌سازی محصول، به سمت ارائه محصولاتی با استاندارد جهانی که پیشرفته، کاربردی، مطمئن و با قیمت مناسب هستند انتقال داده‌اند. شرکت‌های چندملیتی که بر روی ترجیح‌های مصرف‌کننده خاصی متمرکز شده‌اند، نابود می‌شوند و به دلیل انبوه درختان، فرصتی برای رشد در این جنگل نمی‌یابند. تنها شرکت‌های جهانی از طریق تمرکز بر روی آنچه که همه می‌خواهند، موفق می‌شوند. این شرکت‌ها از توجه به‌جزییاتی که همه فکر می‌کنند مشتری ممکن است دوست داشته باشد، اجتناب می‌کنند.

نیروی قدرتمند فناوری

نیروی قدرتمندی جهان را به‌سوی یک جامعه همگرا سوق می‌دهد و این نیرو، فناوری است. فناوری باعث گسترش ارتباطات، حمل‌ونقل و مسافرت شده است. فناوری باعث شده است مکان‌های دوردست و افراد فقیر، مشتاق تحقق مدرنیته شوند. تقریباً همه افراد، در همه‌جا، همه‌ی چیزهایی را که از طریق فناوری در مورد آن شنیده‌اند، دیده‌اند یا تجربه کرده‌اند، می‌خواهند.

نتیجه کار، تحقق یک واقعیت تجاری به‌صورت ظهور بازارهای جهانی برای محصولات استاندارد مصرفی، در مقیاسی است که تا قبل از این هرگز تصور آن ممکن نبود. شرکت‌ها از طریق توسعه در مقیاس اقتصادی بزرگ در حوزه تولید، توزیع، بازاریابی و مدیریت، سعی می‌کنند از مزیت‌های این واقعیت بهره‌برداری کنند. با ترجمه این مزیت‌ها به واقعیت‌های اقتصادی به‌صورت کاهش قیمت‌های جهانی، شرکت‌ها می‌توانند رقبایی که هنوز در گرداب باورهای قدیمی در مورد نحوه کارکرد جهان گرفتار هستند را شکست دهند.

در این میان، آنچه از دست می‌رود، تفاوت در ترجیح‌های ملی و منطقه‌ای است. دیگر روزگاری که یک شرکت می‌توانست مدل‌های سال قبل یا نسخه‌های پایین‌تری از محصولات پیشرفته را در کشورهای کمتر توسعه‌یافته بفروشد، گذشته است. آن روزهایی که قیمت‌ها، سودها و عملکردهای شرکت در خارج از کشور به‌طورکلی بالاتر از بازارهای داخلی بود، گذشته است.

جهانی‌شدن بازارها در حال ظهور است.

بدین ترتیب دنیای تجارت‌های چندملیتی در حال نابودی است و شرکت‌های چندملیتی نیز رو به افول هستند. شرکت‌های چندملیتی و جهانی مفاهیم یکسانی نیستند. شرکت چندملیتی در چند کشور فعالیت می‌کند و محصولات و رویه‌های خود را با قیمت‌های نسبتاً بالاتر با نیازهای هر کشور تطبیق می‌دهد. شرکت جهانی به‌طور دائمی قیمت‌های خود را پایین نگه می‌دارد، گویی کل دنیا (یا بخش عمده آن) یک نهاد منفرد هستند و محصولات واحدی را به روش مشابهی می‌فروشد.

درک این‌که کدام روش بهتر است یک نظر اختیاری نیست، بلکه یک ضرورت است. ارتباط‌های جهانی باعث گسترش امکانات مدرن برای بهبود کار، افزایش استانداردهای زندگی، جابجایی و سرگرمی شده‌اند. کشورهای مشابه که از دنیا می‌خواهند فردیت فرهنگ‌هایشان را به رسمیت شناخته و به آن احترام بگذارد، بر انتقال عمده کالاها، خدمات و فناوری‌های مدرن به کشور خود اصرار دارند. مدرنیته تنها یک آرزو نیست بلکه یک رویه گسترده حتی در میان افرادی است که با اشتیاق فراوان یا پیش‌زمینه مذهبی به نگرش‌ها و میراث باستانی علاقه‌مندند.

نمونه‌هایی از جهانی‌شدن

چه کسی می‌تواند صحنه‌های تلویزیونی سال ۱۹۷۹ در مورد انقلاب ایرانیان را که مردان جوان با شلوارهای دم‌پا گشاد و تی‌شرت‌های بدن‌نما، سلاح‌هایی به نام بنیادگرایی اسلامی به دست گرفته بودند، فراموش کند؟

در برزیل روزانه هزاران نفر از اعماق مناطق توسعه‌نیافته جنگل‌های باهیا به شهرهای ساحلی در حال انفجار هجوم می‌آورند. آن‌ها به‌سرعت گیرنده‌های تلویزیونی را در زاغه‌های پرجمعیت نصب می‌کنند و میوه و جوجه‌های تازه کشته‌شده را همراه با روشن کردن شمع برای شادی ارواح «ماکومبان» قربانی می‌کنند.

در طی جنگ قبیله‌ای بین «بیافرا» و «ایبوس»، گزارش‌های روزانه تلویزیونی، سربازانی را نشان می‌داد که شمشیرهای آغشته به خون حمل می‌کنند و درعین‌حال به رادیوهای ترانزیستوری گوش می‌کردند و کوکاکولا می‌نوشیدند.

در یکی از شهرهای دورافتاده سیبری به نام کراسنویارسک که خیابان سنگ‌فرش یا اخبار سانسور شده وجود ندارد، به گردشگران غربی مخفیانه پیشنهاد می‌شود که سیگار، ساعت‌های دیجیتال، یا حتی لباس‌های تنشان را بفروشند.

قاچاق سازمان‌یافته تجهیزات الکترونیک، خودروهای دست‌دوم، لباس‌های غربی، لوازم‌آرایشی، و فیلم‌های سرقت شده باعث شده است در مناطق دورافتاده، حتی بر معاملات زیرزمینی سلاح‌های غربی و مزدوران نظامی نیز پیشی بگیرد.

هزاران مورد این‌چنین، حاکی از اشتیاق فراگیر این مناطق دوردست به پیشرفته‌ترین چیزهایی است که در جهان ساخته و فروخته می‌شوند. کالاهای که بیشترین کیفیت و دوام را همراه با کمترین قیمت دارند. نیازها و اشتیاق‌های جهان به‌طور ناگزیری یکسان شده‌اند. این امر موجب افول کامل شرکت‌های چندملیتی و سلطه مطلق شرکت‌های جهانی شده است.

 در بخش دوم این مقاله مثال های موردی از شرکت های بزرگ جهان مطرح می شود و به بررسی استانداردهای جهانی می‌پردازیم.

در صورتی که تمایل دارید به سایر بخش‌های این مطلب مراجعه کنید، می‌توانید از لینک‌های زیر استفاده نمایید:

اگر تمایل به مطالعه بیشتر در مورد این موضوعات را داشته باشید؛ شاید آموزش های زیر نیز برای شما مفید باشند:

#

منبع

بر اساس رای ۰ نفر
آیا این مطلب برای شما مفید بود؟
شما قبلا رای داده‌اید!
اگر بازخوردی درباره این مطلب دارید یا پرسشی دارید که بدون پاسخ مانده است، آن را از طریق بخش نظرات مطرح کنید.

«میثم لطفی» در رشته‌های ریاضیات کاربردی و مهندسی کامپیوتر به تحصیل پرداخته و شیفته فناوری است. وی در حال حاضر علاوه بر پیگیری علاقه‌مندی‌هایش در رشته‌های برنامه‌نویسی، کپی‌رایتینگ و محتوای چندرسانه‌ای، در زمینه نگارش مقالاتی با محوریت نرم‌افزار با مجله فرادرس همکاری دارد.

نظر شما چیست؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مشاهده بیشتر